معرفی مجموعه «موسیقی‌دان کوچولو» (I)

موسیقی‌دان کوچولو مجموعۀ دو جلدی شامل پنج دفتر مبتنی بر برخی اصول و مبانی موسیقی است. در دفتر اول جادوی فواصل و بداهه‌نوازی‌های ریتمیک، در دفتر دوم مد، تُنالیته و ملودی، در دفتر سوم هارمونی و آکُمپانیمان، در دفتر چهارم اُستیناتو، بداهه‌نوازی در ژانر‌های مختلف و در دفتر پنجم سکانس طلایی و ترانه آموزش داده می‌شود.

در سه دفتر اول مراحل ضروری و مقدماتی درک مبانی تئوریک و عملی موسیقی تدوین شده است. دفتر چهارم برای کلاس‌های بالاتر و شامل بداهه نوازی متریال‌های پیچیده‌تر اُستیناتو، ژانر‌های رقص و نمونه‌های داستانی است. دفتر پنجم زمینه‌های آشنایی هنرجو با سکانس طلایی و مُدولاسیون را فراهم می‌سازد و ترانه ساختن را به او می‌آموزد.

در«سخن مولفان» آمده است:
«بداهه‌نوازی مادۀ درسی نادری است که در آن نظر و عمل با موفقیت با یکدیگر تلفیق می‌شوند. شاگرد صرفاً معلومات کسب نمی‌کند، بلکه یاد می‌گیرد فعالانه از آن‌ها استفاده کند. در نتیجه مفاهیم نظری پیچیده به صورتی آشنا و قابل فهم درمی‌آیند.

ما معتقدیم آموزش بداهه‌نوازی برای هر کودکی که مشغول یادگیری موسیقی است لازم است. این کار ذهن کودکان را بسیار رشد می‌دهد و به آن‌ها این امکان را می‌دهد که احساس شادمانی عظیم کار خلاق را تجربه کنند، کمک می‌کند خود را تا اندازه‌ای آهنگسازی احساس کنند، شعور آن‌ها را رشد می‌دهد و اعتماد به نفسشان را بالا می‌برد.

علاوه بر این، تجربه نشان می‌دهد که درس‌های بداهه‌نوازی انگیزۀ شاگرد را براییادگیری درس‌های پیانو بیشتر و به شاگرد کمک می‌کند که پشت ساز احساس آزادی بیشتری داشته باشد، همچنین زمینۀ ارتباط فکورانه‌تر با آثار دیگر آهنگ‌سازان را فراهم می‌آورد.

هدف نهایی ما برانگیختن علاقه به موسیقی پردازی، پرورش عشق به کار خلاق، ارائه معلومات و مهارت‌های ضروری است.»

در پایان هر دفتر«توصیه‌های آموزشی» مبسوطی در مورد روش کار با شاگرد ارائه شده است. به طور مثال در توصیه‌های آموزشی در پایان دفتر اول در بخش«اولین تجارب خلاق کودک» می‌خوانیم:
«اولین قدم‌ها در کار خلاق بسیار مهم است. موفقیت‌های بعدی و علاقه‌مندی کودک به این موضوع بستگی دارد. هدایت آموزش اولیه وظیفه‌ای خطیر و همان‌قدر مسئولانه است (اگر نگوییم مسئولانه تر است) که تدریس در درجات استادی.کار معلمی که با مبتدی‌ها سر و کار دارد سخت‌تر از پدر موتسارت است؛ زیراموتسارت خودش به طرف پیانو می‌رفت، آنچه را که می‌خواست خودش با خوشحالی جست و جو و با خوشحالی پیدا می‌کرد. اما ما در ابتدا باید شاگردمان را برای این‌گونه فعالیت و این‌گونه خوشحالی فعال کنیم.

در اولین درس‌ها تلاش می‌کنیم با اجرای تکه‌هایی از آثار نمونه و درخشان توجه کودک را به روش‌های تجسمی موسیقی (امکانات موسیقیبرای منعکس کردن آواز پرندگان، سر و صدای باران، رعد و برق، زنگ ناقوس، صدای حیوانات مختلف و … با اصوات) جلب کنیم؛ آثاری همچون خرس اثر گالینین، رعد، شب در جنگل اثر گدیکه، آواز چکاوک اثر چایکوفسکی، باران اثر کورنفسکا و غیره. همان اولین صدایی که با نواختن کودک از پیانو خارج می‌شود باید او را جذب و متحیر کند معلم می‌تواند بگوید که صدای پیانو سحرآمیز است؛ پیانو می‌تواند «آواز بخواند»«گریه کند» «غرغر کند» «بدرخشد»، «زنگ بزند» و غیره.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آوازی سرشار از صفای جوانی

بازخوانی و بازنوازی آهنگ‌های قدیمی، کاری رایج در تاریخ موسیقی هر کشوری است، البته کشورهایی که حافظه تاریخی قوی دارند یا به خاطر تمدن ویژه‌شان، زود‌تر از سایر ملل به اسباب و لوازم ثبت و ضبط موسیقی دست پیدا کرده‌اند و مهم‌تر از همه، در حفظ و نگهداری آن‌ها کوشا هستند. در ۳۰ سال گذشته، استقبال از ترانه‌های قدیمی، دو عامل بنیادی دارد که مربوط می‌شود به دوره طلایی برنامه‌های گل‌ها در رادیو (۱۳۴۴-۱۳۳۴) و دوره طلایی ضبط صفحه‌های ریز شیار ۳۵ دور (۱۳۵۴ـ۱۳۴۲) و تکثیر فراوان و ارزان آن‌ها در سطح کشور که موجب شد موسیقی به خانه‌های مردم برود و ماندگار شود. عامل دیگر این استقبال، بی‌رنگ و رو شدن بیشتر آثاری است که به ویژه در ۲۰ سال گذشته ساخته شده‌اند و از لحاظ نیروی خلاقیت، خلوص هنرمند با هنرش، سلیقه در انتخاب ملودی و کلام و زیبایی در اجرا، قابل مقایسه با آثار گذشتگان نیستند. البته عده‌یی هم هستند که نوعی علاقه قلبی به موسیقی دهه‌های گذشته دارند و حساب آن‌ها از این بحث جداست.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

از روزهای گذشته…

کنسرت شجریان در تهران و رهبری در آنکارا!

کنسرت شجریان در تهران و رهبری در آنکارا!

همانطور که در خبرها خواندید، علی رهبری رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران که چندی پیش با علاقه و اشتیاق فراوان به ایران آمده و سکان ارکستر را به دست گرفته بود با انتشار نامه سرگشاده خود به وزیر ارشاد، تهران را به قصد اتریش ترک کرد؛ اما شجریان که تا قبل از کنسرت اخیر خود مایل به اجرای برنامه در ایران نبود، کنسرتهایی را در تالار وزارت کشور به روی صحنه می برد!
ناهماهنگی رایحه عصیانگری

ناهماهنگی رایحه عصیانگری

به گفته خودش : “در فرهنگ لغت نوشته است که هماهنگی یا Consonance، ترکیب چند نوای مختلف و به وجود آوردن یک واحد هارمونیک است. ناهماهنگی یا Dissonance، نتیجه ایجاد اختلال در این هارمونی است که با وارد کردن آواهای نامربوط به این مجموعه ایجاد میشود. من باور دارم که این تعریف واضح نیست. از زمانی که این لغات در گنجینه لغوی ما وارد شده است، لغت “ناهماهنگی” حامل رایحه ای عصیانگرانه است.”
نوایی: انقلابی در تدریس فلوت بوجود آمده

نوایی: انقلابی در تدریس فلوت بوجود آمده

ببینید، روش تدریس امروزه یک روش بین المللی است و با روشی ما که قبلاً آموزش می دیدیم کاملاً متفاوت است. امروزه اساتید اکثراً طبق یک روش استاندارد بین المللی تدریس می کنند. برای مثال قبلاً به ما می گفتند که باید برای بهتر شدن صدا، لبها را کاملاً سفت کنیم و به اصطلاح می گفتند، لبها شکل پاپیون داشته باشد. بعد در حدود ۳۵ سال پیش آقای جیمز گالوی انقلابی در فلوت ایجاد کرد و الان هم پاهود یک نوازنده سوئیسی هست که انقلاب دوم در فلوت را ایجاد کرده و طبق نظر این اساتید هرچقدر عضلات نوازنده شل تر باشد صدای فلوت بهتر خواهد شد.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (IV)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (IV)

«داشتن انگشت هایی چابک و فرز و ضربه های بی نقص آرشه از ضروریات است؛ همچنین باید آن قدر عالی کار کرد که بتوان ریتم را پیش برد و تأثیر شاعرانه ای که هنرمند در نظر دارد را بر جای گذاشت. با افزوده شدن فرمولهای جدید به محدوده نوازندگی، دستیابی و تسلط بر روال نوازندگی آسان تر می شود. ویولنیست های امروزی نسبت به نوازندگان نسل پیشین دسترسی بیشتری به منابع تکنیکی دارند.»
گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (II)

گیدیون بروک، فاگوت نواز بزرگ انگلیس (II)

معروف ترین اجراهای بروک عبارتند از کنسرتوهای باسون وبر و موزار. منتقدان سونوریته قطعه نواخته شده را بیش از هر چیز دیگری مورد تحسین قرار دادند. پس از اجرای کنسرتو باسون موزار در سال ۱۹۵۴، یکی از منقدان بیان کرد که «وقتی بروک می نوازد صدای باسون مانند سرشیر جاری می شود؛ گاهی آدم فکر می کند که دارند ساکسیفون می نوازند».
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (IV)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (IV)

گروه دیگری از موسیقیدانان را نیز که شاگردان هسته‌ی اصلی گروه محوری بودند، باید جزء گروه محوری به حساب آورد چرا که فعالیت‌های بعدی این عده بود که جریان احیا را در سطح جامعه هنری مطرح و آنرا کامل کرد. به نظر می‌رسد در این مورد، گروهِ محوری دستکم به دو بخش تقسیم می‌شود: هسته اصلی و شاگردان۱۰٫ در حقیقت بدلیل نزدیکیِ زمانی و تاثیری که این شاگردان بر جریان موسیقی ایرانی نهادند، بسیار مشکل بتوان این دو بخش را از یکدیگر جدا کرد، در عین حال نباید از نظر دور داشت که زمانی که این شاگردان وارد جریان احیا شدند، خطر اصلی از موسیقی سنتی ایرانی دور شده و مرحله اصلی احیا (حداقل از دید خود احیاگرایان۱۱) تمام شده بود.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.
موسیقی کریسمس (I)

موسیقی کریسمس (I)

موسیقی کریسمس ژانرهای مختلفی از موسیقی را در بر می گیرد که معمولا در فصل کریسمس، یعنی از چند ماه مانده به روز کریسمس تا چند هفته پس از آن، اجرا یا پخش می شوند.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (IV)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (IV)

من هم نوشته‌هایش را همانگونه که بود در کتاب نقل کردم. کاری را که او می‌خواست درباره‌ی من انجام بدهد من درباره‌ی او انجام دادم. بعد شروع کردم به اینکه خاطرات مشترکمان را هم بنویسم و دیدم حالا که دارم می‌نویسم، بخشی از مشاهدات خودم را در عالم موسیقی را نیز بنویسم و این همان چیزی بود که مورد دلخواه او هم بود. از آنجا که بعد از کناره‌گیری از ارکستر در سال ۸۸ نمی‌توانستم بیکار بمانم، به نحوی می‌خواستم که سرگرمی داشته باشم و شروع به نوشتن آنها کردم. شاید تعجب کنید ولی روزی ۱۲ ساعت کار می‌کردم و می‌نوشتم. در این دوره کمتر به کار آهنگسازی و بیشتر به کار نوشتن پرداختم. از طرفی بعضی از شاگردانم دائم می‌گفتند که این همه به ما درس و جزوه داده‌اید چرا اینها را چاپ نمی‌کنید؟ به این فکر افتادم که تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایرانی را هم بنویسم و آن را هم نوشتم.
فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (I)

فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (I)

فرنگیس علیزاده یک آهنگساز و پیانیست اهل باکوست و متولد ۱۹۴۷ است که پیش از اینکه در پروژه جاده ابریشم یویوما به صورت جهانی مطرح شود به عنوان یک آهنگساز نوگرا (البته با حال و هوای موسیقی آذری) در آذربایجان شناخته میشد. معروفیت فرنگیس علیزاده (Firangiz Alizade) به دلیل ساخته های موسیقی او که در یک نوع جدید به نام «Yeni Musigi» (موسیقی نو) است، می باشد. وی پیانو را در نزد Ulfan Khalilov و آهنگسازی را نزد Gara Garayev را درهنرستان باکو آموخت، جاییکه او فارغ التحصیل شد به عنوان پیانیست در سال ۱۹۷۰ و یک آهنگساز در سال ۱۹۷۲٫