ویژگی های یک سنتور خوب (IV)

وضعیت ظاهری:
مجموعه عواملی که میتوان در این مورد نام برد فهرست وار عبارتند از:
۱- رنگ ساز
۲- تناسب ابعاد
۳- زینت کاری
۴- شکل و رنگ خرکها
۵- شکل گلهای سنتور
۶- نحوه ی قلاب سیمها
۷- طرز پیچیدن سیم دور گوشی
۸- تمیز کار شدگی ساز
۹- سالم بودن صفحه ی رو، زیر و کلافها

شرح موارد فوق:
۱- رنگ ساز: رنگهای تند یا ملایم فرقی نمیکند و بسته به سلیقه ی خریدار است به شرط آنکه ضمن ساخت و پرداخت ساز در رنگ چوب خراب کاری نشده باشد که باعث بد صدا شدن ساز شود. البته هماهنگی رنگ ساز با رنگ خرکها جلوه ی بهتری به ساز می دهد.

۲- تناسب ابعاد: از آنجاییکه استانداردی برای ساخت سنتور همانطور که در شماره های پیشین ذکر آن رفت وجود ندارد و دقیقا مشخص نیست که چه ابعادی (طول، عرض، ارتفاع و قطر هر قطعه مثل صفحه ی رو) برای ایجاد صدای بهتر باید در دستور ساخت قرار بگیرد بنابراین سانت کردن طول و عرض و قطر مفهوم چندانی نخواهد داشت. سازندگان سنتور به طور کل به مقیاسهای خوبی دست پیدا کردند اما ابعاد و مقیاس طلایی برای به دست آوردن کیفیت مطلوب هنوز به طور دقیق مشخص نیست. ولی همین که در یک نظر اجمالی بین ابعاد ساز یک تناسب قابل قبول باشد از لحاظ ظاهری کافی است.

۳- خاتم کاری ها: اگر خاتم کاری ها، حکاکی ها و کارهای تزئینی به نحوی باشد که به چوب لطمه ای نزده باشد به طور کل مانعی برای صدا ایجاد نمی کند ولی معمولا ساز تزئینی برای نوازندگان پسندیده نیست مگر اینکه از ساز بخواهند استفاده ی ویترینی بکنند.

۴- خرکها: شکل خرکها کلا در صدا بی تأثیر هستند اما ارتفاع آنها در صدا مؤثر است. البته ارتفاع خرکها به طور کل استاندارد شده و مشکلی در این زمینه به نظر نمی رسد. پس می ماند رنگ خرکها که آن هم به سلیقه ی افراد بستگی دارد.

۵- گلهای سنتور: به طور کل شکل گل سنتور در صدای آن مؤثر نیست ولی بزرگی و کوچکی آن مقدار خیلی کمی در حجم صدای ساز تأثیر دارد. ولی مکان تشکیل گل بر روی سنتور مهم است و می تواند در کیفیت صدا مؤثر باشد که این نکته هم در اکثر سنتور ها نسبت به علم سازندگان جای خود را پیدا کرده است و کمتر سنتوری پیدا می شود که جای گلهای آن در مکان مناسب نباشد.

۶- قلاب سیمها: نحوه ی قلاب سیمها و شکل آنها در صدای ساز مؤثر نیست بلکه قلاب باید کامل و سالم باشد تا باعث پارگی سیم نشود.

۷- پیچاندن سیم دور گوشی: مانند نحوه ی قلاب، پیچاندن سیم تأثیری در صدای ساز ندارد و فقط بهتر است به نحو شیک و تمیز کار شده باشد و از ظاهر خوبی برخوردار باشد. تنها باید سیمها درست به گوشی ها پیچیده شده باشند تا سیم ها هنگام کوک پاره نشوند.

۸- تمیز کار شدگی: چفت بودن صفحات رو و زیر با کلافهای بالا، پایین، راست و چپ به طوری که زائده ای از هیچ طرف وجود نداشته باشد. آثاری از چسب کاری دیده نشود. ردیف و منظم بودن گوشی ها و سیم گیر ها بدون اینکه به چوب لطمه ای وارد شده باشد.

۹- سالم بودن چوب ساز: عدم وجود ترک، شکستگی، بادکردگی، فرورفتگی مخصوصا در صفحات رو و زیر که اگر مشکلی داشته باشند معمولا صدای ساز دیگر خوب نخواهد شد ولی اگر مشکل خفیفی در کلافهای کناری یا کلافهای بالا و پایین باشد قابل تعمیر است و می توان انتظار داشت صدای ساز پس از تعمیر خراب نشود.

شاید اگر خیلی جزئی و با وسواس بخواهیم ظاهر ساز را مورد ارزیابی قرار بدهیم چندین مورد دیگر نیز می توانیم به موارد فوق اضافه کنیم ولی بیش از این مته به خشخاش گذاشتن است و آن مواردی که با نگاه کلی و کمی دقیق ارزش بررسی دارد مواردی بود که در بالا ذکر شد.

باز هم این نکته را یادآوری می کنم که این مورد یعنی ظاهر ساز به تنهایی برای نوازندگان دارای اهمیت نمی باشد (مگر در کنار دو عامل اصلی یاد شده در شماره پیشین) چنانچه وضعیت ظاهری ساز به هرگونه ای که باشد آخر الامر کیفیت صدای ساز دارای پر اهمیت ترین نکته برای هر نوازنده ایست. مگر هنرجویان تازه کار که تنها راه قضاوت آنها همین ظاهر ساز است آنهم فقط زیبایی نسبی آن، نه بقیه عوامل آن.

12 دیدگاه

  • امیدوار
    ارسال شده در بهمن ۲۸, ۱۳۸۸ در ۲:۳۰ ب.ظ

    اتفاقا دقیقا خلاف نظر شما، رنگ همانند فیلتری بر صدای خروجی ساز تاثیر می گذارد. در سازگری رنگ ساز بر خصوصیات موج خروجی و صدای ساز تاثیر گذار است و بر همین دلیل است که هر رنگی را بر روی ساز آکوسنیک نمی رنند مثل ویولنسل را بنفش نمی کنند ضمنا اینکه خود رنگ از چه نوعی(روغنی، الکلی، سنتزی یا پایه آب) باشد نیز بر صدای حاصله ناثیر گذار است. به نظر من بهتر است نوازندگان مسائل سازگری را به سازگران واگذارند که در حوزه تخصص آنهاست و خصوصیات ساز خوب را از دیدگاه نوازنگی بنگرند

  • ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۸۸ در ۹:۰۷ ب.ظ

    سلام امیدوار
    این که گفتی خلاف نظر شما را نفهیدم مگر نظر من چه بود.
    البته که رنگ ساز در صدا بسیار موثر است.
    سازهای غربی مانند ویلن سل که شما مثال زدید تمام عوامل آن دقیقا بررسی شده و از طریق علم و تجربه به مطلوب رسیده اند.
    ولی در سازهای ایرانی به علت عدم تعریف درست صدا و استاندارد نبودن آن و اینکه صدای خوب دقیقا چه صدایی است و بنا بر آن چه رنگی بهترین است جای بحث دارد. چه بسا سنتوری با رنگ روشن یا تیره یا بد رنگ زده شده یا خوب کار شده میتواند سنتور خیلی خوبی از لحاظ صدا باشد(طبق تجربه).
    نهایتا فکر کنم شما توجه لازم را به هدف من از نوشتن این عنوان مقاله نکردید.
    با تشکر موید باشید

  • امیدوار
    ارسال شده در اسفند ۱, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

    جناب ضرابی، نظر شما این بود که در نوشته آمده است:رنگ ساز: رنگهای تند یا ملایم فرقی نمیکند. نظر بنده هم این بود:خلاف نظر شما، رنگ همانند فیلتری بر صدای خروجی ساز تاثیر می گذارد! و تاثیرگذاری تند و ملایم بودن آن نیز از لحاظ فیزیک صوت بر صدای ساز اثبات شده است و این قاعده برای کلیه سازهای آکوستیک برقرار بوده و صدها کتاب در غرب نیز در اینباره نوشته شده است و نمی توان با استناد به غربی یا شرقی بودن ساز، اصل وارنیش ساز و تاثیر آن را در سازهای آکوستیک نادیده گرفت و قواعد فیزیک در شرق و غرب عالم نیز تفاوتی نمی کند. در ضمن شما چند موضوع را خلط کرده اید: اول اینکه “تکنیک اجرا”ی رنگ و اجرای خوب و بد آن که می تواند در صورت اجرا و پرداخت بد به کلی صدای سازی را که حتی از لحاظ رنگ دارای متریال مرغوبی است را ذایل کند یک موضوع است و دوم “نوع” رنگ از لحاظ مواد و حلالها موضوع دیگر و در نهایت مورد سوم، “اصل تاثیر” تیرگی و روشنی رنگ بر خصوصیت صدای خروجی ساز به شرط اجرای صحیح موضوع دیگر است که نباید به اشتباه این موارد ممزوج شوند هر چند هر یک بر دیگری تاثیر گذار است. در نهایت هم بنده خیلی خوب متوجه منظور شما و زحمت شما برای نوشتن مقاله شده ام و از شما متشکرم ولی دلیلی بر خرده نگرفتن از آنچه صحیح نمی دانم، ندارم و به نظرم کسی که اندیشه ای را در معرض عموم می گذارد باید فرهنگ نقد پذیری را هم داشته باشد. با تشکر

  • مرتضی
    ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۸۸ در ۱۰:۳۸ ق.ظ

    باسلام به همه دوستان .جناب امید وار آیا گیتار کلاسیک جزو سازهای آکوستیک نیست که گستره ای ازرنگهای تند وروشن تاسیاه دارد.
    اصل مهم همانطور که گفتید نوع وارنیش و کیفیت اجرای آن بر روی نوع چوب میباشد وبه نظر اینجانب تیره یا روشن بودن رنگ بیشتر سلیقه است. به ویولنهاوپیانوهای سفید که نوازندگان معروف از آن استفاده میکنند بنگرید.باتشکر 

  • ارسال شده در اسفند ۸, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۳ ب.ظ

    امیدوار سلام
    از اینکه به هر صورت به این مقاله توجه داشتی ممنونم.
    خدمت شما عارضم که بنده با تمام فرمایش شما کاملا موافقم و به جز مواردی که ذکر کردید باز هم جزئیات بیشتری در این زمینه وجود دارد.
    اما یک مورد را متوجه باشید: در سازهای غربی که مطالعات روی آنها به حد مطلوب رسیده است اول قانون(قائده) مهم است بعد سلیقه ی هنرمند، یعنی اگر ساز از لحاظ فنی مشکلی نداشت حال بحث سلیقه پیش می آید.
    اما در سازهای به خصوص ایرانی که اکثر آنها نسبت به سازهای غربی هنوز در راه تکامل در مراحل اولیه به سر می برند قضیه کمی متفاوت است. بدین معنا که مباحث فنی و سلیقه هم ارزشند و گاهی سلیقه حرف اول را میزند بَعد، بُعد فنی دارای اهمیت است.
    طبق اتفاقات و تجربه هایی که بوده است بارها دیده شده است یک “استاد” سازی را میبیند، میزند و صدای آنرا کاملا تایید میکند و وقتی آن ساز را از لحاظ فنی بررسی میشود میبینیم مثلا خطای “رنگ” جزو خطاهای قابل اغماض بوده و ساز از لحاظ فنی مشکلات بسیار دارد. با این حال مورد تایید “استاد” واقع شده است.
    روشن است استادی که از آن نام می برم منظور از استادان به نام هستند نه فکر کنید هر معلم معمولی.
    تشکر از شما

  • داریوش
    ارسال شده در فروردین ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۷ ب.ظ

    سلام دوست عزیز !
    از اینکه درمورد سنتور اطلاعات مفید در اختیار علاقهمندان قرار میدی ازت ممنونم .
    من میخواستم نظرم رو در مورد یک سنتور خوب عنوان کنم: ببینید کلا سازهای سنتی تو ایران هر کدومشون یک سازنده برجسته دارن که سازهای ساخته شده به دست خدشون رو با مهر مخصوص به بازار عرضه میکنند وهر ساز با توجه به تاریخچه خودش و اینکه چه کسی اون ساز رو ساخته قیمت بندی میشه حالا اگر کسی توانایی خریدن چنین ساز هایی رو داره میتونه از ابتدای کار اموزشش با چنین ساز هایی کار کنه و ادامه بده . بنده خودم ۹ ساله که آموزش سنتور میبینم و بر این عقیده هستم که از ابتدای آموزش میتونی با هر سنتوری شروع کنی و اصلا اجباری نمیبینم که با یک سنتوری شروع کنی که ۲ میلیون تومان قیمتش باشه من خودم توی دو سال اول با سنتوری پیش استادم شاگردی کردم که اون سنتور ساخته خودم بود . من به اینکه رنگ سنتور هم روی نواختنش تاثیر داره اعتقادی ندارم وقتی یک سنتور نواز در یک جمع شروع به نواختن میکنه اگر خوب بنوازه یا بد اون جمعیت به نوع نواختن سنتور نواز توجه میکنن نه به رنگ سنتور رنگ فقط جنبه ی تزئینی داره رد ضمن ما صحبت ما در مورد یک ساز سنتی اصیل ایرانی هستش که ۱۵۰ سال قدمت داره و اصلا درست نیست که با ساز های غربی که اصلا قدمت ندارن مقایسه بشه ( به صورت تصادفی در این مورد یک نظری رو دیدم ) من به سنتور نوازی های مرحوم استاد حبیب سماعی خیلی علاقه دارم اصل سنتور نوازی رو باید تو نواختن های این استاد فقید نظاره کرد .

  • mehrdad
    ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۸۹ در ۶:۳۳ ب.ظ

    واقعا که سایت فوق العاده ای دارید

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۹ در ۹:۴۶ ق.ظ

    اما در مورد ادامه دادن صدای سنتور پیشنهادی دارم که اگر انجام بدید ممنون می شم. اگر صدای سنتورهای مختلف ساخته اساتید مختلف رو همراه با شکلشون نشون بدید ممنون می شم.خودم می خواستم اینکار رو انجام بدم متاسفانه هم دسترسی به تهران ندارم هم به علت مشغله کاری نمی تونم ولی اگر اینکار رو بکنید ممنون مس شم تا معیاری باشه برای علاقه مندان به ساز سنتور در تعیین صدای مورد علاقه.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۹ در ۹:۲۷ ب.ظ

    سلام حامد
    پیشنهادت خیلی خوبه اما فکر کنم توضیحات مطالب تا پایان کمی روشنگری کرده باشد و دیگر نیازی به این کار نباشد.
    با تشکر

  • حمید
    ارسال شده در مرداد ۱۲, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سلام سایت خوبی است ممنون فقط خواستم بگویم که سنتور ساز بسیار قدیمی است حتی در سنگوارههای باستانی دیده میشود قابل توجه آقای حامد و اینکه در کشورهای مختلفی با کمی تغییر نواخته میشود با تشکر

  • بهاره
    ارسال شده در بهمن ۲, ۱۳۹۲ در ۷:۳۰ ب.ظ

    خیلی بدید من ی تازه کارتوی علامت گیرافتادم یکی کمکم نمیکنه

  • فاطمه
    ارسال شده در فروردین ۱۵, ۱۳۹۶ در ۳:۱۴ ب.ظ

    مطالب اموزشی بیشتری ازسنتوز بزارین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

از روزهای گذشته…

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (II)

از جمله با وزیر فرهنگ و هنر وقت آقای پهلبد، با رئیس سازمان رادیو تلویزیون آقای قطبی و همچنین با رئیس دانشگاه تهران آقای دکتر عالیخانی آشنا شدم که ایشان، عالیخانی، گویا از سوابق دانشگاهی من اطلاعاتی کسب کرده بود و با من راجع به دپارتمان موسیقی که اخیراً در دانشگاه تهران تأسیس‌شده بود صحبت کردند. به گفته او این دپارتمان بی‌سروسامان بود و برنامه خیلی مشخصی نداشت و به‌علاوه کادر آموزشی افرادی بودند که به‌صورت حق‌التدریسی می‌آمدند، درس می‌دادند و می‌رفتند و تماس با دانشجو، به جز سر کلاس، خیلی کم بود. این‌که کار دانشگاهی محسوب نمی‌شود، چراکه کار دانشگاهی فقط درس دادن و رفتن نیست. باید شخصا استاد درصحنه دانشگاه حضورداشته باشد تا به نیاز دانشجویان توجه کند و در برنامه‌های تحقیقاتی که دارند آنها را کمک نماید یعنی فقط رفتن سر کلاس نیست. به‌هرحال، آقای عالیخانی راجع به این‌که این دپارتمانی است که وضع هنوز مشخصی نیافته توضیح دادند بعلاوه کسی که بانی احداثش بود آقای دکتر مهدی برکشلی، یک موسیقیدان حرفه‌ای نبود.
رحمتی: روی وزیری و صبا کار می کنم

رحمتی: روی وزیری و صبا کار می کنم

تحصیل در دوره ی کارشناسی ارشد به لحاظ پژوهشی برای من دوره ی پرباری بود. در این دو سال علاوه بر پی ریزی و فراهم نمودن زمینه ی مناسب برای انجام دو پروژه ی مهم، چند پروژه ی تحقیقی، پژوهش میدانی و ترجمه را تقریبا به طور کامل انجام دادم. یکی از مهمترین آنها که دردسرهای فراوانی هم به همراه داشت، یک تحقیق میدانی-کتابخانه ای توامان بود با عنوان: «از کافه تا سفره خانه: بررسی روند تغییرات در بستر سیاست های فرهنگی». بخش گزارش پژوهش میدانی این پروژه، در دوره ی پنجم و در بخش مقالات علمی_پژوهشی جشنواره ی سایت ها و وبلاگ های موسیقی ایران (که محملی برای ارائه ی پژوهش های جدی موسیقایی بوده و در نوع خود دارای اعتبار است)، برگزیده شده و مورد تقدیر قرار گرفت.
لیدی بلانت و مسیح (I)

لیدی بلانت و مسیح (I)

در میان ویلن های ساخته شده توسط آنتونیو استرادیواری شاید تنها یک ویلن بتواند رقیب ویلن مسیح ۱۷۱۶ باشد که بدون شک آن lady Blunt خواهد بود. این دو ویلن در کنار یکدیگر نمونه تمامی آن چیزی هستند که در رابطه با کار یک استاد، قابل ستایش است و جای خوشبختی است که این دو نمونه ارزشمند را به طور سالم در اختیار داریم.
موسیقی بلوز – قسمت ششم

موسیقی بلوز – قسمت ششم

مضامین ترانه های بلوز برگرفته از واقعیات زندگی بود: کار(در مزارع و اردوگاهها و کارخانه ها)، گرسنگی، بی خانمانی ، فقر، خشونت ، تنهایی ، حسرت ، زن ، عشق ، بی وفایی ، سفر، مرگ، تبعیض و بی عدالتی.
نابوکو (II)

نابوکو (II)

نیکولا بعد از رد کردن سرودن اشعار نابوکو، بر روی “Il Proscritto” کار کرد که اولین اجرای آن در مارچ ۱۸۴۱ فاجعه ای بود و باعث شد نیکولا قراردادش را لغو کند و زمانی که به وین بازگشت و درباره موفقیت نابوکو شنید بسیار خشمگین شد و گفت: “اپراهای وردی بسیار زشت هستند، قطعات وی از لحاظ تکنیکی تمسخر آمیز اند وی حتی حرفه ای نیز نمی باشد، باید برای او تاسف خورد، آهنگساز خوار.” همچنین اپرای نابوکو را هیچ خواند و گفت: “جنون آمیز، پرخاشگر و جانی”.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

پدر و مادر الگار، خانه ی زمان تولد وی را که “فیرس” (The Firs) نامیده می شد، اجاره کرده بودند. پدر الگار که ویلیام نام داشت، تجارتی به سامان و تثبیت شده در زمینه ی موسیقی داشت. از این رو تنها می توانست آخر هفته ها را همراه الگار در کلبه ی کوچکشان بگذراند. به نظر می رسد که زندگی در آن کلبه و در شهر برادهیت، انتخاب مادر الگار بوده است که با ذوق و قریحه ی هنری ای که در نهاد خود داشته است، می خواسته که فرزندانش در محیطی طبیعی و در شرایط روستا به زندگی خود ادامه دهند.
لویی بلسون، خداوندگار جز درام

لویی بلسون، خداوندگار جز درام

لویی بلسون (Luigi Paulino Alfredo Francesco Antonio Balassoni)که همه او به عنوان یک نوازنده درام (در سبک جز) برجسته می شناسند. او یک پیشرو در نوازندگی double-bass درام، آهنگساز، تنظیم کننده، رهبر گروه، استاد و مدرس سبک جز است. دوک الینگتون او را چنین معرفی مینماید : “برترین نوازنده درام در جهان” و باید این حقیقت را قبول نمود که این جمله تنها تمجید از بلسون نیست بلکه وی در طول نوازندگیش تکنیکی که داشت و سرعت خیره کننده اش الگوی بسیاری از نوازندگان حال درام میباشد.
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (IV)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (IV)

با آغاز بخش بعدی و تغییر وزن قطعه، موتیف هایی در وزن ۴/۲ نواخته می شوند که تا حدّ زیادی از نظر ریتمیک و به میزان کمتری از لحاظ فواصل شبیه موتیف های اورتور هستند. این بخش، برخلاف بخش اورتور، در شور و دشتی است و مانند بخش پیشین خود بر نت های «لا» و «ر» تاکید بیشتری دارد. در ادامه، خوانندگان بخشی از غزل را در همین وزن می خوانند که با تمثیل هایی، بازگشت «میر» را مژده می دهد: «میر ماه است و بخارا آسمان/ ماه سوی آسمان آید همی- میر سرو است و بخارا بوستان/ سرو سوی بوستان آید همی». تحرّک بیشتر ریتمیک این بخش طبعاَ هماهنگی بهتری با ابیات ذکر شده دارد.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت ششم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت ششم)

بهترین تصنیف قرن، عنوانی است که کارشناسان موسیقی برای این اثر برگزیده اند. اما مستقل از سلیقه شخصی، قطعا این آهنگ نقطه عطفی در تاریخ برنامه گلها بود. تا قبل از این برنامه هیئتی چند نفره که ارکستر نامیده میشد و از اساس علمی و پایه فنی بی بهره بود، اجرای آهنگها را به عهده داشت و از آنجا که همه اعضا آنرا اساتید کهنه کار تشکیل میدادند، نتیجه کارشان نیز استادانه بود.
مروری بر آلبوم «نیلگون»

مروری بر آلبوم «نیلگون»

«نیلگون» از آن دسته است که به درجات می‌خواهند هنگام آفرینش بخش‌های بدون متر به جای گسترش به شیوه‌ی نقش‌مایه‌های موزاییکی (ذخیره‌ی الگوهای متن ردیف) با تم‌ها کار کنند و روابط انسجام‌بخشی جز روابط مدال بیافرینند. خلاصه می‌خواهند بدون اتکای یکسره بر ملودی‌های مدل بتوانند همچنان در فضای مدال دستگاهی چیزی بیافرینند. نمونه‌ی مثالی امروزین این گروه «نجوای ماه» داریوش دولتشاهی است؛ جایی که آهنگساز موفق می‌شود در یک تکنوازی بالای ۵۰ دقیقه‌ای انسجام ساختار و تعادل تم‌ها را در عین روانی ملودی‌ها برقرار نگه‌دارد و پس از سفری طولانی دوباره به آنها بازگردد.