وان موریسون، نوری در تاریکی (III)

وان موریسون
وان موریسون
وان موریسون برای مدت سه سال هیچ آلبومی عرضه نکرد. بعد از یک دهه کار مداوم و بی وقفه، در مصاحبه ای گفت: “احتیاج دارم به طور کامل از موسیقی فاصله بگیرم و برای ماهها بدان گوش نیز نسپارم.” آلبوم “دوره تحول” را در سال ۱۹۷۷، به طور مشترک به همراه دکتر جان به پایان برد. این آلبوم نقدهای ملایمی در بر داشت و آغازی بود به دوره پر کار و پرثمر در ساخت موسیقی. یک سال بعد، موریسون آلبوم “طول موج” (Wavelength) را عرضه کرد که در مقایسه با دیگر آلبومهای وی فروش بسیار پر سرعتی داشت.

اولین آهنگ این آلبوم “تالار پادشاهی” خاطرات کودکی موریسون به همراه مادرش در کلیسا را بیان می کند و زمینه ای مذهبی دارد که در آلبوم بعدی وی “در درون موسیقی” (Into the Music) نیز به گوش می رسد.

در سال ۱۹۸۰ موریسون و نوازندگانش به استودیوی “خرس بزرگ” (Super Bear) واقع در رشته کوههای آلپ فرانسه سفر کردند برای ضبط آلبوم “صومعه” (abbey) که از آن به عنوان بحث برانگیز ترین اثر وی یاد شده است. آلبوم بعدی “یکِ عامیانه ” (Common One) شامل شش آهنگ است که طولانی ترین آن “تابستان در انگلستان” ۱۵ دقیقه می باشد که با جمله “آیا می توانی سکوت را احساس کنی؟” به پایان می رسد.

در مجله NME درباره این آلبوم آمده: “پاکی عظیم، بسیار کسالت آور به همراه روحی خود پسند!” حتی گریل مارکوس که همواره طرفدار آثار مورسیون بود نوشت: “این آلبوم تنها نوعی شعر پنهان است که او فکر می کرد باید باشد، نه موسیقی فراتر و غنی تر”. زندگی نامه نویس کلینتون هایلین (Clinton Heylin) اضافه کرده است: “موریوسن از این پس دیگر، کاری بدین بلند پروازانه انجام نخواهد داد.” آلبوم بعدی موریسون “دید زیبا” (Beautiful Vision) بود، در سال ۱۹۸۲ که بار دیگر به ریشه های شمال ایرلند خود باز می گردد که هم مورد توجه عموم و هم منتقدان واقع شد.

آهنگ “اسکاندیناوی” در این آلبوم با داشتن موریسون پشت پیانو، نامزد دریافت بهترین جایزه “بهترین نوازندگی موسیقی راک” برای بیست و پنجمین “جایزه گرمی” (Gramy Award) بود. در سالهای ۱۹۸۰ موسیقی موریسون بیشتر عرفانی بود. آلبوم سال ۱۹۸۳ وی “سخنان گنگ دل” (Inarticulate Speech of the Heart) موجی بود به سمت موسیقی مراقبه وار به همراه چندین سینتی سایزر (ترکیب کننده صدا) انواع فلوت و دیگر سازها.

در این دوره وی به تحصیل ساینتولوژی (Scientology) –علمی درباره عرفان و جاودانگی- پرداخت و سخنرانی در ادای احترام و سپاس به استاد و بنیانگذار این عقیده ال.رون هوبارد (L. Ron Hubbard) برگزار کرد. “احساس عجیب” (A Sense of Wonder) آلبوم سال ۱۹۸۵ موریسون که تمام موضوعات روحانی چهار آلبوم پیش را گرد هم آورد. یک سال بعد آلبوم “هیچ راهبری، هیچ روشی، هیچ معلمی” عرضه شد که تقدسی اصیل و تازگی در موسیقی داشت.

در مصاحبه ای با آنتونی دنسلو، موریسون گفته است: “سخنان نادرست بسیاری درباره این آلبوم بیان شد. من هیچگاه وابسته به گروهی نبودم و چنین قصدی نیز ندارم. برای کسانی که نمی دانند راهبر و هدایتگر چه کسی است، باید بگویم حتی معلمی نیز نداشتم.” سال ۱۹۸۷ آلبوم “ترکیب قهرمانان شاعرانه” وی با تمی عاشقانه و رومانتیک، شامل آهنگهایی همچون: “کسی مثل تو” و “بوسه فرانسوی” (مربوط به سال ۱۹۹۵) که در این آلبوم اجرا شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

به عقیده ی آدرنو “تغییرات ملودیک در آثارِبارتوک و یا تغییرات ریتمیک مانند آنچه استراوینسکی انجام می دهد چندان بزرگ و بیان کننده ی تعارضات اجتماعی نیست”(جاودانی ۳۴:۱۳۸۹). او حقیقت هارمونی را دیسونانت می دانست. نکته ی مهم دیگر که به نظر میرسد آدرنو کمتر به آن توجه داشته اهمیت شعر و کلام در موسیقی عامه پسند است. همین امر موجب شده است که او موسیقی عامه پسند را مدام با موسیقی کلاسیک غرب و تکامل آن مقایسه کند در حالی که بخش عظیم موسیقی کلاسیک اروپا کارگان سازی دارد و تقریبا بیشترِکارگان موسیقی عامه پسند همراه با کلام است. طبیعی است که در موسیقی سازی نوآوری بر پایه ی هارمونی( و ریتم و ارکستراسیون و…) بنا می شود اما در موسیقی عامه پسند ممکن است نوآوری هارمونیک در اولویت اول نباشد.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

در اینجا توسط عباس خدایاری در مورد (Discussion) در نوشتارهای علمی و رابطه‌ی آن با چنین جدل‌هایی، پرسشی مطرح شد با این مضمون که چرا در آن موارد گفتگوی مطرح شده بسیار شفاف و با در نظر گرفتن تمامی جوانب کارهای گذشتگان و … است؟ مدرس کارگاه پاسخ داد که به نظر وی بخشی از ین تفاوت به سطح کیفی بعضی نقدهایی که می‌شناسیم و بخشی دیگر به اختلاف میان کارکردها و زبان نقد و مقاله‌ی علمی بازمی‌گردد.
واکاوی نظری موسیقی امبینت (V)

واکاوی نظری موسیقی امبینت (V)

گروه آلمانی کرافت ورک (۳۲) یکی از تاثیرگذارترین نام هایی است که می توان از آن در زمینه پیشرفت سینتی سایزرها و تاثیرگذاری بر هنرمندان نسل بعد، یاد کرد. این گروه «پد درام» را توسعه داد و از سینتی سایزر ها در حوزه سازهای ریتمیک استفاده کرد. با همین عملکردها بود که از اواسط دهه ۷۰ در دنیای راک تغییرات اساسی بوجود آوردند و موسیقی راک را با روش‌های مختص به خود و غیر متعارفی تنظیم و اجرا کردند. یکی از افراد این گروه در مصابه ای در سال ۱۹۷۷ گفت: «موسیقی الکترونیک فراتر از رنگ ها و کشورهاست؛ با ابزار موسیقی الکترونیک همه چیز ممکن است تنها محدودیت می تواند در خود آهنگساز باشد.»
گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

من در دوره‌ی هنرستان، در کنار تار، دو سال هم پیش استاد حسین تهرانی تنبک یادگرفتم. بعد زمان آقای دهلوی ایشان گفتند تنبک متد ندارد برو و آقای تهرانی را بیاور و درس‌های ایشان را ثبت کن تا متدی تهیه کنیم. هفته‌ای یک روز آقای تهرانی را که منزل‌شان هفت‌حوض بود می‌رفتم و با ماشین برشان می‌داشتم می‌بردم هنرستان. ایشان از اول شروع کردند و با دید آموزشی، درس‌ها را زدند و من نوت کردم. آن سالها دستم روی تنبک هم خیلی روان بود. حتی دوستان و فامیل دور هم که جمع می‌شدند خیلی وقتها جای تار به من می‌گفتند تنبک بزنم. تنبک را هم مثل چپ دست‌ها می‌زنم. چون پا و دست چپم قوی‌تر هستند و از اول آنطور عادت کرده بودم. خیلی از گلهایی که در جام جهانی زده‌ام هم با پای چپم زده‌ام (خنده).
چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (III)

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (III)

اما این پرسش که مرزهای موسیقی ایرانی کجاست و آیا می‌توان سیستم صداهایی برای موسیقی ایرانی پیدا کرد که به ردیف و مفاهیم شاهد و ایست وابسته نباشند، قابل تأمل و پیگیری است. البته سیستم‌ها باید بدان‌گونه باشند که ملودی‌های ردیف هم در آن‌ها گنجانده باشند. وزیری در آوازشناسی آورده است که: «دستگاه به آوازی باید اطلاق شود که طرز بستنِ درجات گام آن و فواصل جزء آن شباهت به گام دیگری نداشته باشد» (وزیری، ۱۳۶۹: ۱۶).
جو ستریانی

جو ستریانی

در بین نوازندگان گیتار راک (Rock) دهه های ۸۰ و ۹۰ جو ستریانی یکی از حرفه ای ترین و قدرتمند ترین گیتاریست ها می باشد.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و یکم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و یکم)

بعد از جنگ جهانی دوم زندگی کردن در ژاپن بسیار دشوار بود. زمستانهای شهر ماتسوموتو سخت است در آنجا بعضی از روزها درجه حرارت به سیزده تا هجده درجه زیر صفر می‌رسد. در یکی از این روزها که خواهر من از کارش بر گشته بود و در حالیکه برف هایش را تکان می‌داد، گفت که بر روی پل هون ماچی (Hon-Machi) در هوای سخت یک سرباز زخمی ایستاده و دارد گدائی می‌کند. آنجا در این برف سنگین می‌لرزد و هیچکس پولی در جعبه ای که بر جلوی پایش قرار دارد نمی‌اندازد… من می خواستم او را به خانه گرم خودمان دعوت کنم برای یک فنجان چای گرم؛ بلافاصله پرسیدم: این فقط یک خواسته در درون تو بود؟ جواب داد: بله و بلافاصله دوباره به طرف خیابان دوید.
روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال تو سرآرشه را می‌بینی درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.
ارکستر (II)

ارکستر (II)

برای معرفی ارکستر از ابتدایی ترین نوع آن در تاریخ این بحث را آغاز کردیم و به صورت اجمالی با تحولات مهم آن تا قرن حاضر آشنا شدیم؛ در ادامه این مبحث به این موضوع می پردازم که چند نوع ارکستر داریم و هر کدام چه زیر گروه هایی را در بر گرفته و جزئیات هر کدام از آنها به چه صورت است، برای این منظور و با توجه به اینکه معمولآ برای تفکیک انواع ارکستر از دو جنبه سازبندی و تعداد نوازندگان این مسئله بررسی می شود، بحث را پی میگیریم.
جای پرسش بنیادی صدا (III)

جای پرسش بنیادی صدا (III)

اگر چنین رویدادهایی اصولا ارزشی داشته باشند، که دارند، سوای انگشت گذاشتن بر موفقیت یک گروه در فعالیت چندین ساله –که به سادگی هم ممکن است معنایی بیش از یافتن دوست و رفیق بیشتر در میان اهل موسیقی نداشته باشد، این است که بخش بزرگی از صداهای موجود شنیده شوند. مگر نه این که نام رویداد صدا، تهران، موسیقی است و تاکیدی هم بر موسیقی الکترونیک و الکتروآکوستیک دارد؟ پس چه چیز مهمتر از آن که در دل آن صداهایی تازه به جهان بیایند؟ فوران صداها دقیقا امری بود که در پنج روز رخ داد. فوران صداهایی که بعضی آن را صدای تهران دانستند. و خیلی بیراه هم نبود چون عنوان رویداد چنین چیزی را طلب می کرد.