معلمی برای همه ادوار

هوشنگ ظریف
هوشنگ ظریف
نوشته ای که پیش رو دارید، بخشی از خاطرات آزاده امیری نوازنده و مدرس تار و سه تار و از شاگردان زنده یاد هوشنگ ظریف است که به مناسبت درگذشت این هنرمند به رشته تحریر در آمده است:
آقای ظریف را سال آخر هنرستان دیدم. اوضاع به سامانی نبود. مدتی قبل هنرستان به خاطر درخواست حقوق اولیه هنرجویان که توسط اعضای شورای فنی از ارشاد خواسته شده بود، تا پای تعطیلی رفته بود. حقوقی که می گویم، خواسته های عجیب و بزرگی نبود، خواسته هایی چون تعویض مکان کوچک و فرسوده هنرستان، تهیه سازهای جدید، بورسیه هنرجویان ممتاز و… اما ارشاد نپذیرفته بود و تهدید به اخراج امضا کنندگان و شورای فنی و نتیجتا تعطیلی هنرستان کرده بود.

مدیر وقت (خانم زهره فشارکی) عزل شد. اعضای شورای فنی و در راس آن آقای حسین علیزاده استعفا کردند و در برابر تهدیدها، دو دسته گی در میان مدرسین آغاز شد. عده ای بر تصمیم شان ماندند و عده ای دیگر منصرف شده و به سر کارشان در هنرستان بازگشتند. اما بیشترین فشارِ این اتفاق بر هنرجویان بود. خصوصا دبیرستانی ها و از همه بیشتر سال آخری ها.

تنها یک لحظه تصور کنید که سال چهارم دبیرستان باشید و بعد از هفت سال آموزش در هنرستان و در شرایطی که به جز درس های عمومی، فقط دروس موسیقی خوانده اید و بدین واسطه راهی برای تغییر رشته ندارید، مدرسه تان به یکباره تعطیل شود و از آن بدتر ضربه حسی عجیب آن بود که معلمینی که عاشقانه دوست داشتی و اساسا انگیزه ادامه یِ مسیرت بوده اند به یکباره و به اجبار مجبور به استعفا شده بودند.

خانم آذرنوش صدرسالک به مدیریت منصوب شده و جایگزینی مدرسین آغاز شد. خیلی خوب به خاطر دارم که صبح روز شنبه خانم صدرسالک من را به دفتر هنرستان خواست و گفت: ببین فلانی و فلانی را برای تدریس هنرجوهای تار سال پایین تر آوردم اما می دانم که شماها زیر بار نمی روید و می خواهید طبق معمول اعتراض کنید و بگویید سرکلاس نمی ریم؛ ولی فقط برای تدریس به شما سال بالایی ها از معلم استادتان خواهش کردم که به هنرستان بیایند که دیگه حرفی نباشد. تهدید توام با استرس ناشی از ایجاد بی نظمی در هنرستان را به وضوح می شد در پس حرف هایش که سعی می کرد در عین اقتدار؛ دوستانه هم باشد، فهمید.

عصر من و مریم رضایی را به عنوان ارشدهای کلاس صدا کرد و به کلاس روبروی دفتر فرستاد. در را باز کردیم و وارد کلاس ساز شدیم. بوی غلیظ و بی نظیر ادکلن اولین چیزی است که به خاطر دارم و بعد قامت کشیده و برازنده آقای ظریف. شیک پوش با موهای جوگندمی و یک خنده آرام و متین. کاملا معلوم بود او نیز در جریان تشنج های قبل قرار گرفته و او نیز می داند که قرار است با هنرجویان اندوهگینی که معلمانشان را از دست داده اند و نیز دوران پر تنشی را گذرانده اند، روبرو شود؛ از این رو حتی بیش از همیشه آرام، متین و مهربان بودند. اولین درسی که از او گرفتم قطعه ای از آقای جلیل شهناز بود که خودشان، نت کرده بودند.

خلاصه اینکه اولین دیدار من با آقای ظریف شاید به خواست و انتخاب خودم نبود. شاید پس از یک طوفان عجیب در هنرستان بود، شاید جایگزینی یک معلم، هرچقدر بزرگ و با تجربه به جای معلمین ات سخت باشد، حتی اگر او معلم معلمین ات باشد، اما به یکی از بهترین تجربیاتم بدل شد.

شاید اگر آقای ظریف و اصرارهایش نبود، هیچوقت مجبور به اجرای اغلب آثار وزیری نمی شدم و مثل همیشه به بهانه ای از آن شانه خالی می کردم، شاید اگر آقای ظریف نبود، بسیاری از کارهای آقای شهناز را نمی زدم (چون کارهای آقای شهناز جزو سرفصل های آموزشی هنرستان نبود)؛ شاید اگر آقای ظریف نبود هیچوقت ردیف موسی خان را نمی زدم (ردیف آموزشی هنرستان میرزا عبدالله و در دوره عالی علی اکبرخان شهنازی بود)

کلاس من با آقای ظریف به گونه ای خارج از عرف معمول شروع شد اما عالی پیش رفت. مهر پدرانه و از همه بیشتر صمیمیت عجیب آقای ظریف مرا دل بسته کلاس ها کرد. دیگر هیچ دغدغه ای برایم باقی نمانده بود به جز لذت و تشنگی یادگیری و یادگیری همیشگی ام.

من حقیقتا از ایشان درس های بسیار آموختم و از همه بیشتر آنکه تجربه معاشرت و شاگردی نزد یکی از متشخص ترین موسیقی دان های این مملکت را پیدا کردم. انسانی که شاید بتوان گفت که اغلب تار نوازان عصر حاضر شاگرد او و شاگرد شاگردانش بوده اند. بسیار خوشحال بودم که او نیز بسیار سریع من را به شاگردی اش قبول کرده است. کاملا به خاطر دارم روز امتحان ساز دیپلم که در حضور ژوری پرتعداد و نام آور هنرستان برگزار می شد که در راس آنها در آن سال آقای پایور عزیز و آقای دهلوی نیز حضور داشتند وقتی وارد جلسه امتحان شدم، با متانت و شخصیت همیشگی شان گفتند: «آزاده امیری شاگرد من است.»

و این لحظه در ذهن من جاودان شد.

پس از اتمام امتحان بیرون آمد و با رضایتمندی و لبخند گفتند: «بهت بیست دادند!» کاملا حس رضایتمندی از موفقیت و نمره شاگردش را می شد در پس چهره اش حس کرد و این حس، مرا بسیارخوشحال می کرد.

امروز مفتخرم از اینکه بگویم شاگرد آقای ظریف هستم.

انسانی که سالها ساز زد، شرافتمند و عاشق زیست، تعلیم داد و تعلیم داد و شاید حقیقتا بتوان او را پدر آموزش تار در عصر حاضر دانست.

استادم روح شما قطعا در آرامش است و عشق و مهر شما در تک تک نت ها و نواخته های ما تا زمانی که صدای تار در گوش و جان ما طنین انداز است و ما می نوازیم جاری و ساریست. شما زنده اید و بی تکرار همانگونه که همیشه بوده اید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

تکروی بااستقامت! (II)

نتیجه همان که در سال ۱۳۴۹ براثر «مشکلات سیاسی» از بانک کشاورزی اخراج شد. مخالفت با رژیم شاه در آن زمان بین روشنفکران عادی بود اما بین موسیقیدانان که عموما به جماعتی محافظه کار و خطرگریز و «صلح کل» نامیده شده اند، چنین مخالفت هایی اصلا رایج نبود بلکه سازش با وضع موجود و تلاش درجهت جلب منافع مادی بود که ارجح شمرده می شد. نتیجه هرچه بود، رجبی دیگر به کاردولتی برنگشت و زندگی «بهمن گونه و رجبی وار» او از آن زمان شکل گرفت. او هنرمندی بود برخلاف جریان آب. به شب نشینی و مطربی نمی رفت، از ارباب قدرت بیزار بود، از تعارف و حفظ ظاهر به قیمت ریاکاری نفرت داشت و صراحت تلخش دشمن تراش بود، اهل مطالعه بود، ورزش حرفه ای را برگزیده و کوهنوردی همیشگی بود.

از روزهای گذشته…

کنی جی، معرف جهانی ساکسیفون سوپرانو

کنی جی، معرف جهانی ساکسیفون سوپرانو

Kenneth Gorelick ( متولد ۵ جون ۱۹۵۶)، که با اسم صحنه خود،Kenny G ، شناخته شده تر است، یک نوازنده ساکسیفون آمریکاییست که آلبوم چهارمش ، Duotone ، در سال ۱۹۸۶ برای او موفقیت چشم گیری به ارمغان آورد.
دوره‌بندیِ تاریخ موسیقی ایرانِ معاصر

دوره‌بندیِ تاریخ موسیقی ایرانِ معاصر

دوره‌بندی تحولات موسیقاییِ ایرانِ معاصر عموماً بر مبنای دوره‌های سیاسی صورت می‌گیرد. مسأله این است که (برای مثال) وقتی می‌گوییم سه‌تارنوازی در دوره‌ی پهلوی، کنارِ هم نشاندنِ یک موضوعِ هنری و یک دوره‌ی سیاسی چنین پیش‌فرضی را پسِ خود دارد که سه‌تارنوازی با شروع و خاتمه‌ی دوره‌ی حکومت پهلوی، دچار تحولات بنیادی و تفکیک‌پذیر شده است.
کنسرت ارکستر کوبه ای “نایریکا”

کنسرت ارکستر کوبه ای “نایریکا”

ارکستر کوبه ای نایریکا به رهبری مینو رضایی در تاریخ اول تیرماه در ساعت ۲۱ در تالار وحدت به اجرا میپردازد. این ارکستر از بهمن ماه ۱۳۸۷ آغاز به کار کرد و از مهمترین فعالیت های این ارکستر همکاری در موسیقی متن سریال مختارنامه اشاره کرد که در آن اجرای قطعات ریتمیک را عهده دار بوده است.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (II)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (II)

موسیقی‌شناسی (۳) رشته‌ای است که به شکل مدرن‌اش وامدار عصر روشنگری است و سابقه‌ای دور و دراز ندارد (۴). تاریخ آشنایی ما هم با آن به دوره‌ی معاصر بازمی‌گردد. تا پیش از این هیچ کتابی با این عنوان به فارسی نداشتیم. مقالات ترجمه یا تالیف اندک شماری که برخی روش‌‌های آن را به کار می‌بستند و از آن اندک ‌شمارتر مقالاتی درباره‌ی مباحث بنیادی این رشته، همه‌ی دارایی ما را در این زمینه تشکیل می‌داد.
شماره‌ی چهارم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی چهارم مهرگانی منتشر شد

به تازگی چهارمین شماره‌ی دوفصلنامه پژوهشی مهرگانی که در زمینه‌ی مطالعات تاریخی و تجزیه و تحلیل موسیقی فعالیت می‌کند، منتشر شده است. در این شماره پس از سخن نخست، که یاران مهرگانی (شورای نویسندگان) در آن به حلاجی اجمالی وضعیت انتشار مقالات در نشریات پژوهشی موسیقی (به ویژه خود مهرگانی) از طریق تشبیه به دنیای اقتصاد پرداخته‌اند، می‌توانید به ترتیب سه مقاله‌ی «بررسی سازهای بادی در رسالات عبدالقادر مراغی» نوشته‌ی نرگس ذاکرجعفری، «تحلیل خودکار شباهت ملودیک؛ مروری بر روش‌ها و بنیان‌ها» نوشته‌ی مرجان خیراللهی و «نقش تکرار تماتیک و درآمیختگی نقش‌مایه‌های ملودیک در ساختمان فرم مقدمه‌ی بیداد مشکاتیان» نوشته‌ی آروین صداقت‌کیش را در بخش مقالات که مختص نوشتارهای پژوهشی تالیفی است بخوانید.
بیش از نیم قرن با موسیقی تجویدی

بیش از نیم قرن با موسیقی تجویدی

بامداد روز گذشته، زمانی که همراهان و دوستداران زنده یاد منصور یاحقی (از اولین تکنوازان سنتور رادیو) در حال خاک سپاری این هنرمند بودند، خبر درگذشت استاد یگانه موسیقی ایران، علی تجویدی پخش شد که باعث غم و حسرت بیشتر برای اهل موسیقی شد. این دهمین هنرمند موسیقی است که در این سال رخت از جهان میبندد و حداقل در طول ۱۰۰ سال اخیر چنین اتفاقی (مرگ ۱۰ موسیقیدان در یک سال) سابقه نداشته است.
یویو ما، نوآوری در ویلنسل (I)

یویو ما، نوآوری در ویلنسل (I)

یویو ما پدیده ای در عرصه نوازندگی ویولن سل و نمونه یک هنرمند آسیایی – آمریکایی است که در ژانرهای مختلف موسیقی به فعالیت پرداخته، استعداد هنری و توانایی های این نوازنده بزرگ، زمینه همکاری اش با بسیاری از موسیقی دانان صاحب نام و نوازندگان برجسته را فراهم آورده است.
نگاهی به زندگی الویس پریسلی

نگاهی به زندگی الویس پریسلی

الویس آرون پریسلی ایرلندی الاصل ۸ ژانویه سال ۱۹۳۵ در شهر توپلو(می سی سی پی) بدنیا آمد. او یک برادر دوقلو نیز داشت که ۳۵ دقیقه از او بزرگتر بود و در هنگام تولد فوت کرد. پس از جابجایی خانواده در سن سیزده سالگی دوران نوجوانی را در ممفیس تنسی گذراند.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

اِدیکسون روییز (Edicson Ruiz) یکی از شخصیت های موفق اِل سیستما است. او فرزند یکی از خانواده های فقیر کاراکاس است و به لطف آقای آبرئو توانست به آموختن موسیقی ادامه دهد. مایستر به او یک کنترباس هدیه داد، به او آموزش نواختن داد و با استخدام او در یک ارکستر حرفه ای، شانس تامین معاش.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

اینکه قطعات «غیر موزون»، «به شکل باکلام» دارای «ریتمِ برگرفته از وزن یا بحر عروضی شعر» است، که «به صورت آزاد» اجرا می شوند، منسجم نیست: چگونه قطعه های«غیر موزون»، «ریتمِ برگرفته از وزن» را دارند، و مبهم است، چرا که«صورت آزاد»، تعریف نشده است و وضع «قطعات غیر موزون به شکل بی کلام» هم بررسی نشده است، و اصولاً (نثرالنغمات) بمعنی «غیر موزون» نیست. در ادبیات «نثر موزون» شناخته شده است. (گلستان سعدی و (نک جعفرزاده ۱۳۹۶ وزن در فرم آواز ص ۲۳۴) نکته مبهم دیگر«موسیقی قدیم» است که قدمتش معلوم نیست. در ضمن در این اثر واژه های «دستگاه» و «مقام» هم مترادف هستند. (همچنین در مورد استفاده از واژه «ضرب» برای دو مفهوم مختلفِ نقره یا «بیت» فرنگی و تاکید یا «اکسان» فرنگی نگاه کنید جعفرزاده ۱۳۹۶ ص ۲۰۰)