گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

شاگردان او هیچکدام بازنده نیستند

علی تجویدی (۱۲۹۸- ۱۳۸۴)
هرچه بیشتر می گذرد ارزش ها و امتیازاتش برای افرادی که ایشان را می شناختند و یا از درس هایشان استفاده برده اند، روشن تر می شود. استادانی که به راستی «بزرگ» هستند، اینچنین اند. گذشت زمان اثر دست شان را کمرنگ نمی کند و از بین نمی برد. بلکه غبار بی توجهی و سرسری ردشدن ها را از روی آنها می زداید و گوهر درونی شان را نمایان تر از پیش می سازد. علی تجویدی از این دست هنرمندان «نامیرا» ست.

در جوانی استاد شد. در زمانه ای که احراز جایگاه و عنوان استادی اصلاً و ابداً سهل و آسان نبود. بسیاری استادان زمانه را دیده و ژرف درک کرده و زیر و بم کارشان را نیک شناخته بود. از آن انسانهایی بود که سریع می آموزند و زود به مقام مرجعیت می رسند. او بیش از همه؛ استاد ابوالحسن صبا را مرشد حقیقی خود می دانست و به رکن الدین خان مختاری و مرتضی محجوبی علاقه عمیق داشت.‌ در همان جوانی از دست حاج آقا محمد ایرانی مجرد دست خطی حاوی تایید و تحسین (همه منظوم) گرفت و در منزل حاج آقا که میعادگاه هنرمندان درجه اول موسیقی بود، همراه صدای استاد طاهرزاده نواخت و مورد تحسین قرار گرفت. آموزش و پژوهش او در میراث گذشته اش کامل بود؛ اما بدان محدود نماند. ریشه داری و نوگرایی در وجود او لازم و ملزوم بودند و او این صفت نایاب را به طور طبیعی (بخوانید ژنتیک) در وجود هنرمندش داشت.

نوازنده برجسته ویولن بود و با سه تار، اُخت و آموخته. هنگامی که نوعی بی بند و باری و رمانتیک بازی کولی وارانه در نواختن ویولن ایرانی همه جا سرایت کرد؛ او نه بدان میوست و نه مثل بعضی ها سرخورده و گوشه نشین شد. مسلط و فاخر بر مقام خود ایستاد و با تمرین مرتبش تا اواخر عمر و اوایل بیماری جانکاهش؛ با قدرت و لطافت؛ آرشه برسیم کشید. آلبوم “یادگار استاد” که حاوی نوای ویولن و سه تار و صدای خسته و گیرای اوست، گواه روشنی بر توانایی های استثنایی هنرمردی هشتاد ساله است. تحسینی که نثار اوشد، پاداشی برای یک عمر حفظ سلامت روح و جسم و حفظ انضباط فردی و توجه عمیق به بنیانهای سازنده و زیبایی شناسی اصیل موسیقی ایرانی بود.

بعد از انقلاب و خانه نشینی و محرومیت از امکانات سابقش، زندگی نوینی را طرح ریخت: تدریس را جدی گرفت و شاگردان شایسته ای تربیت کرد، کتابهای ارزشمندش را نوشت و امروزه یکی از معتبرترین و هنری ترین روایات موجود از ردیف موسیقی کلاسیک ایران، همان تالیفات اوست. مقالات پرمحتوا و سخنرانی های ارزشمند در طی حضور همیشه فعالش در اجتماع، پیوسته از او صادر می شد. در شوراهای متعدد شرکت داشت و با ارکستر ملی ایران در زمان تصدی شاگرد سالیان دورش؛ استاد فرهاد فخرالدینی، آثار قدیم و جدیدش را اجرا کرد. یک تنه برای موسیقی نیرو می گذاشت و حمایتی از طرف جایی نداشت. عشقش به موسیقی و ادبیات کلاسیک ایران حد و مرز نمی شناخت و فعال محض بود تا نفس داشت. همین بود که نه تنها هنرمندان گوناگون؛ بلکه استاد سخت پسند: حسن کسایی نیز علاقه عمیق به او داشت و به احترامش کلاه از سر برمی داشت.

خویشتندار و خانواده دوست بود. کیمیای وجود همسر فرشته خوی اش «شوکت خانم» در این موضوع؛ انکارناپذیر است. او به واقع شوکت زندگی علی تجویدی بود و نزدیک هفتادسال با او زیست و پس از او نیز چندان نپایید.

نواخته های درخشانش؛ آهنگهای همیشه ماندگارش؛ درس های پربارش، شخصیت برازنده و کم همتایش، و به ویژه بینش ژرف و رای همیشه درست و صائبش، همه و همه اثر وجود نفیس او در مدت حدود شصت سال حضور در جدی ترین عرصه های موسیقی کلاسیک ایران است. موسیقی ای که در هر زمان گرفتار انواعی از اپیدمی های مخرب و مغرضانه بود: از غرب گرایی بی منطق و هیستریک سالهای ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، تا چرخش ناگهانی و بیمارگونه به نام »سنت: در سالهای ۱۳۴۷ تا الی ماشاالله؛ از ابتذال همه گیر در دهه ۱۳۵۰ تا تحریم ناگهانی همه نوع موسیقی در دهه ۱۳۶۰ و حمله ها و سازشکستنها؛ از فرصت های کوتاه دهه ۱۳۷۰ تا فرارسیدن پیری و بیماری، استاد علی تجویدی چون ستونی استوار از اصالت و استقامت، نماد زنده ای از ارزشهایی بود که هیچگاه در هر دوره ای، آنچنان که بایسته و شایسته بود؛ بدان توجه نشد. دیر زمانی است که موسیقی ما، مرجعی چون او ندارد. مجبوریم واقع بین باشیم: دیگر کسی چون او نخواهد بود.

در کنارشان سال ها نشستم و برخاستم (با این که سعادت شاگردی شان را نداشتم) و شنیدم و آموختم. مجلس شان هیچگاه بی ثمر نبود و هربار با مطلبی تازه و نکته ای ارزشمند همراه بود. استاد علی تجویدی بزرگتر از آنست که از یاد برود.
روزنامه اعتماد ۲۵ آبان ۱۳۹۹

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

۱ نظر

بیشتر بحث شده است