ویژگی های یک سنتور خوب (II)

بنابر آنچه تجربه نشان داده است مسائل حاشیه ای که برای هنرجویان جهت خرید ساز پیش می آید نه تنها بی اهمیت نیست بلکه این موضوع متاسفانه گاهی باعث کدورت ها و ایجاد کینه ها مابین معلمین و شاگردان شده و شاگردان به محض روبرو شدن با استاد جدید، معلم پیشین خود را بخاطر انتخاب نادرست ساز (چه از روی عمد و چه از روی نا آگاهی) مورد نکوهش و انتقاد قرار می دهند و چه بسا در بیشتر موارد هیچکدام آنقدر مقصر نبوده اند که بعد ها باعث بعضی از این کدورتها شود.

قصد من از بیان مطلب فوق این است که از نظر من مسائل حاشیه ای این ماجرا به هیچ عنوان قابل اغماض نیست و دانستن آن برای هنرجویان تا حدی الزامی است چرا که درک متقابل معلم و شاگرد جهت تهیه ی یک ساز خوب برای شاگرد می تواند موجب پیوستگی رابطه ی معلم و شاگرد برای مدتها باشد و در آینده گله ای پیش نیاید.

بنابراین تا جایی که اذهان دوستان عزیز خسته نشود، آنچه که طبق تجربه دریافته ام عنوان می کنم و از آنجاییکه تا به حال به اینگونه مسائل پرداخته نشده است فکر می کنم ذکر این موارد برای یک بار خالی از لطف نباشد تا شاید کمک فکری کوچکی برای بعضی از دوستان باشد.

از دید کلی مجموعه فعالیتهایی که یک هنرجو انجام می دهد تا این مهارت، یعنی “شناخت ساز خوب” را به دست آورد بسته به استعداد و مقدار پیشرفت حداقل هفت تا ده سال طول می کشد و پیش نیازهای اصلی آن، مواردی است که به طور مختصر در ادامه اشاره شده:
۱-گوش کردن به موسیقی (ساز سنتور) به طور جدی تا به درجه خوبی از درک موسیقایی و فهم صدای زیبای این ساز برسند.
۲-تمرین و پیشرفت کافی تا توانایی اجرای قطعات (حداقل نیمه) حرفه ای سنتور حاصل شود تا فرد بتواند به عنوان معیاری جهت شناسایی یک ساز خوب از آن استفاده کند.
۳-کمی اطلاع از نحوه ی ساخت ساز تا شخص بتواند ساز را از لحاظ ظاهری نیز ارزیابی کند.
۴-نواختن و تمرین با انواع سنتورها (سنتورهای خیلی خوب و خیلی بد)

با این شرایط هنرجویی که هنوز تجربه و شناخت کافی از سازی با کیفیت بالا را ندارد چند راه وجود دارد:
۱-یک ساز با قیمت بالا که فروشنده گفته این ساز خوبی است را چشم بسته خریداری کند تا روزی که خودش کارشناس این کار شود.
۲-به یکی از سازندگان یا فروشندگان اعتماد کند که انشاا…سازی با کیفیت خوب و قیمت مناسب به او دهند.
۳-یا به استاد خود اطمینان کند و با نظر مستقیم او اقدام به خرید ساز کند و در صورتی که مساله “گاو بندی “در میان نباشد راه سوم عقلانی و منطقی تر به نظر می رسد (که متاسفانه خیلی از هنرجویان از همین مسئله “گاوبندی” ضربه خورده اند)
۴-راه بعدی که وجود دارد اما بسیار سخت و وقت گیر و گیج کننده می باشد این است که هنرجو آمار چندین ساز خوب را از چندین سازنده و یا فروشنده بگیرد و تک تک آن سازها را نزد چند استاد مورد قبول ببرد و تایید سازها یا یکی از آن سازها را به عنوان بهترین آنها بگیرد و بعد اقدام به خرید کند.

مشکلی که اینجا وجود دارد اختلاف سلیقه و سواد و درک سازندگان و فروشندگان و حتا اساتید در مورد ساز خوب است. این امر درست است (متاسفانه به ده ها دلیل) که اگر مثلا شما سازی که مورد تایید کامل فلان سازنده ی معروف است نزد دیگر سازنده ی مشهور ببرید ممکن است سازنده ی دوم آن ساز را در حد یک ساز مشقی تایید کند نه بیشتر. این امر (دوباره با کمال تاسف) در بین اساتید وقت نیز وجود دارد و به ندرت پیش می آید که سازی را دو سازنده ی خوب یا دو استاد متفق القول تایید کنند و آن ساز را درجه یک بنامند.

با این شرایط تکلیف یک هنرجویی که راه چهارم را انتخاب کرده چیست؟ این هنرجو ممکن است با پیگیری های زیاد، نسبتا به مطلوب برسد اما از کجا معلوم که چند سال دیگر که ساز خود را به سازنده یا استاد سومی نشان دهد کاملا سرخورده و مایوس از آن همه تلاش برای خرید یک ساز خوب نشود.

بنا بر تشریح شرایط فوق توصیه ای که من به عنوان کم تجربه ترین عضو موسیقی به هنرجویان دارم این است که هنرجویان سنتور و حتا دیگر سازها، کلا به دنبال ساز درجه یک نروند مگر در دو حالت:
یکی اینکه خود، توانایی تشخیص یک ساز خوب را به طور نسبی حاصل کرده باشند تا تماما محتاج این و آن نباشند و از خود نیز نظری در مورد ساز ارائه کنند، و دیگر اینکه به یک و فقط یک استاد که مورد اطمینان آنهاست کاملا اعتماد کنند و با نظر مستقیم ایشان ساز خوب خود را خریداری کنند با این آگاهی که بدانند این سازِ خوبِ خریداری شده ی آنها ممکن است در آینده مورد نقد سازندگان، اساتید مختلف و حتا خود آنها قرار گیرد که در صورت صحت این پیش بینی، بعدها گله ای از استاد یا شخص مورد اعتماد خود نداشته باشند.

نکته ای که قابل عرض است و دانستن آن برای هنرجویان الزامیست این نکته می باشد که بدانند همیشه گرانترین ساز، بهترین نیست. به این معنی که اگر مثلا سنتوری با قیمت یک میلیون تومان یا بیشتر خریداری کردند پس مطمئن باشند که آن ساز قطعا درجه یک است، این طور نیست بلکه تنها می توان گفت که احتمالا آن ساز، ساز خوبی است اما نه به طور قطع.

15 دیدگاه

  • ارسال شده در دی ۱۴, ۱۳۸۸ در ۹:۳۱ ب.ظ

    سلام من می خواستم بگم که بمدت نزدیک ۱۰ سال دارم سنتور کار میکنم الانم در دانشگاه موسیقی میخونم.متاسفانه هر کی میلیونی پول ساز میده فکر میکنه ساز در حد ناظمی گیرش امده در صورتی که در بیشتر مواقع پول مهر و اسم سازندشو داده.من با بردن ساز پیش استاد در بیشتر مواقع موافق نیستم چون استاد بهترین ساز در نظرش ساز خودشه و اگرم ساز خوب باشه تو سر مال طرف زده.ساز باید در نظر صاحبش خوب بیادو تو دل بشینه چون هنر جو سازو داره برا خودش میخره نه برا استادش که ببینه استادش خوشش میاد یا نه.سهیل

  • ارسال شده در دی ۱۵, ۱۳۸۸ در ۷:۵۹ ق.ظ

    دسست شما درد نکنه مطالب مفدیدی بود
    بخصوص این قضیه گاو بندی – من نوازنده نی هستم و اولین سازی که خریدم با هم جریان گاو بندی بود یعنی استاد به من آدرس داد برم فلان مغزه و بگم از طرف فلانی اومدم-رفتم ساز را خریدم و با ذوق و شوق بردم پیش استاد بدون اینکه از فروشنده بپرسم سازنده این ساز کیه -استاد هم تایید کرد که سازش خوبه ! چند مدت بعد گذری رفتم همون مغزه و متوجه شدم تا اون مغزه سازهای همان استاد را می فروشه – البته سازش بد نبود ولی خوب می تونست بگه من خودم ساز داره یه خوبش برات میارم قیمتش هم اینقده تمام

  • فرياد
    ارسال شده در دی ۱۶, ۱۳۸۸ در ۱:۱۴ ق.ظ

    جناب ضرابی سپاس از اندیشه‌هاتان
    اما دوستان از یاد نبریم در پس این احساسات ما، مقصودم اینکه از نظر کسی سازی خوب است و از نظر دیگر بد و یا گاوبندی‌های به درستی اشاره شده، آنچه که بسیار اهمیت دارد آن است که ساز سازی دز تمام جان تبدیل شده است به دانشی کاربردی که تلفیقی از زیست‌شناسی گیاهی و فیزیک صوت است. یک ساز ساز امروزی به خوبی از تاثیر خواب رگه‌های چوب بر صوت آگاه است. من خودبه چشم خویشتن دیده‌ام سازهای که با چوب عالی و دقت نظر عالی‌ای ساخته‌شده‌اند اما به دلیل آنکه سازنده‌ی ما از فیزیک ملکولی چوب بکاررفته ناآگاه بوده است کارش چندان دلچسب نبوده است. هیچ کس نمی‌تواند نافی علم مطلق بودن ساز سازی باشد، و دقیقا به همین دلیل سازنده‌های ما چون صرفا تجربی ساز می‌سازند ممکن است از هر ۱۰ سازشان یکی بیش مطلوب از کار در نیاید.
    به امید روزی (که به نظر من باید همین امروز باشد) اهمیت دانش در نظرگاه ساز سازان روشن باشد.

  • سجاد تاجکی
    ارسال شده در دی ۱۹, ۱۳۸۸ در ۴:۳۹ ب.ظ

    سلام، وتشکر فراوان.
    در این مورد مطلبی به ذهنم رسید، ممنون میشوم اگر در باره ی آن توضیح دهید.
    و آن هم آب دیده شدن ساز است و اینکه پس از مدتی نوازندگی صدای ساز از خفگی درآمده و باز میشود.
    آیا این مطب در مورد همه ی ساز ها درست است؟
    خیلی ممنون

  • ارسال شده در دی ۱۹, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۱ ب.ظ

    سجاد سلام
    مطلب درست است. در شماره های آخر سعی میکنم به این موضوع اشاره کنم.
    موفق باشی

  • farahmand_ali@yahoo.com
    ارسال شده در دی ۲۲, ۱۳۸۸ در ۳:۳۶ ب.ظ

    سلام نظر بنده در مورد یک سنتور خوب این است که سنتور خوب سنتوری است که کوک خالی نکنه و گوشی های درجه یکی داشته باشه البته نوع بستن سیم ها هم خیلی در نگه داشتن کوک کمک میکند که بنده بعد از ۷سال نوازندگی سنتور توانستم این مشکل اساسی را در مورد ساز خودم بر طرف کنم که این موضوع برای استاد بنده خیلی جالب بود
    مهم نیست که ساز گران قیمتی داشته باشیم مهم خوش صدا بودن و کوک نگه داشتن ساز است (فرهمند)

  • مجید
    ارسال شده در دی ۲۳, ۱۳۸۸ در ۵:۰۰ ب.ظ

    سلام. من فکر می کنم برخی از سازنده های اسم و رسم دار در این مورد کوتاهی زیادی به عمل میارن و حتی خیانت می کنن. وقتی چند تا ساز خوب ساختن و اسم و رسمی در کردن، حالا به جای اینکه دامنه تجربیاتشونو زیادتر کنن و سازهای با کیفیت تری نسبت به سابق بسازن، از اسمشون استفاده می کنن و هر چی شد میسازن و با قیمت بالا میفروشن. به اصطلاح سازهاشون بازاری میشه. اونا هم به خودشون و استعدادشون ضربه میزنن، هم به من و شما ، و هم به موسیقی.

  • tara
    ارسال شده در بهمن ۱۱, ۱۳۸۸ در ۷:۳۱ ب.ظ

    مطلب جالبی بود موفق باشید.

  • فرهاد مرتضوی
    ارسال شده در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۱ ق.ظ

    بنظر من ساز خوب سازیه که حداقل دو نفر استاد که آدم بهشون اعتماد داره تاییدش کنند(اگه خودش هنوز مبتدیه)
    و اگر هم خودش با صدا انس گرفته باشه فقط و فقط باید به گوشش اعتماد کنه !

  • arash jalili
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۹ ب.ظ

    سلام امیدوارم تمام کسانی که ساز میزنن همشه موفق باشند بنظر من هیچ سازی بد نیست تمام سازها اولشان خوبن بعد از مدتی معلوم مشه که این ساز کوک خوب نگه میدار یا نه این مهم یه چیز دیگه همه سازا خوبن این نوازنده است که میتونه بد باشه

  • مهدی پژوهی
    ارسال شده در مهر ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱:۳۸ ب.ظ

    سلام بر تمام کسانی که در عرصه ی موسیقی ایرانی به ویژه سنتور فعالیت دارندسنتور خوب سنتوریست که صدایش به گوش صاحبش خوش بیاد نه به گوش دیگران.امیدوارم من نیزروزی به جایی برسم که بتوانم به مشتاقان موسیقی درجهت فراگیری ان کمکی کرده باشم.ان شاءالله

  • ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۹۱ در ۴:۰۷ ب.ظ

    سلام خیلی مطا لب خوبی بود.من تازه می خوام سنتور رو شروع کنم یکم تردید و ترس در ساز آن داشتم ولی با این مطالب کلی چیز یاد گرفتم مرسی

  • ایدا
    ارسال شده در تیر ۱۵, ۱۳۹۲ در ۱:۴۰ ق.ظ

    سلام مطالب خیلی خوب بود.من تازه میخوام سنتور رو یاد بگیرم به نظرتون سنتور زندی سنتور خوبیه؟؟ممنون میشم اگه نظراتونو بگین..

  • سعید
    ارسال شده در آبان ۹, ۱۳۹۲ در ۹:۱۳ ب.ظ

    سلام یه زمانی داشتن سنتور سالاری افتخار بود برایه هرکس چون خوده استاد سالاری ساز رو میساخت ولی الان چنتا افغانی سازارو میسازن یه مهره سالاریم میزنن روش کلیم ازت پول میگیرن پس دوستان فریبه اسم رو نخورید

  • احسان
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۹۲ در ۳:۴۹ ق.ظ

    سلام دوستان سنتوری مطالب خوبی بود؛ هیچ سازی به اندازه سنتور درم اثر نمیکنه؛ از نظر من سنتور خوب سنتوریه که صداش به دل خود نوازنده بشینه و چوپ سنتور باید کاملا خشک شده باشه؛ سیم سنتور باید جوری باشه که وقتی مضراب میخوره مثل فنر برگرده جواب بده؛صدای سنتور باید پر باشه؛

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

از روزهای گذشته…

تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

این نوشته شأن تحلیلی و تفسیری خاصی ندارد و فعلاً فقط از یک تشابه بحث می‌کند. این تشابه بعداً دست‌مایه‌ی یک تحلیل عمیق قرار خواهد گرفت و به شکل مقاله عرضه خواهد شد.
رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

رامین صدیقی: گفتم که دیگر در جشنواره نیستم

من تا پیش از نشست خبری از آمدن گروه اطلاعی نداشتم. اصلا اگر بهترین گروه دنیا هم بودند، باید مسئول بخش بین الملل از آن خبردار می شد. حتی اگر رایگان و بدون تحمیل هزینه به جشنواره آمده بوده باشند. این بدترین بی احترامی و ناهماهنگی اداری بود.
موسیقی در ایران باستان (I)

موسیقی در ایران باستان (I)

ایرانیان نگرش خاصی به زیبایی داشتند، در ایران باستان مراسم عبادتی و پرستشی آناهیتا برگزار می شد. آناهیتا الهه ی بارندگی است و زنی است زیبا با قامتی بلند که سوار بر ارابه ای چهار اسب (باد، باران، ابر و تگرگ) است. پرواضح است که ایرانیان الهه های دیگری نیز داشتند و بیانگر این مطلب است که حس زیبایی و زیباشناسی در ایران ریشه ای کهن دارد. هنر موسیقی نیز از بدو آفرینش های هنری ایرانیان بر طبق شواهد و مدارک به دست آمده همراه و همراز آنان بوده است. در یک تقسیم بندی کلی می توان تاریخ موسیقی ایران را به سه دوره تقسیم کرد:
خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد

قطعه “خلق متحد هرگز مغلوب نخواهد شد” یا “The People United Will Never Be Defeated”، در سال ۱۹۷۵ توسط فردریک ژوسکی (خوانده می شود “Zhev-skee Frederic Rzewski”) آهنگساز آمریکایی، برای پیانو تنظیم شد. ژوسکی یک مجموعه از ۳۶ واریاسیون برای این ترانه مشهور شیلیایی با نام “El pueblo unido jamás será vencido” اثر سرجیو اورتگا (Sergio Ortega) آهنگساز و پیانیست شیلیایی (۲۰۰۳-۱۹۳۸) و گروه کویلاپایون (Quilapayún)، تنظیم کرد.
سه خبر کوتاه

سه خبر کوتاه

نورا جونز (Norah Jones) در برنامه زنده تلویزیونی که شب گذشته (۱۵ ژانویه) به نفع قربانیان سونامی برگزار شد ترانه We’re all in this thing together را خواند. تمام منافع و کمکهای اهدایی این برنامه ۲ ساعته که در ایستگاه تلویزیونی شبکه NBC در استودیو یونیورسال اجرا و پخش شد، برای انجام امور بین المللی به صلیب سرخ اهدا شد.
«موسیقاب» (IV)

«موسیقاب» (IV)

استفاده از شیوش‌های متفاوت و بدیع و به طور کلی تنوع چشم‌گیر سونوریته، در خدمت بافت چندلایه‌ی اثر است؛ رنگ هایی کمتر شنیده شده که در عرف تارنوازی حتی به بدصدایی معروف‌اند. گاه صداهایی پلشت و ناتمیز از سیم‌ها برمی‌خیزد که این اصوات را برای یک گوش تارشنیده‌ی متوسط نیز که در طول دهه‌ها، خوش‌صداترین و دلنوازترین نغمات را از این ساز شنیده است، غریب، نامأنوس و فرانمایانه جلوه می‌دهد.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (III)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (III)

در ارتباط با مطلب اخیر، لازم است به موضوعی که تا حدودی دارای اشتراک با آن است پرداخته‌شود. انتخاب روشِ آوانگاری فنمیک و فنتیک به این‌که آوانگارْ خودیِ آن فرهنگ باشد یا نباشد وابستگی قطعی ندارد، بلکه به مقصود و نوع ارتباطِ آوانگار با آن موسیقی مرتبط است. آوانگاری‌های فنتیکِ بلابارتوک، نمونه‌ی تلاشِ یک فردِ خودیِ فرهنگی در جهت رسیدن به توصیفی کامل از موسیقی‌اش به منظور حفظِ هرآنچه از آن موسیقی می‌شنید بود (نتل ۱۳۹۲: ۱۵۴)، یا به عنوان مثال دیگر، از آوانگاری‌های محمد‌تقی مسعودیه از گونه‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در کتابش با عنوانِ مبانی اتنوموزیکولوژی می توان نام برد. از طرف دیگر، نتل(۱۳۶۵: ۸۷) آوانگاری‌های جرج هرتسگ را یکی از بهترین آوانگاری‌های فنمیک معرفی می‌کند.
ریتم

ریتم

هیچ فکر کردید که ریتم در زندگی تا چه اندازه نقش مهمی را ایفا می کند و تاثیرهای مثبت دارد؟ از گردش منظم شب و روز گرفته تا چهار فصل سال یا جزر و مد آب دریاها، ضربان قلب و … حتی بسیاری از ما علاقمند هستیم که خیلی از کارها را که می توان بدون دخالت ریتم انجام داد، با ریتم انجام بدهیم. مثلا” راه رفتن یا دویدن، هنگام کارکردن با کامپیوتر، مرتب کردن فولدرها و …
درباره کتاب «شورانگیز» (III)

درباره کتاب «شورانگیز» (III)

ملودیِ گوشه‏ ها برگرفته از ردیف‏های معتبر و گوناگون موسیقی ایرانی است و در گزینش و نگارش آنها ملاک اصلی تنها جمله‏ بندیِ روان، فضای مُدالِ واضح و روشن و سادگیِ نسبی ازنظر تکنیک اجرایی بوده است و نه تعلق به مکتب یا شیوه‏ای خاص. قطعات ضربی نیز بر همین سیاق از شیوه‏ ها و سبک‏های مختلف آهنگسازی و نوازندگی انتخاب شده ‏اند.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

اگر در میزان اول دوضربی به جای دو سیاه، ۸ دولا چنگ (میزان ۳) قرار داشته باشد، می توان گفت میزان سوم، ۸ ضربی ۴+۴ است با دو تاکید. اما چون اجزاء ترکیب کننده، زمان های یک اندازه (یک سیاه یا ۴/۱) دارند، این میزان ها همه با دو ضرب (با دوتا پا زدن یا دو ضربه مترونم) قابل اجرا هستند. یا دقیق تر واحد زمانی تعیین کننده در داخل میزان یک نت سیاه یا یک ۴/۱ است.