اختلالات صدای خوانندگان (VII)

انسان برای اینکه بتواند حرف بزند، یاد گرفته است، با تداوم مرحله ی بازدم، صداسازی کند. صحبت کردن و آواز خواندن مستلزم تداوم جریان هوا به طریقی است که تارهای صوتی را به ارتعاش درآورد. گوینده ها یا خواننده ها، هنگام تمرین روی صدایشان، غالبأ به طور آگاهانه، روی کنترل سازوکار تنفس، تمرکز می کنند. ولی این کنترل آگاهانه نباید با نیازهای فیزیولوژیکی شخص به هوا در تضاد باشد.

وقتی در تنفس مشکلی رخ می دهد، اغلب تضاد بین نیازهای فیزیولوژیکی به هوا و نیاز به هوا برای صحبت کردن با آواز خواندن باعث می شود تا از این سازوکار به طور نادرست استفاده کنیم. وابستگی ما به تجدید مداوم اکسیژن باعث می شود تا در یک بازدم بتوانیم تعداد معینی واژه بیان کنیم، تعداد معینی جمله بخوانیم، یا به اندازه ی معینی صدای خود را بلند کنیم.

بهترین صدا | مناسب ترین و خوشایندترین کیفیت صدا در سطح فشار هوای میانی و سطح حجم هوای ششی میانی تولید میشود. فشار هوا یعنی فشاری که در زیر تارآواهای به یکدیگر نزدیک شده ایجاد شده، ولی هنوز از وسط تارآواها عبور نکرده است. سطح حجم هوای ششی یعنی سطحی که برای نیازهای صحبت کردن و آواز خواندن لازم است. برای این کار، فقط نفس کوتاهی بکشید و صدای /i/ (ای) را برای ۵ ثانیه با بلندی مناسب تولید کنید. سپس به کیفیت صدایتان گوش کنید. حالا نفس عمیق بکشید و همان صدای ای را برای ۵ ثانیه با بلندی متوسط تولید کنید. کیفیت صدا به طور کلی ضعیف تر می شود، بنابراین به تلاش نیاز دارید تا فشار هوای زیادتر و حجم ششی بیشتر را کنترل کنید. این عوامل باعث می شود کیفیت صدا ضعیف تر شود.

سرانجام، پس از اینکه هوای بازدم را خارج کردید، بی درنگ همان صدای ای را برای ۵ ثانیه با بلندی متوسط تولید کنید. بار دیگر، کیفیت صدا خراب می شود، شما به گونه ای تلاش می کنید تا کمبود فشار هوا و پایین بودن حجم هوای ششها را جبران کنید. هنگام پایین بودن حجم هوای شش ها، برای صداسازی، انقباض عضلانی زیادتری در حنجره و اندام های بالای چاکنای به چشم می خورد که باعث خشن ترشدن کیفیت صدا می شود.

این تمرین نشان میدهد که کیفیت صدا چگونه، بر اثر زیاد یا کم بودن فشار هوا یا حجم هوای شش ها، دستخوش آسیب می شود. این کار را می توان به روش تحریکی بالینی بسیار خوبی تبدیل کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (I)

ذهن علمی و در عین حال شاعرانه هشترودی از او یک اندیشمند ویژه ساخته است. او هم از منظر تجربیات و جهان عینی همچون یک عالًم و هم از منظر آرزومندی و خیال چون یک شاعر به پدیدار ها می نگریست. از این رو برخلاف اندیشه های پوزیتیویستی حاکم بر عصر وی، او به قلمرو پدیدارشناسی نیز گام گذاشته بود و قادر بود عقل علمی را از حصارهای محدود کننده دیدگاهی زمانه اش رها کند. یک راسیونال (عقل گرا)، مقوله زمان را از حوزه عقلی خود جدا می کند و از این رو امکان تحلیل و نظور هر اندیشه را در نسبت با تاثیرات زمانه اش از دست می دهد. اما هشترودی اینچنین نبود.

رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (III)

همراه این موسیقی جدید که مِنتو (Mento) نام می گیرد، برخی از نوازندگان جامایکایی نیز برای اجرای موسیقی به بریتانیا برده می شوند. با شعله ور شدن آتش جنگجهانی دوم، همین موسیقی هیبریدی جامایکایی، آتش احساسات میهن پرستانه و استقلال طلب جامایکاییان را مهیا می کند. هم زمان در آمریکا هم در این دوران مسایل نژادی با شدت جریان دارد. اما جالب است که در آمریکا هم موسیقی سیاهان است که مورد توجه سفید ها قرار می گیرد. با جهانی شدن بازار موسیقی آمریکا و صادرات سبک های موسیقی این کشور، تقاضا برای گروه های جامایکایی که موسیقی جز و ریتم اند بلوز می نوازند زیاد می شود.

از روزهای گذشته…

محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

دلیل استقبالی هم که از این طرح شده این است که در این طرح انگشت‌گذاری نی هیچ تغییری نمی‌کند فقط یک سامانه به انتهای آن اضافه می‌شود که کارآیی بسیار زیادی دارد که الان این کارآیی‌ها را برایتان می‌گویم. مهمترین کارآیی که این کلید توانسته به توانایی‌های ساز نی یا نوازنده آن اضافه کند این است که با کمک این نوت سی که تولید می‌شود، حلقه‌ی مفقوده اتصال صدای بم به صدای زیر در نی ساخته می‌شود و این وصل صدای بم و زیر بدون کوچکترین زحمتی برای نوازنده ممکن می‌شود و اجرای پاساژهایی که گستره‌ی صوتی بالای یک اکتاو و حتی دو اکتاو دارند را برای نوازنده ممکن می‌کند و این خیلی به توانایی‌های نی اضافه کرده حتی همین یک کلید و یک نت که اضافه شده. (الگوی کهن نی دارای سیزده کوک است که همگی کوک ها در تولید صدای مستقل درجه ی هفتم گام طبیعی راست ناتوان هستند و نوازنده ی با مهارت بناچار این صدا را تلویحا به کمک باز کردن لب در دستان لا یا بستن لب از دستان دو در صدای بم و زیر بدست می آورد. آشکار است که صدای تولید شده از کیفیت و وضوح لازم برخوردار نیست و بیشتر برای اجرای نت های زینت و اشاره های آنی بکار می آید.
بانگ چاووش (III)

بانگ چاووش (III)

در این آثار از سازهای مضرابی باس مانند، بم تار و عود به صورت شاخص تری استفاده می شد و کارایی آنها بیشتر القای ریتمیک بود که در اکثر مواقع با چاشنی ضدضرب، نوشته می شد؛ ولی مهمترین تفاوت این آثار با بسیاری از ساخته های پایور و هنرجویان هنرستان، تنظیم ذوقی آنها بود؛ در بسیاری از آثار پایور (۶) و هنرجویان هنرستان، تکنیک های هارمونی و کنترپوان، به شکل قانونمند و یکپارچه ای به کار برده می شوند، در حالی که در آثاری که بعد از انقلاب توسط آهنگسازان کانون چاووش اجرا شد، این تکنیک ها به صورت مقطعی و بیشتر جهت رنگ آمیزی به کار گرفته می شوند.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (II)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (II)

قطعاً تفکر وی امکان اجرای آن برای همه ی نوازندگان نبوده. اینکه چه نوازندگانی قادر به اجرای آن باشند گویی برای وی اهمیتی نداشته، چرا که تمام باورهای ما برای استاندارد فاصله ی بین انگشتان دست چپ را نادیده گرفته است. به هر حال شما در مسیر چنین تفکری و با داشتن دستانی منعطف و قدرتمند نیز، امکان گرفتن فاصله ای بیش از ۶ یا ۷ فرت (Fret) را در قسمت سر دسته ی ساز ندارید.
رساله ابن خردادبه (IV)

رساله ابن خردادبه (IV)

گویند هر گاه که کاتیان و راویان اخبار از عرض خبری به‌ شاهنشاه بیم داشتند، به باربد متوسل می‌شدند و او با نغمه‌ای، خشم ولینعمت خود را فرو می‌نشاند و بهنگام‌ مقتضی بعرض مطلب می‌پرداخت. نغمات و آهنگهائی که باربد بخاطر خسرو پرویز ساخته‌ بالغ بر هفتاد و پنج قطعه است. یکی از آثار زیبای او چنین‌ است:
قاسمی: برد و باخت برایم مهم نیست

قاسمی: برد و باخت برایم مهم نیست

ما بیستم همین ماه (اسفند) می رویم و بیست و چهارم برمی گردیم. ما دفتر موسیقی را در جریان رفتنمان به این فستیوال قرار دادیم و من از آقای ارجمند تشکر کردم. من در مورد مسائل مالی چیزی از ایشان نخواستم چون فستیوال هزینه رفت و آمد و اسکان ما را بر عهده گرفته است که شرکت های مختلفی هستند و اکثر آنها به ما پولی ندادند ولی به فستیوال داده اند و فستیوال بلیط و هتل در اختیار ما قرار دهد.
خبرهای جدیدی از Live 8

خبرهای جدیدی از Live 8

کمتر از یک هفته به اجرای کنسرت های Live 8 در شهرهای بزرگ دنیا باقی مانده است و در دنیای موسیقی هر روز اخبار جدیدی در این باره منتشر می شود.
باس نوازی با بزرگان!

باس نوازی با بزرگان!

تال ویلکنفیلد (Tal Wilkenfeld) سال ۱۹۸۶ در شهر سیدنی استرالیا بدنیا آمده و نوازنده گیتار باسی است که در سبکهای چون راک، جز و جز فانک فعالیت های بسیاری را انجام داده است. وی دبیرستان خود را نیمه تمام رها ساخت و در سال ۲۰۰۲ به امریکا مهاجرت نمود. در ابتدا در شهر لس آنجلس مدتی را سپری نمود اما پس از مدتی کوتاه به نیویورک رفت و در آنجا ساکن شد.
گاه های گمشده (XI)

گاه های گمشده (XI)

دکتر مهدی برکشلی در وجه تسمیه نام «راست» بیان می کند که چون این مقام «بر روی درجات اصلی و بدون تغییر نواخته می شود» نام راست (به معنای درست) را به خود گرفته است. با این توضیح و هم چنین بر مبنای دوبل گام و معانی لغوی کلمات مرکب با «گاه»، که پیش از این بیان شد، فواصل راست در تمامی گاه ها ثابت و بدون تغییر درنظر گرفته شده است.
Richard William Wright I

Richard William Wright I

ریچارد ویلیام رایت در ژولای سال ۱۹۴۵ در شهر لندن بدنیا آمد. خانواده او که شامل پدر، مادر و دو خواهر می شد از وضعیت رفاهی خوبی برخوردار بود. پس از پایان تحصیلات ابتدایی در سن ۱۷ سالگی برای ادامه تحصیل به کالج معماری رفت و در آنجا بود که با یک نوازنده گیتار بیس بنام راجر واترز (Roger Waters) و یک نوازنده درامز بنام نیک میسون (Nick Mason) آشنا شد. آنها در همان کالج یک گروه موسیقی برپا کردند و پس از گذشت شش ماه نوازنده گیتار سید برت (Syd Barrett) را به جمع خود پذیرفتند.