نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IV)

واروژ هاخباندیان (۱۳۱۵ – ۱۳۵۶)
واروژ هاخباندیان (۱۳۱۵ – ۱۳۵۶)
غیر از یک نفر از تنظیم‌کننده‌های جوان که پاسخ برخی از پرسش‌های ذهنی من را داشت و اتفاقاً چون ارتباط خوبی با یکی از آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌زمان با واروژان دارد، پیشنهاد کرد که برای رسیدن به بهترین اطلاعات باید به آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌دوره‌ی واروژان مراجعه کنم؛ ولی چون مطمئن بودم در این شماره‌ی ماهنامه‌ی هنر موسیقی حتماً همکاران نویسنده سراغ استادانی چون «ناصر چشم‌آذر» خواهند رفت و ممکن است مطلب من دچار معضل دوباره‌کاری و موازی‌کاری با مطلب نویسنده‌ای دیگر شود، از این کار پرهیز کردم.

چون خودم اطلاعات تاریخی لازم را از واروژان نداشتم و این اطلاعات در اینترنت وجود ندارد و از طریق دوستان تنظیم‌کننده و آهنگ ساز پاپ هم نسل خودم هم این اطلاعات حاصل نشد، راه‌حل ساده‌ای به ذهنم آمد. و چه نیکو که آن راه‌حل در عین سادگی، عملی هم بود. آثار واروژان در خود اطلاعات نهفته‌ی بسیاری دارند. به همین دلیل هم وقتی قرار شد تا در این شماره از او بنویسم، با خودم فکر کردم بهتر است درباره‌ی شیوه‌ی کار او، یعنی شیوه‌ی آهنگ‌سازی و تنظیم او بنویسم؛ چون به موسیقی‌های او دسترسی دارم و خود موسیقی‌ها بهتر از هر متنی می‌تواند به من اطلاعات بدهد.

موسیقی واروژان
موسیقی واروژان را بسیار شنیده‌ایم و به‌احتمال زیاد بدون وقوف بر این که او سازنده این آثار بوده. واروژان پیش از انقلاب از دنیا رفته و طبیعی است که تمام آثار او مربوط به آن روزگار باشد. برای بحث درباره‌ی موسیقی او مجموعه‌ی کوچکی از آثار او را بررسی کردم؛ چند اثر از آهنگ‌سازی و تنظیم او برای چند خواننده‌ی سرشناس پاپ، مجموعه‌ای از آثار تنظیم‌شده به‌وسیله‌ی او از ترانه‌های محلی و فولکلور و به‌عمد سراغ موسیقی متن فیلم‌هایی که ساخته نرفتم. در این میان و در کنار خودِ آثار، اطلاعات دیگری نیز برای تحلیل موسیقی لازم است که دلیل اصلی مراجعه‌ی بی‌نتیجه‌ی من به اینترنت بود.

یکی از متغیر‌های مهم برای درک شیوه‌ی ‌کار و تحلیل موسیقی، «زمان» و دوره‌ای است که آثار در آن تولید شده است. این عامل به‌قدری مهم است که نمی‌توان با حدود و تخمین درباره‌ی آن اقدام کرد.

مثلاً اگر بخواهیم درباره‌ی شیوه‌های کار بزرگ‌ترین آهنگ‌سازان موسیقی مردم‌پسند معاصرمان در بریتانیا و آمریکا تحقیقی بکنیم تفاوت آثار و شیوه‌های تنظیم، ضبط و میکس و حتی سازهایی که در این کارها استفاده شده است از سال ۱۹۶۶ با سال ۱۹۶۷ و سه سال بعد از آن، یعنی ۱۹۷۰ از زمین تا آسمان است. دلیل هم مشخص است؛ هر دوره از نظر رویه‌های متداول تأثیرگذار بر سلیقه‌ی عمومی مردم و ازجمله خود آهنگ‌سازان و از نظر فناوری به‌کار‌گرفته‌شده در ضبط استودیویی و موارد دیگر، با دوره‌ی قبلی و بعدی تفاوت‌‌هایی دارد که ممکن است این تفاوت‌ها تأثیر عمیقی بر موسیقی و حتی صنعت موسیقی بگذارد. درباره‌ی واروژان و موسیقی او، حدودی از بازه‌ی زمانی فعالیت او موجود است که همان می‌تواند تا حدی کمک‌کننده باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

از روزهای گذشته…

محسن نامجو و راز موفقیتش

محسن نامجو و راز موفقیتش

شاید دیدن چنین تیتری در این مجله برای خوانندگان قدیمی آن تا حد زیادی غیر منتظره باشد، چراکه تا امروز در این مجله به این دست آثار موسیقایی تولید شده در ایران نپرداخته ایم؛ امروز هم قصد نداریم به صحبت درباره این دست آثار بپردازیم، بلکه صرفا به این خاطر، موسیقی و نظریات محسن نامجو را بررسی می کنیم که به زعم خودش و عده زیادی از هوادارانش، موسیقی او جدیست و میتوان آنرا با دیگر آثار موسیقی کلاسیک ایران قابل قیاس دانست.
فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (I)

فرنگیس علیزاده و موسیقی نو (I)

فرنگیس علیزاده یک آهنگساز و پیانیست اهل باکوست و متولد ۱۹۴۷ است که پیش از اینکه در پروژه جاده ابریشم یویوما به صورت جهانی مطرح شود به عنوان یک آهنگساز نوگرا (البته با حال و هوای موسیقی آذری) در آذربایجان شناخته میشد. معروفیت فرنگیس علیزاده (Firangiz Alizade) به دلیل ساخته های موسیقی او که در یک نوع جدید به نام «Yeni Musigi» (موسیقی نو) است، می باشد. وی پیانو را در نزد Ulfan Khalilov و آهنگسازی را نزد Gara Garayev را درهنرستان باکو آموخت، جاییکه او فارغ التحصیل شد به عنوان پیانیست در سال ۱۹۷۰ و یک آهنگساز در سال ۱۹۷۲٫
در اندازه های استراوینسکی

در اندازه های استراوینسکی

جرت که با موسیقی کلاسیک ارضا نشده بود لذا مجددا نیروی خود را بر جاز متمرکز کرد. او از گری پیکاک (Gary Peacock) نوازنده بیس و جک دوجانت (Jack DeJohnfette) نوازنده درام ، خواست که آلبومی را با معیارهای استانداردها – منظور ملودی های استاندارد در Jazz – تعریف شده آماده کنند و به این آلبوم هم نام Standards – Volume1 دادند.
مارسین دیلا؛ آقای برنده (I)

مارسین دیلا؛ آقای برنده (I)

در سال های اخیر بیش از هر زمان، شاهد برگزاری مسابقات و همایش های موسیقی در زمینه نوازندگی بوده ایم. این مسابقات هنوز نتوانسته اند موافقت همه هنرمندان و دست اندرکاران موسیقی را با خود همراه کنند؛ انتقاداتی از این دست که: “نمی توان همه را با یک سنگ، محک زد”؛ “سلیقه داوران تاثیری انکار نشدنی در انتخاب برندگان دارد” و “کسانی که شایستگی کسب رتبه دارند اما حائز رتبه نمی شوند” بر این مسابقات وارد شده است. با این همه، کسب رتبه در مسابقات معتبر، تاییدی است بر کیفیت کار نوازندگان.
کنسرت فیروزه نوائی در دومین فستیوال هنر معاصر اجرا می شود

کنسرت فیروزه نوائی در دومین فستیوال هنر معاصر اجرا می شود

کنسرت فیروزه نوایی در فستیوال بین‌المللی موسیقی معاصر تهران در سه قسمت در روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت در تالار رودکی در ساعت ۵ بعد از ظهر اجرا می شود. در بخش اول نوائی به همراه گیتار فرزین طهرانیان قطعه ای از شروین عباسی به نام «وید» (Void) در دوقسمت و سوناتی برای فلوت و گیتار از مهران روحانی اجرا می شود، در بخش دوم نوائی به همراه پیانوی نیلوفر بدرکوهی «نوکتورن» اثر محمد سعید شریفیان و «بالاد» اثر محمدرضا تفضلی و اثری با نام «رویا» اثر حسین علیزاده (که پیشتر برای فرزانه و فیروزه نوائی با تنظیمی برای هارپ و فلوت اجرا و ضبط شده بود با تنظیم دیگری برای پیانو وفلوت با ویرایش نیلوفر بدرکوهی) اجرا می شود، در بخش سوم این برنامه گروهی هشت نفره از نوازندگان کر فلوت تهران به اجرای قطعه ای از رضا ناژفر می پردازند و قطعه ای دیگر ساخته پرویز داوودی برای چهار فلوت به روی صحنه خواهد رفت.
دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (II)

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (II)

یکی از این راه‌ها شاید فرارفتن از دایره‌ی تنگ تاریخ هنر محض و نگاه‌کردن به امور مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد. کیست که نداند پاگرفتن –تقریباً- هرجریانی در تاریخ هنر و موسیقی وابسته به بسترهای چندجانبه‌ی شکل‌گیری آن بوده است. نکته‌ی قابل‌توجّه امّا اینجاست که این تغییر وتحوّل در هنر همیشه کاملاً همزمان با تغییرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی نیست. امکانات جدید ضبط، پیشرفت‌های تکنولوژیک، یا حتّی پیشرفت «الکتریسیته»، تأثیری مشخص روی تغییرات سبکی موسیقی در غرب و حتّی تعریف خود مفاهیم موسیقایی داشته است؛ امّا این تغییرات در دنیای موسیقی معلول عواملی بوده‌اند که پیش از جهان موسیقی محض، در دنیای بیرون رخ نمایانده بود. بنابراین، اگر منتقد بخواهد به چنین توانایی‌ای دست پیدا کند، ناچار باید تا حدّ ممکن به هرچه پیرامونش می‌گذرد آگاه باشد، قدرت تحلیل و اندیشه‌ورزی درباره‌ی آن را داشته باشد و بالاخره بتواند به اثرات قریب‌الوقوع احتمالی آن در هنر و موسیقی بیاندیشد یا لااقل هنرمندان را نسبت به این وضعیت آگاه کند.
سه سبک آهنگسازی فرامرز پایور

سه سبک آهنگسازی فرامرز پایور

اگر بخواهیم آهنگسازی استاد فرامرز پایور را به دوره های مختلف تقسیم بندی کنیم، دو گروه اصلی را باید مدنظر قرار بدهیم، آثار ساخته شده برای سنتور و آثار ساخته شده برای ارکستر سازهای ایرانی. ابتدا به آثاری که وی برای ساز سنتور ساخته می پردازیم: این دسته از آثار استاد پایور بیشتر جنبه آموزشی و افزایش توانایی و مهارت در نوازندگی دارند، هر چند در این رابطه نمی توان ارزش ملودیک این دسته قطعات را که بیشتر شامل پیش درآمدها، رنگها و چهارمضراب ها می شوند را نادیده گرفت. آثاری مانند پیش درآمد اصفهان (راست کوک) ، رنگ سه گاه (راست کوک) وچهارمضراب دشتی (چپ کوک) که چه از لحاظ تکنیک نوازندگی و چه از لحاظ محتوی و ارزش ملودیک در سطح بالایی قرار دارند و در شمار مهمترین قطعات در موسیقی ایرانی به شناخته میشنود.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XI)

در این دوران بود که او عصر جدیدی از آثار خود را که شامل یک اپرای بلند بود آغاز کرد. “زن اسپانیایی” و “سمفونی سوم” نیز شامل همین دوره می شوند. در سال ۱۹۳۳ او به پاریس رفت تا در آنجا کنسرتوی ویلن خود را به همراه “یهودی منوهین” به اجرا درآورد. در زمانی که در فرانسه بود، الگار به دیدن “دلیوس” شتافت. (هر دوی این مردان سال بعد وفات یافتند) در ماه اکتبر، الگار به عارضه ی توموری که بر روی عصب سیاتیک او قرار داشت گرفتار شد. اجرای بعدی وی ناممکن شد و او در بیست و سوم فوریه ی سال ۱۹۳۴ جان به جان آفرین سپرد.
آیا وزیری به موسیقی ایران خیانت کرد؟

آیا وزیری به موسیقی ایران خیانت کرد؟

نوشته پیش رو نقدی است بر بخشی از نظرات مرحوم آقای دکتر محمد مددپور (زادهٔ ۱۳۳۴ در بندر انزلی – درگذشتهٔ ۱۳۸۴)، نویسنده و فلسفه‌دان معاصر که در مجله مقام موسیقایی منتشر گردید.
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

یازدهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» عصر چهارشنبه، ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ در خانه‌ی موسیقی برگزار شد. جلسه‌ی یازدهم که به «نقد نشانه‌شناسانه‌ی موسیقی» اختصاص داشت آغاز مباحث میان‌رشته‌ای این کارگاه به شمار می‌آید. در این گونه مباحث نقد موسیقی ابزارهای یک رشته یا زیررشته‌ی دیگر را به‌کار می‌گیرد تا به دنیای درون اثر هنری پا بگذارد یا پیرامونش را بکاود.