حنانه: عدالت این نیست که همه چیز بر گردن من باشد

امیرعلی حنانه
امیرعلی حنانه
لا پرسیا با چه ارکستری اجرا شد؟
با ارکستر سمفونیک فارابی در رادیو تهران ضبط و در یوسنکو پخش شد، بعد هم ارکستر سمفونیک ایرلند آن را اجرا کرد که در رادیوی ایرلند پخش شد. فکر میکنم با کیفیت خوب هم نوار ضبط شده این ارکستر را روی ریل داشته باشم.

آیا ایشان کنسرتو پیانو ساخته اند؟
خیر ایشان کنسرتو پیانو ننوشته اند، اگر میبینید که در فیلم از “کاپریس برای پیانو و ارکستر” به عنوان کنسرتو پیانو اسم میبرند، به خاطر این است که آن زمان میان عوام به شدت واژه کنسرتو برای قطعه ای که ساز سولو و ارکستر داشته، رواج پیدا کرده بوده، پدر هم برای مردم این طور صحبت کرده اند.

برای سازهای سولو چند قطعه دارند؟
پدرم قطعات زیادی که بسیار زیبا است برای سازهای تکنواز نوشته اند؛ مثلا در موسیقی ۱۱۰ دقیقه ای فیلم هزاردستان که فقط یک سوم آن در یک سی دی منتشر شده، سولوی ویولون و ویولن سل وجود دارد؛ سولوهای ویولون با ارکستر در “صبر و ظفر” و “فانتزی برای ویولون و ارکستر” و چندین قطعه دیگر نیز وجود دارند. متاسفانه موسسه ماهور کل هزاردستان را منتشر نکرده است. من هم نمی دانم چرا… اما اگر میخواست این اثر را منتشر کند باید همان سال اول کل کار را منتشر میکرد.

آثار پیانویی ایشان چیست؟ آیا ضبط شده است؟
فکر میکنم ۶ یا ۷ اثر باشد که همه را خودم ضبط کرده ام.

امپرومپتو برای پیانو، در یکی از سی دی های اشعار احمد شاملو شنیده شده بود که به این صورت نبود، در اینجا ورژن دیگری از این اثر اجرا شده است؟
این اثر (امپرومپتو راگیا) آخرین کار پدر است که در سال ۱۳۶۷ ساخته شد و چون تم آن بر گرفته از موسیقی فیلم “سلام سرزمین من” است این اشتباه صورت می گیرد.

دقیقا مشخص است که ایشان چند قطعه نوشته اند؟
خودشان میگفتند من وقتی ۵۰۰ کار که پاره کردم و دور ریختم، تازه متوجه شدم جریان چیست! الان پارتیتورهای ارکستر فارابی که در دست من است، ۶۰ عدد است، به علاوه ۱۳ اثر.

آثار ضبط شده ایشان چند ساعت است؟
شاید ۳۰ تا ۳۵ ساعت کار ضبط شده داشته باشند.

آیا برای انتشار اینها به شما مراجعه کرده اند؟
خیر، فقط یکسری کار به ماهور دادیم که از بین آنها با سلیقه خود چند تا را انتخاب و منتشر کرد. من نمی توانم هر روز بروم سراغ انتشاراتی ها و التماس کنم که کار پدرم را منتشر کنید!

از سه سی دی ماهور راضی هستید؟
بله از نظر کیفیت کار راضی هستم، بالاخره این نوع کارها ارزش تاریخی زیادی هم دارد؛ ما صدای ارکستر فارابی را شنیدیم و آن موسیقی ها را… هرچند از نظر مالی همیشه رسم بوده که موسیقیدان بدبخت باشد!

آیا این ریل ها که به مرور زمان خراب میشود را قصد ندارید دیجیتال کنید؟
بله قصد دارم ولی از نظر هزینه فعلا برایم سنگین است. باید کمک هایی می شد و مثلا پانزده سال پیش این کار انجام می گرفت، افسوس که هیچ چیز در این کشور به موقع خود انجام نمیشود! مثل همین الان که شما اینجا هستید!

آیا کتابهایی که نوشتند هم همین سرنوشت را داشته و کسی برای انتشار اقدامی نکرده؟
من از روزی که وارد ایران شده ام تا امروز، همیشه همین سئوالات را جواب داده ام! یک ارگان دولتی باید اقدام کند، من هزینه این کار را ندارم، کتابها زیادند و حجم کار بالا است، من شخصا نمیتوانم! این آثار ملی است و متعلق به مردم ایران است، دانشگاه باید خودش پیش قدم شود و این آثار را منتشر کند، وزارت ارشاد باید خودش دنبال این کارها باشد. من شخصا دین خود را به او ادا کردم و دیگر هم به دنبال کارهای خود می روم.

مرتضی حنانه به گردن هنر ایران و نه فقط موسیقی، حق دارد و همه باید در ادای این حق سهیم باشند، این طور نیست که همه چیز بر عهده من باشد. عدالت این است. امروز اسم همه موسیقی دان ها را می شنویم که کارهایشان به ظاهر اجرا و یا ضبط می شود. اما من چه کنم که کم رو هستم و بلد نیستم پیگیری کنم.

از فیلم اجراهایی که توسط استاد حنانه رهبری شده چه چیزهایی موجود هست و یا دارید؟
من هیچ فیلمی ندیده ام، ولی آرشیو انجمن موسیقی و صدا و سیما قطعا موجود است. می توانید مراجعه کنید و در اختیار علاقه مندان بگذارید.

9 دیدگاه

  • از دوستان قدیم علی حنانه مهدی
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۸۸ در ۵:۰۱ ب.ظ

    انتقاد به استاد علی حنانه
    اگر گوش شنوا و امکان نشر بیابد
    جناب علی حنانه مردی بسیار دمدمی مزاج هستند. ایشان انتظار دارند در این بلبشو همه به خانواده و خود ایشان به خصوص، خدمت کنند. در این جامعه گویا همه حقشان ادا شده فقط استاد مرتضی حنانه مانده اند!
    ایشان میگویند من دینم را به پدرم ادا کردم. ادای دین کردن یعنی از خود گذشتن!
    ایشان آیا همان پارتیتورها را به دست دوستان نزدیک خود داده اند. چه رسد به کل جامعه!
    درست است حقوق مادی و معنوی همه هنرمندان تحت مخاطره است. ممکن است ناشری زیر عهد خود بزند. بهرحال شما در این جامعه زندگی میکنید. اگر منتشر نکنید دیگر شاید زمان دیگری به وجود نیایید و تاریخ آنچنان که باید شناخته نخواهد شد. جایگاه حنانه هم زیر سئوال برود.
    با علم به این مسئله آقای علی حنانه چه راهی برای انتشار آثار پدر پیدا کرده اید؟
    اصلا در این زمینه چه فعالیتی کردید!
    اگر ارکستی بخواهد این آثار را اجرا کند ۱- شما میگذارید ۲ اصلا این آثار را به دست آنها میدهید! برای شما حرمت به شخصیت خودتان مهم است نه انتشار اثر پدر. هرجا حتی نامی از پدر برده شود به نیکی و یا به نقد شما میگویید حق ما چه میشود؟
    شلوغ میکنید و حاشیه ایجاد میکنید. مرتضی حنانه در جایگاهی بوده است که همواره به طور جدی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. چیز که شاید هم خود خواهان آن بود. اما شما امکان برداشت های مختلف از سبک و آثار پدر را سلب میکنید. به غیر از خودتان هیچ فردی قبول ندارید. از روزگار نالیدن را که همه بلندند. شما خود در این آشفته بازار چه میکنید! چه سخن جدیدی ارائه میکنید؟ چه تولیدی میکنید!
    سال پیش بزرگداشتی با حضور همسر نخست حنانه گرفته شد. شما اولا نفس این بزرگداشت را زیر سئوال بردید زیرا همسر دوم ایشان و خودتان در جریان نبودید. گفتید که ایشان اصلا همسر حنانه نبوده است!
    دقیقا کاری میکنید که خانوده مرحوم شاملو میکند اگر کسی شعری را از شاملو در فلان مجلس بخواند غلت و درست، وکیل میفرستند که چرا بدون دادن حقوق معنوی و مادی این کار را کردید!
    شما چه حقی دارید که حتی جلوی تفسیرهای درست یا نادرست بر حنانه را سلب میکنید.
    میگویید که حق پدر را ادا کرده اید چه کردید. مگر دیجتیال کردن ریلها هزینه زیادی میبرد. انتظار دارید کل سازمان ها دست به سینه هرچه شما میگویید و هر رقمی بخواهید گوش کنند. دیگر در اینجا بجا آوردن حق پدر مهم نیست؛ مهم خودتان هستید. اگر کسی بزرگداشتی برای حنانه بگیرد اول باید شما را به نحوی راضی کند. رضایت مادی و معنوی. در حالی که بزرگداشت گرفتن احتیاج به رضایت شما نیست.
    شما برای انتشار آثار پدر چه کرده اید!
    میگویید ماهور کار غیر قانونی کرد. چرا شکایت نکردید! حق شما ادا شد درست است. حال مهم نیست که بخشی از اثر ناقص باشد یا نباشد! تا جایی که من میدانم ماهور با نظارت کامل شما این اثر را منتشر کرد.
    شما میگویید فلان اثر را شاید داشته باشم. یعنی حتی خودتان نسبت به آثار پدر بی توجه هستید. چگونه انتظار دارید ناشران حق شما و پدر را بجا بیاورند.
    من شما را به مناظره دعوت میکنم. تا همه چیز مشخص شود. البته هیچ تعصبی بر حرفهای خودم ندارم. شما میتوانید این نکات را توجیه بکنید و بنده هم میپذیرم.

  • امیر علی
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱ ب.ظ

    آقای مهدی که فامیلی شما معلوم نیست واقعا شما با من نمیتوانید دوست قدیمی باشید.این هم انتقاد نیست بلکه تخریب شخصیتی است.شما از وقتی که من روی آثار مرتضی حنانه کار کردم ناراحت شده اید؟؟منافعی داشتید؟؟مثل من اذیت شدید؟؟.خوب حالا دوست داری برات مناظره در کجا بذارن تا تو هم ببری و همه هم برات کف بزنند.من آدم بدی ام تو که خوبی یه کم ما رو راهنمایی میکردی نه دعوت به دوئل.
    آقای دکتر شما که مشخصاتتان معلوم نیست نباید بخواهید که من آثارحنانه راجلویتان بریزم.ممنون از توجهی که به من داشتی.چون نظرت از کل مصاحبه بیشتر شد..

  • آتا
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    آقا مهدی بهتر بود انتقاد سازنده میکردید بیشتر به نظر میرسه شماعقده های شخصیتون رو خالی کردید تا انتقاد من طرف کسی رو نمیگیرم اما حداقل انتظاری که میره اینه که احترام ایشان و پدرشون رو که یجورایی یکی از پایه های موسیقی این مملکت هستن رو حفظ میکردید

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۹ در ۱:۱۶ ب.ظ

    Aghaye Mehdi bi ehterami be shakhse Morteza Hannaneh nakardand. Tamamie harfa haye ishan ham motaassefaneh sahih ast.

  • ايمان
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۹ در ۱:۱۹ ق.ظ

    گذشته از این که بخش هایی از حرف های هر دو طرف درسته، چاره ای برای این مساله که عبارت از استفاده همگان از آثار مکتوب یا مضبوط استاد حنانه میشه، نمیشناسم. نه میشه به آقای حنانه الزام کرد که آثار پدر رو به راحتی در اختیار بگذارند، نه در وضع امروز مملکت انتظاری از نهادهای اسما فرهنگی می توان داشت… به قول مرحوم پایور در این کشور انقلاب مذهبی از نوع شیعه انجام شده و نمیشه انتظار داشت بعد از ۱۴۰۰ سال آقایون بیان و بگن موسیقی حلاله! چه برسه به حفظ و اشاعه ی موسیقی! امیدوارم آقای حنانه این لطف رو به ما و پدرشون بکنند که دست کم آثار استاد رو به همون صورتی که هست حفظ کنند تا کیفیتشون به مرور زمان از دست نره، تا شاید در آینده فرجی بشه و با حفظ حقوق مادی و معنوی ایشان این آثار سرانجام منتشر بشن… با احترام

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    من حرف های آقای مهدی رو کاملاً قبول دارم. متأسفانه آقای امیرعلی حنانه فقط در پی این هستند که همه جا سخن از حق نادیده گرفتۀ خودشان کنند. به طور کل ایشان عاشق «حاشیه» هستند. دوست دارند شلوغ کنند. این ها را نمی شود انکار کرد. من شخصاً ایشان را دوست دارم ولی رفتار ایشان در محیط حرفه ای را نمی پسندم. متأسفانه تلاش آقای امیرعلی حنانه این است که با شلوغ کاری و ایجاد حاشیه، همیشه در رأس خبر باشند. برای ایشان خیلی مهم است که فراموش نشوند. آقای مرتضی حنانه هر کاری که برای جاودان شدنشان از دستشان بر می آمد انجام دادند ولی آقای امیرعلی مطلقاً به جز غر زدن و نق زدن کاری نکرده اند. آقای امیرعلی عزیز اگر این نقد را می خوانید، به جای این که سال ها همین رویه را ادامه دهید، خودتان فکری اساسی بکنید وگرنه دور نشستن و نقد کردن را همه بلدند. از چه چیز انتقاد می کنید؟ از این که هیچ کس قدر و منزلت آثار پدر شما را نمی داند؟ خب خودتان بدانید. متأسفانه شما کاری کرده اید که شخصیت خودتان هم برای دیگران سندیتی ندارد که حرف های شما را قبول کنند.دیگر یک جا نشستن و تبدیل شدن به یک پیرمرد غرغرو را کنار بگذارید و اقدامی کنید که هم به نفع آن مرحوم باشد و هم خودتان (که ظاهراً دوست دارید در مرکز توجه باشید) اقناع شوید.
    ضمناً من مطمئنم که آقای مهدی از دوستان قدیم شما هستند چرا که از شما شناخت کامل و جامعی دارند. اصلاً هم در پی تخریب شخصیت شما نبودند. چرا هر کس از شما انتقاد کند، فکر می کنید می خواهد شما را تخریب کند؟ حتماً قضاوت شما این است که من هم یک دشمن هستم! نه آقای حنانه ما هیچ کدام با شما دشمن نیستیم ولی اگر شما دوست دارید این طور جلوه بدهید که مظلومیت خودتان را ثابت کنید، خود دانید!

  • امیر
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

    این دو نفر به عنوان منتقد در اینجا حاضر شدند ولی متاسفانه نه تنها رفتارشان در شآن یک منتقد نبود بلکه کاملا مغرضانه بود.
    امیدوارم دیگر شاهد چنین رفتاری نباشم.

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۹۵ در ۱:۳۹ ق.ظ

    خوب عزیزان امروز پازل های این داستان چاپ آثار حنانه دیگر کم کم دارد کامل میشود…چه ناحقیهایی که در حق من نشد.مثلا همین کامنتها .حالا ببنید و بخوانید و منتظر باشید.تا این آثار بیرون بیاد.

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در بهمن ۱۲, ۱۳۹۶ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

    حالا بروید و نامه سرگشاده من و عواقب اعتماد به همینهایی که از من شاکی بودند را ببینید….حالا این دوستان راحت شدند

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

مروری بر مجموعه‌ی «رنگ‌های قدیمی»

«رنگ‌های قدیمی» شامل ۶۵رنگ (از سال۱۲۸۴ تا ۱۳۱۶ از ضبط‌هایی که در دسترس گردآورنده بوده) و یک متنِ شش‌صفحه‌ای­‌ست‌ که بدون آن و با پالایش صوتی بهتر، می‌توانست محصولی دست­‌کم خنثی به‌دست دهد. متن، نتیجه‌گیری‌های نامستدلی دارد. چند نمونه:

از روزهای گذشته…

جای پرسش بنیادی صدا (I)

جای پرسش بنیادی صدا (I)

در تهران، رویدادی با عنوان «صدا، تهران، موسیقی» روی داد و پنج شب گوشهای شنوا را مهمان حجمی بزرگ از موسیقیای کرد که روزگاری به ندرت میشد در یک برنامه ی رسمی با هم شنید. این خود برای بذل توجه به یک پدیده ی موسیقای ی و تحلیل و بررسی آن کافی است چه رسد به این که فاصله اش با اتفاق قبلیِ همنوع، و کم و بیش از لحاظ کمیت هماندازه اش نیز دو سه ماه بیشتر نبوده باشد. فاصله ی زمانی نزدیک «فستیوال موسیقی معاصر تهران» و «رویداد موسیقی معاصر»ِ «صدا، تهران، موسیقی» (و البته یکی دو برنامه و کنسرت دیگر) پیش از آن که تنها حاصل فراوانی علاقه به یک نوع خاص از موسیقی باشد، که ممکن است باشد، پرده از چیزی زیر پوست جامعه ی موسیقی ما بر میدارد. و این امری است بسیار نیازمند تحلیل و نقد (۱).
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

در تاریخ افرادی هستند که با کارشان، با بودنشان، با تاثیری که بر وقایع زمانه می‌گذارند جریان یک‌سویه و یک‌پارچه‌ی زمان را به قبل و بعد از خودشان تقسیم می‌کنند. بی‌شک وقتی در سال ۱۲۸۱ ابوالحسن نامی در خانواده‌ی فرهیخته‌ی کمال‌السلطنه متولد شد یکی از همین شخصیت‌ها پا به عرصه‌ی وجود گذاشته بود. هنگامی که هم او، در واپسین روز پاییز ۱۳۳۶ به تاریکی طولانی‌ترین شب آن سال پیوست دیرگاهی بود که می‌شد بخش‌هایی از تاریخ موسیقی معاصر را از جنبه‌های متعدد به قبل و بعد از او بخش کرد.
نگاهی به فعالیت های جدید هادی سپهری

نگاهی به فعالیت های جدید هادی سپهری

هادی سپهری، اتنوموزیکولوگ، خواننده و نوازنده که این روزها مشغول تمرین با ارکستر سمفونیک تهران برای اجرای سمفونی ارمیا ساخته دکتر محمد سعید شریفیان است، به تازگی تک آهنگ «دل دیوانه» که ترانه ی محلی ترکی است، را در فضای مجازی به صورت صوتی و تصویری به انتشار رسانده است. در این اثر هادی سپهری، خوانندگی، تنظیم، نوازندگی سازهای عود، جورا باغلاما و باغلاما را بر عهده داشته است.
مراسم رونمایی از کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» برگزار می شود

مراسم رونمایی از کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» برگزار می شود

مراسم رونمایی از کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب، منتشرشده توسط نشر خنیاگر، روز جمعه، ۱۲ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۱۷ در «شهر کتاب دانشگاه»، واقع در خیابان انقلاب، خیابان قدس، نبش بزرگمهر (تلفن ۶۶۹۸۰۸۲۸) برگزار می‌شود.
دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

دوران انتقالی در تاریخ موسیقی و پس از آن (I)

پرسش از چگونگی دریافتن به‌آخر رسیدن ظرفیت سبکی خاص در هنر به‌ویژه موسیقی، پرسش از آغاز دورانی است که می‌توانیم مقدمه‌ی آن را دوره‌ی انتقال بنامیم؛ دوره‌ای که در آن سبک، مکتب یا شیوه‌ای آرام‌آرام توانایی عرضه‌ی آثار نو و زاینده را از دست می‌دهد و صحنه را برای برآمدن سبکی نو می‌آراید؛ درحقیقت، به‌بحث گذاشتن توانایی منتقد در دریافت اتمام ظرفیت نوعی خاص از موسیقی، سخن گفتن از توانایی او در درک این دوران انتقالی است.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VI)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VI)

چنان که در بخش «چه چیزهایی باید ثبت شود؟» نیز به آن پرداختیم یکی از مهم‌ترین نکاتی که یک نغمه‌نگاری را از دیگری متمایز می‌کند توانایی‌اش برای ثبت تغییرات شدت‌وری است. در مورد ردیف ناگفته پیدا است که رشد چنین توانایی‌هایی تابعی است از اهمیتی که مجری و نغمه‌نگار برای تغییرات شدت‌وری قائل‌اند. یعنی تا چه حد در موسیقی این ظرافت‌ها جاری است و تا چه حد لازم است که ثبت و از این طریق منتقل شود.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

حداقل کارکرد چنین جست و جویی آن خواهد بود که مخاطب اثر، چنانچه اهل اندیشه و تعمق باشد، به جای صدور یک حکم «خوب» یا «بد» کلی و غالبا ناکارآمد، جوانب متعدد را با احتیاط بسنجد و عرصه‌های مختلف یک اثر را از هم تفکیک کند. اما این حداقل، به یقین حداکثر فایده‌ی تلاش منتقد نیست. چنین جستجویی می‌تواند با کند و کاو در نکات مختلف اثر، پاره‌ای پرسش‌های عام فضای موسیقی را مشخص کند و با کاوش در فنون و شیوه‌های به کار گرفته شده در یک اثر خاص، محدودیت‌ها و امکانات این روش‌ها را بازنماید و در نهایت یک طرح عام و البته نسبی از موسیقی جامعه ارائه کند.» (ص ۱۴۵ و ۱۴۶)
تعزیه خوانی (V)

تعزیه خوانی (V)

نوحه مهم ترین شکل آواز جمعی است، در این فرم، تعزیه خوان و گروه هم خوان و گاه مخاطبان، به صورت سوال و جواب، یک آواز مذهبی را که دارای ریتم مشخص است را اجرا می کنند. تعزیه ها اغلب با پیش خوانی، شروع می شد.پیش خوانی نیز شامل اجرای نوحه ها و مقدمه ای برای شروع نمایش بود.
یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

یک تم و چند تنظیم (Sabre dance)

رقص شمشیر موومانی از باله گایانه (Gayane) اثر آرام خاچاطوریان است که در سال ۱۹۴۲ تنظیم آن به پایان رسیده ، این قطعه متشکل از رقص های دسته جمعی است که اجرا کنندگان آن مهارت های خود با شمشیر را به معرض نمایش می گذارند. ریتم بسیار مهیج این اثر سبب شد که در کنسرت های متعدد به کرات اجرا شود و اقتباس های گوناگون این قطعه آن را از جایگاه ویژه ای در موسیقی عوام برخوردار نموده است.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (V)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (V)

خزان (شور): قطعۀ خران اثری است که از لحاظ ساختار با الگوی چهارمضراب مطابقت دارد و از یک پایۀ اصلی تشکیل شده و هر یک از جملات پس از اجرا به این پایه ختم می شوند. برخی از جملات این چهارمضراب نیز برگرفته از پایۀ اصلی اثر بوده و بر اساس آن بسط و گسترش می یابند. باز هم نکتۀ قابل توجه در این قطعه وزن و ضرباهنگ و دور های درونی آن است که به این قطعه حالتی مهیج و پرنشاط داده است.