ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (III)

تنها پس از آن است که مهارت عملی با حوزۀ بسط و گسترش خلاقانۀ خاص خود، به دانش تجربی ژرف و درونی شده (که ضرورتاً از آگاهی علمی و یا تجربی می آغازد و شهود طبیعی را برمی انگیزاند و شکل می بخشد تا به آن مرکزیت بخشد) می پیوندد تا تحقق ایده ها ممکن شود. در واقع این روندی خطی و یکسویه نیست، بلکه در سرتاسر این جریان است که معرفت حسی متعین و خاصی شکل می گیرد که غایت کنش هنرمندانه و مبدأ ظهور فرم است. همینطور هرچه دانش و مهارت گسترش یابد ایده پردازی متأثر می گردد و هرچه ایده پردازی بسط و گسترش یابد حوزۀ مهارت و دانش نیز به جنبش وادار می شود. اما اگر دانش در سطح آگاهی علمی و یا تجربی باقی بماند، نمی تواند بطور مؤثر در این فرایند درونی خلاقه شرکت جوید و نیز اگر اساساً ایدۀ اولیه ای شکل نگیرد دیگر تحقق بخشیدنی نیز وجود نخواهد داشت.

بینش تجربی با رهیافت تبیین محور خود، تنها قادر است شناخت کمّی از اصوات را جایگزین فهم کیفیات حسی اصوات سازد. چنین شناختی نه تنها ضرورتاً وابسته به مجموعه ای از الگوها و سرمشق های ثابت و تکرارشونده است بلکه روند خلاقه ای را که می باید از ظهور ایده تا تحقق آن دنبال گردد از میان می برد.

از این جهت است که بسیاری از سازندگان امروز بخش عمده ای از تلاش خود را وقف واکاوی تجربی سازوکار مکانیکی و آکوستیکی مجموعه ای از سازهای کلاسیک می کنند تا کیفیات صوتی آنها را بازتولید کنند. همچنین در مواردی عمیقاً مشابه، برخی از فعالیت های علمیِ صورت گرفته بر روی سازهای کمتر تکامل یافته، بیانگر صرف نیرویی قابل توجه به جهت ایجاد تغییراتی جزئی در راستای بهبود کیفیات طبیعی اصواتی است که ساز می تواند تولید کند، بی آنکه در عمل بدنۀ کلّی ساز برای چنین اهدافی سامان یافته باشد.

این در حالیست که پیشتر دانش تجربی ژرف و درونی شده را بخشی از روندی دانستیم که در آن شهود طبیعی نسبت به ساز و کیفیات آن شکل می گیرد. در واقع با گسترش دانش تجربی، این شناخت و درک ما از کیفیات اصوات نیز هست که رشد و عمق پیدا می کند. سازنده ای که نسبت به آن مجموعه از عملکردهای فیزیکی در ساز که منجر به تولید صوت می شوند فهمی برآمده از شهود طبیعی دارد، دیگر صوت را به عنوان مقوله ای مستقل و مجزا نمی شناسد بلکه درک صوت برای او به منزلۀ درک این عملکردها نیز هست.

حال اگر این عملکردها را در تعامل با مجموعۀ پویا و پیچیده از کنش و واکنش های متقابل میان ساز، نوازنده و محیط که عمل خلق و شنیدن نغمه را با توالی ها و دینامیک های متنوع ممکن می سازد تصور کنیم، می بینیم که در واقع پای چگونه روند خلاقه ای در میان است. روندی که در بینش محض تجربی، اثری از آن یافت نمی گردد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

مروری بر آلبوم «آواز دوره پهلوی اول، به روایتی دیگر» – بخش دوم و پایانی

در این مجموعه سه نمونه آواز شور وجود دارد که به ویژه ترَک سوم (و نه آنگونه که بارها در دفترچه آمده تراک) می‌تواند بهانه‌ای برای بازاندیشی به موضوعِ اختلاف ردیف‌های آوازی و سازیِ دستگاه شور باشد. (۱)

از روزهای گذشته…

این آب‌های اهلیِ وحشت… (I)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (I)

شاید در تاریخ موسیقی کلاسیک غرب،‌ آثار متعددی ریشه در یک کابوس داشته باشند یا خالق‌شان در تصویر یک کابوس، آن اثر را تصنیف کرده باشد و به هر دلیل ما امروز از شأن نزول آن اثر بی‌خبر باشیم. از سوی دیگر چه بسا آثاری که بدون تأکید بر خواست و هدف خالق اثر،‌ شنوندگان و منتقدان، تأویل‌هایی کابوس‌محور از آن اثر داشته‌ یا دارند. اما در این میان،‌ چند اثر شناخته‌شده نیز وجود دارد که به بهانه‌های مختلف بطور مستقیم به موضوع کابوس مرتبط‌اند که در این یادداشت به چند مورد شاخص از آنها اشاره خواهم کرد. اما قبل از آن لازم است تا دو پیش‌فرض مهم این بحث را بازگو کنم:
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (V)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (V)

شیوه رهبری بی پیرایه دیِگو مَتوز برخلاف شیوه پرشور و حرارت دودامِل است. او با ژست ها و اشاراتش به موزیسین ها اعتماد و معنا می بخشد. دیِگو می گوید: ” رسالت من آفرینش هیجان در مخاطب است، حضور او نیز به همین دلیل است. هر رهبری فرصت انتقال بینشِ خاصِ خود را به مخاطبانش دارد”.
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (I)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، از کتاب “خاطرات هنرمندان” نوشته پرویز خطیبی انتخاب شده و سعی شده قسمتی از آن حذف نگردد تا کاملا فضای زمان وقوع ماجرا و همچنین نوع نگارش این نویسنده حذف شود: سال ۱۳۲۷، جمشید شیبانی در آمریکا به سر میبرد، همان سال اولین صفحات سی و سه دور او در لس آنجلس ضبط شد که حاصل همکاری من و کریم فکور و خود او بود. پیش از آن من و حسین استوار و پرویز محمود قراردادی بسته بودیم تا در انگلستان اقدام به ضبط صفحه کنیم ولی متاسفانه بنابر دلایلی این کار انجام نگرفت.
اختلالات صدای خوانندگان (IV)

اختلالات صدای خوانندگان (IV)

اثبات داده های مربوط به میزان هنجار اختلالات ضدا، به چند دلیل مشکل است. مثلا، بر اثر سرماخوردگی، صدا به طور موقت دستخوش اختلال می شود، زیرا سرماخوردگی ارتعاش بافت حنجره را تغییر می دهد و ممکن است سینوس های طنینی را با مخاط عفونی پر کند، همه تقریبا تغییر صدا بر اثر سرماخوردگی را در زندگی خود تجربه کرده اند (چه از نوع اختلال در اواسازی باشد و چه اختلال در طنین). برخی دیگر نیز بر اثر حساسیت ها دستخوش چنین تغییراتی در صدایشان می شوند. بنابراین، اگر از ما بخواهند با در نظر گرفتن تعداد زیادی از افراد جامعه میزان شیوع اختلالات صدا را در گذشته و حال تعیین کنیم.
ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (I)

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (I)

تردیدی نیست که در همین آغاز کار برای خوانندۀ آشنا با محتوای علم، عنوان متن موجود دور از ذهن و گمراه کننده بنظر می رسد. غایت علم تبیین پدیده هاست و عمدتاً بر امور تعمیم پذیر متمرکز است: نگرش علمی، خود نحوۀ مواجهه ای را با پدیده ها می طلبد که بر روش شناسی خاص علمی استوار است. معهذا، نگاه علمی نیز همچون هر نگاه دیگری، سبک و سیاق و البته اصول و قوائد خود را داراست؛ که خصوصاً بدلیل اعتبار و جذابیت فزایندۀ این نحو نگاه در دهه های اخیر، کم و بیش بر تمامی انحاء دیگر نگرش تسلط یافته است. امکانات بالقوه ای که علوم جدید به منظور توصیف عملکرد سازها در اختیار ما قرار داده اند، بر هیچکس پوشیده نیست.
گروه الکتریک مایلز دیویس

گروه الکتریک مایلز دیویس

مایلز دیویس در سال ۱۹۶۰ گروه پنج نفر خود را برپا کرد. همکاران او در این گروه شامل تونی ویلیامز، واینا شورتر، هربی هنکوک و ران کارتر ۱ بودند. موسیقی این گروه از پیچیده ترین انواع موسیقی بی باپ بود که مایلز در طول زندگی هنری خود کار کرده است.
سخنرانی حمیدرضا نوربخش در مورد مکاتب آوازی

سخنرانی حمیدرضا نوربخش در مورد مکاتب آوازی

چهارم خرداد سخنرانی و کنسرتی با شرکت حمیدرضا نوربخش و بهداد بابایی در شیراز برگزار شد که گزارشی از این برنامه را که توسط آقای ایاز رزمجویی تهیه شده می خوانید.
موسیقی قوالی (I)

موسیقی قوالی (I)

در طی چند مقاله سعی در معرفی موسیقی قوالی که شامل بررسی تاریخچه اشعار، اعضای گروه، ساز بندی می باشد داریم. قوالی موسیقی مذهبی صوفی های شبه قاره هند می باشد. قوالی یک سنت موسیقیایی پر شوریست که بیش از ۷۰۰ سال سابقه دارد و در اصل در معابد مقدس صوفی ها یا خانقاه ها در محدوده جغرافیایی که امروزه هند و پاکستان نامیده میشود رواج داشته است.
Tears in Heaven

Tears in Heaven

اریک کلپتون (Eric Clapton) در سال ۱۹۴۵ در انگلیس متولد شده و مسئولیت بزرگ کردن او را مادر بزرگش بعهده می گیرد. او که از کودکی به موسیقی سبک Blues علاقه بسیاری داشته است، از سن ۱۵ سالگی شروع به نواختن گیتار میکند.
خاچاطوریان در مقام رهبر ارکستر

خاچاطوریان در مقام رهبر ارکستر

زمانی که خاچاطوریان به تمرین با ارکسترهای کوچک در تئاترهای مختلف مشغول بود، این آرزو که زمانی خود قادر به اجرای آثار ارکستری اش باشد، در نظرش محال می نمود و در حقیقت در حکم یک رویای دست نیافتنی به شمار می رفت. اما دیری نپایید که این آرزوی دیرینه تحقق یافت و او در سال ۱۹۵۰ رهبری اجرای آثارش را در کشورهای مختلف آغاز نمود.