جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (III)

پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان
از طرفی حافظه‌ی موسیقایی انسان نیز محدودیت‌هایی دارد، بنابراین اگر آهنگسازی مایل باشد شنونده‌اش را پس از طی مدت زمانی به آهنگ‌های پیشین بازگرداند یا به اصطلاح خاطره‌ای صوتی را در ذهن او زنده کند، ناچار باید به همان بخش آهنگ یا تغییریافته‌ای از آن که همچنان تداعی‌گر خاطره باشد، دست یازد، از اینرو تکرارهای فرمی را می‌توان به مثابه حضور نوعی حافظه در یک قطعه گرفت.

اگر از منظر این نوع حافظه‌ی فرمی به رفتار سرمشق‌های آهنگسازی موسیقی ایرانی بنگریم روشن می‌شود که اغلب اوقات چنین تداعی‌هایی در آنها به روشنی دیده نمی‌شود. همنشینی پیاپی بند و برگردان در فرم -که قبلا هم به آن اشاره شد- در اندک مواردی ممکن است چنین نقشی بیابد و از طریق تکرار تمام یا بخشی از بند در قسمت‌های دیگرِ آهنگ، تصویری کم رنگ از بازگشت به یک تم اولیه را در ذهن مجسم می‌کند.

اگر سرمشق قطعات پیش‌ساخته‌ی موسیقی‌ دستگاهی را دوباره از نظر بگذرانیم یا نمونه‌های واقعی آنها را مرور کنیم، (هر چند برای اظهار نظر قطعی در چنین موردی باید منتظر تجزیه و تحلیل‌های دامنه‌دار دست‌کم بخش قابل توجهی از قطعات بر‌جامانده باشیم)، به شکلی مقدماتی می‌توان اظهار نظر کرد که حتا سرمشقی مثل چهارمضراب که به طور موکد حضور یک نقش‌مایه‌ی تکرار شونده به نام پایه در آن مورد پذیرش است، کمتر چنین معنایی از حافظه‌داریِ فرم را به ذهن متبادر می‌کند. طبیعی است که در سرمشق‌هایی مانند پیش‌درآمد یا مقدمه، رد همین مقدار تکرار فرمی هم دیده نمی‌شود مگر در ارتباط با گونه‌ای بازگشت به مقام اصلی که لزوما با تکرار ملودیک همراه نیست (اسعدی ۱۳۸۵: ۱۵۰).

همین عدم بازگشت‌های فرمی است که پیش‌روندگی خطی قطعه‌ی آهنگ‌سازی شده را می‌سازد و باعث می‌شود قطعه به شکل یک روایت موسیقاییِ از لحاظ هندسی کاملا یک‌نوا پیش برود؛ به صورت نقش‌مایه‌ای بعد از نقش‌مایه‌ی دیگر (و حداکثر با مشابهت حاصل از دگره‌سازی). رد پای این روند بسط و دگرگونی را ممکن است در فرم آواز نیز پیدا کنیم جایی که جملات یکی پس از دیگری و با تمایل بسیار کمی به بازگشت به عین بخش‌های کلان‌تر از جمله (و نه گسترش افزایشی براساس هم‌بندی نقش‌مایه‌های تکثیر‌پذیر) اگرچه در آنجا دگره‌هایی از نقش‌مایه‌های فرودی و بعضی عناصر دیگر ممکن است تکرار شوند (۳).

پی نوشت
۳- در گذشته‌ی نظری موسیقی ما، سرمشق‌هایی وجود داشته‌اند که از لحاظ ساختاری بسیار پیچیده‌تر از تصویری که در بالا ترسیم شد، بوده‌اند، اما امروز جز ردپای محوی از آنها در بعضی قطعات چیزی باقی نمانده است. به‌علاوه، آموزش رسمی موسیقی ایرانی هم در این مورد خاموش است و درباره‌ی نظام هندسی موسیقی مطلب زیادی ارائه نمی‌کند. نباید فراموش کرد که برخی از آن گونه‌های فرمی در فرهنگ‌های همسایه هنوز زنده و زایا هستند (برای مطالعه‌ی بیشتر رک. (فاطمی ۱۳۸۷))

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره روبیک گریگوریان (III)

در ابتدای حکومت رضا شاه، کلنل علینقی وزیری که در هر دو کشور درس های مقدماتی موسیقی غربی را خوانده بود، عامل تغییرات اولیه فضای موسیقی رسمی کشور، از ایرانی به فرنگی، به حساب می آمد و مورد تشویق و حمایت قرار می گرفت. در دوره دوم حکومت رضا شاه که اصول کلی سیاست های جاری تغییر کرده بود، دیگر لزومی نداشت که «تجدد را در لباس سنت» عرضه کنند (فی المثل، والس های شوپن را با تار بنوازند!).

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (IV)

در آن سال هایی که برای فراگرفتن ردیف موسی خان معروفی خدمت استاد هوشنگ ظریف می رسیدم، از ایشان برای فراگیری آهنگ سازی راهنمایی خواستم. در اوایل دهه هفتاد آهنگ هایی را برای گروه های موسیقی ایرانی می نوشتم و با گروه های مختلف اجرا می کردم و این شد که سرانجام با توصیه و معرفی استاد ظریف در حدود سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار به کلاس های آموزش تئوری موسیقی و هارمونی استاد فرهاد فخرالدینی راه پیدا کردم.

از روزهای گذشته…

این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

گوستاو مالر (۱۹۱۱-۱۸۶۰): زیگموند فروید و گوستاو مالر هر دو در وین زندگی می‌کردند. مالر هشت ماه قبل از مرگش، در تلاش برای درمان بحران‌های روحی خود سراغ فروید رفت. کسی که یافته‌های روانشناختی‌اش تأثیری عمیق در فلسفه و هنر داشت. امروز بعد از گذشت بیش از یک قرن از آن گفت‌وگوی چهار ساعته‌، دیدار آن دو غول، جالب‌توجه‌تر از گذشته است. یافته‌های فروید به‌ویژه در خصوص ناخودآگاه، تاریخ اندیشه را به مسیرهای بکری برد و دنیای هنر نیز به تبع این موج عظیم، دستخوش تحولات جدیدی شد. با اینحال، مالر و فروید معاصر بودند و هنوز پژواک یافته‌های جدید در دنیای روان آدمی را، نمی‌توان بطور مستقیم در آثار مالر ردیابی کرد.
موسیقی تنهائی (I)

موسیقی تنهائی (I)

در این نوشتار کلمه ی “تنهائی” نه به عنوان صفتی شاعرانه در وصف موسیقی ایرانی، که به مثابه یک ویژگی بنیادی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است که اتفاقاُ تاُثیر آن بر فرم و محتوای موسیقی ایران گاه جلوه های شاعرانه هم به خود می گیرد. هرچند تاریخ کم فراز و پر نشیب موسیقی ایرانی قدمتی چند هزار ساله را در صفحات معدود اما گرانبار خود به ثبت رسانیده است، لیکن ویژگی های ذاتی این هنر شریف و صبور ایرانی همواره به گونه ای بوده است که بنا به دلایل فنی و گاه فرهنگی، با تنهائی عجین شده است.
روش سوزوکی (قسمت بیست و هفتم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و هفتم)

کان (Kan) می‌تواند درجات مختلف داشته باشد یعنی بستگی دارد به اینکه آیا این کان (Kan) برایش از کودکی تلاش، کار و تمرین شده است یا نه برخی برای رسیدن به مقصود به پانصد بار تمرین و برخی دیگر به پنج هزار بار تمرین نیاز دارند. علاوه بر این حالا من حتی به شیوه خودم نقاشی می‌کنم و حتی در حدود شصت سال است که می‌نویسم. نقاشی کردن و نوشتن نه تنها مرا بسیار به وجد و شادی می‌آورد بلکه خیلی‌ ها را خوشحالی می‌کند و این کارهایی که من می‌کنم (نقاشی و نویسندگی) با اینکه خیلی قدرتمند نیستند اما برای من کمک بزرگی در جهت ارائه متد آموزش و پرورش استعدادهای درخشان هستند.
شبی بر فراز عمارت سنگی

شبی بر فراز عمارت سنگی

دومین اجرای مستقل آکو (موسیقی آنسامبل هارمونیکا)، پنج شنبه نهم شهریور، در دو سانس، در سالن عمارت روبه‌رو برگزار شد. در این اجرا، گروه هارمونیکانوازان آکو*، به سرپرستی الیاس دژآهنگ**، این قطعات را اجرا کردند:
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (I)

به جز ترانه های محلی که بحثی جداگانه دارد، بنیان موسیقی ملی ایران روی دستگاه های موسیقی نهاده شده و آن نغمات را به شیوه ای که هر استادی از متقدمین مینواخت و روایت میکرد «ردیف» می نامیدند. ردیف موسیقی را هر نوازنده ای در قدیم از استاد خود سینه به سینه می آموخت و چون خط نت به صورت امروز نبود، مجبور بود آنچه از استاد آموخته است خوب به خاطر بسپارد، در این صورت واضح است که چه بسیاری نغمه ها و ترانه ها که توسط اساتید گذشته نواخته شده ولی امروز بدست فراموشی سپرده شده است و در دست نیست، به همین مناسبت است که جمع آوری ردیف و حفظ آنچه از اساتید گذشته باقی مانده، جهت تشکیل منابع ارزنده ای برای آیندگان نهایت ضرورت را دارد.
ویولون گوارنری ویوتام (I)

ویولون گوارنری ویوتام (I)

قیمت درخواستی، ویولون گوارنری ویوتام را به گران ترین ویولون دنیا تبدیل می کند. این ویولون که در سال ۱۷۴۱ توسط گوارنری دل جزو ساخته شده است اکنون توسط شرکت بین و فوشی در شیکاگو، به این امید که قیمت آن تا ۱۸ میلیون دلار (۱۲ میلیون پوند) برسد، به فروش می رود. در دنیای ویولون های قدیمی، ویولون های استرادیواری به بهترین معروفند. اما بسیاری از ویولون شناسان و نوازندگان، اوج ویولون سازی را در ویولون های ساخته شده در شهر کرمونای ایتالیا به دست گوارنری دل جزو می دانند.
کنسرت «ره عشق» و رونمایی از دو لوح فشرده در تالار وحدت

کنسرت «ره عشق» و رونمایی از دو لوح فشرده در تالار وحدت

همزمان با برگزاری کنسرت «ره عشق» به هنرمندی بردیا صدرنوری و علیرضا چراغچی از دو آلبوم «عاشقانه در باران» و «نیایش» در تالار وحدت رونمایی می شود. به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «رادنواندیش»، آلبوم «عاشقانه در باران» با شعر و دکلمه بابک صدرنوری و موسیقی بردیا صدرنوری و آلبوم بی کلام «نیایش» با تک نوازی پیانو بردیا صدرنوری پنجشنبه اول آذر ماه همزمان با برگزاری کنسرت «ره عشق» به نوازندگی پیانو بردیا صدرنوری و نوازندگی ویولن علیرضا چراغچی در تالار وحدت، به صورت رسمی رونمایی خواهند شد.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

مدرس در ادامه بخشی از یک نمونه‌ی –به گفته‌ی او- افراطی و بزرگنمایی شده را از وبلاگی با عنوان «شجریانی‌ها» که به دست نویسنده‌ای ناشناس نوشته شده است نقل کرد: «دستگاه نوا که خیلیها معتقدن دستگاه نیست بلکه نغمه است چون بسیار نزدیک به مایه افشاری دستگاه شور می باشد. اگر کسی بخواهد نوا بخواند میتواند نزدیک سی گوشه مختلف رو بخواند که بعصی اصلا تو مایه افشاری نیستند. شجریان آوازی دارد به نام نوا – مرکب خوانی […]. یه بخشی از این آواز واقعا فاجعه است واقعا فاجعه. […] این آلبوم مرکب-نوا از همین فاجعه هاس.
شکوری: همه ایرانی ها شاعر هستند!

شکوری: همه ایرانی ها شاعر هستند!

آن دوره ای که با صداو سیما کار می کردم با آقای پورتراب در ارتباط بودم و پیش ایشان می رفتم. من به ایشان پیشنهاد دادم که چرا قطعاتتان را ضبط نمی کنید؟ آقای پورتراب یک سری قطعات را که همین سال های اخیر نوشته بودند و یک سری را هم که مربوط به سال های قبل بود و کارهای ارکستری بود به من دادند و موافقت کردند این قطعات اجرا شود؛ من این قطعات را به تلویزیون بردم؛ یکی «برای یک فرشته» نام داشت که یادم است یکبار که رفتم و ضبط کردیم متاسفانه فایل اش گم شد و البته چک حق الزحمه ماهم گم شد!
قاسمی: بدون نقص وجود ندارد!

قاسمی: بدون نقص وجود ندارد!

من گفتم باید ادبیات کرال داشته باشیم، در همین ارمنستان همسایه خودمان، کومیتاس تمام قطعات محلی را نه تنها جمع آوری کرده؛ خوب ما خیلی ها را داشته ایم که زحمت کشیدند و جمع آوری کردند- بلکه این قطعات را چهار صدایی برای کر، نوشته است. البته در موسیقی ما چون بحث مقام ها و ربع پرده ها وجود دارد و در مورد هارمونی بحث هست که اصلا موسیقی ایرانی باید هارمونیزه بشود یا نشود ولی قطعا کسانی هستند که می توانند این کار را بکنند.