هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت اول) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت اول)

اگر کار گروهی موسیقی کرده باشید میدانید اولین چیزی که نشان میدهد یک گروه هماهنگ کار میکنند یا نه این است که سازهای مختلف هنگام نواختن در دست و پای یکدیگر نروند و همه آنها به اجرای یکنواخت یک قطعه نپردازند. برای این کاملآ اشتباه است که هم پیانو باس بزند و هم گیتار بیس یا هم پیانو آکورد بگیرد و هم گیتار و …

برای جلو گیری از بروز چنین اتفاقهایی باید اعضای گروه یکدگیر را بشناسند و نقش هر یک بخوبی مشخص باشد. هر نقشی وظیفه و مسئولیت خاصی را طلب می کند بنابراین دیگران خوب میدانند که وظیفه هر نفر چیست، لذا کاری را که او انجام میده دیگری انجام نخواهند داد و انرژی گروه در راه مثبت و مفید صرف خواهد شد.

این موضوع در گروه های Jazz خیلی مهمتر است چرا که در این سبک از موسیقی، نوازنده آزادی عمل بسیار زیادی دارد و اغلب اینطور نیست که از روی یک پارتیتور نوازندگی کنند. اینجاست که اغلب نیاز به یک مدیر در گروه نوازندگی احساس می شود؛ مدیری که نقش و وظیفه هر کس را در گروه باید مشخص کند و بر نحوه فعالیت آنها نظارت داشته باشد.

با کمال تاسف باید اعتراف کرد که در گروه های کوچک، اغلب هیچ شخصی مسئولیت این پست مهم را بر عهده ندارد و به همین دلیل خیلی دیر و پس از تمرین های بسیار زیاد به یک حس مشترک از کارها و توانایی هایی در اجرای مشترک می رسند.

در عالم موسیقی Jazz هر نوازنده با توجه به حس و موقعیتی که هنگام lead نواختن دارد، ممکن است که قطعه را طوری اجرا کند که اعضای گروه تا به حال اینگونه آنرا نشنیده باشند. لذا لازم است که همواره گوشهای خود را باز نگاه داریم و در عین نوازندگی به آنچه دیگران مینوازنند دقیق گوش کنیم. حتما” دقت کردید که هنگامی که گروه های Jazz به نوازندگی میپردازند چگونه با حرکت صورت یا حتی دست در صورت امکان بصورت لحظه ای به یکدیگر علامت داده و موسیقی را با یکدیگر تنظیم میکنند.

مشکلی که اغلب در گروه ها کوچک پیش می آید و کاملا” مشخص است ( هرچند شاید بسیاری اصلا” متوجه آن نشوند)، این است که گیتار و پیانو معمولا” نقش یکسانی را اجرا میکنند و هردو به یک شکل comping (اصطلاح موسیقی به معنی همراهی کردن) انجام میدند. در حالی که آنها میتوانند با کمی برنامه ریزی و تمرین های قبلی همراهی حرفه ای تر بصورت پلی ریتمیک یا ملودیک و … را ایفا کنند.

چیزی که اغلب باعث بروز این اشتباه حتی توسط آهنگسازان با تجربه میشود توانایی این دو ساز در پر رنگ کردن هارمونی است که آهنگ ساز را وسوسه میکند از هردو برای اینکار استفاده کند. یا اغلب اگر دیده باشید برای پیانو یا گیتار تنها به دادن آکورد های قطعه اکتفا میکنند و فرض می کنند خود نوازنده می داند چه باید بکند. در این حالت اگر گیتاریست و پیانیست هماهنگی و تجربه کافی نداشته باشند هر دو در طول قطعه به نواختن یکسان آکورد می پردازند.

بحثی را که امروز میخواهیم شروع کنیم مربوط میشود به این نکته که گیتاریست و پیانیست چطور باید بایکدیگر هماهنگی کنند تا اجرای موسیقی حرفه ای و خوب باشه. در این بحث به چند نکته مهم اشاره خواهیم کرد.

یکی از ساده ترین روشهای همراهی گیتار و پیانو در یک گروه کوچک

ساده ترین کار این باشه که هنگامی که گیتار در حال ساز زدن است، پیانو ساکت باشد و برعکس وقتی پیانو comping میکند گیتار ساکت باشد در اینصورت بدون شک هیچگونه تداخلی در comping رخ نمیدهد. نخندید! اینکار بسیار خوش صدا تر است از اینکه هردو ساز شروع به نواختن بدون برنامه کنند، مطمئن باشید شنونده در این حالت احساس بهتری میکند.

تنها نکته ای که باید رعایت شود اینکه حتی المقدور عمل جابجایی سازها بهتر است پس از پایان کامل یک جمله یا عبارت موسیقی باشد و به هیچ وجه وسط جمله سازها جای یکدیگر را عوض نکنند. حتی بهتر این است که به گیتار اجازه دهیم با سولیست هماهنگی کند و بعد که سولیست یکبار progression قسمتی از موسیقی را اجرا کرد، گیتار خارج شود و پیانو وارد موسیقی شود. در این حالت ممکن سولیست دیگری یا حتی خواننده اجرای موسیقی را هدایت کند. این روش بسیار متداول است بخصوص در اجرای ballad ها.

نکته دیگری که برای هر دو ساز باید به آن دقت کنیم اینکه هر دو ساز گیتار و پیانو توانایی پوشش دادن رنج وسیعی از نت ها را دارا هستند، لذا هرگز، تکرار میشود هرگز، به comping در یک محدوده کوچک مثل سر دسته گیتار اکتفا نکنیم و به این بهانه که فلان آکورد در سر دسته ساده تر اجرا می شود به زدن آکورد در یک قسمت از ساز ادامه ندهیم. دقت کنید که همین نکته های ساده یکی از تفاوتهای بزرگ یک اجرای حرفه ای و آماتوری است.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۳ ب.ظ

    نخندیدم گفتید نخندید خندم گفت…! ممنون از سایت خوبتون خیلی دوس دارم با صاحب این سایت آشنا و دوست باشم و بشناسمتون و اگر کمکی ازم بر میاد در خدمتم . . .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

دومین و یا شاید سومین گروه سازه های میانی نت ها هستند که موجب تدوین اثر هنری و جدا شدن هویت آهنگساز از نوازنده می شوند. اگر نت ها پدید نمی آمدند، شخصیت فردی هنرمند چون آهنگساز پدید نمی آمد و آنچه شناخته می شد، تنها نوازنده بود که به عنوان عمله ی طرب از آن در خانه های اشراف اروپایی و ایرانی بهره می بردند.
شماره‌ی سوم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی سوم مهرگانی منتشر شد

به تازگی سومین شماره‌ی دوفصلنامه پژوهشی مهرگانیکه در زمینه‌ی مطالعات تاریخی و تجزیه و تحلیل موسیقی فعالیت می‌کند، منتشر شده است. در این شماره پس از سخن نخست، که یاران مهرگانی در آن به بیان برخی ایرادهایوارد بر اعتبار ژورنال‌های با دسترسی آزاد و نیز شرح مختصر بعضی مبانی اولیه‌ی اعتبار علمی پرداخته‌اند، می‌توانید یک مقاله به مناسبت انتشار پنجاهمین شماره‌ی فصلنامه‌ی ماهور، دو مقاله‌ی پژوهشیو یک معرفی ژورنال از بخش تازه راه‌اندازی شده‌ی «نقد و معرفی» را بخوانید، که عبارتند از: «ماهورانه» از یاران مهرگانی، «نگرشی بر تلفیق شعر و موسیقی در ردیف‌های آوازی استاد عبدالله دوامی»از روح‌الله شیرمحمد،«بررسی سازهای زهی مطلق در رسالات عبدالقادر مراغی» از نرگس ذاکرجعفری و «شرحی بر محتوا و روش کار در ژورنال صفحه سنگی» از محمدرضا شرایلی. برای دریافت این دوفصلنامه‌ی پژوهشی رایگان می‌توانید به آدرس www.mehregani.ir مراجعه نمایید.
دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

سمفونی شماره ۸ در ماژور C در تضاد شدید با سمفونی هفتم است زیرا مملو از حسی خوشبینانه تر و گرمتر می باشد. کارل شومان این اثر را با اثر گوستاو مالر مقایسه کرده است. بسیاری از منتقدان این سمفونی را اثری برتر از سمفونی نهم دانستند، اما محبوبیت و شهرت سمفونی نهم بر تمام آثار قبلی دورژاک سایه گسترد. سمفونی شماره ۹ به عنوان بهترین سمفونی دورژاک با نام “دنیای نو” شناخته شده، دورژاک این اثر را در مدت اقامتش در نیویورک نوشته است.
آشنا چون کویر

آشنا چون کویر

بیان درونی ام را به واژه ی “آشنا” و “غریب” و تضاد میانشان اختصاص می دهم و در این جا از “آشنا” می گویم، چراکه درباره اش حرف های ناگفته ی بسیاری دارم. با گذشت سی سال از دوران موسیقایی ام و کشف صداهای متعدد و جستجوی مدام برای دستیابی آن چه غریب به نظر می-رسد، هنوز وقتی با خود خلوت می کنم به دنبال صدای آشنا می گردم غالباً در پی این بوده ام که زیر و بالای هر آن چه را که غریب می ماند، از صدا، سکوت ـ زمان و مکان، غربت را بردارم و آشنایش کنم و نهایتاً از غرابت دوری کنم؛ باز گردم و هر آن چه آشناست را در مقابل بگذارم و بکوشم تا در آینده آن را ترسیم سازم.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (IV)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (IV)

آریستوگزنوس این کار را در رساله‌ی اصول با محدود کردن دقیق موضوع، تعریف اصطلاحات مخصوص و آشکار ساختن خطاهای پیشینیان، به انجام می‌رساند. هر چند که نمی‌توان در چنین مقاله‌ای کلیه‌ی اصول و اصطلاحاتی را که آریستوگزنوس تاسیس و تعریف کرده گنجاند (۱۰)، اما فهرست مختصری از ساختار کلی آنها در اینجا آمده است:
ویلنسل (VIII)

ویلنسل (VIII)

گلیساندو افکت اجرایی است که بوسیله سراندن انگشت به بالا و پایین گریف، بدون رها کردن سیم اجرا می شود. این حرکت باعث می شود ارتفاع صدا به نرمی و بدون بریدگی و تغییرات پله پله، بالا و پایین برود.
مصاحبه با دیوید گیلمور ، قسمت آخر

مصاحبه با دیوید گیلمور ، قسمت آخر

سئوال : الان در باره کارهای اولیه ات مانند Atom Heart Motherو Ummagumma چه نظری داری؟
جواب : به نظرم هردو وحشتناک هستند. حالا اجرای زنده Ummagumma بد نبود اما متاسفانه ضبط خوبی ندارد.
علی رهبری و موسیقی صلح

علی رهبری و موسیقی صلح

علی رهبری امروزه یکی از مشهورترین موسیقیدانان ایران در سطح جهان است. سابقه رهبری بیشتر از ۱۲۰ ارکستر در کشورهای مختلف و مخصوصا” انتشار ۱۵۰ CD که بیش از ۳۵ CD و DVD آن توسط انتشارات Naxos به انتشار رسیده، جایگاه والایی را برای او فراهم کرده است(به غیر از علی رهبری و خواهرانش، رضا والی هم به تازگی اثری را با این انتشارات به بازار عرضه کرده است)
تقلای یافتن راهی نو (III)

تقلای یافتن راهی نو (III)

در آلبوم “سخنی نیست” هم‌گاه با این مساله طرفیم. برای مثال، در خود قطعهٔ “سخنی نیست”، بر روی “پشت درهای فرو بسته، شب از دشنه و دشمن پر”، این اتفاق رخ می‌دهد که البته به دلیل خصوصیات فضاسازانه‌اش در تناسب با تصویر شعری و هم چنین حل شدن‌اش در ریتم روانی که پیش از آن جریان داشته، نمی‌توان آن را نقطهٔ ضعف دانست؛ با این حال، این مساله در دیگر قطعات این آلبوم به چشم می‌خورد، به خصوص در قطعهٔ “آنکه مست…” (یا در خارج از این آلبوم، قطعهٔ “بزم تو” و بر روی مصرع “غمِ شب‌های جدایی”) که بر روی غزلی با ابیات هم وزن و قرینه، ایجاد تنوع در شکل ریتمیک جملات با کلام دشوار‌تر است و در نتیجه خطر ایجاد این تنوع‌های تحمیلی بیشتر.
باربد

باربد

هنگامی که در تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایران سیر میکنیم، به افراد مختلفی برخورد میکنیم که تاثیرات عمیقی بر آن گذارده و یا آن را از نابودی حتمی نجات داده اند ولی متاسفانه عده اندکی ایشان را میشناسند. از این دسته افراد میتوان به”باربد” موسیقیدان بی نظیر و مخترع نثر مسجع که در عصر خسروپرویز زندگی میکرده اشاره کرد که آهنگهای زیبا ی او بعد از صدها سال همچنان شنیدنی و جزو گوشه های قابل تامل در موسیقی ایران است، از داستان زندگی وی اخبار چندانی در دست نیست و آنچه در ذیل میخوانید جمع آوری تکه هایی از کتابهای مستند تاریخی با ذکر نشانی آنهاست.