جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

محسن هشترودی (۱۲۸۶ - ۱۳۵۵)
محسن هشترودی (۱۲۸۶ - ۱۳۵۵)
پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

آنچه نظم آینده جهان را سامان می بخشد علم است، اما آنچه توانایی انتقال از یک حوزه نظم به میدان زاینده نظم های جدید است، هنر است. اگر علم زمینه را برای حرکت از عام به خاص فراهم می کند، هنر زمینه را برای تاثیر نیروی زایای خاص بر عام آماده می سازد. اگر علم جمعیت را پاس می دارد، هنر فردیت را هویت می بخشد. اگر فرد در مقابل اثر علمی قرار گرفته، آن را مصرف کرده و مستحیل می کند، خرد در مقابل اثر هنری قرار گرفته ناچار است آن اثر را دگربار در ذهن خود خلق کند و میدان جدید و زاینده بیافریند.

این همان ویژگی پدیدارشناسانه هنر است؛ هنر از این منظر ناچار است مدام زبان های ویژه خود را خلق کند و عرصه را برای شهود در مخاطب خود فراهم سازد. اگر آزادی از طریق وحدت اندیشه و کار در حوزه علم ظاهر می شود، در هنر از همان اولین لحظه های خلق اثر یک میدان آزاد پدید می آید. به همین دلیل است که در بسیاری از موارد، مهم ترین آثار جاودان جهان در خفقان آورترین شرایط تاریخی پدید آمده اند؛ نگاه کنید به حضور امثال فردوسی و حضور مولانا بعد از حمله مغول که چگونه صیانت از فرهنگ را از طریق زایش هنر به دوش کشیدند و میدان را برای حضور ایران و ایرانی فراهم کردند.

با این حال در اینجا موضوع وطن مالوف دیگری هم هست. آن وطنی که دیگر مصر و عراق و شام نیست. آن وطنی که آن را نام نیست. از این منظر از یک سو مولانا و فردوسی و حافظ در متن فرهنگ ایرانی زاده می شوند، اما پیام آور وطنی جهانی نیز هستند. آنها در عین مکیدن جوهره فرهنگ ایرانی قادر بودند، از این جوهره پیامی جهانی نیز پدید آورند؛ نکته یی که هنوز به درستی روی آن کار نشده است و وجوه مختلف آن نقد نشده است.

هشترودی به درستی تعریف ملت ایران را از طریق نگاه به آثار هنری امکان پذیر می داند؛ «ملت ایران را سوزهای مولوی، هراس های خیام، ناله های حافظ و بحث های فلسفی زکریای رازی و فارابی و ابوعلی سینا و خواجه نصیر بهتر تعریف می کند تا تحقیقات علمی آنان؛ کارهای علمی خیام در دنباله تحقیقات یونانیان با تمام شایستگی و ارزندگی آنها به اندازه یکی از رباعیات او در ترازوی سنجش قدر آثار اعتبار ندارد.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (XIV)

استفاده سیاسی از هنر به مثابه یک وسیله در شوروی سابق باعث افت شدید ظهور آثار جاودان در این کشور شد و به همین نحو استفاده همچون یک وسیله از هنر در امریکا و غرب توسط اقتصاد، آن را به اندازه یک وسیله تبلیغی برای حضور یک کالا ساقط کرد و با گرایش به ابزارگرایی در هنر دیگر اثری جاندار چون آثار آلن پو و نظیر آن در امریکا خلق نمی شوند.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

از روزهای گذشته…

جایگاه رهبر (II)

جایگاه رهبر (II)

یکی رهبر حرفه ای غیر از اینکه در دوره های آموزشی با روشهای حرکت دست ( با چوب یا بدون آن) آشنا شده است و میداند چه حرکتی حواس نوازنده را به خود جلب کرده و چه حرکتی اشتباه است و نوازنده را گیج میکند، آشنایی کلی ای با روشهای مختلف نگارش و اصطلاحات نوشته شده توسط آهنگساز (به زبانهای مختلف و البته معروف) دارد. این اشراف بخاطر دیدن نت های مختلف و آموزشهای قبلی او حاصل شده و از عهده یک نوازنده ساده و غیر پی گیر(در این زمینه) خارج است.
آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (I)

آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (I)

آکین یوبا (Akin Euba) آهنگساز، موزیکولوگ و پیانیست نیجریه ای است، او در دپارتمان موسیقی وابسته به دانشکده هنر ها و علوم دیتریش دانشگاه پیستبورگ تدریس می کرد و در سال ۲۰۱۱ بازنشسته شد. یوبا در سال ۱۹۳۵ در لاگوس نیجریه متولد شد. در زندگینامه یوبا با عنوان «آکین یوبا: آشنایی با زندگی و موسیقی یک آهنگساز نیجریه ای» (Akin Euba: An Introduction to the Life and Music of a Nigerian Composer) که توسط جاشوآ یوزگوه (Joshua Uzoigwe) نوشته شده است، درباره پدر و مادر یوبا آمده که پدرش آلفائوس سوبیئی یوبا، در جوانی موزیسین فعالی بود.
او آهنگساز بزرگ فیلم بود

او آهنگساز بزرگ فیلم بود

در ادامه مطلب نصرت فاتح علی خان توجه شما را به قسمت دیگری از آن جلب می کنیم.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

اِدیکسون روییز (Edicson Ruiz) یکی از شخصیت های موفق اِل سیستما است. او فرزند یکی از خانواده های فقیر کاراکاس است و به لطف آقای آبرئو توانست به آموختن موسیقی ادامه دهد. مایستر به او یک کنترباس هدیه داد، به او آموزش نواختن داد و با استخدام او در یک ارکستر حرفه ای، شانس تامین معاش.
همکاری با بزرگان موسیقی

همکاری با بزرگان موسیقی

در ادامه مطالب قبل ‘نصرت فاتح علی خان’ و ‘او آهنگساز بزرگ فیلم بود’ توجه شما را به قسمت دیگری از این مجموعه مطالب راجع به نصرت فاتح علی خان جلب می کنیم.
سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک ویولن، اثر یوهان سباستین باخ را می توان از درخشان ترین آثار تصنیف شده این فرم برای ویولن دانست. این سونات و چهار بخش آن، جزئی از مجموعه سه سونات و سه پارتیتای باخ برای ویولن است که همواره از آثار پر ارزش تکنوازی برای این ساز شناخته شده است و تشکیل دهنده قطعاتی مشتمل بر – سی و دو- تصنیف کوتاه و بلند است.
به بهانه‌ی انتشار آلبوم «فصل و وصل»، سه‌نوازی در آواز اصفهان

به بهانه‌ی انتشار آلبوم «فصل و وصل»، سه‌نوازی در آواز اصفهان

تعیین دقیق فواصل، نامیدن‌ و نوشتن‌شان و در نهایت اجرایشان، هنوز از چالش‌های بسیاری از عاملین و عالمان موسیقی کلاسیک ایرانی است. ردیف‌های منتشر شده و آوانویسی قطعات ضربی و غیرضربی در اغلب موارد به لحاظ فواصل با آنچه فهمیده و اجرا می‌شود یکی نیستند و از این میان بیات ‌اصفهان از پراختلاف‌ترین مقام‌هاست. تقریباً در تمامیِ نوشته‌های منتشر شده نغمه‌ی ماقبلِ شاهد –که محسوس نامیده‌اندش و می‌نامیم- نیم‌پرده‌ای نوشته شده است (مثلا در اصفهانِ ردیف میرزاعبدالله که بر مبنایِ نغمه‌ی سل است، دیِز) اما در اجراها بر هیچ فاصله‌ی دقیقی اتفاق نظر و عمل نیست. این اختلاف با آمیزش آموزه‌های موسیقی کلاسیک غربی با ایرانی تا به جایی رسید که اصفهان به تلویح به قبل و بعد از آن تقسیم شد: اصفهان جدید و قدیم.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

پدیده صدا در قالب آواز می تواند ریتم درونی کودک را بیدار کند و در شکل حرکات بدنی صورت بپذیرد. یعنی عامل ریتم در آواز نهفته است. آوازها یک فرآیند موسیقایی ناخودآگاه هستند که در آموزش موسیقی بیشترین اهمیت را دارند. آواز استعدادهای موسیقایی کودک (ذاتی یا گاهی ارثی) مانند حس ریتم، سرعت، تقسیمات دوتایی، سه تایی، فواصل ملودیگ و گام ها و آکوردها، حس تنال و مدال وارزش نهفه در کلام و حس شعری را بیدار می سازد.
گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.
محمد رضا درویشی و کلیدر (II)

محمد رضا درویشی و کلیدر (II)

همانگونه که در قسمت اول این نوشته بیان شد، شاید اجرای قطعۀ موسیقی کلیدر و آثار مشابه هنری بهانۀ خوبی باشد، برای بررسی علل و عوامل عدم استقبال عمومی از اینگونه آثار و اینکه چرا اینگونه آثار تا این حد برای مردم و مخاطبین نا آشنا و مبهم می نماید و اینکه آیا یک اثر هنری با محتوا و ساختاری اینچنین سنگین بدون پیش زمینه های قبلی، قابل درک و دریافت است یا خیر…؟