- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (IV)

در آن زمان این باله مورد تائید حضار واقع نشد و تنها دو اجرا داشت و این باعث شده بود که دیاگلو از ادامه کار کناره گیرد. تنها یک سال بعد این اثر جانی تازه یافت و با تقدیر و استقبال روبرو شد. استراوینسکی [1]گفت: “دافنز و شوله، یکی از بهترین تولیدات موسیقی فرانسوی است” و نویسنده بارنت جیمز (Burnett James) گفته: “اثری اثرگذار از راول، یکی از تواناترین قطعه های وی برای ارکستر.” این اثر با ریتم غنی، اشعار و روحی طبیعی برجسته شده است و شامل دو ارکستر بزرگ یکی بر روی سن یکی پشت سن است.

نوشتن این قطعه عظیم سلامتی راول را به خطر انداخت که باعث خستگی شدید عصبی وی شد و او را وادار به ماهها استراحت کرد. در سال ۱۹۱۴ زمان جنگ جهانی اول راول، تریوی (با سه ساز پیانو، ویولن و ویلنسل) سبک باروک خویش را ساخت. این قطعه که نواختن آن بسیار سخت است، شاهکاری در بین آثار تریو محسوب می شود.

اگرچه راول قد کوتاه و وزن سبکش را ویژگی هایی برای خلبان شدن در نیروی هوایی فرانسه در زمان جنگ جهانی اول می دید اما به دلیل سن و ناتوانی جسمی آنرا نپذیرفتند. به جای آن راننده کامیون های جنگی در شهر وردن شد! در ابتدا راول با آدولف هیتلر مخالفتی نداشت اما با مرگ مادرش در سال ۱۹۱۷ موافقت وی با او برگشت و دچار افسردگی هولناکی شد که به ناراحتی روحی وی و غم ناشی از رنج هموطنانش در زمان جنگ افزود.

با اینحال راول توانست در سالهای جنگ چندین اثر بسازد که مشهورترین آن Le Tombeau de Couperin است که در سال ۱۹۱۹ برای اولین بار اجرا شد. تمام بخشهای این قطعه را به دوستش که در جنگ کشته شد تقدیم کرد و بخش پایانی را به شوهر از دست رفته پیانیست مورد علاقه اش خانم مارگریت لانگ (Marguerite Long) تقدیم نمود.

در زمان جنگ، “اتحادیه موسیقی ملی فرانسه” تشکیل شد اما راول علی رغم تنفرش از تجاوز آلمانیها به کشورش به آن گروه نپیوست و آنرا این چنین بیان نمود: “برای یک آهنگساز فرانسوی خطرناک خواهد بود که به گروه ملی خود نپوندد. اما موسیقی ما در حال حاضر آنقدر غنی است که به زودی با قاعده های غلط آکادمیک فاسد و منزوی خواهد شد.” راول در پایان جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۸ توان خود را از دست داده بود.

audio.gif قسمتی از کنسرتو برای پیانو اثر موریس راول، با پیانوی کریستین زیمرمن و با رهبری پیر بولز را بشنوید

با مرگ دبوسی، خروج ساتی، شونبرگ و استراوینسکی، موسیقی کلاسیک مدرن شیوه ای جدید یافت که راول باید آن را شکل می بخشید. در سال ۱۹۰۲ دیاگلیف بار دیگر از راول خواست تا قطعه ای برای باله بسازد؛ “وین” (یا La Valse) ساخته شد؛ اگرچه این قطعه سالها بعد بسیار معروف شد و به “خارق العاده و وخیم” شهرت یافت اما دیاگلیف آن را نپذیرفت و گفت: “این باله نیست، تنها هاله ای از باله است!”

راول از این برخورد رنجید و رابطه اش را با وی قطع کرد. بعدها زمانی که کنسرتهای این اثر مشهور شد دو مرد بار دیگر در سال ۱۹۲۵ همدیگر را ملاقات کردند اما راول از دست دادن با او امتناع کرد و دیگر هیچگاه همدیگر را ندیدند.

en.wikipedia.org [2]