گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

مینویی: من همیشه شاد هستم!

فراز مینوئی

از هر چیزی که بتوانم الهام می گیرم. از حرکت برگ روی یک رودخانه، از حسی که از آشنا شدن با یک فرد جدید می گیرم، از جنگ ، از درد و بعد سعی می کنم آن حسی که نسبت به آن واقعه گرفته ام را با وسیله ای که در دست دارم یعنی موسیقی به بهترین شکل ارائه کنم. خیلی وقت ها درست از آب درنمی آید خیلی وقت ها هم ممکن است درست باشد. لزوما نمی خواهم فقط آیینه ای باشم که اتفاق افتاده را به تصویر بکشم. مثلا اگر از یک واقعه دردناک الهام بگیرم و قطعه ای بسازم و نظر خودم را نسبت به آن واقعه در قطعه بگنجانم ممکن است در پایان قطعه حسی مثل امید شنیده شود. در حقیقت این بینش و نظر خودم از آن واقعه است که در قطعه گنجانده شده است.

برای ساخت آثارتان از چه چیزی الهام می گیرید؟ چه چیزی باعث می شود یک قطعه در ذهنتان شکل بگیرد؟
از هر چیزی که بتوانم الهام می گیرم. از حرکت برگ روی یک رودخانه، از حسی که از آشنا شدن با یک فرد جدید می گیرم، از جنگ ، از درد و بعد سعی می کنم آن حسی که نسبت به آن واقعه گرفته ام را با وسیله ای که در دست دارم یعنی موسیقی به بهترین شکل ارائه کنم. خیلی وقت ها درست از آب درنمی آید خیلی وقت ها هم ممکن است درست باشد. لزوما نمی خواهم فقط آیینه ای باشم که اتفاق افتاده را به تصویر بکشم. مثلا اگر از یک واقعه دردناک الهام بگیرم و قطعه ای بسازم و نظر خودم را نسبت به آن واقعه در قطعه بگنجانم ممکن است در پایان قطعه حسی مثل امید شنیده شود. در حقیقت این بینش و نظر خودم از آن واقعه است که در قطعه گنجانده شده است.

اصولا قطعات را طوری می سازم که شنونده ی من مجبور باشد کمی فکر کند. جدا از این که دوست دارم یک قطعه زیبا باشد اما باید در عین حال تامل برانگیز هم باشد. یعنی شنونده به دنبال چرایی و چگونگی مسائل در ذهنش بیافتد. شنونده ای که چندین بار یک قطعه را گوش کند و کم کم چیزهایی را بشنود که مجبور شود به آن ها فکر کند.

لذت بردن از یک قطعه پایین ترین هدف من است. اولین هدف درک، سپس تفکر و مرحله سوم لذت بردن است. با این روش می توانم خیلی از دوستانم را انتخاب کنم. مثلا این قطعه را برایشان ارسال می کنم. بعضی دوستان فقط لذت می برند اما بعضی دیگر شروع به صحبت راجع به قطعه می کنند و می گویند که چه چیزی در این قطعه نهفته است؟ چرا مرا به فکر وا می دارد؟

فرمول شادی شما چیست؟
فرمول من این طور کار می کند:
احتمال این که زمان بیگ بنگ دنیا به وجود بیاید ضربدر احتمال این که ستاره ها و سپس منظومه شمسی به وجود بیاید ضربدر احتمال این که کره زمین و چیزی به نام زندگی به وجود بیاید ضربدر احتمال این که حیوانات، درختان، طبیعت و انسان ها به وجود بیایند ضربدر احتمال این که نسل انسان با برخورد یک شهاب سنگ به زمین نابود نشود، ضربدر احتمال این که پدر و مادر من به وجود بیایند و از این پدر و مادر من به وجود بیایم و تصادف نکنم و زنده بمانم یا سلول های بدنم خرابکاری نکنند یا در جنگ ایران و عراق موشک به خانه ما اصابت نکند و من بمیرم! اگر تمام این ها را در هم ضرب کنیم جواب می شود یک تقسیم بر بی نهایت و این مساوی است با صفر! در حقیقت این بدان معنا است که وجود داشتن من به این شکل چیزی غیر ممکن است و احتمالا اصلا من نباید باشم اما این چه شانس یا انرژی بوده است که من الان هستم؟! و تمام هستی و کائنات این اجازه را به من می دهد که مثلا در لاتاری برنده شوم، موسیقی خوب گوش کنم، لب ساحل بنشینم و دریا را ببینم، کتاب خوب بخوانم، دوستان خوب داشته باشم و سیب زمینی سرخ کرده بخورم! به علاوه آن شانس بزرگی که نصیبم شده بود.
این فرمول شادی من است. در نتیجه من همیشه شاد هستم!

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است