زندگی در انزوا (II)

کامران داروغه (۱۳۲۱- ۱۳۸۴)
کامران داروغه (۱۳۲۱- ۱۳۸۴)
کامران داروغه از اولین ورودی ها به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) بود، تعدادی از هم‌دوره‌های او نیز به این دانشکده آمدند، ولی کارشان را ادامه ندادند (نظیر اسدالله ملک) ولی او دوره تحصیل را به پایان برد و رساله‌اش را درباره موضوعی قابل توجه ریتم های زورخانه و با همکاری هنرمند ارجمند، استاد محمد اسماعیلی نوشت که قسمتی از آن نزد نگارنده نگهداری شده است. داروغه در دانشگاه از درسهای استادانی مثل نورعلی برومند و اصغر بهاری استفاده کرد. از سال ۱۳۴۵ به رادیو رفت و به توصیه استاد ملاح که در شوراهای موسیقی رادیو صاحب جایگاه و احترامی بود، به برنامه گلها وارد شد. دوره اوج او نیز ده سال ۱۳۴۵ ـ ۱۳۵۵ است.

در این دوره، تک‌نوازیهای باارزش و شنیدنی از هنر کمانچه‌نوازی او ضبط شده است. همچنین کنسرتهای فراوانی به نفع امور خیریه و مؤسسات فرهنگی برگزار و برای نواختن موسیقی ایرانی و معرفی کمانچه به موسیقیدانان دنیا به کشورهای مختلف سفر کرد. گاهی آهنگ هم می‌ساخت، ولی آهنگهایش چندان معرفی نشده‌اند.

او یادداشتهایی هم برای آموختن کمانچه نوشته است که می‌توانست کتابی معتبر باشد، ولی با مرگ او معلوم نیست تکلیف آن یادداشتها چه شده است.

نوای نرم و با‌حالت آرشه داروغه در برنامه‌های تک‌نوازان در رادیو، اصالت روش و احساسات شخصی او را معرفی می‌کند. داروغه غیر از موسیقی کلاسیک ایرانی، فوت و فن‌های موسیقی مطربی قدیم را هم خوب می‌شناخت و گاه به تفنن قطعاتی در آن مایه‌ها می‌نواخت. اجراهای او در جشن هنر شیراز (۱۳۵۶‌ ـ ۱۳۴۷) اگر روشن و سالم ضبط شده باشند، هنر او را گواهی می‌کنند. اگر دوستانش مجموعه‌ای برگزیده از ضربیهای او را که با کمانچه نواخته، جمع‌آوری و منتشر کنند، کاری شایسته برای آن مرد هنرمند که در بهار امسال به خاموشی از بین ما رفت، انجام داده‌اند.

کامران داروغه، هنرمندی به تمام معنی شریف و پاک‌نهاد و خوش‌قلب بود. هنرمندانی چون داود گنجه‌ای و منصور نریمان که با او آشنایی نزدیک داشته‌اند بهتر می‌توانند صفات انسانی او را وصف کنند. از خانواده‌ای اعیان برخاسته بود و خوشبختانه احتیاج مالی نداشت که مجبور باشد به خاطر آن هر کاری را قبول کند. در اجرا و آموزش هم قصد انتفاعی نداشت و از آفات مادی‌گرایی مهلکی که فضای موسیقی و موسیقیدان ایرانی را آلوده کرده است، دور بود.

آفت زندگی او، دلسردی عمیق از هنر و واقع‌بینی اغراق‌شده‌ای بود که سبب شد سالهای سال دست به ساز نزند و از جریان طبیعی حرکت زندگی و کار دور بماند. انزوای وی اگر در ابتدا اسباب سلامت مشی هنری او بود، خیلی زود به آفت زندگی و کوتاه کردن عمر او تبدیل شد. روایت مرگ دردناک او را باید از قلم دوستدار جوانش خانم فروغ بهمن‌پور خواند (اگر نوشته باشد)؛ و روایت زندگی پر از معصومیت و اندوه او را دوست همقلم و همدرد، آقای علیرضا پورامید عزیز، اگر بنویسد. روانش شاد و در آرامش باد.
مقام موسیقایی شماره ۶۱

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

کنترباس (II)

کنترباس (II)

اگر بخواهیم یکی از بزرگترین نوازندگان دوبل باس کلاسیک را نام ببریم بدون شک باید از جیووانی بوتسینی نوازنده مشهور ایتالیایی (۱۸۲۱-۱۸۸۹) نام برد. او که نزد بسیاری از منتقدین موسیقی به پاگانینی کنترباس مشهور است قطعات بسیار زیبایی را از جمله چندین کنسرتو برای این ساز نوشته است. زیبایی کارهای او به قدری است که به هیچوجه نمی توان آنها را با سایر کارهای سولو برای این ساز مقایسه کرد.
پنج مورد مهم برای موفقیت یک نوازنده

پنج مورد مهم برای موفقیت یک نوازنده

نوازندگی همچون سایر مهارتها ترکیبی از توانمندی های گوناگون است که با پرورش همه جانبه آنها میسر خواهد شد. اهمیت بیش از حد به تمرین و استعداد نتیجه ای کوتاه مدت در بر خواهد داشت و مثمر ثمر نخواهد بود. برای ماندگاری آن باید توانایی های مختلف رشد یابد تا نوازندگی به هنر بدل شود. مقاله ی پیش روبه طور خلاصه به این موضوع پرداخته است. (زهرا نصیری*)
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVIII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVIII)

الگار این کنسرتو را در سال ۱۹۱۹ پس از پایان جنگ جهانی نگاشت. با بدبینی حاصل از تـخریب و نابودی به بارآمده توسط جنگ، الگار بر این باور بود که اروپای کنونی دیگر بسآن اروپای قبل از جنگ نخواهد شد. اولین واکنش او به جنگ ننوشتـن موسیقی در طی آن چهار سال بود. سپس، از اکتبر ۱۹۱۸ تا اکتبر سال بعد، او قریحه ی خود را صرف چهار اثر نمود که در زمره ی بهترین آثار وی جای می گیرند. سه اثر ابتدایی که آثار “مـجلسی” نام گرفته و اثر چهارم وی، هـمین کنسرتوی ویلنسل می باشد. این کنسرتو، گویی سوگ الگار برای جهان از دست رفته می باشد.
طراحی سازها (V)

طراحی سازها (V)

Herodotus، پدر تاریخ باستان، داستانی را درباره زایش هندسه و ارتباط آن با طغیان فصلی رود نیل، نقل می‌کند. به دنبال تقسیم اراضی میان مردم توسط شاه Sesostris در قرن ۱۴، باید شیوه‌ای برای محاسبه میزان زمین‌هایی که به علت طغیان نیل دچار خسارت می‌شدند در نظر گرفته می‌شد تا برحسب آن مالیات صاحبان این اراضی به تناسب مشخص گردد. این روند به یک سیستم مدون برای اندازه‌ گیری زمین‌ها منجر شد و در آن geo به معنی زمین و metron به مفهوم اندازه بود، در نتیجه geometry یا هندسه را می‌توان «هدیه نیل» دانست.
چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

چشمه ای جوشیده از اعماق (III)

برای پارت سکوت فرصتی است برای اندیشیدن. اندیشیدن به اینکه آیا چیزی برای گفتن داریم یا نه و اینکه آیا اساساً چیزی باید گفته شود یا نه؟ در چنین نگاهی اهمیت سکوت ها هیچ کم از گفته ها نخواهد بود و پارت نیز بر همین نکته تأکید دارد: سکوتها بسیار مهم اند. او سبکی که حاصل دوره سکوت خود بود را “تینتینابلی” (tintinabuli) نامید.
جلیل شهناز و چهارمضراب (IV)

جلیل شهناز و چهارمضراب (IV)

این چهارمضراب ۲۰۵ میزانی که اجرای آن در [شهناز ث] موجود است، در دشتی سی نواخته و با متر نغمه‌نگاری شده است. پایه‌ی این چهار مضراب الگویی ملودیک دارد (شکل ۱) و از یک موتیف دو میزانی ساخته شده:
موسیقی با کلام و تجربه‌ی تغییر (I)

موسیقی با کلام و تجربه‌ی تغییر (I)

اگر کمی به آثار موسیقی سال‌های اخیر گوش بسپاریم نوعی تعیین نشدگی در وضعیت فرم موسیقی ایرانی به چشم می‌خورد. پیش از این، رایج ‌ترین ساختار یک اجرای کامل، توالی گوشه‌ها و ضربی‌ها بود اما این وضعیت اکنون مدتی است که در حال تغییر است، تو گویی در دوره‌ی گذاری به سر می‌بریم. تاثیر این وضعیت بر فرم اجرا در «آب، نان، آواز» (اثر جدید علی قمصری) هم مانند دیگر آثار با کلام قبلی‌اش، به خوبی دیده می‌شود.
گفتگو با جاشوآ بل (II)

گفتگو با جاشوآ بل (II)

دوست قدیمی دیگر کریس بوتی نوازنده ترومپت است، ما با هم در دانشگاه ایندیانا تحصیل می کردیم. نزدیک به ۲۵ سال است که او را می شناسم و همیشه می خواستیم کاری را با هم انجام دهیم اما هیچ گاه شانس آن را نیافتیم. این آلبوم شانس ما بود و قطعه “پروگی عاشق تو هستم” (I Loves You Porgy) را در این آلبوم به همراه هم اجرا کردیم. خواننده فوق العاده توانا و با استعداد خانم کریستین چنوویث که سالها پیش دوست دختر خود من نیز بود بار دیگر آهنگ “ولنتاین مضحک من” (My Funny Valentine) را با هم در این آلبوم اجرا کردیم. زمانی که گروه تکمیل شده بود شنیدم که رجینا اسپکتور نیز تمایل دارد در این آلبوم حضور یابد. او خواننده فوق العاده موسیقی فولکلور است بنابراین به سرعت به چند اثر از او گوش دادم و قطعه ای را برای او آماده کردم. کار سختی بود اما در انتها از قطعه های محبوبم شد.
نامه سرگشاده سیما بینا

نامه سرگشاده سیما بینا

مدتی پیش آلبومی با صدای علیرضا افتخاری به بازار آمد که بر روی جلد این اثر نام جمشید عندلیبی، به عنوان آهنگساز مشاهده می شد. اما محتویات این آلبوم در واقع بازنوازی آثار قدیمی موسیقی بود؛ در این مورد خانم سیما بینا، نامه ای سرگشاده در سایت شخصی خود قرار داده است که در ادامه متن نامه را می خوانید.
میکروتنالیته (III)

میکروتنالیته (III)

امروزه به راحتی میتوان با استفاده از سازهای الکترونیک بین سیستمهای مختلف گام حرکت کرده و دنیای متنوع اصوات و گامها را نشان داد.