حنانه: پسر حنانه بودن سخت بود

امیرعلی حنانه
امیرعلی حنانه
عجیب است که قطعاتی که با ارکستر فارابی اجرا شده با وجود اینکه از کیفیت آهنگسازی بالایی برخوردار است، به آن صورت که باید مورد توجه قرار نگرفته و من فکر میکنم یکی از دلایل آن هم موضع گیری خود استاد در مورد این آثار است که به نوعی آنها را آثار متوسط یا حتی تعلیمی میدانند، به نظر شما دلیل این اتفاق چیست؟
دوست عزیز، شما نمی دانید که در سال ۱۳۴۳ چه کسی توجهی به ارکستر فارابی داشته یا هر شب در رادیو به اجرای پولیفونیک این ارکستر گوش می داده است. پس بهتر است احساسی برخورد نکنیم. حتما آنجا نیز ناراحتی هایی برای موسیقی دانهای آن زمان پیش آمده که احساسشان را آزرده است.

وقتی که یک آهنگساز اثر خودش را اینقدر پائین می آورد و میگوید میخواستم گوش مردم را تعلیم بدهم حتما بدانید مردم در حد گوش دادن به پولیفونی ایرانی نبوده اند، پس این حرکت، فرهنگی بوده است اینها آثار خیلی بالایی بودند ولی آن زمان هم مثل امروز نارضایتی هایی وجود داشته است.

پدر من که سومین رهبر ارکستر سمفونیک تهران بوده باید می رفت و در رادیو کار می کرد!

قصد این را ندارید که با همکاری ارکستر های خارجی و ارتباط با رهبرای ایرانی مقیم اروپا، آثاری مثل کاپریس را اجرا کنید؟
من اصراری به رهبری شخص خاصی ندارم، چه بسا شخصی مثل طالب خان شهیدی که آهنگساز هم هست و در روسیه تحصیل کرده بهتر بفهمد من چه میگویم تا یک رهبر هموطن مقیم اروپا!

ما نباید در کار هنری رئیس داشته باشیم، باید با همبستگی یک مجموعه این کار را انجام داد.، در غیر این صورت من ترجیح می دهم این کار اصلا اجرا نشود مثل ضرب المثل “تهی پای رفتن به از کفش تنگ”.

در مورد تاسیس ارکستر سمفونیک، سالهای مختلفی ذکر میشود ولی با سال ورود آقای پرویز محمود به ایران سازگاری ندارد، تاریخ تاسیس ارکستر را باید چه زمانی بدانیم؟
شما توجه کنید که آن زمان افراد خیلی کمی حتی شناسنامه داشتند و خیلی از مردم در سن هفتاد سالگی فکر میکردند پنجاه سالشان است، در مورد تاریخ دقیق تولد پدرم که سال ۱۳۰۱ بوده هم اطلاعات غلطی دیده میشود که تاریخ های دیگری را ذکر کرده اند، همینطور تاریخ ورود پرویز محمود به ایران که سال ۱۳۱۹ بوده و تاسیس ارکستر سمفونیک که تاریخ دقیقش ۱۳۳۰ است که در سومین کنسرت، ارکستر به صورت رسمی در می آید و با نام ارکستر سمفونیک تهران فعال می شود.

یعنی ۱۳۳۰، ارکستر سمفونیک تهران دیگر زیر پوشش وزارت فرهنگ و هنر می باشد و نوازندگان آن از دولت حقوق می گیرند و نه از یک اتحادیه آزاد مانند انجمن موسیقی آن زمان که ارگانی غیر دولتی بود. مرتضی حنانه اولین رهبر ارکستر رسمی ایران می باشد.

از اینکه پسر این موسیقیدان بزرگ ایران هستید چه احساسی دارید؟
پسر مرتضی حنانه بودن چیز سختی بود و هیچ کس نباید بخواهد جای من باشد! همه از خانواده ما چیزهایی میخواهند ولی حقوق مادی و معنوی این خانواده را در نظر نمی گیرند. بعد هم یا می گویند: “پسر نوح با بدان بنشست…” و یا “از فضل پدر تو را چه حاصل”! این ها حرفهایی بود که من در بچگی هر روز می شنیدم اما من به هیچ کدام اهمیت ندادم.

جای من بودن جای سختی است. دیگر من نه پسر مرتضی حنانه هستم و نه او پدر من است. سال گذشته ما از هم جدا شدیم تا هر کداممان مسیر خود را به خواست خداوند متعال طی کنیم.

8 دیدگاه

  • ali vakily
    ارسال شده در دی ۲۶, ۱۳۸۸ در ۷:۴۰ ب.ظ

    kheyli baraye khodam moteasefam ke dar dorani zende hastam ke arzeshi baraye mardomane zende ghael nistand
    !
    agar fanoos gerefteyid va donbale HONARMANDane morde hastid…ke hich
    amma agar zendeyi ra mitalabid ta az noore vojoodash barkati ayedetan shavad,
    befarmayid…
    in yeki hanooz namorde!!!!!!!!
    albate omidvaram!!!

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۳, ۱۳۸۸ در ۱:۲۶ ق.ظ

    جنگ هفتادودوملت همه راعذربنه
    چون ندیدندحقیقت ره افسانه زدند

  • ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۹ در ۷:۲۹ ب.ظ

    salam ostad.man natonestam zahamate shmoro be onvane yek honarmande faal va ostade injaneb jobran konam.vali hamishe ba say va talasham say kardeam zarei az mohabathaye shomaro jobran konam.va khodaye bozorg faghat midone ke man be shoma zarei bad fekr nakardam va belaks hamishe ba andoh az nabodane shoma dar kenaram zajr keshidam.man barha va barha be ertebati hatta kochak ba shoma niaz dashtam,vali motaham be tanha bodan,tasbit shode,va baram esbat shode bod.pedare man adame bozorgi nabod dar honar ya shakhei dige,vali man be rohe on ghasam mikhoram ke ashegheton bodamo khaham bod,bainke shoma be eshghe man niaz nadarin,vali asheghe shakhsiato vojodetonam, ,

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    merci mehdi jan az mohabbatet .az inke alan tanhayi be jange music rafti khoshhalam . az matlabe bala ham mamnoon … A .

  • امیر علی حنانه
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۹ ق.ظ

    متاسفانه بعضی از دوستان با داشتن طینت خوب بلد نیستن هنوز فارسی حرف بزنند.اولین نظر را تصحیح میکنم..یعنی هر چیز به جای خود نیکوست.

  • امیر علی خنانه
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

    دومین نظر هم که در تینت خوبش شکی نیست فقط زبان فارسی را باید بهتر فر گیرند.

  • امیر علی خنانه
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۵ ق.ظ

    در مورد جنگ ۷۲ ملت همه را عذر بنه….از نویسندشون نهایت تشکر را دارموواقعا توی این دو سال کار مداوم حتی یک کلام زیبا کسی از دوستان نگفت و آدم آرزو به دل میمونه که چرا…ولی بازهم انسانهی فهمیده هستند .ازشون ممنونم/.

  • امیرعلی حنانه
    ارسال شده در خرداد ۲۳, ۱۳۹۶ در ۱۲:۳۵ ق.ظ

    بله امروز پس از گذشت ۷ سال میتوانم بگویم که پسر حنانه بودن نه تنها سخت بود بلکه بسیار آزاردهنده نیز بود.تا آنجایی که مربوط به روابط من و پدرم میشد همه چیز بسیار زیبا و رویایی بود.ولی پس از مرگش و بخصوص پس از برگشت من از مسکو به حقایق تلخی پی بردم که واقعا شنیع و ناراحت کننده بوده.هنوز هم میگویم پسر او بودن بسیار سخت بود چونکهکسان دیگری توهم برشان داشته بود که آنها پسر حنانه هستند و در صدد نابودی من ناخودآگاه یا خودآگاه گام برداشتند ولی بلطف خداوند بزرگ نتوانستند به من آسیبی بزنند.اینها همان کسانی هستند که به اشتباه وارد این هنر شدند و ای کاش پدرم آنها ر ا زودتر شناسایی میکرد…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

“رازهای” استرادیواری (X)

“رازهای” استرادیواری (X)

اگر عریض ترین قسمت ساز در قسمت پائین را (V-Z) تقسیم بر ۵ کنیم و حاصل را در عدد ۹ ضرب نماییم، ارتفاع یا طول (H-I) بدست می آید. بنابراین ۷/۳۶۲=۹*۵-۵/۲۰۱ برابر است با ۹ انس در واحد کرمونایی. حال اگر عریض ترین قسمت ساز در قسمت بالا را تقسیم بر چهار کنیم و سپس عدد حاصل را در عدد ۹ ضرب کنیم مجدداً ارتفاع یا طول (H-I) بدست خواهد آمد؛ بنابراین چنین میشود: ۷/۳۶۲=۹*۴-mm2/161. در ویلن ها نسبت بین این دو عرض یعنی عرض بالا و عرض پائین ۵ به ۴ است.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (II)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (II)

همانطور که در قسمت پیش توضیح دادم نقش مد در موسیقی ایران بسیار مهم است و من میکوشم تئوری بر مبنای مدهای ایران بیافرینم. میتوان تصور کرد که موسیقی هر ملتی میتواند به صورت پولیفونی ارائه داده شود ولی اگر قرار باشد از هارمونی غرب همانطور که گفتم برای این منظور استفاده شود، بهتر که از ابتدا گامی در این راه بر نداریم.
“رازهای” استرادیواری (XI)

“رازهای” استرادیواری (XI)

استراد با داشتن یک اندازه واقعی از ساز و تهیه الگو از بخش های لازم با استفاده از چوب یا کاغذ و تعیین ابعاد و ضخامتها، کار خود را شروع می کرد. سازی که طی این روند ساخته می شد اغلب در آینده حتی با فاصله چندین سال دوباره تکرار می شد و به همین علت، وی به عنوان کار نهایی قطعاتی را که در ساخت ساز بکار می رفتند، از جمله کلیه قالبها، طرح ها، الگوها، اندازه ها و الگوهای انحناهای طولی و عرضی را با حروف الفبای مشابه و یکسان علامتگذاری کرده و تمام آنها را بصورت منظم در یک پاکت نامه نگهداری می کرد.
کامیار صلواتی

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان لیسانس مهندسی معماری، دانشگاه رازی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری، دانشگاه تهران نوازنده سه تار skamyar@ymail.com
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VIII)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (VIII)

با پایان میزان ۱۶، تاکید سازهای مضرابی ایرانی جملات را به شکل کوبنده تری نشان می دهند و ما را به سوی جملاتی سریع تر با دیرند کوتاه تر نغمه ها سوق می دهند. نقش سازهای ایرانی در این جمله و جملاتی که در ادامه می آید، تغییر فیگورهای ریتمیک و ایجاد ضد ضرب های قوی است.
به دنبال نگاه (III)

به دنبال نگاه (III)

اما توجه واقعی به موسیقی‌های غیر دستگاهی در ایران تقریبا از دهه‌ی ۴۰ شمسی آغاز شده است. زمانی که تحت تاثیر جریان قوم‌موسیقی‌شناسی در غرب (۱۱) نگاه‌ها معطوف نواحی مختلف ایران شد. ذخیره‌ای عظیم از ماده‌ی موسیقایی کاوش نشده که در اختیار پژوهش‌گران قرار داشت. اکنون دیگر خطر احساس می‌شد . تغییرات سریع در جامعه‌ی سنتی ایران (تحت تاثیر اصلاحات ارضی و …) باعث ترک گسترده‌ی روستاها شده بود. همه‌گیر شدن وسایل ارتباط جمعی نیز اثر خویش را باقی می‌گذاشت. هر چند که در دوره‌ی مورد بحث بیشترین نگرانی از مرگ یک سنت موسیقایی، معطوف به موسیقی دستگاهی بود اما جامعه‌ی دانشگاهی و روشن‌فکری وقت تا حدودی نسبت به این موضوع عکس‌العمل نشان داد.
روش سوزوکی (قسمت چهل و ششم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و ششم)

کنسرت های فورت ونگلر، رهبر ارکستر فیلارمونیک برلین را بارها شنیدم… هنوز اجرایش را به یاد دارم. اجرای موسیقی شوئنبرگ پله‌ آس و ملیزان (Pellacs and Melizamele) که تحسین مرا بی نهایت بر می‌انگیخت… ولی از تمام این اجراها اجرای موسیقی مجلسی موتسارت بود که در عمق وجودم رخنه کرده بود و آن اجرائی بود که من در آکادمی سینک (Akademic)، شبی از کوارتت کلینگر شنیدم. وقتی که کوارتت کلارینت KV581 به صدا درآمد و در فضا پخش شد، در درونم حسی عجیب و غیرقابل توصیف بوجود آمد، حسی که هرگز نظیر آن در درون من به وقوع نپیوسته بود… به ناگاه دچار حالت روحی عجیبی شدم حالتی که مثل اینکه دست هایم قادر به حرکت نبودند.
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

خانم النی کارایندرو (Eleni Karaindrou) در روستایی کوهستانی تیچیو در مرکز یونان به دنیا آمد و در آتن بزرگ شد، در آنجا او به تحصیل پیانو و تئوری در هلنیکن اُدین (Hellenikon Odion) پرداخت. از سال ۱۹۶۹ تا ۷۴ در رشته اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) در پاریس تحصیل کرد. در بازگشت به یونان در مرکز فرهنگی ORAلابراتواری برای سازهای سنتی یافت، از آن پس به نمایندگی از موسیقی یونان موسیقیدانی فعال بود.
دومین دوره مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران

دومین دوره مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران

دومین دوره این مسابقه در دو بخش و بدون احتساب شرط سنی بدین ترتیب برگزار خواهد شد. در این مسابقه، شرکت کنندگان میتوانند، با نوازنده ای دیگر به دو نوازی بپردازند.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (IV)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (IV)

هسته موسیقی هایدن ساختاری از موتیفهای ساده و کوتاه بود که از استانداردهای موسیقی آن زمان استخراج می شد. سونات، فرمی است در موسیقی کلاسیک که از موسیقی هایدن به شکل استاندارد امروزی در آمده است. آثار او از شیوه معاصران جوانش، موتسارت و بتهوون متمایز بود. هایدن همچنین فوگ و فرم روندو (که سنت آن روزگار به انتهای فوگ می پیوندد) را به شیوه کلاسیک افزود. او نماینده فرم دابل واریاسیون (double variation) است که شامل دو ملودی اصلی هر کدام با دو غالب گوناگون می باشد، ملودی اول با ملودی دوم ادامه می یابد و ملودی دوم با گونه دیگر و متفاوت ملودی اول ادامه میابد… به همین منوال اغلب شامل مدهای ماژور و مینور پس از یکدیگر هستند. شاید موسیقی هایدن بیش از هر آهنگساز دیگری مملو از شوخ طبعی است.