گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk
شینچی سوزوکی (۱۸۹۸ – ۱۹۹۸)

در سال ۱۹۶۱ هشت سال بعد از ماجرای دوهام، در جرائد اعلام شد که در ۱۶ آبریل در ساعت ۱۰ صبح، چهارصد بچه بین سنین پنج تا دوازده سال با ویولن‌های کوچک در دست بر روی صحنه سالن اجرای جشن ‌های بونکیو (Bunkyo) در توکیو به روی صحنه رفتند و همگی مرتب و در صف منتظر پابلو کازالس (Pablo Casals) بودند که یکی از بزرگترین نوازندگان ویولنسل قرن بیستم بود. ماشین استاد دو دقیقه قبل از اجرا به سالن جشن رسید و او دقیقاً در سرِ ساعت ده با همسرش وارد سالن شد، با تشویق ‌های تحسین برانگیز از طرف مادران و پدران، بچه‌ها و معلم ‌های پرورشِ استعداد ها روبرو شدند، به محض دیدنِ چهارصد کودک بر روی صحنه کازالز گفت: اوه… اوه… و او و همسرش به کودکان دست تکان دادند و برجایشان قرار گرفتند. در همان لحظه بچه ‌ها بر روی واریاسیونهای «ما می‌خواهیم جوها را درو کنیم» بطور اونیسون شروع به نواختن کردند و این یک ارائه فوق العاده تکان دهنده شد. مایستر کازالس اجراهای آنها را با هیجان دنبال می‌کرد و دوباره گفت: اوه… اوه… وقتی که بچه ‌ها کنسرتو ویولن ویوالدی و دوبل کنسرتوی باخ را به اجرا در آوردند، هیجان فوق‌العاده‌ای بوجود آمده بود.

حتی کازالز هم می‌گریست

در سال ۱۹۶۱ هشت سال بعد از دیدار دوهام، در جرائد اعلام شد که در ۱۶ آبریل در ساعت ۱۰ صبح، چهارصد کودک بین سنین پنج تا دوازده سال با ویولن‌های کوچک در دست بر روی صحنه سالن اجرای جشن ‌های بونکیو (Bunkyo) در توکیو به روی صحنه قرار گرفتند. آنها همگی مرتب و در صف منتظر پابلو کازالس (Pablo Casals) بودند که یکی از بزرگترین نوازندگان ویولنسل قرن بیستم بود. ماشین استاد دو دقیقه قبل از اجرا به سالن جشن رسید و او دقیقاً در سرِ ساعت ده با همسرش وارد سالن شد، با تشویق ‌های تحسین برانگیز از طرف مادران و پدران، بچه‌ها و معلم ‌های پرورشِ استعداد ها روبرو شدند. کازالس به محض دیدنِ چهارصد کودک بر روی صحنه کازالز گفت: اوه… اوه… و او و همسرش به کودکان دست تکان دادند و برجایشان قرار گرفتند. در همان لحظه بچه ‌ها بر روی واریاسیونهای «ما می‌خواهیم جوها را درو کنیم» بطور اونیسون شروع به نواختن کردند و این یک ارائه ای فوق العاده و تکان دهنده شد. مایسترو اجراهای آنها را با هیجان دنبال می‌کرد و دوباره گفت: اوه… اوه… وقتی که بچه ‌ها کنسرتو ویولن ویوالدی و دوبل کنسرتوی باخ را به اجرا در آوردند، هیجان فوق‌العاده‌ای بوجود آمده بود.

پابلو کازالس به گریه درآمده بود چشم‌ هایش پر از اشک بود و فرم دهانش از شدت احساسات عوض شده بود و وقتی که پانزده، شانزده بچه که شاگردان یوشیو زاتو (Yoshio Sato) (یکی از شاگردان ویولنسل کازالس)، شوان (Sehwan) اثر قوازویک بورره (Bourree) از باخ را اجرا کردند، دیگر خوشحالی استاد از مرز خود گذر کرده بود…

من بعد از اجرا من برای تشکر به نزد کازالس رفتم که تشکر کنم اما قبل از اینکه من چیزی بگویم من را بغل کرد و آرام سرش را بر شانه من قرار داد و بسیار آرام و بی صدا گریه کرد. بارها خود من به این ارائه‌های فوق‌العاده کودکانه‌ای که در آن قدرت عمیقی نهفته، اشک ریخته ام در این لحظه غیر قابل توصیف یک استاد مسلم هفتاد و پنج ساله ایستاده بود و زبانش از توصیف طنینِ این صداهای خلق شده مات و متحیر ایستاده بود.

خانم و آقای کازالس به روی صحنه قرار گرفتند… استاد و بچه‌ ها را روی زانویش نوازش می‌کرد، در وسط صحنه برای آنها صندلی قرار داده بودند که با دست هایی پر از گل که بچه ‌ها به آنها داده بودند نشستند. استاد که صدایش به لرزش درآمده بود در میکروفون شروع به صحبت کرد: خانم‌ها و آقایان رویدادهایی که در این جا ملاحظه می کنیم… من بر روی پرشورترین صحنه قرار دارم…

گیتی خسروی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است