حنانه: عدالت این نیست که همه چیز بر گردن من باشد

امیرعلی حنانه
امیرعلی حنانه
لا پرسیا با چه ارکستری اجرا شد؟
با ارکستر سمفونیک فارابی در رادیو تهران ضبط و در یوسنکو پخش شد، بعد هم ارکستر سمفونیک ایرلند آن را اجرا کرد که در رادیوی ایرلند پخش شد. فکر میکنم با کیفیت خوب هم نوار ضبط شده این ارکستر را روی ریل داشته باشم.

آیا ایشان کنسرتو پیانو ساخته اند؟
خیر ایشان کنسرتو پیانو ننوشته اند، اگر میبینید که در فیلم از “کاپریس برای پیانو و ارکستر” به عنوان کنسرتو پیانو اسم میبرند، به خاطر این است که آن زمان میان عوام به شدت واژه کنسرتو برای قطعه ای که ساز سولو و ارکستر داشته، رواج پیدا کرده بوده، پدر هم برای مردم این طور صحبت کرده اند.

برای سازهای سولو چند قطعه دارند؟
پدرم قطعات زیادی که بسیار زیبا است برای سازهای تکنواز نوشته اند؛ مثلا در موسیقی ۱۱۰ دقیقه ای فیلم هزاردستان که فقط یک سوم آن در یک سی دی منتشر شده، سولوی ویولون و ویولن سل وجود دارد؛ سولوهای ویولون با ارکستر در “صبر و ظفر” و “فانتزی برای ویولون و ارکستر” و چندین قطعه دیگر نیز وجود دارند. متاسفانه موسسه ماهور کل هزاردستان را منتشر نکرده است. من هم نمی دانم چرا… اما اگر میخواست این اثر را منتشر کند باید همان سال اول کل کار را منتشر میکرد.

آثار پیانویی ایشان چیست؟ آیا ضبط شده است؟
فکر میکنم ۶ یا ۷ اثر باشد که همه را خودم ضبط کرده ام.

امپرومپتو برای پیانو، در یکی از سی دی های اشعار احمد شاملو شنیده شده بود که به این صورت نبود، در اینجا ورژن دیگری از این اثر اجرا شده است؟
این اثر (امپرومپتو راگیا) آخرین کار پدر است که در سال ۱۳۶۷ ساخته شد و چون تم آن بر گرفته از موسیقی فیلم “سلام سرزمین من” است این اشتباه صورت می گیرد.

دقیقا مشخص است که ایشان چند قطعه نوشته اند؟
خودشان میگفتند من وقتی ۵۰۰ کار که پاره کردم و دور ریختم، تازه متوجه شدم جریان چیست! الان پارتیتورهای ارکستر فارابی که در دست من است، ۶۰ عدد است، به علاوه ۱۳ اثر.

آثار ضبط شده ایشان چند ساعت است؟
شاید ۳۰ تا ۳۵ ساعت کار ضبط شده داشته باشند.

آیا برای انتشار اینها به شما مراجعه کرده اند؟
خیر، فقط یکسری کار به ماهور دادیم که از بین آنها با سلیقه خود چند تا را انتخاب و منتشر کرد. من نمی توانم هر روز بروم سراغ انتشاراتی ها و التماس کنم که کار پدرم را منتشر کنید!

از سه سی دی ماهور راضی هستید؟
بله از نظر کیفیت کار راضی هستم، بالاخره این نوع کارها ارزش تاریخی زیادی هم دارد؛ ما صدای ارکستر فارابی را شنیدیم و آن موسیقی ها را… هرچند از نظر مالی همیشه رسم بوده که موسیقیدان بدبخت باشد!

آیا این ریل ها که به مرور زمان خراب میشود را قصد ندارید دیجیتال کنید؟
بله قصد دارم ولی از نظر هزینه فعلا برایم سنگین است. باید کمک هایی می شد و مثلا پانزده سال پیش این کار انجام می گرفت، افسوس که هیچ چیز در این کشور به موقع خود انجام نمیشود! مثل همین الان که شما اینجا هستید!

آیا کتابهایی که نوشتند هم همین سرنوشت را داشته و کسی برای انتشار اقدامی نکرده؟
من از روزی که وارد ایران شده ام تا امروز، همیشه همین سئوالات را جواب داده ام! یک ارگان دولتی باید اقدام کند، من هزینه این کار را ندارم، کتابها زیادند و حجم کار بالا است، من شخصا نمیتوانم! این آثار ملی است و متعلق به مردم ایران است، دانشگاه باید خودش پیش قدم شود و این آثار را منتشر کند، وزارت ارشاد باید خودش دنبال این کارها باشد. من شخصا دین خود را به او ادا کردم و دیگر هم به دنبال کارهای خود می روم.

مرتضی حنانه به گردن هنر ایران و نه فقط موسیقی، حق دارد و همه باید در ادای این حق سهیم باشند، این طور نیست که همه چیز بر عهده من باشد. عدالت این است. امروز اسم همه موسیقی دان ها را می شنویم که کارهایشان به ظاهر اجرا و یا ضبط می شود. اما من چه کنم که کم رو هستم و بلد نیستم پیگیری کنم.

از فیلم اجراهایی که توسط استاد حنانه رهبری شده چه چیزهایی موجود هست و یا دارید؟
من هیچ فیلمی ندیده ام، ولی آرشیو انجمن موسیقی و صدا و سیما قطعا موجود است. می توانید مراجعه کنید و در اختیار علاقه مندان بگذارید.

9 دیدگاه

  • از دوستان قدیم علی حنانه مهدی
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۸۸ در ۵:۰۱ ب.ظ

    انتقاد به استاد علی حنانه
    اگر گوش شنوا و امکان نشر بیابد
    جناب علی حنانه مردی بسیار دمدمی مزاج هستند. ایشان انتظار دارند در این بلبشو همه به خانواده و خود ایشان به خصوص، خدمت کنند. در این جامعه گویا همه حقشان ادا شده فقط استاد مرتضی حنانه مانده اند!
    ایشان میگویند من دینم را به پدرم ادا کردم. ادای دین کردن یعنی از خود گذشتن!
    ایشان آیا همان پارتیتورها را به دست دوستان نزدیک خود داده اند. چه رسد به کل جامعه!
    درست است حقوق مادی و معنوی همه هنرمندان تحت مخاطره است. ممکن است ناشری زیر عهد خود بزند. بهرحال شما در این جامعه زندگی میکنید. اگر منتشر نکنید دیگر شاید زمان دیگری به وجود نیایید و تاریخ آنچنان که باید شناخته نخواهد شد. جایگاه حنانه هم زیر سئوال برود.
    با علم به این مسئله آقای علی حنانه چه راهی برای انتشار آثار پدر پیدا کرده اید؟
    اصلا در این زمینه چه فعالیتی کردید!
    اگر ارکستی بخواهد این آثار را اجرا کند ۱- شما میگذارید ۲ اصلا این آثار را به دست آنها میدهید! برای شما حرمت به شخصیت خودتان مهم است نه انتشار اثر پدر. هرجا حتی نامی از پدر برده شود به نیکی و یا به نقد شما میگویید حق ما چه میشود؟
    شلوغ میکنید و حاشیه ایجاد میکنید. مرتضی حنانه در جایگاهی بوده است که همواره به طور جدی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. چیز که شاید هم خود خواهان آن بود. اما شما امکان برداشت های مختلف از سبک و آثار پدر را سلب میکنید. به غیر از خودتان هیچ فردی قبول ندارید. از روزگار نالیدن را که همه بلندند. شما خود در این آشفته بازار چه میکنید! چه سخن جدیدی ارائه میکنید؟ چه تولیدی میکنید!
    سال پیش بزرگداشتی با حضور همسر نخست حنانه گرفته شد. شما اولا نفس این بزرگداشت را زیر سئوال بردید زیرا همسر دوم ایشان و خودتان در جریان نبودید. گفتید که ایشان اصلا همسر حنانه نبوده است!
    دقیقا کاری میکنید که خانوده مرحوم شاملو میکند اگر کسی شعری را از شاملو در فلان مجلس بخواند غلت و درست، وکیل میفرستند که چرا بدون دادن حقوق معنوی و مادی این کار را کردید!
    شما چه حقی دارید که حتی جلوی تفسیرهای درست یا نادرست بر حنانه را سلب میکنید.
    میگویید که حق پدر را ادا کرده اید چه کردید. مگر دیجتیال کردن ریلها هزینه زیادی میبرد. انتظار دارید کل سازمان ها دست به سینه هرچه شما میگویید و هر رقمی بخواهید گوش کنند. دیگر در اینجا بجا آوردن حق پدر مهم نیست؛ مهم خودتان هستید. اگر کسی بزرگداشتی برای حنانه بگیرد اول باید شما را به نحوی راضی کند. رضایت مادی و معنوی. در حالی که بزرگداشت گرفتن احتیاج به رضایت شما نیست.
    شما برای انتشار آثار پدر چه کرده اید!
    میگویید ماهور کار غیر قانونی کرد. چرا شکایت نکردید! حق شما ادا شد درست است. حال مهم نیست که بخشی از اثر ناقص باشد یا نباشد! تا جایی که من میدانم ماهور با نظارت کامل شما این اثر را منتشر کرد.
    شما میگویید فلان اثر را شاید داشته باشم. یعنی حتی خودتان نسبت به آثار پدر بی توجه هستید. چگونه انتظار دارید ناشران حق شما و پدر را بجا بیاورند.
    من شما را به مناظره دعوت میکنم. تا همه چیز مشخص شود. البته هیچ تعصبی بر حرفهای خودم ندارم. شما میتوانید این نکات را توجیه بکنید و بنده هم میپذیرم.

  • امیر علی
    ارسال شده در اسفند ۷, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۱ ب.ظ

    آقای مهدی که فامیلی شما معلوم نیست واقعا شما با من نمیتوانید دوست قدیمی باشید.این هم انتقاد نیست بلکه تخریب شخصیتی است.شما از وقتی که من روی آثار مرتضی حنانه کار کردم ناراحت شده اید؟؟منافعی داشتید؟؟مثل من اذیت شدید؟؟.خوب حالا دوست داری برات مناظره در کجا بذارن تا تو هم ببری و همه هم برات کف بزنند.من آدم بدی ام تو که خوبی یه کم ما رو راهنمایی میکردی نه دعوت به دوئل.
    آقای دکتر شما که مشخصاتتان معلوم نیست نباید بخواهید که من آثارحنانه راجلویتان بریزم.ممنون از توجهی که به من داشتی.چون نظرت از کل مصاحبه بیشتر شد..

  • آتا
    ارسال شده در مرداد ۱۴, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    آقا مهدی بهتر بود انتقاد سازنده میکردید بیشتر به نظر میرسه شماعقده های شخصیتون رو خالی کردید تا انتقاد من طرف کسی رو نمیگیرم اما حداقل انتظاری که میره اینه که احترام ایشان و پدرشون رو که یجورایی یکی از پایه های موسیقی این مملکت هستن رو حفظ میکردید

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۱۹, ۱۳۸۹ در ۱:۱۶ ب.ظ

    Aghaye Mehdi bi ehterami be shakhse Morteza Hannaneh nakardand. Tamamie harfa haye ishan ham motaassefaneh sahih ast.

  • ايمان
    ارسال شده در دی ۷, ۱۳۸۹ در ۱:۱۹ ق.ظ

    گذشته از این که بخش هایی از حرف های هر دو طرف درسته، چاره ای برای این مساله که عبارت از استفاده همگان از آثار مکتوب یا مضبوط استاد حنانه میشه، نمیشناسم. نه میشه به آقای حنانه الزام کرد که آثار پدر رو به راحتی در اختیار بگذارند، نه در وضع امروز مملکت انتظاری از نهادهای اسما فرهنگی می توان داشت… به قول مرحوم پایور در این کشور انقلاب مذهبی از نوع شیعه انجام شده و نمیشه انتظار داشت بعد از ۱۴۰۰ سال آقایون بیان و بگن موسیقی حلاله! چه برسه به حفظ و اشاعه ی موسیقی! امیدوارم آقای حنانه این لطف رو به ما و پدرشون بکنند که دست کم آثار استاد رو به همون صورتی که هست حفظ کنند تا کیفیتشون به مرور زمان از دست نره، تا شاید در آینده فرجی بشه و با حفظ حقوق مادی و معنوی ایشان این آثار سرانجام منتشر بشن… با احترام

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۹۰ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    من حرف های آقای مهدی رو کاملاً قبول دارم. متأسفانه آقای امیرعلی حنانه فقط در پی این هستند که همه جا سخن از حق نادیده گرفتۀ خودشان کنند. به طور کل ایشان عاشق «حاشیه» هستند. دوست دارند شلوغ کنند. این ها را نمی شود انکار کرد. من شخصاً ایشان را دوست دارم ولی رفتار ایشان در محیط حرفه ای را نمی پسندم. متأسفانه تلاش آقای امیرعلی حنانه این است که با شلوغ کاری و ایجاد حاشیه، همیشه در رأس خبر باشند. برای ایشان خیلی مهم است که فراموش نشوند. آقای مرتضی حنانه هر کاری که برای جاودان شدنشان از دستشان بر می آمد انجام دادند ولی آقای امیرعلی مطلقاً به جز غر زدن و نق زدن کاری نکرده اند. آقای امیرعلی عزیز اگر این نقد را می خوانید، به جای این که سال ها همین رویه را ادامه دهید، خودتان فکری اساسی بکنید وگرنه دور نشستن و نقد کردن را همه بلدند. از چه چیز انتقاد می کنید؟ از این که هیچ کس قدر و منزلت آثار پدر شما را نمی داند؟ خب خودتان بدانید. متأسفانه شما کاری کرده اید که شخصیت خودتان هم برای دیگران سندیتی ندارد که حرف های شما را قبول کنند.دیگر یک جا نشستن و تبدیل شدن به یک پیرمرد غرغرو را کنار بگذارید و اقدامی کنید که هم به نفع آن مرحوم باشد و هم خودتان (که ظاهراً دوست دارید در مرکز توجه باشید) اقناع شوید.
    ضمناً من مطمئنم که آقای مهدی از دوستان قدیم شما هستند چرا که از شما شناخت کامل و جامعی دارند. اصلاً هم در پی تخریب شخصیت شما نبودند. چرا هر کس از شما انتقاد کند، فکر می کنید می خواهد شما را تخریب کند؟ حتماً قضاوت شما این است که من هم یک دشمن هستم! نه آقای حنانه ما هیچ کدام با شما دشمن نیستیم ولی اگر شما دوست دارید این طور جلوه بدهید که مظلومیت خودتان را ثابت کنید، خود دانید!

  • امیر
    ارسال شده در خرداد ۲۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۶ ق.ظ

    این دو نفر به عنوان منتقد در اینجا حاضر شدند ولی متاسفانه نه تنها رفتارشان در شآن یک منتقد نبود بلکه کاملا مغرضانه بود.
    امیدوارم دیگر شاهد چنین رفتاری نباشم.

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در دی ۲۸, ۱۳۹۵ در ۱:۳۹ ق.ظ

    خوب عزیزان امروز پازل های این داستان چاپ آثار حنانه دیگر کم کم دارد کامل میشود…چه ناحقیهایی که در حق من نشد.مثلا همین کامنتها .حالا ببنید و بخوانید و منتظر باشید.تا این آثار بیرون بیاد.

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در بهمن ۱۲, ۱۳۹۶ در ۱۰:۱۹ ق.ظ

    حالا بروید و نامه سرگشاده من و عواقب اعتماد به همینهایی که از من شاکی بودند را ببینید….حالا این دوستان راحت شدند

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

طراحی با اتوکد (I)

طراحی با اتوکد (I)

یکی از دلایلی که موجب کند شدن پیشرفت سازسازی در ایران می شود، نبود الگو های دقیق سازها در دست سازندگان سازهای ایرانی است. بسیاری از سازندگان سازهای ایرانی، بدون استفاده از یک الگوی دقیق مجبور به پیاده کردن طرح الگوهای مختلف هستند که این روش باعث بالا رفتن درصد خطا و در نهایت افت کیفی سازها می شود. یکی از بهترین روش های نقشه برداری از سازها، استفاده از نرم افزارهای نقشه کشی مانند اتوکد (AutoCAD) است. اتوکد یکی از برنامه های مشهور نقشه کشی است که به طراح امکان بهره برداری ساده و دقیق از این نرم افزار را می دهد. در این مقاله به روش طراحی صفحه روی یک ساز ایرانی (سه تار) بوسیله این نرم افزار با روش پیشنهادی رضا ضیایی می پردازیم؛ ابتدا یک الگو را انتخاب کرده و نسبت به خصوصیات آن طراحی را آغاز می کنیم:
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (II)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (II)

بیچام در سال ۱۹۰۸ به خاطر عدم توافق بر سر مدیریت هنری و به خصوص در مورد سیستم جایگزین از ارکستر سمفونیک جدید جدا شد. بر اساس این سیستم، اگر به نوازندگان ارکستر پیشنهاد پرسودتری می شد آنها می توانستند در تمرین ها یا کنسرت های ارکستر شخص جایگزینی را معرفی کنند. خزانه دار انجمن فیلارمونیک سلطنتی این برنامه را اینگونه توصیف کرد: «نوازنده ۱ که شما خواهانش هستید، متعهد می شود که در کنسرت شما بنوازد. اما او نوازنده ۲ (که برای شما اهمیتی ندارد) را برای تمرین اول می فرستد. نوازنده ۲ بدون آگاهی و رضایت شما نوازنده ۳ را به تمرین دوم می فرستد. نوازنده ۳ که قادر به شرکت در کنسرت نیست نوازنده ۴ را به عنوان جایگزین می فرستد، کسی که شما ترجیح می دادید به او پنج شیلینگ بدهید تا از ارکستر دور بماند».
حسین دهلوی، هفت دهه تلاش برای موسیقی

حسین دهلوی، هفت دهه تلاش برای موسیقی

امروز ۷ مهرماه تولد مرد خستگی ناپذیر موسیقی ایران حسین دهلوی است. با اینکه دهلوی به ۷۸ سالگی می رسد و نشانه های پیری و افسردگی بخاطر مشقاتی که بر موسیقی (که همانا بزرگترین هم و غم اوست) گذشته در چهره اش پیداست، همچنان در حال تدریس موسیقی و تصحیح آثارش برای چاپ است.
کیتارو(II)

کیتارو(II)

اگر بخواهیم موسیقی کیتارو را مورد بررسی قرار دهیم، میتوانیم از روند حرکت ملودی در قطعه و تاثیر آن بر مخاطب آنالیز را آغاز کنیم… تکرار جمله ها در این سبک بسیار پدیدار میباشد و این نوع روند تکرار که در ملودی وجود دارد، نوع موسیقی او را منحصر به فرد میکند.
نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (IV)

نوآوری و تفکر انتزاعی در موسیقی ایران (IV)

در جایی که ما فاصله رآلیزم، سمبولیزم و مدرنیزم، متعلق به عصر روشنگری باشیم، نمیتوانیم زبانهای ملل را در یکدیگر ترکیب کنیم و صدا و زبان را به عنوان ریشه اصلی هستی صدا و زبان برگزینیم.
خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (III)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (III)

خرم و تجویدی نیز از نمونه های دیگراند، تجویدی از اخطار پدرش سر باز زد. سرانجام لازم است به گروهی اشاره کنیم که حتی مجال خودآموختگی هم پیدا نکردند. به راستی تاریخ موسیقی ما تاریخ ناکامی استعدادها است!
تاریخ را با به تاریخ سپردن فقر خواهیم ساخت

تاریخ را با به تاریخ سپردن فقر خواهیم ساخت

سر باب گلدوف، برنامه ریز و بنیانگزار مجموعه کنسرتهای عظیم live 8 قول داده بود که این برنامه “بزرگترین کنسرتی که تا کنون اجرا شده” خواهد شد، او با در کنار هم جمع کردن ستارگان موسیقی و به وجود آوردن فضایی مناسب برای وقوع اتفاقی نظیر هم نوایی دوباره گروه Pink Floyd و هم چنین اولین اجرای زنده ترانه به یاد ماندنی “Sgt. Pepper’s Lonely Hearts Club Band” بیتلز توسط سر پاول مک کارتنی Paul McCartney و U2 ، به قول خود وفا کرد.
باس نوازی با بزرگان!

باس نوازی با بزرگان!

تال ویلکنفیلد (Tal Wilkenfeld) سال ۱۹۸۶ در شهر سیدنی استرالیا بدنیا آمده و نوازنده گیتار باسی است که در سبکهای چون راک، جز و جز فانک فعالیت های بسیاری را انجام داده است. وی دبیرستان خود را نیمه تمام رها ساخت و در سال ۲۰۰۲ به امریکا مهاجرت نمود. در ابتدا در شهر لس آنجلس مدتی را سپری نمود اما پس از مدتی کوتاه به نیویورک رفت و در آنجا ساکن شد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (VII)

مقوله‌ی ابزار تاریخ‌نگاری در این جا بسیار اهمیت پیدا می‌کند. در جایی که قدرت ثبت و ضبط در اختیار یک طبقه‌ی اجتماعی خاص باشد تعیین کننده‌ی انتخاب احتمالا، روابط قدرت و ترجیح‌های همان طبقه خواهد بود (۲۲). در این صورت نگاه جامعه‌شناختی و روابط اجتماعی تعیین کننده‌ی اصلی نگاه تاریخ موسیقی به عناصر قابل انتخاب و ثبت می‌شود. ضمن این که در ایران (و البته دیگر نقاط آسیای جنوب غربی) دو وجه گرایش کلی به فرهنگ شفاهی و محدودیت‌های مذهبی بر سر راه موسیقی نیز باید به این موضوع افزوده شود. به این معنی که اگر هم تاریخ‌نگار مستقلی در این دوره‌ها متصور باشد وی را موانع دیگری از کار ثبت دقیق وقایع تاریخی مرتبط با موسیقی باز می‌دارد.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (VII)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (VII)

در تشریحی به طور خلاصه: بدین ترتیب بعد از اطمینان در حد توان نقشه های جدید این ساز هر چه بیشتر تثبیت شده و برای مراحل قالب آماده شد و بعد از آماده ساز ی قالب و اجرای مراحل دیواره ها با توجه به ضخامت و ارتفاع از قبل پیش بینی شده، وارد مرحله بعدی و آماده سازی چوب صفحه زیر برای برش و تراش شدیم که در این قسمت وضعیت میزان الاستیسیته چوب افرا مورد آزمایش قرار گرفته و میزان تغییرات را در آن اجرا نموده و بعد از اتمام مراحل اولیه وارد بخش اتصال آن به سطح لبه دیواره ها شدم و بعد تنظیم ساختار کوکها در صفحه و هماهنگی فضای داخلی محفظه وارد بخش بعدی شده و طبق برنامه مراحل اجرایی برای صفحه روی ساز به اجرا در آمده و استحکامات ملزوم در نقاط استاتیکی آن در نظر گرفته شد و با توجه به اجرای دریچه های اف و تاثیر کاهش شدید مقاومت صفحه ساز، مجموعه ساختار مقاومتی ساز مساعد بوده و مجددا با مواد مخصوصی در حدود ۳۰ درصد مقاومت آن افزایش یافته و در هماهنگی مساعد تری با صفحه زیر و دیواره ها قرار گرفت که هماهنگی حیاتی ساختار و اجرای متقابل است.