جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (X)

محسن هشترودی (۱۲۸۶ - ۱۳۵۵)
محسن هشترودی (۱۲۸۶ - ۱۳۵۵)
برای مثال برخی از آنان می گویند ما ایرانی ها دورو یا دروغگو هستیم، اما این مقولات معلول اند و تابع شرایط. آنها با بیان این نتیجه گیری در حقیقت بر این نکته که چرا دورویی یا دروغگویی در یک فرهنگ رواج پیدا می کند، سرپوش می گذارند. همان طور که آن دانشمند در مقابل هشترودی با بیان یک رویداد معلول هنری علت اصلی تمایز این دو هنر را در ابهام قرار می دهد و از این رو بیانش پیش از آنکه آشکارکننده حقیقتی باشد، تبدیل به پوشاننده حقیقت می شود. بهتر است نمونه یی دیگر نیز بیاوریم. این روزها بسیار می شنوید که در قلمرو بحث های سیاسی می گویند فلان گروه یا فلان دسته جهان را اداره می کنند. وقتی به آنها می گویید، آیا آنها می توانند قانون عرضه و تقاضا را تغییر دهند، آنها سکوت می کنند.

چرا که ناچارند جواب منفی ارائه دهند. در این صورت به سهولت می توان نتیجه گرفت که حتی همین گروه های مبهم و ناشناس نیز ناچارند با قوانین اقتصاد سیاسی وارد میدان جدال و رقابت بر سر قدرت شوند. اما آنها این قدرتمندان را که خود معلول این قوانین اند، تبدیل به عامل اصلی تغییر و اراده جهان می کنند و دیگران را چون گوسفندان یک رمه می پندارند.

واقعیت این است که در تمایز مذکور یعنی تمایز میان این دو هنر می توان درک کرد که آنچه در جهان موجب تحول در مفاهیم قدرت می شود، ریشه در نوع تقابل انسان به عنوان ذات شناسنده با واقعیات دارد. در این میان هر چه از قلمرو علم به قلمرو هنر نزدیک شویم میدان برای حضوری چندجانبه تر بازتر و گسترده تر می شود.

به قول بورخس هنر غرب به علت همین گریز از قلمرو زاینده درونی، به سرعت تبدیل به ابزاری اقتصادی برای بازارها شده است. به همین دلیل همه چیز ساخته می شود تا فراموش شود. هنری شبیه تخم مرغ روز که هیجانی ناگهانی ایجاد می کند و سپس به گورستان تاریخ می رود. این هنر نمی تواند زاینده آن معرفت شناسی باشد که آثاری چون آثار بتهوون یا شکسپیر را در غرب به وجود آورد.

بنابراین موجب کاهش قدرت توجه و تامل در شنوندگان خود می شود و نسبت گیرنده اثر هنری با اثر را صرفاً تبدیل به نسبتی غریزی می کند؛ نوعی هجوم که آگاهی را تا سر حد غریزه کاهش می دهد و همان طور که گفته شد اندیشه یی سطحی می آفریند که مهم ترین شاخص آن همین جایگزینی معلول ها به جای علت هاست.

در اینجا هشترودی نکته یی را مطرح می کند که بحث انگیز است. او رابطه علم با هنر را به گونه یی ارزیابی می کند که حتی تاثیر متقابل این دو بر یکدیگر موجب تنوع یا ضعف تنوع در آثار هنری در هر رشته شده اند. به زعم او هنرهایی چون معماری و موسیقی از آن رو که با قوانین علمی نظیر هندسه پیوند دارند، طبعاً از تنوع و تجدد کمتری نسبت به هنر نقاشی بهره مندند، در حالی که با گسترش علمی و تکنولوژیک سازها و ورود الکترونیک به این رشته و حتی ظهور تکنولوژی های ضبط و پخش موسیقی بر ظرفیت تنوع زایی در موسیقی به شدت افزوده شد و دامنه های بیشتری از اصوات وارد حیطه موسیقی شدند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

از روزهای گذشته…

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

از جمله با وزیر فرهنگ و هنر وقت آقای پهلبد، با رئیس سازمان رادیو تلویزیون آقای قطبی و همچنین با رئیس دانشگاه تهران آقای دکتر عالیخانی آشنا شدم که ایشان، عالیخانی، گویا از سوابق دانشگاهی من اطلاعاتی کسب کرده بود و با من راجع به دپارتمان موسیقی که اخیراً در دانشگاه تهران تأسیس‌شده بود صحبت کردند. به گفته او این دپارتمان بی‌سروسامان بود و برنامه خیلی مشخصی نداشت و به‌علاوه کادر آموزشی افرادی بودند که به‌صورت حق‌التدریسی می‌آمدند، درس می‌دادند و می‌رفتند و تماس با دانشجو، به جز سر کلاس، خیلی کم بود. این‌که کار دانشگاهی محسوب نمی‌شود، چراکه کار دانشگاهی فقط درس دادن و رفتن نیست. باید شخصا استاد درصحنه دانشگاه حضورداشته باشد تا به نیاز دانشجویان توجه کند و در برنامه‌های تحقیقاتی که دارند آنها را کمک نماید یعنی فقط رفتن سر کلاس نیست. به‌هرحال، آقای عالیخانی راجع به این‌که این دپارتمانی است که وضع هنوز مشخصی نیافته توضیح دادند بعلاوه کسی که بانی احداثش بود آقای دکتر مهدی برکشلی، یک موسیقیدان حرفه‌ای نبود.
نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VI)

نقدی بر «قطعه‌ای در ماهور» (VI)

اولین آکورد ii 9 e است در حالتی که گویا سوم و هفتم آکورد حذف شده، این آکورد که به هیچ وجه آکورد معمول و متداولی نیست (مخصوصا با حذف سوم) به آکورد بعدی که معکوس دوم آکورد دومینانت است متصل می شود، در پیشروی (Progression) طبیعی (یا حرکت هارمونیک) می‌دانیم که آکورد فونکسیون دو در حالت هفت (ii 7) به دومینانت باز، به صورت چهار صدا یعنی هفت (V c) متصل می‌شود ولی توضیح اینکه آکورد ii 9 در حالتی که سومش حذف شده و همین‌طور در حالت معکوس چهارم است و می‌خواهد به دومینات در حالت معکوس دوم وصل شود چگونه منطقی دارد جای سئوال است. پس از این وصل، آکورد بعدی در فونکسیون یک و حالت معکوس دوم می‌آید.
در باب متافیزیک موسیقی (II)

در باب متافیزیک موسیقی (II)

الفاظ برای موسیقی چیزی اضافی و بیگانه اند و چنین می مانند، چون تاثیر اصوات به طرز غیر قابل مقایسه ای نیرومند تر، پایدارتر و سریع تر از تاثیر الفاظ است. از این رو، هنگامی که الفاظ نیز در موسیقی وارد می شوند، صرفا باید موقعیتی کاملا تبعی را اشغال کنند و خود را به طور کامل با موسیقی تطبیق دهند. اما وقتی که یک قطعه موسیقی برای یک شعر خاص و لذا برای نغمات یا اشعار اپرا ساخته می شود، این رابطه جریان عکس پیدا می کند.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (V)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (V)

با توجه به زمان و وقتِ محدودِ اکثرِ علاقه مندان به موسیقى، امکانِ این نیست که بتوانند شیوه ى تمرینِ خود را از شیوه ى تمرینِ حرفه ای ها الگو بردارى کنند. چراکه آنها تمامِ وقت و زندگى خود را در راستاى اینکار گذاشته اند و طبیعى است که مقدار تمرین آنان بسیار بیشتر از افراد دیگر باشد.
آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی و آهنگسازی بهزاد عبدی در قالب آلبوم صوتی تصویری «در محاصره» به خوانندگی محمد معتمدی، توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» منتشر شد. آلبوم «در محاصره» مشتمل بر یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی که مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت تهران روی صحنه رفت، در قالب یک اثر صوتی تصویری توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» وارد بازار موسیقی شد. این مجموعه همزمان با کنسرت‌های اروپایی ارکستر «خنیاگران مهر» در کشورهای فرانسه، سوئیس، کانادا و آمریکا نیز به صورت فیزیکی و دیجیتال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.
روش سوزوکی (قسمت بیستم)

روش سوزوکی (قسمت بیستم)

ناهمواری ها و ضعف و ناتوانی در کودکان عادی و معمولی تبدیل به عادت می‌شود و جزو خصلت و شخصیتشان می شود و در نهایت طبیعت و کاراکتر شان را تشکیل می دهد، به همین منوال هم می‌ماند. ولی با یک برنامه‌ریزی ده ساله تربیتی پرورشی می توان کودکانی عالی و برجسته به جامعه سپرد اگر کسی طالب و خواستار این روش باشد، من یقین دارم که بعد از ده سال هر کسی می تواند استعداد خود را به شکوه و جلا رساند و به فرهنگی والا دست یابد.
به دنبال نگاه (I)

به دنبال نگاه (I)

«هر یک از این آهنگ‌های مردم ما نمونه‌ی واقعی تکامل هنری است. من آن‌ها را شاهکارهای مینیاتور می‌دانم. همسطح فرم‌های وسیع‌تری که فوگ باخ و سونات موتزارت نمونه‌ی آن باشند. این آهنگ‌ها از لحاظ کیفیت و پرمایگی در دنیای فکر موسیقی خود را بدون جزئیات بیان می‌کنند.» (۲) این‌ها کلمات یکی از آهنگ‌سازان نامدار قرن گذشته است کسی که نامش پیوندی ناگسستنی با پژوهش جدی موسیقی‌های غیر کلاسیک دارد. ارزشی که او به این ساخته‌های فرهنگی می‌دهد یکی از کلیدهای اصلی نگاه انسان مدرن به پدیده‌های فرهنگی است.
گفتگو با گیل شاهام (I)

گفتگو با گیل شاهام (I)

وقتی بدشانسی به تو رو میکنه، تو یه لحظه شانس در خونتو میزنه! همه ما داستانهای زیادی راجب آدمهای بی سواد که یه شب راه ترقی را طی کردن شنیدیم. این داستانها علاوه بر تئاتر روی صحنه کنسرت هم اتفاق می افته. وقتی ویلونیست مشهور پرلمن (Itzhak Perlman) در سال ۱۹۸۹ به علت عفونت گوش نمی تونه به لندن سفر کنه، گیل شاهام ۱۸ ساله بزرگ ترین شانس زندگیشو بدست میاره و کنسرتو های سیبلیوس و بروخ را با همکاری London Symphony Orchestra اجرا میکنه.
خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (V)

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (V)

با نگاهی به مراحل آموزشی می توان روندی از شکل گیری آسکولاستیسیسم تا نظامات انتقادی را دنبال کرد. در زیر این مراحل را ملاحظه می کنید:
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (V)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (V)

در مقابل این وضع، آن بخش از سیاست که به پلورالیسم متکّی ست، در وضع پیچیده یی قرار می گیرد. سیاست که در جریان جدال های درونی خود برای رادیکالیزه شدن قدرت در مقابل نیروهای مدرَسی موضع گرفت و نظامات مدرسی ـ آموزشی را به دلایل گرایش به غرب یا ضدّ دینی بودن از هم پاشاند، ناگهان می بیند که ظرفیّت های بازمانده ناتوان از تدارک قدرت برای اویند.