حنانه: عدالت این نیست که همه چیز بر گردن من باشد

امیرعلی حنانه
امیرعلی حنانه
لا پرسیا با چه ارکستری اجرا شد؟
با ارکستر سمفونیک فارابی در رادیو تهران ضبط و در یوسنکو پخش شد، بعد هم ارکستر سمفونیک ایرلند آن را اجرا کرد که در رادیوی ایرلند پخش شد. فکر میکنم با کیفیت خوب هم نوار ضبط شده این ارکستر را روی ریل داشته باشم.

آیا ایشان کنسرتو پیانو ساخته اند؟
خیر ایشان کنسرتو پیانو ننوشته اند، اگر میبینید که در فیلم از “کاپریس برای پیانو و ارکستر” به عنوان کنسرتو پیانو اسم میبرند، به خاطر این است که آن زمان میان عوام به شدت واژه کنسرتو برای قطعه ای که ساز سولو و ارکستر داشته، رواج پیدا کرده بوده، پدر هم برای مردم این طور صحبت کرده اند.

برای سازهای سولو چند قطعه دارند؟
پدرم قطعات زیادی که بسیار زیبا است برای سازهای تکنواز نوشته اند؛ مثلا در موسیقی ۱۱۰ دقیقه ای فیلم هزاردستان که فقط یک سوم آن در یک سی دی منتشر شده، سولوی ویولون و ویولن سل وجود دارد؛ سولوهای ویولون با ارکستر در “صبر و ظفر” و “فانتزی برای ویولون و ارکستر” و چندین قطعه دیگر نیز وجود دارند. متاسفانه موسسه ماهور کل هزاردستان را منتشر نکرده است. من هم نمی دانم چرا… اما اگر میخواست این اثر را منتشر کند باید همان سال اول کل کار را منتشر میکرد.

آثار پیانویی ایشان چیست؟ آیا ضبط شده است؟
فکر میکنم ۶ یا ۷ اثر باشد که همه را خودم ضبط کرده ام.

امپرومپتو برای پیانو، در یکی از سی دی های اشعار احمد شاملو شنیده شده بود که به این صورت نبود، در اینجا ورژن دیگری از این اثر اجرا شده است؟
این اثر (امپرومپتو راگیا) آخرین کار پدر است که در سال ۱۳۶۷ ساخته شد و چون تم آن بر گرفته از موسیقی فیلم “سلام سرزمین من” است این اشتباه صورت می گیرد.

دقیقا مشخص است که ایشان چند قطعه نوشته اند؟
خودشان میگفتند من وقتی ۵۰۰ کار که پاره کردم و دور ریختم، تازه متوجه شدم جریان چیست! الان پارتیتورهای ارکستر فارابی که در دست من است، ۶۰ عدد است، به علاوه ۱۳ اثر.

آثار ضبط شده ایشان چند ساعت است؟
شاید ۳۰ تا ۳۵ ساعت کار ضبط شده داشته باشند.

آیا برای انتشار اینها به شما مراجعه کرده اند؟
خیر، فقط یکسری کار به ماهور دادیم که از بین آنها با سلیقه خود چند تا را انتخاب و منتشر کرد. من نمی توانم هر روز بروم سراغ انتشاراتی ها و التماس کنم که کار پدرم را منتشر کنید!

از سه سی دی ماهور راضی هستید؟
بله از نظر کیفیت کار راضی هستم، بالاخره این نوع کارها ارزش تاریخی زیادی هم دارد؛ ما صدای ارکستر فارابی را شنیدیم و آن موسیقی ها را… هرچند از نظر مالی همیشه رسم بوده که موسیقیدان بدبخت باشد!

آیا این ریل ها که به مرور زمان خراب میشود را قصد ندارید دیجیتال کنید؟
بله قصد دارم ولی از نظر هزینه فعلا برایم سنگین است. باید کمک هایی می شد و مثلا پانزده سال پیش این کار انجام می گرفت، افسوس که هیچ چیز در این کشور به موقع خود انجام نمیشود! مثل همین الان که شما اینجا هستید!

آیا کتابهایی که نوشتند هم همین سرنوشت را داشته و کسی برای انتشار اقدامی نکرده؟
من از روزی که وارد ایران شده ام تا امروز، همیشه همین سئوالات را جواب داده ام! یک ارگان دولتی باید اقدام کند، من هزینه این کار را ندارم، کتابها زیادند و حجم کار بالا است، من شخصا نمیتوانم! این آثار ملی است و متعلق به مردم ایران است، دانشگاه باید خودش پیش قدم شود و این آثار را منتشر کند، وزارت ارشاد باید خودش دنبال این کارها باشد. من شخصا دین خود را به او ادا کردم و دیگر هم به دنبال کارهای خود می روم.

مرتضی حنانه به گردن هنر ایران و نه فقط موسیقی، حق دارد و همه باید در ادای این حق سهیم باشند، این طور نیست که همه چیز بر عهده من باشد. عدالت این است. امروز اسم همه موسیقی دان ها را می شنویم که کارهایشان به ظاهر اجرا و یا ضبط می شود. اما من چه کنم که کم رو هستم و بلد نیستم پیگیری کنم.

از فیلم اجراهایی که توسط استاد حنانه رهبری شده چه چیزهایی موجود هست و یا دارید؟
من هیچ فیلمی ندیده ام، ولی آرشیو انجمن موسیقی و صدا و سیما قطعا موجود است. می توانید مراجعه کنید و در اختیار علاقه مندان بگذارید.

9 دیدگاه

  • از دوستان قدیم علی حنانه مهدی
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۸۸ در ۵:۰۱ ب.ظ

    انتقاد به استاد علی حنانه
    اگر گوش شنوا و امکان نشر بیابد
    جناب علی حنانه مردی بسیار دمدمی مزاج هستند. ایشان انتظار دارند در این بلبشو همه به خانواده و خود ایشان به خصوص، خدمت کنند. در این جامعه گویا همه حقشان ادا شده فقط استاد مرتضی حنانه مانده اند!
    ایشان میگویند من دینم را به پدرم ادا کردم. ادای دین کردن یعنی از خود گذشتن!
    ایشان آیا همان پارتیتورها را به دست دوستان نزدیک خود داده اند. چه رسد به کل جامعه!
    درست است حقوق مادی و معنوی همه هنرمندان تحت مخاطره است. ممکن است ناشری زیر عهد خود بزند. بهرحال شما در این جامعه زندگی میکنید. اگر منتشر نکنید دیگر شاید زمان دیگری به وجود نیایید و تاریخ آنچنان که باید شناخته نخواهد شد. جایگاه حنانه هم زیر سئوال برود.
    با علم به این مسئله آقای علی حنانه چه راهی برای انتشار آثار پدر پیدا کرده اید؟
    اصلا در این زمینه چه فعالیتی کردید!
    اگر ارکستی بخواهد این آثار را اجرا کند ۱- شما میگذارید ۲ اصلا این آثار را به دست آنها میدهید! برای شما حرمت به شخصیت خودتان مهم است نه انتشار اثر پدر. هرجا حتی نامی از پدر برده شود به نیکی و یا به نقد شما میگویید حق ما چه میشود؟
    شلوغ میکنید و حاشیه ایجاد میکنید. مرتضی حنانه در جایگاهی بوده است که همواره به طور جدی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. چیز که شاید هم خود خواهان آن بود. اما شما امکان برداشت های مختلف از سبک و آثار پدر را سلب میکنید. به غیر از خودتان هیچ فردی قبول ندارید. از روزگار نالیدن را که همه بلندند. شما خود در این آشفته بازار چه میکنید! چه سخن جدیدی ارائه میکنید؟ چه تولیدی میکنید!
    سال پیش بزرگداشتی با حضور همسر نخست حنانه گرفته شد. شما اولا نفس این بزرگداشت را زیر سئوال بردید زیرا همسر دوم ایشان و خودتان در جریان نبودید. گفتید که ایشان اصلا همسر حنانه نبوده است!
    دقیقا کاری میکنید که خانوده مرحوم شاملو میکند اگر کسی شعری را از شاملو در فلان مجلس بخواند غلت و درست، وکیل میفرستند که چرا بدون دادن حقوق معنوی و مادی این کار را کردید!
    شما چه حقی دارید که حتی جلوی تفسیرهای درست یا نادرست بر حنانه را سلب میکنید.
    میگویید که حق پدر را ادا کرده اید چه کردید. مگر دیجتیال کردن ریلها هزینه زیادی میبرد. انتظار دارید کل سازمان ها دست به سینه هرچه شما میگویید و هر رقمی بخواهید گوش کنند. دیگر در اینجا بجا آوردن حق پدر مهم نیست؛ مهم خودتان هستید. اگر کسی بزرگداشتی برای حنانه بگیرد اول باید شما را به نحوی راضی کند. رضایت مادی و معنوی. در حالی که بزرگداشت گرفتن احتیاج به رضایت شما نیست.
    شما برای انتشار آثار پدر چه کرده اید!
    میگویید ماهور کار غیر قانونی کرد. چرا شکایت نکردید! حق شما ادا شد درست است. حال مهم نیست که بخشی از اثر ناقص باشد یا نباشد! تا جایی که من میدانم ماهور با نظارت کامل شما این اثر را منتشر کرد.
    شما میگویید فلان اثر را شاید داشته باشم. یعنی حتی خودتان نسبت به آثار پدر بی توجه هستید. چگونه انتظار دارید ناشران حق شما و پدر را بجا بیاورند.
    من شما را به مناظره دعوت میکنم. تا همه چیز مشخص شود. البته هیچ تعصبی بر حرفهای خودم ندارم. شما میتوانید این نکات را توجیه بکنید و بنده هم میپذیرم.

  • امیر علی
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱ ب.ظ

    آقای مهدی که فامیلی شما معلوم نیست واقعا شما با من نمیتوانید دوست قدیمی باشید.این هم انتقاد نیست بلکه تخریب شخصیتی است.شما از وقتی که من روی آثار مرتضی حنانه کار کردم ناراحت شده اید؟؟منافعی داشتید؟؟مثل من اذیت شدید؟؟.خوب حالا دوست داری برات مناظره در کجا بذارن تا تو هم ببری و همه هم برات کف بزنند.من آدم بدی ام تو که خوبی یه کم ما رو راهنمایی میکردی نه دعوت به دوئل.
    آقای دکتر شما که مشخصاتتان معلوم نیست نباید بخواهید که من آثارحنانه راجلویتان بریزم.ممنون از توجهی که به من داشتی.چون نظرت از کل مصاحبه بیشتر شد..

  • آتا
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    آقا مهدی بهتر بود انتقاد سازنده میکردید بیشتر به نظر میرسه شماعقده های شخصیتون رو خالی کردید تا انتقاد من طرف کسی رو نمیگیرم اما حداقل انتظاری که میره اینه که احترام ایشان و پدرشون رو که یجورایی یکی از پایه های موسیقی این مملکت هستن رو حفظ میکردید

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۹ در ۱:۱۶ ب.ظ

    Aghaye Mehdi bi ehterami be shakhse Morteza Hannaneh nakardand. Tamamie harfa haye ishan ham motaassefaneh sahih ast.

  • ايمان
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۹ در ۱:۱۹ ق.ظ

    گذشته از این که بخش هایی از حرف های هر دو طرف درسته، چاره ای برای این مساله که عبارت از استفاده همگان از آثار مکتوب یا مضبوط استاد حنانه میشه، نمیشناسم. نه میشه به آقای حنانه الزام کرد که آثار پدر رو به راحتی در اختیار بگذارند، نه در وضع امروز مملکت انتظاری از نهادهای اسما فرهنگی می توان داشت… به قول مرحوم پایور در این کشور انقلاب مذهبی از نوع شیعه انجام شده و نمیشه انتظار داشت بعد از ۱۴۰۰ سال آقایون بیان و بگن موسیقی حلاله! چه برسه به حفظ و اشاعه ی موسیقی! امیدوارم آقای حنانه این لطف رو به ما و پدرشون بکنند که دست کم آثار استاد رو به همون صورتی که هست حفظ کنند تا کیفیتشون به مرور زمان از دست نره، تا شاید در آینده فرجی بشه و با حفظ حقوق مادی و معنوی ایشان این آثار سرانجام منتشر بشن… با احترام

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    من حرف های آقای مهدی رو کاملاً قبول دارم. متأسفانه آقای امیرعلی حنانه فقط در پی این هستند که همه جا سخن از حق نادیده گرفتۀ خودشان کنند. به طور کل ایشان عاشق «حاشیه» هستند. دوست دارند شلوغ کنند. این ها را نمی شود انکار کرد. من شخصاً ایشان را دوست دارم ولی رفتار ایشان در محیط حرفه ای را نمی پسندم. متأسفانه تلاش آقای امیرعلی حنانه این است که با شلوغ کاری و ایجاد حاشیه، همیشه در رأس خبر باشند. برای ایشان خیلی مهم است که فراموش نشوند. آقای مرتضی حنانه هر کاری که برای جاودان شدنشان از دستشان بر می آمد انجام دادند ولی آقای امیرعلی مطلقاً به جز غر زدن و نق زدن کاری نکرده اند. آقای امیرعلی عزیز اگر این نقد را می خوانید، به جای این که سال ها همین رویه را ادامه دهید، خودتان فکری اساسی بکنید وگرنه دور نشستن و نقد کردن را همه بلدند. از چه چیز انتقاد می کنید؟ از این که هیچ کس قدر و منزلت آثار پدر شما را نمی داند؟ خب خودتان بدانید. متأسفانه شما کاری کرده اید که شخصیت خودتان هم برای دیگران سندیتی ندارد که حرف های شما را قبول کنند.دیگر یک جا نشستن و تبدیل شدن به یک پیرمرد غرغرو را کنار بگذارید و اقدامی کنید که هم به نفع آن مرحوم باشد و هم خودتان (که ظاهراً دوست دارید در مرکز توجه باشید) اقناع شوید.
    ضمناً من مطمئنم که آقای مهدی از دوستان قدیم شما هستند چرا که از شما شناخت کامل و جامعی دارند. اصلاً هم در پی تخریب شخصیت شما نبودند. چرا هر کس از شما انتقاد کند، فکر می کنید می خواهد شما را تخریب کند؟ حتماً قضاوت شما این است که من هم یک دشمن هستم! نه آقای حنانه ما هیچ کدام با شما دشمن نیستیم ولی اگر شما دوست دارید این طور جلوه بدهید که مظلومیت خودتان را ثابت کنید، خود دانید!

  • امیر
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

    این دو نفر به عنوان منتقد در اینجا حاضر شدند ولی متاسفانه نه تنها رفتارشان در شآن یک منتقد نبود بلکه کاملا مغرضانه بود.
    امیدوارم دیگر شاهد چنین رفتاری نباشم.

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۹۵ در ۱:۳۹ ق.ظ

    خوب عزیزان امروز پازل های این داستان چاپ آثار حنانه دیگر کم کم دارد کامل میشود…چه ناحقیهایی که در حق من نشد.مثلا همین کامنتها .حالا ببنید و بخوانید و منتظر باشید.تا این آثار بیرون بیاد.

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در بهمن ۱۲, ۱۳۹۶ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

    حالا بروید و نامه سرگشاده من و عواقب اعتماد به همینهایی که از من شاکی بودند را ببینید….حالا این دوستان راحت شدند

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

منبری: صدیف مطالب زیادی دارد

منبری: صدیف مطالب زیادی دارد

بنده در سه مقطع از کلاسهای آقای شجریان استفاده کردم. دو سال قبل از انقلاب ۵۷، دوره انقلاب و کلاسهای جواب آواز ایشان بعد از انقلاب. نگاه ایشان به مقوله آواز چند وجهی بود. ردیف محض نبود مثل کلاسهای استاد کریمی برای مثال.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IV)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IV)

همچنین وبرن ایده‌هایش را بر سریالی کردن همه جنبه‌‌‌های موسیقی استوار کرد. او این کار را در قطعه ۲۴op. به انجام رسانده است (‌Peyser 64). این تکنیک که با عنوان سریالیزم کلی شناخته می‌شود توسط پیر بولز کامل شد. در قطعه‌ی ساختارها شماره ۱، بولز نه تنها سریالی کردن ریتم را به کار برد بلکه در یک فرآیند آهنگسازی شبه سریالی از سری ۱۲ تایی علامات دینامیک (شدت) و همچنین سری ۱۲ تایی از نشانه‌های attack (مانند آنچه در مثال‌های قبلی دیدیم) استفاده کرد (Griffiths 168).
متعهد بر انگاره ردیف

متعهد بر انگاره ردیف

آلبوم “نقش بندان” ، آنگونه که در دفترچه‌ی سی دی نیز نوشته شده است، مشتمل بر دو بخش است: بخش اوّل، دستگاه ماهور و بخش دوم، دستگاه (آواز) اصفهان. برای ارزیابی بهتر این اثر، رجوع به اظهارات نوازنده حیاتی‌ست. مریم تژده در مورد آلبوم چنین می‌نویسد: “اجرای آن [بخش اوّل] برخاسته از برداشت شخصی نوازنده از دستگاه ماهور است… بخش دوم بر اساس اجرای ایشان [علی‌اکبر شهنازی] … ادامه می‌یابد و به تدریج تا پایان بخش دوم به برداشت شخصی نوازنده نزدیک‌تر می‌شود.”
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IV)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IV)

از طرف دیگر در بررسی های تاریخی – ادبی می بینیم که در دوره های مختلف تاریخی، زبان های فارسی و عربی در جهان متمدن قدیم، مانند زبان های فرانسه و انگلیسی در قرن اخیر، زبان های بین المللی بوده اند و حدودشان بر محدوده های فرهنگ های ایرانی یا عربی منطبق نبوده است. شاعران فارسی گویی مانند امیر خسرو دهلوی، هندی و رودکی، ترک سمرقندی بوده اند و همان طور که اشاره شد، عده ی زیادی از شاعران ایرانی نژاد و فارسی زبان هستند که آثارشان به زبان عربی و در حیطه ی تاریخ ادبیات عرب است. (۴)
جنگو راینهارت

جنگو راینهارت

جنگو راینهارت نوازنده گیتار جز بلژیکی از جمله برجسته ترین نوازندگان موسیقی جز متولد اروپاست که در بلژیک بدنیا آمد اما دوران نوجوانی را درقرارگاه کولی های باسک در نزدیکی پاریس سپری کرد. از سنین نوجوانی کار نوازندگی بانجو، گیتار و ویولن را به صورت حرفه ای در سالن های رقص پاریس آغاز کرد.
حال دیگر چه باید کرد؟

حال دیگر چه باید کرد؟

ترانه “What Shall We Do Now” از آلبوم “The Wall” پینک فلوید نمونه بسیار بارز از شیوه ترانه سرایی مختصر و مفید راجر واترز به شمار می آید. این ترانه به دلیل طولانی بودن، در آلبوم “The Wall” با ترانه “Empty Spaces” جایگزین شده بود، اما در فیلم وجود دارد و با انیمیشن گویا و فوق العاده جرالد اسکارف (Gerald Scarfe) ترکیبی به یادماندنی و موثر به وجود آورده است.
بسیار آسان‌تر است فیلمهایی را نام ببرید که جان ویلیامز موسیقی متن آنها را ننوشته باشد!

بسیار آسان‌تر است فیلمهایی را نام ببرید که جان ویلیامز موسیقی متن آنها را ننوشته باشد!

ویلیامز، برای ۳۰۷ فیلم موسیقی متن تصنیف کرده و در موسیقی ۴۸ فیلم به نحوی، از رهبری ارکستر تا تنظیم، دخالت داشته، و بی‌تردید نیمی از این فیلمها از شاهکارهای جاویدان سینما به شمارند. رکورد دست نیافتنی او شامل ۴۱ بار نامزدی اسکار است، که پنج بار موفق به دریافت آن شده، دو جایزه امی، سه کره طلایی، ۱۸ گرمی، و دهها جایزه ریز و درشت دیگر.
سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

در غیاب من کار به این صورت است که در این گروه ما چند سرگروه داریم که این سرگروهها مسئولیت دارند که خودشان یک گروه تشکیل دهند و با تنظیم وقت این عده از نوازندگان را تقسیم کنند به گروه های ۶، ۷ و ۸ نفری که خودشان جداگانه کار می‌کنند و قرار است که خانم موحد هم لطف کنند بعضی وقتها به این گروه‌ها نظارتی داشته باشند و در واقع به ارتقاء کیفیت این گروه ها کمک کنند.
خنیاگر پیانو؟ (I)

خنیاگر پیانو؟ (I)

هفت روز دریا با کارهای گذشته‌ی «هوشیار خیام» از جنبه‌هایی متفاوت است. این تفاوت نه به رسم برتر شمردن که به حساب برشمردن ویژگی‌های آثار گذشته‌ی اوست. اگر سه ویژگی اصلی قطعات پیانویی او را بهره‌گیری از امکانات پیانوی از پیش مهیا شده یا تغییریافته، کاربست بعضی تکنیک‌های مینی‌مالیستی (که این هر دو را می‌توان به پای رابطه‌ی او با مکتب نیویورک نوشت) و راه دادن اکنون موسیقی ایرانی (به پهنای سه دهه تجربیات موسیقایی) به ساختار نوازندگی پیانوی ایرانی بدانیم (۲)، آنگاه ناچاریم اذعان کنیم که اولی به کلی در این آلبوم غایب است و بر دومی هم تاکیدی نمی‌یابیم -هر چند به شکل گذرا در دل قطعات هنوز حضور دارد- و سومی هم دست‌کم به اندازه‌ی آلبومی مانند «تاتاری» ظاهر نیست. از همین روست که «هفت روز» دریا را میان آثار پیانویی هوشیار خیام متفاوت می‌بینیم.
گفتگوی هارمونیک دوازده ساله شد

گفتگوی هارمونیک دوازده ساله شد

گفتگوی هارمونیک امسال دوازدهمین سال فعالیت خود را جشن می گیرد. دوازده سال فعالیت گفتگوی هارمونیک نه تنها در فضای مجازی تأثیراتی بر جای گذاشته است بلکه به دنبال این بوده که در تمامی این سال ها با ایجاد معیارهایی برای شناسایی و شناساندن هنر موسیقی، مطالب مفیدی را با خوانندگان خود به اشتراک بگذارد.