جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (II)

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
فرم پیش‌درآمد یا هم‌خانواده‌ی مختصرترش، مقدمه، به عنوان یک سرمشق تصنیفی جز با متر کندرونده و سنگین (یا کمی سبکبال‌تر ۱۰در مورد مقدمه)، جایگاه اجرا در متن یک اجرای دستگاهی (به ندرت در جایی جز آغاز، اجرا می‌شود) و پرده‌گردانی مرتبط با دستگاه یا به اصطلاح حرکت بر روی سیر گوشه‌های دستگاه (آن هم نه در همه‌ی موارد)، ویژگی حتمی دیگری ندارد. در متن سرمشق پیش درآمد و مقدمه‌هایی که تاکنون ساخته شده‌اند در اندک مواردی می‌توان نمایی از یک ساختار متن و جمله‌ی برگردان را نیز تشخیص داد (برای مثال پیش‌درآمد ماهور درویش خان (۲)). اما نظریه‌ی موسیقی ایرانی در مورد فرم که چندان هم گسترده نیست، اجباری در این مورد قایل نیست.

از بند یا متن و برگردان که صرف‌نظر کنیم اما، یک ویژگی در ساختار چنین آثاری به چشم می‌خورد آن هم روند خطی گسترش جملات است. بدین معنی، کم‌تر پیش می‌آید که جملات جز تکرار محلی به شکل متقارن و صرفنظر از برگردان، به شکل‌های دگرگون شده یا دورتر از محل ظهور اولیه دوباره تکرار شوند. تغییرات متریک و سرعت گفتار موسیقی هم، اگر نه به کمیابی ویژگی قبل، اما نسبتا کمیاب و بیشتر در میان نمونه‌های متاخر دیده می‌شود. بر همین اساس این سرمشق‌ها یا الگوهای آهنگسازی را می‌توان تقریبا دارای سرشتی خطی و نسبتا یک‌نوا دانست.

به هر روی، چه بیداد را پیش‌درآمدی سنگین بشماریم و چه مقدمه‌ای، و چه فارغ از هر گونه شباهت یابی با یک کهن‌الگو آن را قطعه‌ای آزاد به حساب آوریم که در آغاز یک مجموعه‌ی دستگاهی قرار گرفته است، در فرم این قطعه نکاتی هست که تنها از راه تجزیه و تحلیل دقیق آشکار می‌شود. چنین بازخوانی دقیقی بنیانی ایجاد خواهد کرد تا جایگاهی را که این قطعه در یک دوره از تاریخ موسیقی ما و همچنین در میان آثار خود پرویز مشکاتیان دارد بهتر بشناسیم و از این رهگذر گامی به سبک‌شناسی آثارش نزدیک‌تر شویم.

حافظه‌ی فرمی و درآمیختگی هنرمندانه‌ی پاره‌های آهنگ
موسیقی هنری است بسیار در بند زمان، بدین معنی که نغمه‌های آن یکی پس از دیگری اجرا می‌شوند و به همان ترتیب که به صدا درمی‌آیند قابل شنیدن هستند. مخاطب نمی‌تواند از اجرای موسیقی سبقت بگیرد یا در یک لحظه همه‌ی موسیقی را بشنود. حتا اگر مخاطب را از بردارنده‌‌ی تمام یک قطعه فرض کنیم که قادر است لحظه به لحظه‌ی آن را در ذهن‌اش بازسازی کند او مجبور است این سفر ذهنی را به شکل خطی و ترتیبی انجام دهد. رفتن از نغمه‌ی نخست به نغمه‌ی دوم مستلزم بردباری تا پایان زمان کنش نغمه‌ی اول است.

پی نوشت

۲- دو تجزیه و تحلیل انجام شده از این قطعه که با هدف‌های متفاوتی انجام شده است هر دو بر نقش ساختاری یک جمله‌ی بازگشت در این پیش‌درآمد اشاره می‌کنند (ذوالفنون ۱۳۸۰: ۵۱) و (Azadefar 2006: 223).

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (IX)

در اینجا هشترودی به موضوع تمایز میان هنر غرب و شرق پرداخته و به درستی این تمایز را در نوع پیام اثر هنری جست‌وجو می کند، این موضوع نیز از مباحث مهم جهان معاصر بوده و نقش هنر شرق را در آینده جهان نیز روشن می کند. بد نیست که عین جملاتش را بیاوریم. وی در بحثی که با یک دانشمند باستان شناس داشته می گوید؛ «او مدعی بود که هنر شرق در برابر هنر یونانیان قدیم بی ارزش بوده و فی المثل مانند آثار طفلی که تازه با کاغذ و قلم آشنا شده باشد مجسمه های هندی و چینی در برابر زیبایی مجسمه های یونانی مانند هیاکلی ناموزون و نفرت انگیز جلوه گر می شود.

درباره قطعه سمفونیک خلیج فارس اثر شهرداد روحانی

این اولین بار نیست که موسیقی ای به اصطلاح نادقیق «مناسبتی» (یا به اصطلاح غلط تر: سفارشی) برای مایملک ملی این مرز و بوم ساخته می شود. گفته قدما- یعنی الفضل للمتقدم- لااقل برای حیطه هنرها و به خصوص موسیقی، مصداق چندانی ندارد. به بیانی رسانه ای تر: اینجا امتیاز آوردن بر حسب شایسته سالاری است و نه پیش افتادن های غالبا تصادفی و رابطه ای در جریانی که اصلا معلوم نیست «مسابقه» باشد.

از روزهای گذشته…

EMI

EMI

گروه ای.‌ام.‌آی (EMI Group) صنعت موسیقی و الکتریک، نام یک شرکت موسیقی بریتانیایی مشتمل بر شرکت بزرگ موسیقی ای.‌ام‌.ای میوزیک – که هدایتگر چندین ناشر است و واقع در کنزینگتون لندن می‌باشد و یکی از چهار شرکت نشر بزرگ موسیقی دنیا است – و خود ای.‌ام‌.آی میوزیک پابلیکیشن واقع در نیویورک است.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVI)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVI)

نمونه مورد انتخاب ما، برای بررسی دارای تمامی اشکالات مطرح شده است. این نمونه، نتِ چاپ شده پیش درآمد ماهور ساخته درویش خان است که در مجموعه آثار ایشان به چاپ رسیده است. مقایسه ملودی و ریتم قطعه که خطوط کلی اثر را نشان می دهد، با اجرای نزدیک به اصل آن در لوح فشرده (شماره ۳) درسهایی از استاد نورعلی برومند (دستگاه ماهور)، مشخص می کند دست نوشته موسی خان معروفی ـ که این پیش درآمد (بدون دخل و تصرف و تصحیح) از روی آن به چاپ رسیده است ـ دچار نقصهای فراوان بوده است. نت منتشر شده، دارای این نواقص است: کسر میزان شش چهارم (دو ضربی ترکیبی) به طور ثابت تا انتها منظور شده است که با اجرای مورد بحث تفاوت آشکار دارد؛ همچنین هیچگونه علائم مربوط به آرتیکولاسیون، به طور مثال شدت و ضعف ها و تغییرات تمپو، نگاشته نشده است و از تزئینات، تنها علامت مربوط به تکیه در آن یافت می شود و سایر علائم راهنما مانند دراب، استاکاتو، ترمولو، نت های باریک و… که به بهتر اجرا شدن قطعه از روی نت کمک می کند، نگاشته نشده است.
دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری شوستاگویچ (I)

دیمیتری دمیتریویچ شوستاگویچ آهنگساز روسی، یکی از نامدارترین آهنگسازان قرن بیستم است. او با تاثیر از موسیقیدانانی همچون، پروکوفیف و استراوینسکی، شیوه ترکیبی را توسعه بخشید، به عنوان مثال در اپرای “خانم مکبث از ناحیه متسنسک” (Lady Macbeth of the Mtsensk District) در سال ۱۹۳۴، یک اثر مجزا را با دو روش در کنار هم آفرید، هارمونی نئوکلاسیک (با تاثیر از استراوینسکی) و پست رومانتیک (شیوه پس از مالر). دست یابی منحصر به فرد شوستاکویچ به تونالیته شامل تضاد و کنتراستی بی قاعده و جذاب است. شوستاکوویچ به سمفونی های خویش بسیار مفتخر بود، او مهارتش در تکنیک را بیشتر مدیون مالر می دانست. مشهورترین آثارش ۱۵ سمفونی و ۱۵ کوارتت زهی است.
فرجامی ققنوس‌وار؟ (III)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (III)

قسمت دوم برنامه بدون زمان تنفس اعلام شده (۶) در بروشور، با تک‌نوازی نسبتا طولانی «نوید افقه»، نوازنده‌ی تمبک آغاز شد. او که یکی از نوازندگان فنی ساز تمبک است، مانند دو تک‌نواز قبلی، قطعه‌ای مملو از فنون اجرایی پیچیده و نوی ساز خود را اجرا کرد. تمبک‌نوازی او بیانی بسیار شخصی دارد، چرا که برخی از عناصر فنی مورد استفاده‌اش را هم خود آفریده است.
انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس هنرستان هنرهای زیبا در تبریز، کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» به قلم فرهود صفرزاده (پژوهشگر موسیقی ایرانی) به چاپ رسیده است .
Pivot Chord

Pivot Chord

یک مدولاسیون می تواند خیلی ساده باشد و آن حرکت به یک تنالیته همسایه باشد مثلا” از دو ماژور به فا ماژور یا ر مینور. با این فرض یعنی مدولاسیون به تنالیته های همسایه می توان گفت که هر کلید (Key) عملا” دارای پنج همسایه می باشد به شکل نگاه کنید.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (III)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (III)

فریدون فرزانه، خطاب به سازندۀ عمیق ترین نغمه های تاریخ موسیقی ایران می نویسد: «موسیقی شما نه جنبۀ علمی دارد نه جنبهء هنری و نه جنبهء ملی حال از شما می‏خواهم بپرسم این سازهایی غربی در ارکستر شما چکار دارد؟» و جالب اینجاست کسی که خود تمام آثارش را برای سازهای غربی تنظیم کرده از خالقی (که ارکستر غربی را به طور کامل ملی می دید و با نگاهی مستقل و ایرانی، صدایی ایرانی از این ارکستر درمی آورد) بعد از زدن برچسب غیرعلمی، غیر هنری و غیر ملی بودن به آثارش می گوید، ساز غربی در ارکستر شما چه می کند!
موسیقی و نلسون ماندلا (II)

موسیقی و نلسون ماندلا (II)

به دنبال این کنسرت ترانه های گوناگونی برای گرامی داشت و تجلیل مبارزه نلسون ماندلا که همچنان در جزیره روبن در زندان به سر می برد، ساخته شد. از جمله این آثار عبارتند از: اسیمبونانگا («او را ندیدیم»، Asimbonanga) که توسط گروه آفریقای جنوب به نام ساووکا (Savuka) که جونی کلِگ (Johnny Clegg) رهبری آن را بر عهده دارد، ساخته شد.
خیام خوانی منتشر می شود

خیام خوانی منتشر می شود

خیام خوانی پس از چهار سال، جمعه بیست اسفند باغ موزه قصر، ساعت ۱۷ با حضور عوامل تولید کننده این اثر رونمایی می شود. در این اثر به جز نوازندگان ارکستر فیلارمونیک ارمنستان، چهل و پنج نوازنده ی ایرانی، سی و پنج خواننده ی معاصر و چهل مجری هنری با من همراه بوده اند. بیست اسفند ماه مراسمی برای انتشار این اثر نیز برگزار خواهد شد. از همین مجموعه قبلا نظامی خوانی با عنوان گفت و شنید و سعدی خوانی با عنوان وَشتَن منتشر شده است. دو اثر رودکی خوانی و ابوسعید خوانی از پیمان سلطانی در مراحل پیش از ضبط می باشند.
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

آهنگساز با برگزیدن نامی برای اثر خود چه هدفی را دنبال می کند و اگر تصمیم می گیرد اثرش عنوانی نداشته باشد، در حقیقت از چه چیزی چشم پوشی کرده است؟ اینکه در تاریخ موسیقی غرب بویژه تا قبل از امپرسیونیستها و سمبولیستها، معدود آثار موسیقی نام خاص مطلق داشته اند و باخ، موتسارت، بتهوون و بسیاری دیگران به آسانی، با یک عدد! و با اشاره ای به فرم اثر، بسیاری از قطعاتشان را نامگذاری کرده اند و صدها اثر حتی بعد از آن دوران نیز به همین شیوه نامگذاری شده، ناشی از چه عواملی است و ریشه این نام ها و نامگذاری ها از کجا آب می خورد!؟ چه چیزی برای استراوینسکی به هنگام نامگذاری باله ای با عنوان “پرندهی آتش”! مهم است که برای شوپن چندان اهمیتی ندارد؟ یا این هر دو در چه نکته ای در این خصوص اختلاف نظر بنیادی با هم دارند؟