گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (V)

در ادامه، سیّدعلیرضا میرعلی‌نقی، پژوهشگر موسیقی دستگاهی، به سخنرانی دربارۀ آلبوم به‌یاد بهاری پرداخت. او در ابتدای صحبت خود اشاره کرد، علی‌رغم تعداد کم حضار، همین تعداد را هم انتظار نداشته است و گفت گمان می‌کند این نسل از آخرین نسل‌هاست که این موسیقی را عاشقانه دوست دارد و علاقه‌مندان این موسیقی هم‌اکنون چنان کم هستند که گاه تصور می‌کنم برای مردم پنجاه صد سال پیش صحبت می‌کنم یا برای پنجاه سال بعد!

او گفت آخرین‌باری که نماد عینی و حضور زندۀ این سبک نوازندگی را روی صحنه شاهد بودیم به کنسرت استاد بهاری در تالار اندیشه در دی‌ماه ۱۳۷۳ باز می‌گردد که ایشان در سن بالا و فتور جسمی‌شان با نهایت شیوایی و قبراقی ذهنی‌ به اجرا پرداختند. شاگردان ایشان راه و سبک و سیاق ایشان را ادامه ندادند که عیبی بر آن وارد نیست. عیبی که وارد است اینکه در تمامی کشورها، از هند و ترکیه و افغانستان تا کشورهای غربی، در کنار هنرمندانی که با نوآوری و ذهنیت پیشرو و حتی ذهنیت‌هایی که با گذشته قطع ارتباط کرده‌اند اثر ارائه می‌کنند هنرمندانی هم هستند که خود را وقف میراث گذشته کرده‌اند و این افراد «باید» باشند؛ افرادی که حافظ میراث و گذشتۀ ما و طرز تفکری باشند که ما را به‌صورت یک زنجیرۀ ژنتیک به حال رسانده و فکر می‌کنم آلبوم حاضر در نوع خودش می‌تواند بدون مبالغه این کار را به‌خوبی انجام داده و از این بابت من از نوازندۀ این اثر ممنونم و فکر می‌کنم جامعۀ موسیقی ما هم در آینده از این بابت به ایشان مدیون باشد.

آخرین سخنران، مازیار کربلایی، سازندۀ کمانچه و از خویشاوندان استاد علی‌اصغر بهاری بود که دربارۀ ویژگی‌های ظاهری و صوتی کمانچۀ استاد بهاری (کمانچۀ کرم‌خانی) بازسازی‌شدۀ آن که در آلبوم به‌یاد بهاری از آن استفاده شده است سخن گفت.

او افزود آقای بهاری به بنده پیشنهاد ساخت کمانچه دادند و مرا خیلی راهنمایی کردند و هر راهنمایی‌ای کردند در طی سی سال تجربۀ سازسازی‌ام دریافتم درست بوده است.

استاد قنبری‌مهر گرایش به کوچک‌سازی سازها داشتند. وقتی دستۀ کمانچه را کوچک کنیم، صدادهی‌اش به صدادهی ویلن گرایش می‌یابد. کمانچه‌های امروزی به دلیل کوچک‌بودن دسته نمی‌توانند سونوریتۀ سبک بهاری را ایجاد کنند و با این تغییر امکان اجرای کرشمه‌ها و مالش‌ها و تکیه‌ها و… از سونوریتۀ ساز گرفته می‌شود.

طول دستۀ کرم‌خانی استاد بهاری، که حدود ۱۸۰-۱۷۰ سال قدمت دارد، ۳۲ سانتیمتر بود و من در بازسازی کمانچۀ آلبوم به‌یاد بهاری طول دسته را ۵/۳۱ سانتیمتر درنظر گرفتم.

دهانۀ ساز استاد بهاری ۱۱ سانتیمتر بود که بر اثر مرور زمان بیضی شده بود و از یک طرف ۵/۱۱ سانتیمتر شده بود. (مرحوم بهاری می‌گفتند کمانچه‌ای خوش‌صدا است که کاسه‌اش شلغمی باشد.) تغییر دیگر در سونوریتۀ کمانچه معطوف به فیکس‌کردن دستۀ کمانچه به کاسه است که یک امکان بی‌نظیر را از این ساز گرفته و آن قابلیت رگلاژ و تغییر سونوریته است. آقای بهاری برای جواب آواز آقای ناظری، سازشان را خودشان یک‌جور رگلاژ می‌کردند و برای گروه‌نوازی با آقای پایور به صورت دیگر رگلاژ می‌کردند و این امکانی است که کمانچه‌های قدیمی دارند، چون دسته‌شان به کاسه فیکس نیست و نوازنده زاویۀ کاسه نسبت به دسته را تا ۵-۴ میلیمتر تغییر دهد و همین میزان تغییر صدای ساز را از ساز مناسب تک‌نوازی به ساز مناسب گروه‌نوازی و برعکس تغییر می‌دهد.

قدیماً برای کمانچه از سیم روده، ابریشم و مفتول برنج استفاده می‌شده اما مرحوم بهاری به دلیل سخت‌بودن تهیۀ این نوع سیم‌ها از نوجوانی‌شان سیم ویلن بر کمانچه کشیدند. سیم ویلن بر خرک محدب قرار می‌گیرد و خرک روی صفحۀ چوبی قرار می‌گیرد. وقتی این سیم روی خرکی که روی پوست قرار می‌گیرد کشیده شود صدای اضافه ایجاد می‌کند و آقای بهاری برای حذف این صداهای اضافه یک دستمال در انتهای کاسه زیر سیم‌ها می‌گذاشتند.

آقای بهاری همیشه توصیه می‌کردند خرک کمانچه را بلند درنظر نگیرید. بنا به تجربۀ بنده، این‌قدر که ارتفاع خرک در سونوریتۀ کمانچه تأثیر دارد جنس آن تأثیر ندارد. این ارتفاع کم خرک، در مهار صوتی ساز به نوازنده بسیار کمک می‌کند.

مرحوم بهاری می‌گفت این کمانچه بهترین کمانچه است و کمانچۀ استخوانی که لطیف‌ترین اصوات را ایجاد می‌کند.

در ادامه، آیدین نورمحمدی قسمت‌هایی از آواز ابوعطای آلبوم به‌یاد بهاری را نواخت و سپس از آلبوم رونمایی شد و جلسه با عکس یادگاری سخنرانان و امضای یادگاری حضار بر پوستر مراسم رونمایی به اتمام رسید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مسئولیت هوشنگ ظریف بودن!

درباره جایگاه هوشنگ ظریف نیاز به هیچ مقدمه ای نیست. به قدری منش و شخصیت او در میان اهالی موسیقی شناخته شده است که تنها نامش به خودی خود سمبل و الگوی جوانان است. «هوشنگ ظریف شدن» رویای بسیاری از جوانانی است که به دنیای حرفه ای موسیقی وارد می‌شوند و عموما با این حسرت بازنشسته.

تکروی بااستقامت! (IV)

قطعاتی مثل: به زندان، در قفس، زرد ملیجه، رنگ ناز و ضربی هایی مثل «اکبرآباد رفته بودی…»، «اتل متل توتوله» و حتی بسیاری از قطعات نوحه خوانی و سینه زنی که بین مردم تهران قدیم، شناخته شده بود. این ایده او بسیار مورد توجه کامبیز روشن روان، آهنگساز مطرح زمان ما قرار گرفت و او این تلاش و ایده رجبی را تحسین کرد.

از روزهای گذشته…

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (I)

آرتور توسکانینی، نابغه رهبری (I)

آرتور توسکانینی یکی از برجسته ترن موسیقیدانان قرن نوزدهم و بیستم می باشد. وی برای سرسختی درخشانش، کمال خستگی ناپذیرش، گوشی حساس نسبت به جزئیات و طنین در ارکستر و حافظه تصویری قوی شهرت دارد. توسکانینی به خصوص برای تفسیر صحیح و اجراهای فوق العاده اش از آثار وردی، بتهوون، برامس و واگنر سرآمد است. به عنوان رهبر ارکستر سمفونی NBC نام وی در پخشهای تلویزیونی و رادیویی و بسیاری از ضبطهای اپرا و سمفونی مشهور است.
گفتگو با قدسیه مسعودیه (I)

گفتگو با قدسیه مسعودیه (I)

شاگردان مستقیم و غیرمسقیم محمدتقی مسعودیه قوم‌موسیقی‌شناس، آهنگساز و پژوهشگر برجسته‌ و تأثیرگذار موسیقی ایران، به دو شکل از او یاد گرفتند و بهره‌مند شدند. نخست، از دانش و علم او در کلاس‌ها و کتاب‌هایش و دوم از منش و سلوک او با عمل به توصیه‌ی مشهور لقمان حکیم. «انزوای محترمانه‌ی […] محمدتقی مسعودیه […] به ما آموخت که شیوه‌ی بنیادی‌تر و تندروانه‌تری در پیش بگیریم. روش متین و گام ‌به‌ گام پیشکسوتان ما نتیجه‌ی اندکی داده بود. […] ما از شیوه‌ی متین پیشینیان‌مان فاصله گرفتیم و در دفاع از شیوه‌ی کار خود فریاد زدیم و حتا پرخاش کردیم، چرا که دیگر برای حرکت گام‌ به‌گام دیر شده بود.» (فصلنامه‌ی ماهور، ش ۴۰، ص ۱۱) بله! منش متین مسعودیه همین بود.
موسیقی زنان، در سایه‌ی حمایت

موسیقی زنان، در سایه‌ی حمایت

در دنیای حقیقی و مجازی امروز، در کنار اخبار پراکنده و متنوعی که به ویژه در باب موسیقی می‌شنویم، بسیاری از مواقع به جمله‌های این‌چنینی برمی‌خوریم: «برای حمایت از موسیقی زنان لطفاً به اشتراک بگذارید!» یقین دارم بیشتر کسانیکه از چنین جملاتی در حمایت از موسیقی زنان استفاده می‌کنند نیت خیری دارند اماباید دید که آیا این کار نتیجه‌ی خوبی هم دارد.
گفت و گو با جان کیج (VI)

گفت و گو با جان کیج (VI)

من آن باغ های ژاپنی را با تنها چند سنگ تحسین می کنم. من به ایده های فعالیت و عدم فعالیت پایبند بوده ام همانطور که پیشتر به صدا و سکوت متعهد بوده ام. همانطور که فهمیدم چیزی به عنوان سکوت وجود ندارد و در نتیجه قطعه سکوت را نوشتم، داشتم به این نتیجه می رسیدم که چیزی به عنوان عدم فعالیت وجود ندارد. به عبارت دیگر، ماسه هایی که سنگ های باغ های ژاپنی بر آن قرار گرفته اند هم برای خودشان چیزی هستند. دلیل اینکه چرا قبلا این مسئله برایم روشن نبوده را نمی دانم. هیچ عدم فعالیتی وجود ندارد. یا به قول جاسپر جانز (Jasper Johns) وقتی به دنیا نگاه می کنیم «خیلی شلوغ به نظر می رسد». در نتیجه واریاسیون های شماره سه را ساختم که هیچ فاصله ای بین یک چیز و چیز بعدی نمی گذارد و ثابت می کند که ما پیوسته در حال فعالیت هستیم، و این فعالیت ها می تواند از هر نوعی باشد، و آنچه که از بازیگر می خواهم انجام دهد این است که تا جایی که می تواند از تعداد کارهایی که انجام می دهد آگاه باشد. یعنی از او می خواهم که بشمارد. این تنها چیزی است که من از او می خواهم. من حتی از او می خواهم که کارهای غیر فعالانه مانند توجه به نوفه هایی که در محیط شنید می شوند را نیز بشمارد. ما بدون هیچ فضایی و با خیلی از فعالیت های هم پوشاننده از یک فعالیت به فعالیت بعدی می پردازیم. چیزی که درباره واریاسیون های سه دوست ندارم این است که نیازمند شمردن است و من دارم تلاش می کنم که از شر این شمردن خلاص شوم. اما من فکر می کردم که اجرا یعنی ایستادن و بازی کردن.
گفت و گو با جان کیج (X)

گفت و گو با جان کیج (X)

ثابت کردن آن خیلی دشوار است. در هپنینگز کپرو درباره کوهستان یک کار سمبولیک درباره یک دختر وجود دارد…
ریتم و ترادیسی (XXI)

ریتم و ترادیسی (XXI)

شکل ۲۷ نمای خارجی، نقشه ی زمین، و قطعه ی کوچکی از گچ بُری کتیبه را نشان می دهد، همگیِ آن ها چیرگیِ تنوع در تکرار را نشان می دهند. گوته به چنین ساختار های معماری تکرارشونده ای با عنوان «موسیقی منجمد» ارجاع می دهد، اگرچه دیدگاه جدید معماری با عنوان «افراد در حال حرکت از طریق فضا های پُرشده از نور» (۵) شباهتی نزدیک تر را با بداهه پردازی موسیقایی پیشنهاد می دهد.
نی‌نوا بعد از چهار دهه نقد و بررسی می‌شود

نی‌نوا بعد از چهار دهه نقد و بررسی می‌شود

به منظور واکاوی آثار برجسته موسیقی کلاسیک ایرانی، «نی‎نوا» مهمترین اثر حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده تار و سه تار، توسط آروین صداقت‌‎کیش، منتقد و پژوهشگر موسیقی، در آموزشگاه موسیقی چاووش نقد و بررسی می‌شود.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (III)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (III)

حال اگر با این شرایط قرار باشد سالنی ساخته شود، پیش از هرچیز باید سیستم صوتی آن خیلی خوب باشد؛ آقاحسینقلی و میرزاعبدالله که نمی‌دانستند سیستم صوتی چیست. اگر من امروز بخواهم سالنی بسازم، همان سالنی را می‌سازم که برای موسیقی کلاسیک غربی می‌سازند، یا فرضاً همان سالنی که برای اجرای موسیقی مجلسی طراحی می‌شود.
نی و قابلیت های آن (VII)

نی و قابلیت های آن (VII)

نی به عنوان کهن ترین ساز موسیقی ساخت دست بشر شناخته شده است. نتیجه کاوشهای به عمل آمده در این زمینه، تاریخ استفاده از گیاه نی را برای ساختن سازهای بادی در ارتفاعات امریکای جنوبی (در کشور پرو) به ده هزار سال قبل باز می گرداند. نقاشان ایرانی در مینیاتورهای خود از هزار سال قبل تصویر “نایی” را در جلسات سماع همراه با دف به تصویر کشیده اند.
جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.