یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

بردنِ رونقِ مسلمانی*
گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

در چنین محیطی‌ است که سه‌تارهای ناکوکِ گوش‌آزار، همان برده‌های نگون‌بختِ سهل‌الوصولی که در ایستگاه‌های مترو و میدان‌های آلوده‌ی شهر هم به فروش می‌رسند، آلتی در دستانِ حضرتِ استادهایی می‌شوند که پا روی پا می‌اندازند و فاضلانه در خلسه‌ای حکم می‌کنند ردیف «نتیجه‌ی تلاشِ تاریخیِ زلزل و فارابی و قطب‌الدین و …» است و دلیلِ عدمِ استفاده‌ی حضرات از ابزارِ منحوسِ مترونوم، «پیروی از اوزانِ رایج در موسیقیِ گذشتگان» است.

در این گذشته‌پرستیِ منحطِ بی‌ریشه، در تاریخ موسیقی ایران دوره‌ای متقدم‌تر از اواخر دوره‌ی قاجار وجود ندارد. در تفسیر و تحلیلِ جملاتِ موهوم و بی‌معنایی همچون «ملودی‌ها و فواصل بر اساسِ ساختارِ موسیقیِ متقدمین تنظیم شده است» باید بدانیم که موسیقی چیزی جز تکرارِ بی‌مایه‌ی چند گوشه‌ی ردیفیِ صدها بار بهتر از این اجرا شده و تکیه‌ی ناشایسته به نعشی از برومند و دوامی و صبا نیست و فضیلتِ خود را به جای مداقه، خاموشی و یادگیری از لفظ‌بازی‌ها و گزافه‌گویی‌ها گدایی می‌کند.

سر در برف کردگان همیشه بوده‌اند و خواهند بود. این موسیقی و موسیقی‌هایی اینچنین نیز کمترین اهمیتی ندارند. مسأله آن زیرساختِ پلشت و پوشالی است که در تمامیِ سطوحِ ویرانِ آن بی‌هنران بر هنر تصمیم می‌گیرند و در این بیغوله‌ی یأس متحجرانی بیمار و بیعار بار می‌آورد که کار و بارشان سراسر اتلاف است. و حاصل! هنرمندانی که هنرمند نیستند، موسیقی‌های اصیلی که اصیل نیستند، آلبوم‌های موسیقی‌ای که موسیقی نیستند، نقاشی‌هایی که نقاشی نیستند، فیلم‌هایی که فیلم نیستند، مقاله‌های علمی-پژوهشی‌ای که نه علمی‌اند و نه پژوهشی، استادانی که استاد نیستند، و …
*عنوان مُرور اشاره دارد به آخرین حکایتِ بابِ «در فوائد خاموشی»، از گلستان سعدی.
نویز
***
گفتگوی هارمونیک

آلبوم «گلعذار» اثری است از گروه موسیقی سرو. این مجموعه شامل هفت آهنگ باکلام در فضای موسیقی دستگاهی ایرانی است که در آنها از سروده‌های حافظ، سعدی و هاتف اصفهانی بهره گرفته شده است. آهنگسازی قطعات و نوازندگی سه‌تار بر عهده صادق مهدوی بوده و امیر تقی‌نژاد خوانندگی اثر را بر عهده داشته است. از دیگر نوازندگان این اثر می‌توان به امیر تقی‌نژاد و امین دادوری و حمیدرضا برزویی اشاره کرد. این آلبوم در سال ۱۳۹۸ توسط صادق مهدوی منتشر شده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

از روزهای گذشته…

اجرای اثری مدرن در کنار باروک با اجرای موتر!

اجرای اثری مدرن در کنار باروک با اجرای موتر!

فوریه ۲۰۰۷ بود، سوفیا گوبایدولینا جایزه ارزشمند باخ هامبورگ را کسب کرد، به عنوان پیشتاز در موسیقی کلاسیک معاصر که پلی زده بین موسیقی شرق و غرب. گوبایدولینا آهنگسازی است متولد ۱۹۳۱ با مسقط‌الراس تاتارستان روسیه که در ۱۹۹۲ به آلمان کوچ کرده است.
کورت مازور، رهبری بشر دوست (II)

کورت مازور، رهبری بشر دوست (II)

مازور فصل ۲۰۰۰-۲۰۰۱ ارکستر فیلارمونیک نیویورک را با سه هفته جشنواره آثار مندلسون آغاز کرد همچنین موسیقی کامل “رویاهای شب نیمه های تابستان”، کنسرتوی شماره ۲ ویلن ریچارد دانیلپور به همراه نوازنده ویلین سل یو یو ما، سمفونی شماره ۹ ورنر هنز را اجرا کردند و کنسرتوی برای فلوت، چنگ و ارکستر از زیگفرد ماتوآس و اثری از آرنولد شونبرگ به مناسبت پنجاهمین سالگرد تولد آهنگساز. به همراه شرکت ضبط بین المللی کلاسیک تلدک، کورت مازور و ارکستر فیلارمونیک نیویورک ضبطهای فروانی انجام دادند.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (I)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (I)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (New York Philharmonic)، واقع در شهر نیویورک، یکی از ارکسترهای قدیمی آمریکا است که به عنوان یکی از مهمترین اجرا کنندگان موسیقی کلاسیک شناخته شده است. امروزه خانه اصلی فیلارمونیک واقع در تالار آوری فیشر (Avery Fisher Hall) در مرکز لینکون نیویورک است. این ارکستر در سال ۱۸۴۲ به وجود آمده و نزدیک به ۴ دهه از دیگر مراکز سمفونیک آمریکا قدیمی تر است.
نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (I)

قدیمی ترین اسطوره ای که از یک زن موسیقیدان نام می برد ضلال دختر کمیک بوده که مخترع سازهای زهی است. سیوطی در کتاب اوایل المحاضرات از نخستین زنی که دف زد کلثوم خواهر موسی (ع) را نام می برد. حکیم فردوسی در شاهنامه از بانویی رامشگر به نام سوسن نام می برد که در توران زمین بود و با رامشگری و مکر و حیله پهلوانان ایرانی را به بند می کشید و در جایی دیگر از سپنوی خنیاگر نام می برد که آوازش پلنگ را رام می کرد.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (V)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (V)

دومین نکته ذهنی بودن «مرجع تعلق» گوشه‌ها است. در هر حال برای ما بدیهی است که برخی از گوشه‌های دیگر نسخه‌های ردیف هم «خلق» شده‌اند یعنی به شکلی عینی دارای آفریننده هستند، اما جز در مواردی، از ورای هاله‌ای افسانه‌ای، کسی از آن یاد نمی‌کند. شاید بیاندیشیم که این آفریننده‌ها در طول تاریخ از یاد رفته‌اند، اما به نظر می‌رسد مساله این است که موجودیت آفریننده از نظر ذهنی بااهمیت تلقی نمی‌شود (۴). بدین ترتیب صبا تنها موردی (یا یکی از نادر موارد) نیست که آفریدن و آفریده‌اش به یاد مانده باشد، کسی است که یک مفهوم ذهنی را جابجا کرده است.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

سازهای موسیقی ایرانی سازهای کهنی هستند و موسیقی ما نیز موسیقی کهنی است. اگر بخواهید نظر بنده را بدانید، من مطمئن هستم که در آینده نسلهای بعدی این تعصب جاهلانه را کنار خواهند زد و سازهای ما هم مثل افکار و رفتار و کردار و منش و تفکرمان پیشرفت خواهند کرد و آنروز روزی خواهد بود که مثل اروپاییان که سازهایی چون ربک و ویول و لاوویول و کلاوسن و هارپسیکورد را در موارد خاص برای شنیدن موسیقی کهن یا بهتر بگوییم، موسیقی قرون وسطایی خود استفاده می کنند، ما نیز از این سازها برای شنیدن موسیقی قرنهای گذشته ی خود استفاده کنیم… این محقق نمی شود مگر اینکه امروز به تجربیات و تلاشهای افرادی چون استاد شجریان عزیز و استاد قنبری مهر گرامی ارج نهیم و به آنها توجه کنیم و بجای کوبیدن و به سخره گرفتن و مقایسه های بی ربط، مطالعه علمی کنیم و انتقاد سازنده کنیم و محققانه آنرا تبدیل به یک علم کنیم و از آن پلی بسازیم برای به پیش رفتن و نه چسبیدن به تعصبات و توهمات کهنه…. ولی اول باید به عقاید خودمان به دیده ی”شک و تردید” بنگریم چیزی که من در استاد شجریان دیدم و به همین دلیل تا آخرش ایستاده ام…
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XI)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XI)

آقای شجریان گفته اند: « …نوازندگان امریکایی بی نهایت از این ساز ها استقبال کرده اند، چند تن از برجسته ترین نوازندگان ویلن و چللو (ویلنسل) امریکایی سازهای مرا برده اند و با آنها قطعات مختلفی نواخته اند ولی نوازندگان ایرانی همیشه با دیده ی تردید به آنها می نگرند و بجای “انتقاد سازنده” (عین واژه ی استاد را به کار میبرم) آنانرا تحریم می کنند.» نوازندگان غربی از سازی استقبال بکنند یا نکنند ملاک کیفی خوبی نیست؛ آیا استقبال آنها به این معنی بوده که این ساز قابل قیاس با یک ساز استاندارد است؟ (البته این توانایی را ممکن است تنها یک سازنده ساز آشنا به آکوستیک داشته باشد ولی اجرایی که کردند با ارکستری از این سازها نشان میدهد چقدر این سازها توانایی دارند؛ Audio File به فیلم کنسرت ایشان با پورناظری ها توجه کنید! یک ارکستر زهی از خانواده ویولون حتی با سوردین اینقدر صدای ضعیفی ندارد)
میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (II)

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (II)

در هدفون های پشت بسته پاسخ فرکانسی یکنواخت نیست. هدفون پشت باز برای میکس و مستر بهتر است چون صدای محیط هم شنیده می شود. البته ریزه کاری هایی مثل ریورب و دیلی ها با هدفون پشت بسته انجام می شد.

دیلان‌ به‌ روایت‌ هندریکس‌ -۳

هندریکس‌ این‌ آهنگ‌ را ابتدا در استودیوی‌ Olympic لندن‌ و به‌ صورت‌ چهار track با دوستانش ‌Brian Jones (پیانو) و Dave Mason (گیتار Bass و آکوستیک‌) ضبط‌ کرد. Mitch Mitchel هم مسئولیت نواختن درامز را برعهده گرفت. چهار ماه‌ بعد در استودیوی‌ Record Plant نوار مستر را بر روی‌ یک‌ نوار دوازده track منتقل‌ کرد و بعد از حذف‌ پیانو و گیتار Bass قبلی‌ خودش‌ گیتار Bass را نواخت‌ و به‌ نسخه‌ منتشر شده‌ اضافه‌کرد.