حنانه: اجرای کاپریس نیاز به حرف شنوی ارکستر و رهبر دارد

امیر علی حنانه
امیر علی حنانه
مجله گزارش موسیقی به مناسبت بیستمین سالگرد درگذشت استاد مرتضی حنانه، یک ویژه نامه ای منتشر کرده است که این شماره از مجله به همراه سی دی آن میتواند یکی از اتفاقات مهم امسال باشد، چراکه غیر از مطالبی که در مجله وجود دارد، چندین اثر با ارزش از استاد حنانه برای اولین بار به دست علاقمندان ایشان رسیده است، حال سئوال اینجاست که آیا قرار هست با تمام شدن این شماره مجله باز این آثار نایاب شود یا برنامه ای برای انتشار مجدد آنها وجود دارد؟
به عقیده من، این طور دیده می شود که اگر نهاد های دولتی و یا وزارت ارشاد، همکاری های لازم را با من بکنند حتما آثار بیشتری از مرتضی حنانه را به گوش شما و مردم عزیز ایران می رسانیم. امروز که فکر میکنم چرا ارکستر سمفونیک این آثار را اجرا نمیکند، حدس میزنم خب شاید لابد نمی خواهد و نمی تواند این آثار را اجرا کند!

منظور شما از عدم امکان اجرا، مشکل تکنیکی ارکستر است یا مشکلات اداری؟
من فکر نمیکنم از نظر اداری برای اجرای آثار مرتضی حنانه مشکلی وجود داشته باشد! شاید مشکل باز هم همان داستان همیشگی تمایلات شخصی است ولی بیشتر از آن کار حنانه زدن گران در می آید و برای هر دقیقه اش باید هزینه های هنگفتی پرداخت شود.

ما در سابقه کاری آقای منوچهر صهبایی داریم که دو اثر از استاد حنانه را با هزینه شخصی ضبط کرده اند، این میتواند نشان دهد که حداقل از طرف رهبر ارکستر سمفونیک، این تمایل وجود دارد!

حرف شما درست است اما با نگرش من متضاد است. باید دید در مجموع اجراهای ارکستر، این آثار چند بار اجرا شده اند. حتی باید دید از سال ۱۳۳۲ تا کنون چه کارهایی از آهنگسازان ایرانی اجرا شده است که در رپرتوار ارکستر موجود باشد و آیا این آثار “آثار محض” بوده اند یا خیر.

می دانیم که همیشه در رپرتوار اجرایی آقای حشمت سنجری آثار حنانه دیده می شده است، حتی برای نمونه در کنسرت آبادان که ارکستر سمفونیک کنسرت بزرگی را به دعوت شرکت نفت اجرا می کند، از این آثار استفاده شده است.

از نظر تکنیک اجرایی هم فکر نمیکنم زدن یک کار از مرحوم ثمین باغچه بان خیلی مشکل تر باشد از اجرای کنسرتو پیانوی راخمانینف که اجرا شد، یعنی اگر بگوییم ارکستر سمفونیک تهران قصد تولید کیفیتی در حد ارکستر های اروپایی را هم ندارند و سعی میکنند در حد متوسط و معمولی – نسبت به جوان بودن بیشتر اعضای ارکستر- اجرا کنند، نباید مشکلی وجود داشته باشد…
چرا مشکل وجود دارد زیرا نگرش این آهنگساز با ثمین باغچه بان کاملا فرق می کرده است و دارای زبانی ویژه بوده که نوازندگان هنوز با آن آشنا نیستند. اگر قطعه “کاپریس لعنتی برای پیانو و ارکستر” اثر مرتضی حنانه را مد نظر داشته باشیم، باید بگوییم در آوردن این قطعه نیاز به صرف وقت زیادی دارد.

برای آماده شدن نوازندگان برای اجرای این قطعه باید جلساتی با ارکستر داشت و در مورد مسائل تکنیکی و تاکتیکی این قطعه صحبت کرد، به نظر من نقش رهبر در اجرا خیلی مهم است و از طرف دیگر “حرف شنوی” از سولیست برای رهبر خیلی بغرنج و دور از عادات ارکستر سمفونیک تهران می باشد؛ جدا از آن ما در ایران زندگی میکنیم و نوازندگان ما دارای خصوصیات اخلاقی بسیار پیچیده هستند – مثل خود من که میگویند خیلی بد اخلاق هستم!- مشکل اصلی اینجاست که کار جمعی را خوب بلد نیستیم.

دقیقا مانند یک تیم فوتبال می ماند، سولیست حکم فوروارد را دارد و منتظر یک فرصت ایده آل برای زدن گل است. حال اگر رابطه سولیست و ارکستر رابطه ای احساسی باشد تا منطقی، خودتان قضاوت کنید که چه خواهد شد. این توپ ما هیچ وقت از خط وسط در نخواهد آمد و هدف من اجرا کاری هنری است که در آن کمترین سوء تفاهم وجود داشته باشد! اگر جایی رهبر ارکستر صلاح بداند “نتی یا آکوردی” را به میل خود عوض کند، این کار شایستهء اثری بزرگ مانند “کاپریس” نخواهد بود.

البته اگر خودشان به اجرای این کار علاقه دارند، دیگر بحث فرق میکند. این کاپریس سه بار با رهبر های مختلف اجرا شده است که رضایت آهنگساز را جلب نکرده است، توسط خود ایشان هم ضبط نشده است؛ این سه شده ولی بازی نشده…!

یعنی شما نت را در اختیار ارکستر قرار میدهید اگر بخواهند بزنند؟
نمی دانم، باید دید که چه پیش خواهد آمد. رهبر ارکستر مهم است ولی هنوز مسئله عوض کردن ساختار آکورد آهنگساز بزرگی مثل مرتضی حنانه برای من ایجاد وحشت می کند.

یک لیستی از آثار استاد حنانه در مجله منتشر شده است، آیا این لیست کامل است؟
نه این لیست کامل نیست. به عنوان مثال نام “آریای شیطان” کوچک هم در واقع “خواب یک شیطان کوچک” است که در واقع قسمتی است از مجموعه دوازده قسمتی “لا پرسیا” که این قطعه در سال ۱۹۶۶ در پاریس برنده مسابقه آهنگسازی یونسکو شد. اما به طور کلی می شود به عنوان یک رپرتوار آن را قبول کرد.

11 دیدگاه

  • امید
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۸ در ۸:۴۴ ق.ظ

    دوست عزیز
    کمی به لید مطلبتان توجه کنید…
    بعد از آوردن خلاصه‌ای از آنچه در نشریه گزارش موسیقی آمده است، خواننده با یک پرسش مواجه می‌شود که بلافاصله پاسخ آن از سوی شخصی نامعلوم داده می‌شود. خواننده سردرگم می‌ماند که اگر مصاحبه‌ای در کار است، مصاحبه شونده کیست؟! به تیتر دقت می‌کند. نوشته شده «حنانه». آیا با مصاحبه‌ای قدیمی از استاد حنانه طرف هستیم؟! وگرنه ایشان که مدتهاست فوت کرده‌اند! محتوای مصاحبه نشان می‌دهد که شخص مصاحبه‌شونده همان استاد حنانه نیست. پس کیست؟! اینجاست که باید به عکس کار شده در کنار متن توجه شود که زیرنویس شده «امیر علی حنانه». آها! پس مصاحبه شونده آقای امیرعلی حنانه هستند! یافتم و بر دقت و ذکاوت تنظیم کننده گزارش آفرین فرستادم!!
    این را هم در نظر داشته باشید که عکس‌های گزارشهای این سایت در فید (خوراک)آن نمی‌آید. پس خواننده‌ای که سایت گفتگوی هارمونیک را از طریق فیدش دنبال می‌کند همین یک اشاره به نام مصاحبه شونده را هم ندارد! خودتان قضاوت کنید که این خواننده‌ی بی‌نوا چه باید بکند؟!

  • حسین
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۸ در ۸:۵۸ ب.ظ

    دوست عزیز امید
    دقیقا خوانندگان این مطلب با دیدن عنوان “حنانه” بیشتر تشویق به مطالعه آن می شوند. حالا اگر شما دوست عزیز دوست دارید همه چیز هم ایده آل و happy end باشد دیگر نیازی به “دقت و ذکاوت” کسی نبود.

  • امیر
    ارسال شده در دی ۱۷, ۱۳۸۸ در ۷:۲۵ ب.ظ

    با سلام . من به امید میگویم اگر من , شما و همه هموطنان به زبان فارسی تسلط کامل داشتیم به جای توجه به اصل مطلب اینگونه درگیر مسایل جزئی و حاشیه آن نمیشدیم . در ضمن من هم به شما آفرین میفرستم .

  • arian
    ارسال شده در دی ۱۸, ۱۳۸۸ در ۷:۳۵ ب.ظ

    salam.be nazare man note in asar bayad dar ekhtiare har orchestri gharar begirad ta be in surat reghabat bar sare behtar ejra kardane in asar be vojud biaiad

  • امید
    ارسال شده در دی ۲۰, ۱۳۸۸ در ۸:۲۶ ق.ظ

    از امیر و حسین عزیز ممنون
    می‌توان مسئله را از این زاویه هم دید؛ که خواننده بهتر است تسلط بیشتری روی زبان فارسی داشته باشد یا بهتر است برای درک مطلب اندکی هم مکاشفه و دقت نماید و مثل رمانها و فیلمها از مطلب رمزگشایی کند…
    اما دوستان من. اینجا که فیلم و داستان نیست که خواننده وقت یا حوصله رمزگشایی از مطلب را داشته باشد و به دقایق و ظرایف زبان فارسی توجه کند. مصاحبه‌ای است با یک آهنگساز، که لازم است در آن اصول اولیه ژورنالیستی رعایت شود.
    موفق باشید

  • ا
    ارسال شده در اسفند ۱۰, ۱۳۸۸ در ۲:۳۶ ق.ظ

    از همه خوانندگان که به این متن توجه کردند ممنونم و باید بگویم گه متاسفانه “ارکسترها”همشان به تعداد انگشت نمیرسند.و چون این آثار سنگین و بسیار تکنیکی برای ارکستر بزرگ سمفونیک نوشته شده و هنوز درک صحیحی از این زبان خاص وج.د ندارد ولی میتوان به سرعت بستر را فراهم نمود تا آن را اجرا کرد.بنا براین آن دسته از دوستان که مرا مقصر میدانند بدانند که کار ضعیف ارایه دادن کاریست بیمورد و بهتر است با سختگیری وتمرین بیشتر با ارکستر بزرگ کاچریس را اجرا کرد.قبلا هم ۳ مورد اجرای ضعیف این اثر را دیدیم.همینکه این مصاحبه در سایت در مورد مرتضی حنانه انجام گرفته خودش کار بزرگی بود.قبل از آن من مدت طولانی تحقیق میکردم و کسی نبود که حال مرا بپرسد.نباید فقط یک نفر را مقصر دانست.آنهم به ناروا و قضاوت زود.امیر علی حنانه.با تشکر

  • امیر علی حنانه
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۸ ب.ظ

    اگر حتی نوت در اختیار ارکستر هم قرار بگیرد …متاسفانه چون این آثار دارای زبان ویپه خود آهنگساز هستند یا به غلط اصلاح میشوند یا آنطور که در گذشته دیدیم به ساختار ارکستراسیون آن بی حرمتی میشود..باید اول هنرمند درد کشیده را شناخت وسپس کار او را با رهبری که به ساختار منطقی آن احاطه دارد اجرا کرد.نوت در اختیار گذاشته میشود و این آرزوی قلبی من است.امیر علی حنانه

  • ايمان
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۹ در ۱:۳۶ ق.ظ

    در مورد اجرای ضعیف نگرانی آقای حنانه قابل درک است. من پس از اجرای روندوکاپریچوزو با ارکستر اروپایی و با وجود کیفیت ضبط، همچنان ناچار به شنیدن اثر در اجرای فارابی هستم… همچنان که پیشتر هم گفته ام اگر بتوان از بابت سلامت آثار مضبوط یا مکتوب اطمینان داشت، اجرای آثار در آینده قابل تصور خواهد بود… و در مورد نت آثار، از جناب حنانه خواهشمند است که اگر قادر به چاپ آن در حال حاضر نیستند، به صورت موردی دانشجویان علاقمند را از به امانت سپردن کپی آن برای بررسی و آنالیز و آموختن، محروم نفرمایند.
    از تلاش های شما تا همین جا برای معرفی آثار استاد سپاسگزارم و خسته نباشید می گویم.
    با احترام

  • amir ali hannaneh
    ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۰ در ۴:۲۰ ق.ظ

    لطفا مشخصاتتان را درست بنویسید.چون این کاری است فرهنگی.

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در خرداد ۲, ۱۳۹۱ در ۲:۱۷ ب.ظ

    حرف شماجالب است..چه چیزی را میخواهید آنالیز کنید؟منطقی جدید را که هیچ شناختی روی آن ندارید؟پس اول باید کلاسهای آموزشی برای علاقه مندان به این زبان موسیقی خاص گذاشته بشود بعد پارتیتور را بتوانید آنالیز کنید.کار سختی است.من این سبک را بلدم ولی فعلا آن را در جایی آموزش نمیدهم چون شاگردانی هم که بخواهند تیوری و هارمونی زوج را بیاموزند با من تماس نگرفته اند.در مورد چاپ آنها هم انشالاه بزودی عملی خواهد شد…مرسی از همه دوستان.امیرعلی حنانه

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۶ در ۱۱:۲۱ ق.ظ

    امروز حرف و پیشبینی من به ثمر رسیده و در انروز همه ما نمی‌دانستیم که چشمانی از دور مواظب و مراقب است که مانع انتشار اثار حنانه بشود.دیگر همه میدانند که منظور من چه کسانی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XIII)

مشکل بی نامی منطقه و بلا تکلیفی در این مورد در همه تحقیقات و نوشته های تاریخی به چشم می خورد که به چند مورد آن به عنوان نمونه می پردازیم:‌

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

از روزهای گذشته…

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XII)

آقای شجریان گفته اند: «ویلن چندصدسال قدمت دارد، روی این ساز افراد مختلف کار کرده اند تا اینکه “آنتونیو استرادیواری” در ایتالیا به شکل و صدای نهایی آن دست پیدا کرده است… اما این سازهای من مثل یک نوزاد تازه متولد شده هستند؛ باید به تدریج روی اینها کار کرد تا به کمال خود نزدیک شود و این حمایتی است که نوازندگان ایران باید انجام دهند.» به این مورد بنده بارها و بارها پاسخ داده ام مخصوصا زیر این مطلب.

شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

شناخت کالبد گوشه‌ها (V)

چنان که اشاره شد، امروزه اغلب کسانی که با متن ردیف سر و کار دارند دست کم به نوعی دسته‌بندی و نقش خاص اجزای درون‌گوشه‌ای باور دارند؛ خواه مانند مسعودیه در تحلیلی ریزمقیاس تعدادی از نقش‌مایهها را با نقش‌های آغازگر و کادانسی تشخیص داده و دسته‌بندی کنند خواه مثل نمونه‌های با اهداف تحلیلی کم‌تر پیچیده، کنش‌های فرود و گسترش و خاتمه را به شکلی بسیار کلی به وصف درآورند.
موسیقی سفره خانه ها بررسی می شود

موسیقی سفره خانه ها بررسی می شود

موزه موسیقی در تاریخ جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ در ساعت ۱۷ شاهد برگزاری سخنرانی امیر حسین رحمتی با موضوع: «از کافه تا سفره خانه: بررسی روند تغییرات موسیقایی در بستر سیاست فرهنگی» است. این سخنرانی بر اساس تحقیقات میدانی امیرحسین رحمتی شکل گرفته است که پیش از این بخشی از آن بر روی همین وب سایت به انتشار رسیده است.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (II)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (II)

شاید نویسنده و نوازنده سه تار و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک به نظر من عنوان قابل قبولی است، چراکه در این سه زمینه به اندازه ای کار کرده ام که قابل توجه باشد البته در کنار این ها به تار نوازی و آواز کلاسیک هم پرداخته ام و توانسته ام آنها را نیز به جایگاه آبرومندی برسانم و کارهایی نیز در این زمینه انجام دادم که کم و بیش به دست اهالی هنر رسیده است.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VII)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VII)

هدف از انتخاب نوع خاصی از دست‌گرفتن مضراب در اجرای عود، دستیابی به صدایی دقیق و رساست. مضراب نقش تعیین‌کننده‌ای در میزان زیر و بمی صدا، نُوانس و نیروی محرک آن دارد. هنگامی که روش‌ها براساس نگهداشتن مضراب و فنون آن قیاس ‌شوند، روشن خواهد شد که در بیشتر اوقات، مضراب تارگان در عین نرمی و بی‌عیب و نقصی، چالاک است. علاقه‌ی تارگان به موسیقی غربی در این خصوص تأثیرگذار بوده است و در مواقعی می‌توان حالت‌های گیتارنوازی را در به کارگیری مضراب او مشاهده کرد.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VII)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VII)

برای مکتوب ساختن تکیه هر سه علامت مرسومی را که در کتا‌ب‌های وزیری و صبا هم دیده شده برگزیده‌اند. تنها منا جای قرار گرفتن این علامت را که در موسیقی غرب برای فلاژوله مورد استفاده است، کمی تغییر داده و به جای آنکه تکیه را درست بالای سر نت‌ها قرار دهد آن را میان دو نتی گذاشته که دو سوی تکیه واقع می‌شوند.
متن سخنرانی دبیر دومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی

متن سخنرانی دبیر دومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی

بیست و پنجم اردیبهشت اولین نشست هیات برگزاری دومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی بود، پس از حدود ۲۰ جلسه نشست در محل خانه موسیقی امروز به منزل گاه پایانی رسیده ایم. ۲۶ مرداد ماه امسال فراخوان جشنواره با تغییری نسبت به سال گذشته به انتشار رسید. یک رشته جدید به مسابقات جشنواره اضافه شده بود، رشته خبر. هیات برگزاری جشنواره که دو خبرنگار با سابقه را در ترکیب خود داشت، با اعلام اضافه شدن این بخش به جشنواره تصمیم گرفت، با ارائه استانداردهایی در زمینه تولید و نشر خبر، وضعیت اخبار موسیقی را تا حد توان سامان دهی کند.
قول و غزل یا قول و غزل (V)

قول و غزل یا قول و غزل (V)

به عبارت دیگر مدگردی ها در این بخش بر بستر نغمات صورت نگرفته اند بلکه تغییر ریتم به عنوان کاتالیزوری عمل کرده و در این راستا از ساز عود بهره گیری ریتمیک شده است. برای بازگشت به چهارگاه نیز دقیقاً همین ترفند مجدداً بکار رفته است.
توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (II)

در این جا در دو مورد سوء تفاهم ایجاد شده است؛ یکم علت وجود صداهای فرعی و دوم نقش جنسیت ها در مقام. از ص ۶۰ تا ۷۵ مقام های ماهور و سه گاه (با استناد به ردیف ها و ترانه ها) بررسی شده اند. این بررسی با تئوری «مقام های دودانگی» که در حال حاضر در ایران رواج یافته است، مقایسه شده و نشان می دهد که مقام ها از دو دانگ یا «سلول» های دیگری هم ساخته نشده اند. نقش صدا ها به ترتیب اهمیتشان در صفحه ۵۹ تعریف شده است: صداهای فرعی مشخص کننده حدود مقام هستند.
مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (IV)

مقدمه‌ای بر تجربۀ شنیداری معماری (IV)

بررّسی‌های انجام شده دربارۀ ساختار کالبدی آمفی تئاترها و آکوستیک آن نشان می‌دهد که در طراحی آن‌ها حجم جمعیّت استفاده کننده از بنا مؤثر است. حجم و تعداد جمعیّت شنونده مشخص می‌کند که معماری شنیداری بنا به چه شکل باید کالبد یابد. مسئله صرفاً فراهم‌کردن تجربۀ شنیداری خوب برای گروه کوچکی از شنونده‌هایی که در بهترین نقطۀ آکوستیکی قرار دارند نیست؛ بلکه، رضایت تمامی افراد حاضر در فضا مورد نظر است و بنابراین، در مصداق بعدی معماری آمفی تئاتر است.