گفت و گو با جان کیج (XI)

من اقرار می کنم که در شرایط محتسب دیده می توانم نگرش زیبایی شناسانه بگیرم و ازآن لذت ببرم، همانطور که می توانم به بتهوون به شیوه ای جز آنکه او انتظار داشت گوش بدهم و به شیوه خودم از آن لذت ببرم. اما آیا چرا فکر می کنید که همه این هپنینگ ها با قصد و غرض هستند؟ من فکر می کنم که این افراد به دلیلی به خود علاقه مندند. من فقط می توانم به خودم علاقه داشته باشم. تفاوت در این است. وقتی می گویم که هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد، منظورم چیزهایی نیست که من می خواهم اتفاق بیفتند.

شکنر: اما آیا شما نیز به گونه ای به کار خود ساختار نمی بخشید؟
کیج: هدف شما الآن خالص بودن است که ما هیچ گاه به آن دست نمی یابیم. ما وقتی از «بی نیتی» صحبت می کنیم این را نیز اضافه می کنیم «بی نیتی با نیت». و خواهید دید که این صحبت بیشتر از آنکه دوگانه حرف زدن باشد یک حقیقت است. به همین دلیل است که من از تعریف کردن خوشم نمی آید؛ وقتی در تعریف کردن و زدن شاخ و برگ چیزی موفق می شوید، زندگی آن را می گیرید. آن چیز دیگر حتی به اندازه وقتی که غیر قابل تعریف بود نیز واقعی نیست.

کربی: اما بعضی از افراد تا زمانی که کاری را برایشان تعریف نکنید نمی توانند آن را انجام دهند.
کیج: آن نوع بینش هم آن ها را قادر به دیدن نمی کند. تمنای تعاریف مربوط به دوره رنسانس است که ما به دنبال شفافیت بودیم و آن را نیز بدست آوردیم. ما دیگر در آن دوره نیستیم و آن تعاریف نیز دیگر به کارمان نمی آیند. به نظر من مشکل تئاتر این است که – به خاطر پیچیدگیش و شاید به خاطر اقتصاد – تمایل دارد که حلقه دور خود را به جای گسترده تر کردن تنگ تر کند. این مسئله در مورد ارکستر سمفونیک نیز صدق می کند. این که کسانی که در این حلقه هستند نیز تمایلی به وارد شدن به بحث دارند خود یک پرسش بی پاسخ است. زمانی که گفتگو صورت گیرد موقعیت ها نیز پیش می آیند اما در رابطه با تئاتر این مسئله دشوار است. برای بحثی در دانشگاه وزلیان درباره هنرهای اجرایی شرکت کردم. آقایی آنجا بود که هملت را در تایرون گاتری اجرا کرده بود …

شکنر: جورج گریزارد (George Grizzard)؟
کیج: بله. و یک کارگردان که با او کار می کند.

شکنر: آلن اشنایدر (Alan Schneider)؟
کیج: آلن شنایدر. اگر می دانستم چه اتفاقی قرار است بیفتد، قطعا برای تماشا نمی رفتم. یک عصر گرم بود و آن ها با درآوردن کت هایشان شروع کردند تا حس صمیمت ایجاد کنند، سپس به جای آنکه بر روی صندلی ها بنشینند بر روی میزی که جلوی صندلی ها گذاشته شده بود نشستند. سپس به مخاطبان گفتند که هیچ حرفی برای گفتن ندارند و آنچه که آنها می خواهند این است که از مخاطبان ایده بگیرند، به عبارت دیگر می خواهند که یک بحث داشته باشند. البته هیچ سوالی هم در کار نبود. پس آنها باید صحبت می کردند و عدم آگاهی از اینکه سپس چه کاری انجام دهند را بپوشانند.کل اجرا کلا منزجر کننده بود: نوع ایده ها و اهداف، و ابتذال آن تقریبا غیر قابل فهم بود. رییس آن جلسه نیز خیلی منزجر شده بود و در جایی بحث اشنایدر و گریزارد را قطع کرد و از آنجایی که می دانست که من بین مخاطبان هستم از من خواست که نظر خودم را بگویم. از آن ها پرسیدم که درباره هپنینگز چه می دانید و آنها هیچ اطلاعی درباره آن ها نداشتند. اشنایدر و گریزارد اصلا به هپنینگز نمی رفتند و علاقه ای نداشتند. وضعیت هملت دغدغه آن ها شده بود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (I)

افسانه‌ی شعرشناسِ خنیاگر (I)

چهره‌های افسانه‌ای پدیده‌های در خور توجهی هستند، زیرا آرزوهای دست‌یافته و دست‌نیافته‌ی یک جهان فرهنگی را بازمی‌تابانند. آنها نیز مانند ما موجودات میرا به دنیا می‌آیند، اوج می‌گیرند، و گاه در مدت زندگی‌شان در دل و جان مردمان رخ می‌گردانند و به چیزی تبدیل می‌شوند که نبوده‌اند. آنها را می‌بینیم که مانند نواختران آسمان در جایی که هیچ ستاره‌ی پرنوری دیده نمی‌شود، ناگهان درخشیدن می‌گیرند.
آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (I)

هنگامی که تصمیم برای شروع و نوشتن مطالبی درباره آرشه گرفته شد راههای متفاوتی برای چگونگی بیان بهتر آن به ذهن رسید و تلاشی سخت برای شروع آن پدید آمد، زیرا در این زمان که در حال عبور از آن هستیم، تلمبار اطلاعات درست، مبهم و پیجیده، آنقدرسنگین هست که نیرو و توان تحلیل را از انسان سلب نمایدو شاید این سوال پیش آید که مگر در رابطه با چه موضوعی قرار است بحث و گفتگو شود ؟ تحلیل و تفکیک آن نباید دشوار باشد!
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (II)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (II)

دارای پنج سیم جفت است که با انگشت گذاری بر روی هر جفت سیم آن می توان صداهای زیادی تولید کرد مثل ماندولین این ساز دارای دسته نسبتا” کوتاه است و بدین جهت وسعت آن چندان زیاد نیست.
موسیقی و نابینایان (I)

موسیقی و نابینایان (I)

مقاله ی حاضر نوشتاری است در باب بیان تعاریف و ادراک موسیقی در نابینایان با تاکید بر آراء ” آرتور شوپنهاور” در زمینه ی موسیقی. شوپنهاور موسیقی را یک استثنا می داند؛ وی بر این عقیده بود که موسیقی از هنرهای دیگر نافذتر و قویتر است؛ زیرا هنرهای دیگر با سایه اشیاء سروکار دارند و موسیقی با خود آنها.
ظرایف آرشه (I)

ظرایف آرشه (I)

هر آرشه بسته به میزان عواملی چون چگالی، فشردگی بافتی و مقاومت چوب و نیز منحنی انحنا در راستای طولی که بر اساس آن طراحی و ساخته شده به میزان مشخصی توسط پیچ انتهایی بایستی سفت شود که در آن مقدار، بهترین پاسخ برای تکنیک های پرشی آرشه بدست می آید.
کنسرت گروه صهبای کهن به مناسبت دهمین سالگرد تاسیس گفتگوی هارمونیک

کنسرت گروه صهبای کهن به مناسبت دهمین سالگرد تاسیس گفتگوی هارمونیک

به مناسبت دهمین سالگرد فعالیت مجله گفتگوی هارمونیک، گروه موسیقی صهبای کهن به روی صحنه می رود. این کنسرت یکی از برنامه هایی است که امسال توسط نویسندگان این سایت برگزار خواهد شد. این کنسرت فردا جمعه ۱۴ شهریور ماه ساعت ۲۰ در فرهنگسرای سوهانک اجرا می شود.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (V)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (V)

کودکان دزفولی نیز در این روز به شیوه جشن گرگیعان به درب خانه های همسایه ها برای دریافت شیرینی می رفتند که این رسم در میان مردم دزفول به «ثوابه یا جوابه؟» معروف است و در این مراسم دختران که سعی می کنند چهره خود را با چادر بپوشانند درب خانه همسایه ها را می کوبند و می گویند «خاله مرادبندی، ثوابه یا جوابه؟»
گفتگوی هارمونیک چهارده ساله شد

گفتگوی هارمونیک چهارده ساله شد

گفتگوی هارمونیک جشن چهاردهمین سال فعالیت خود را برگزار کرد. سال گذشته تلخ ترین سال فعالیت این مجله بود؛ چراکه یکی از مهمترین نویسندگان و نظریه پردازان حوزه فلسفه و هنر ایران، محسن قانع بصیری که این مجله افتخار همکاری با او را داشت، روی در نقاب خاک کشید. سال گذشته همچون دوازدهمین سالگرد تولد ژورنال گفتگوی هارمونیک، نشست سالیانه در منزل این اندیشمند فقید برگزار شده بود و در این برنامه نیز یاد ایشان گرامی داشته شد.
نگاهی کوتاه به هارمونی دوبفسکی (I)

نگاهی کوتاه به هارمونی دوبفسکی (I)

کتاب «هارمونی» نوشته‌ی چهار تن از استادان کنسرواتوار مسکو است. نام و تاریخ مختصر‌ی از فعالیت‌ نویسندگان این کتاب در پیش‌گفتار آمده. هر چهار مولف ‌دارای کرسی استادی بوده و از آن‌ها با عنوان تئوریسین‌ یاد می‌شود. کتاب در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۳۷ (چاپ اول) تا ۱۹۸۴ نه بار تجدید چاپ شده، اما از چاپ چهارم (۱۹۵۵) به بعد تغییری نکرده و این کتاب به احتمال زیاد برای مدتی طولانی کتاب درسی رسمی در کنسرواتوار مسکو بوده است.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (V)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (V)

تکنیک در جای خود بسیار خوب و مهم است ولی حرف اساسی در موسیقی ایرانی، درک درست از موسیقی ایرانی است که درست حس و بیان کنیم. اینها مسائل خیلی مهم و پیچیده ایست که سعی می‌کنم در کتابهایم به آنها توجه داشته باشم.