نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VI)

واروژ هاخباندیان (۱۳۱۵ – ۱۳۵۶)
واروژ هاخباندیان (۱۳۱۵ – ۱۳۵۶)
به‌عبارت ساده می‌توان گفت با گوش‌کردن به آثاری که واروژان ساخته و تنظیم و تهیه کرده، او به‌هیچ‌وجه تحت تأثیر بازار آمریکا و بریتانیا و بازار نوظهور و خلّاق آلمان در بازه‌ی اواسط دهه‌ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ نبود. در عوض نوع برخورد و تفکر او در خصوص تنظیم برای موسیقی پاپ، نزدیکی فراوانی با نوع برخورد و تفکر گروهی از تنظیم‌کننده‌های فرانسوی در آن دوران داشت. این دیدگاه و تفکر در برخی دیگر از آهنگ‌سازان و تنظیم‌کننده‌های ایرانی آن زمان هم کاملاً مشهود است که در آثار تولید‌شده‌ی آنان هویداست.

درباره‌ی واروژان و تنظیم‌هایش، محصول نهایی میکس و مستر‌شده‌ی آثارش، به‌طرز خارق‌العاده‌ای تمیزند و در موارد زیادی محصول نهایی از نظر کیفیت میکس بهتر از نمونه‌های خارجی و خصوصاً فرانسوی است.

جالب اینجاست که شنونده‌ی آثار واروژان به‌ویژه در دوران دیجیتال و فشرده‌سازی‌های رادیکال آهنگ‌ها که بر پایه‌ی حذف فرکانسی است، با وجود اعمال انواع فشرده‌سازی‌ها، باز هم می‌تواند صداها را تفکیک‌شده بشنود. شاید به این دلیل که واروژان برخلاف بسیاری از تنظیم‌کننده‌های معاصر ما اعتقادی به شلوغ‌کاری نداشت. دلیل دیگر هم میکس‌های فوق‌العاده‌ آثارش است.

نُت‌های دست‌نویس و از آن گویا‌تر، آثاری که از واروژان به‌یادگار مانده حقیقت دیگری را از تفکر او در آهنگ‌سازی و تنظیم و در کل تولید موسیقی نشان می‌دهد. اگر نمونه‌ی دست‌نوشته‌های پارتیتور یا نت‌نویسی واروژان را ببینید، مشاهده می‌کنید که چقدر خوش‌خط و منظم و ظریف پارت‌ها را نوشته است. توضیح‌هایی هم در حاشیه‌ی سفید کاغد نوشته و خیلی کم از مداد پاک‌کن استفاده کرده است. این دست‌نوشته‌ها و خود آثار، حاکی از نوع نگاهی است که او در خصوص موسیقی پاپ داشته و با آن دید به موسیقی پاپ می نگریسته که با همان دید هم فعالیت می‌کرده است. او موسیقی پاپ را با عینک موسیقی کلاسیک نگاه می‌کرد. نحوه و تفکر تنظیم او برای ارکستر پاپ مشابهت بسیاری با نحوه و تفکر تنظیم موسیقی کلاسیک دارد؛ ولی محصول نهایی او موسیقی کلاسیک نیست و موسیقی پاپ است.

ضبط آثار و نوازندگان
از شیوه‌های ضبط واروژان در استودیو، ضبط تراک (۱۲) موسیقی بی‌کلام به‌صورت حضور ارکستر کامل در استودیو و ضبط هم‌زمان تمام سازها با رهبری او در اتاق دِد روم (۱۳) بوده است؛ روشی که اتقافاً روش کار برای ضبط ارکسترهای کلاسیک است. ولی نکته‌ی جالب اینجاست که در همان زمانی که واروژان با این روش موسیقی ضبط می‌کرد، فناوری ضبط روی نوار مغناطیسی در حال تکامل روز‌افزون بود و با آمدن دستگاه‌های ضبط چند‌لایه‌ای، مثل چهار و بعداً هشت‌لایه‌ای به استودیوهای موسیقی جهان و با فاصله‌ی کمی استودیوهایی در ایران، امکانات ضبط چند‌لایه ای یا مالتی تراک (۱۴) و شیوه‌های جدیدی که گروه بیتلز در استودیو برای ضبط به‌کار گرفت و از استودیو مثل ساز موسیقی استفاده می‌کرد، گروه‌های پاپ و راک را به‌سمت روش‌هایی برای ضبط موسیقی برد که در آن، بخش‌های مختلف آهنگ ها جداگانه و حتی در استودیو‌های مختلف ضبط می‌شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (XIV)

استفاده سیاسی از هنر به مثابه یک وسیله در شوروی سابق باعث افت شدید ظهور آثار جاودان در این کشور شد و به همین نحو استفاده همچون یک وسیله از هنر در امریکا و غرب توسط اقتصاد، آن را به اندازه یک وسیله تبلیغی برای حضور یک کالا ساقط کرد و با گرایش به ابزارگرایی در هنر دیگر اثری جاندار چون آثار آلن پو و نظیر آن در امریکا خلق نمی شوند.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

از روزهای گذشته…

گذر از مرز ستایشِ محض (II)

گذر از مرز ستایشِ محض (II)

در بعضی نقاط جنگ سرد و در بعضی نقاط (کره، ویتنام، الجزایر و …) جنگ گرم جریان داشت. محیط روشنفکرانه‌ی آمریکا و اروپا سخت تحت تاثیر این وقایع به‌ویژه جنگ ویتنام بود و به همین دلیل گفتمان روشنفکرانه‌ی ایدئولوژیک درباره‌ی هر چیزی از جمله موسیقی فراوان خریدار داشت و بسیار معمول شمرده می‌شد، از این زاویه نیز نقدهای زیادی بر آثار اشتوکهاوزن و زیباشناسی اعلام شده و نشده‌اش وارد آمد که همه –چنان که خواهیم دید- تابعی از مخالفت سرسختانه‌ی چپ‌گراهای پیش‌رو با «هنر نخبگان» (High Art) بود و به عنوان نتیجه‌ای منطقی از اعتراض جنبش چپ به «فرهنگ نخبگان» (High Culture) بر می‌آمد.
دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (II)

دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (II)

اما «منوچهر صهبایی» در مورد تاریخ فوت لومر، در شهریور ۱۳۸۳ در گفت وگویی با مجله “گفتگوی هارمونیک”، بیان داشته است: «مطالبی هست که در هیج جا وجود ندارد مثلاً چیزی که من خیلی زحمت کشیده ام و پیدا کرده ام که از لحاظ تحقیقاتی خیلی مهم هست تاریخ تولد و فوت لومر که موزیکانباشی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بوده است که در کتاب ها تنها جایی که اشاره شده در یک کتاب از روح الله خالقی هست که در آن جا نوشته شده حدود ۴۰ سال پیش لومر فوت کرد! حالا هی شما کتاب را ورق بزنید نه تاریخ دارد … یعنی اصلاً تاریخ نوشته شدن این کتاب و انتشاراش معلوم نیست مال کی هست! الان شما کتاب را می خوانید مال ۴۰ سال پیش هست! صد سال بعد هم مال ۴۰ سال پیش هست! من با تحقیقاتم برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران، تاریخ دقیق تولد و فوت را پیدا کردم که لازمش این بود که تمام کشورهای اروپایی تا آراژانتین را بگردم تا نوادگان لومر (۱۸۴۲ تا ۱۹۰۷ م) را پیدا کنم که بتوانم یک چیز دقیق و مرتب بنویسم و این را پیدا کردم و الان در کتاب ها می نویسند بدون این که معلوم باشد که این راکی پیدا کرده و تا یک – دو سال پیش کسی نمی دانست که این شخص که نقش مهمی در ورود موسیقی سمفونیک در ایران داشته و به طور غیر مستقیم چندصدایی را به ایران وارد کرد، اصلاً نمی دانستند کی بود، کی به دنیا آمده و کی فوت کرده …»
مرگ کریستف پندرسکی، آهنگساز بزرگ لهستانی (III)

مرگ کریستف پندرسکی، آهنگساز بزرگ لهستانی (III)

دوره دوم در اواخر سال های ۱۹۸۰ آغاز می شود. وی با ساده سازی ساختار آهنگ هایش به کلاسیک گرایی بیشتری روی آورد. به ویژه با ساخت اثر رکوئیم لهستانی که تجدید پیمان با سنت رمانتیک نیز محسوب می گردد. البته پندرسکی خود معتقد است که : «موسیقی من همان است. تنها شیوه ابراز آن تغییر کرده است».
از نقد علمی تا نقد هنری (II)

از نقد علمی تا نقد هنری (II)

بنظر میرسد اولین و مهم ترین شرط برای ورود به حوزه زاینده هنر ظهور، انسان مستقل و متکی به خود است. انسانی که بتواند برای خود محدوده ای آزاد و عقلانی از طریق قدرت خود بیافریند، محدوده ای که دارای ارزشهای نسبی اخلاقی است. در شرایط فعلی قلمرو نسبی اخلاقی که علی القاعده باید در جهان بیرونی نسبی تلقی شود در ما معکوس شده است.
دستانم یاریم نمی کنند (II)

دستانم یاریم نمی کنند (II)

همان طور که در شماره قبل این مقاله ذکر شد، درمان عارضه کرامپ نویسندگان (نوازندگان) ناامید کننده است. با این وجود شیوه های درمانی اندکی وجود دارد که البته بسیار به طول می انجامد. حداقل به اندازه عمر بوجود آمدن این بیماری! نزدیک به ۵% از مبتلایان به عارضه کرامپ نویسندگان به خودی خود درمان می شوند که البته در ۵ سال اول نیز می تواند عود کند. از راههای درمان این عارضه میتوان به استفاده از تحریک الکتریکی عصب (TENS) در عضلات خم کننده ساعد نام برد که در دوره زمانهای ۲ هفته ای صورت می گیرد و سبب تقویت هماهنگی عضلات تا مدت ۳ هفته بعد از درمان می شود؛ بنا براین یک درمان موقتی است.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (I)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (I)

یکی از مشکلات ساز سنتور همواره کوکِ این ساز به طور دقیق و مراقبت از خالی نکردن آن و تغییر کوک برای اجرا در دستگاه های دیگر بوده است. تعداد زیادِ سیمها تا مدتها اغلب مانع پرداختن به مسئله ی کوک هم از طرف معلم و هم از طرف شاگرد می شود و بیشتر باعث عدم تمایل هنرجویان به کوک این ساز می شود (نا گفته نماند که تا حدی نیز محق هستند)
لیدی بلانت و مسیح (V)

لیدی بلانت و مسیح (V)

در نمونه ویلن مسیح نیمه پائینی دریچه در محدوده ای با تراکم کمتر در چوب واقع شده است در صورتی که کاملا در جهت عکس در نمونه لیدی بلانت نیمه پائینی دریچه ها در محدوده متراکم تری در حیطه عرضی چوب قرار گرفته است که این موضوع خود نیز به تنهایی از جهات مختلفی قابل بررسی است که ما به بخش مختصری دراین میان اشاره نمودیم.
چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (VI)

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (VI)

در چهارگاهِ تعدیل‌شده، جنسیت بزرگ (سوم بزرگ: سل – سی و دو – می) تغییر نمی‌کند؛ تنها کرن‌ها به بمل تبدیل می‌شوند، اما در مقام‌هایی که جنسیت مجنب تعیین‌کننده است (مانند شور، سه‌گاه) اگر کرن‌ها به بمل یا دیز تبدیل شوند جنسیت به کوچک یا بزرگ تغییر می‌کند؛ جنسیت‌هایی که بیان‌کنندۀ شور و سه‌گاه نیستند.
دو نوازی پژمان حدادی و حمید خبازی در مادرید

دو نوازی پژمان حدادی و حمید خبازی در مادرید

پژمان حدادی تنبک نواز برجسته و حمید خبازی نوازنده نوگرای تار برای اولین بار در کنار هم کنسرتی را در مادرید پایتخت اسپانیا برگزار کردند. این کنسرت در کانون فرهنگی پرسپولیس Centro Persepolis که انجمنی مستقل و فعال در زمینه معرفی فرهنگ و هنر ایران است، برگزار شد. اساس این کنسرت بداهه نوازی بود و همین امر بر جذابیت آن و کیفیت آفرینش هنری نوازندگان می افزود و ظرفیت موسیقی سنتی ایران در زمینه بداهه را آشکار می ساخت.
ارکستر سازهای ملی به روی صحنه می رود

ارکستر سازهای ملی به روی صحنه می رود

به گواه دانش اتنوموزیکولوژی، کشور ایران از معدود ممالک جهان است که دارای موسیقی کلاسیک ملی است. موسیقی کلاسیک ایران نیز در سالیان درازی که در حال رشد و پویایی بوده است به قابلیت های مختلفی از نظر تکنیک های نوازندگی و آهنگسازی رسیده است؛ این واقعیت به خودی خود جای خالی یک ارکستر بزرگ غیر خصوصی از سازهای ایرانی را که قابلیت اجرای موسیقی چند صدایی ایرانی را داشته باشد گوشزد می کند.