گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (I)

هوشنگ فراهانی

من در یکم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و شش در فراهان متولد شدم. در همان سالهای کودکی به اقتضای شغل مرحوم پدرم به تهران مهاجرت کردیم. سال های دوران تحصیل ابتدایی را در تهران و در مدرسه جیحون گذراندم. مقارن با روزهای انقلاب پنجاه و هفت در کرج ساکن شدیم. عضویت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال های قبل از انقلاب، تأثیر بسیاری درعلاقه من به هنر، خاصه ادبیات و موسیقی گذاشت و هم اکنون نیز مصرانه به همان علایق دوران کودکی می پردازم. دوران نوجوانی من و هم نسلان من مصادف بود با سال هایی که تنگناها و شرایط اجتماعی مانع از آموختن موسیقی بود و انتخاب شغلی به عنوان یک موسیقی دان، برایم غیرممکن و غیر قابل تصور بود، زیرا نه آموزگاری در موسیقی می شناختم و نیز امکان حضور در هنرستان یا دانشکده موسیقی میسر نبود. ولی این شانس را پیدا کردم تا در دوران نوجوانی ارتباط دوستی نزدیکی با نویسندگان بزرگی همچون محمود دولت آبادی، علی اشرف درویشیان، پرویز بابایی، هوشنگ گلشیری، رضا عابد و…. پیدا کنم.

جناب فراهانی لطفا از خودتان بگویید و اینکه چطور موسیقی را آغاز کردید

من در یکم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و شش در فراهان متولد شدم. در همان سالهای کودکی به اقتضای شغل مرحوم پدرم به تهران مهاجرت کردیم. سال های دوران تحصیل ابتدایی را در تهران و در مدرسه جیحون گذراندم. مقارن با روزهای انقلاب پنجاه و هفت در کرج ساکن شدیم. عضویت در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سال های قبل از انقلاب، تأثیر بسیاری درعلاقه من به هنر، خاصه ادبیات و موسیقی گذاشت و هم اکنون نیز مصرانه به همان علایق دوران کودکی می پردازم. دوران نوجوانی من و هم نسلان من مصادف بود با سال هایی که تنگناها و شرایط اجتماعی مانع از آموختن موسیقی بود و انتخاب شغلی به عنوان یک موسیقی دان، برایم غیرممکن و غیر قابل تصور بود، زیرا نه آموزگاری در موسیقی می شناختم و نیز امکان حضور در هنرستان یا دانشکده موسیقی میسر نبود. ولی این شانس را پیدا کردم تا در دوران نوجوانی ارتباط دوستی نزدیکی با نویسندگان بزرگی همچون محمود دولت آبادی، علی اشرف درویشیان، پرویز بابایی، هوشنگ گلشیری، رضا عابد و…. پیدا کنم.

از نظر من ایشان کسانی بودند که شیوه زندگی آن ها، خود، هنری بزرگ بود. این دوستی و ارتباط و مطالعه آثار ادبیات ایران و جهان شوق زیستن با هنر را برایم بیشتر و بیشتر کرد. دوستی با هنرمندان و زندگی آمیخته با عاشقی ایشان مصادف شد با آغاز موسیقی در خفا و آن هم در کنار شاهکارهای ادبیات ایران و جهان و از اینجا بود که فصل تازه ای در زندگی برایم گشوده شد که فکر می کنم شاید بهترین مسیری بود که می توانست در آن سال ها برای سلوک و عاشقی در تمامی عمر مورد انتخاب قرار گیرد.

چه اتفاقی باعث شد که به نوازندگی ساز بپردازید؟

اولین بار صدای سه تار را در منزل استاد دولت آبادی شنیدم و بعد هم بر اثر یک اتفاق ساده با دوستی قدیمی برخورد کردم که در آن سال ها به ساخت سه تار می پرداخت و ایشان سه تاری برایم تهیه کردند و به تدریج از روی نوارهای موسیقی به صورت خودآموز به نواختن سه تار پرداختم.

نوازندگی سه تار را با آثار استاد احمد عبادی، استاد جلال ذوالفنون، استاد محمدرضا لطفی و دیگر اساتید موسیقی شناختم و بعد هم نوازندگی تار را آغاز کردم. نوازندگی بدون معلم و راهنما در نهایت برایم دور باطل بود. ابتدا خدمت استاد حسین یارا رسیدم ایشان اولین معلم سه تار من بودند. انسانی بسیار اخلاق مدار و با تفکراتی عارفانه که تأثیر قابل توجهی در موسیقی و نگاه هنری من داشتند. پس از این که یک سال و نیم در خدمت ایشان بودم تمرکز خود را بر روی ساز تار قرار داده و برای آشنایی با شیوه زنده یاد استاد غلامحسین بیگجه خانی خدمت استاد داود آزاد رسیدم.

ردیف های استاد موسی معروفی و برخی از قطعات کلنل وزیری و استاد علی اکبر شهنازی را خدمت زنده یاد استاد هوشنگ ظریف فرا گرفتم. مدت کوتاهی هم خدمت استاد حسین علیزاده به مشق تار پرداختم که متاسفانه کلاس ایشان به دلیل سفر تعطیل شد و هیچگاه ادامه کلاس میسر نگردید. در سال هزار و سیصد و هفتاد و سه که استاد محمدرضا لطفی پس از سال ها به ایران بازگشتند، سه جلسه نیز در کلاس ایشان حضور پیدا کردم که متاسفانه کلاس ایشان نیز به دلیل بازگشت به خارج از ایران، تعطیل شد.

آرپژ تیموریان

متولد 1362 در تهران
نوازنده تنبک و عود و خبرنگار موسیقی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است