“موسیقی همه زندگی من است” (V)

سارا وائوگن
سارا وائوگن
بهترین روش برای آنکه به هدف خویش دست یابید آن است که با روشی هنرمندانه منظور خود را برسانید، اینطور نیست؟
البته. اگر من استعداد نداشتم هیچ کار نمی توانستم انجام دهم. در حال حاضر گاه حتی موسیقی راک اند رول و جاز نیز با یکدیگر ترکیب می شوند. من چند گروه راک اند رول را می شناسم که وقتی آنان را روی سن می بینید افرادی متفاوتند از آنچه در هنگام ضبط هستند، به دلیل آنکه افراد با سوادی دارند، موسیقیدانان خوبی نیز دارند.

زمانی که در خانه استراحت می کنید به چه نوع موسیقی گوش می دهید؟
همه نوع… هیچ محدودیت خاصی ندارم. تنها موسیقی خوب را می پسندم. جاز، راک اند رول، موسیقی محلی، اپرا هر چه.

شاید بتوان گفت آنچه مهم است این است که اثری با صداقت و راستی ساخته شود؟
همینطور است. من درک نمی کنم آنهایی را که موسیقی الکترونیک را بدون دانش به کار می برند، گریمهای عجیب و دودی در هوا… فکر می کنم آنها از این طریق میلیونها پول و طرفدار به دست می آورند. دختر خود من از یکی از آنها خوشش می آمد، اما حال که بزرگتر شده دیگر برایش معنایی ندارد. این افراد می توانند بعضی از مردم را به خود جذب کنند و مغز آنان را شستشو دهند اما نه همه را و نه برای همیشه. با تمام اینها زندگی زیباست!

بی شک یکی از چیزهایی که زندگی را زیبا کرده افراد فوق العاده ای هستند که در آن زندگی می کنند؛ همچون بیل بیسی (Bill Basie) برای مثال؟
اوه بله! بیسی مرد نازنین دیگری است. بعد از حمله قلبی، همسرش از او خواست که گروه را ترک کند اما وی گفت اگر اینکار را انجام دهد خواهد مرد. این افراد فوق العاده اند. اوه خدای من این طولانی ترین مصاحبه ای است که تا به حال انجام داده ام معمولا از مصاحبه متنفرم!

خوشحالی و رضایت چیزی متقابل است باور کنید… خب شما گفتید نسبت به آینده موسیقی خود امیدوارید؟
بله. البته آلبوم آخر “بیتلهای آتلانتیک” جای بحث دارد. شنیده ام که شرکت ضبط این آلبوم؛ ضبط رولت، با بیتل ها سرانجام به توافق رسیده اند. دنیای معامله ای وحشتناکی است. اما دوستش دارم و به خاطر انجام موسیقی ام مجبور به تحمل حاشیه ها هستم.

آیا پنج سال آینده را در انجام ضبط آثارتان کم کار می بینید؟
اگر این اتفاق بیفتد برایم مهم نیست. فقط برای جوانتر ها دعا می کنم که راه درستی را بروند و فریفته پول نشوند.

به نظر می رسد خوشبختانه بار دیگر شروع به کار با گروه رونی اسکات (Ronnie Scott) کرده اید؟
من در دهه ۵۰ با وی کار کرده ام. با رونی و گروهش به چندین سفر رفتیم. افراد بسیاری خوبی هستند معمولا در گروههای دیگر اگر کار خطایی از شما سر بزند یا دیر کنید با شما بر خورد می شود، اما گروه رونی همیشه مدافع و حامی شما هستند! من خوشحالم که بار دیگر با آنان کار می کنم. نمی توانم درک کنم که مردم چگونه می توانند تنها به کلوپها بروند بنشینند، بنوشند و صحبت کنند، بدون آنکه شنونده هیچ گونه اجرای موسیقی در آنجا باشند.

jazzprofessional.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه دبیر هفتمین دوره جشنواره نوشتار ها و وبسایت های موسیقی

هفتمین جشنواره‌ی رقابتیِ سایت‌ها و نوشتارهای موسیقی با تأخیری یک‌ساله، و با تجدیدِ نظر در ساختار و اساسِ جشنواره، سرانجام، جمعه ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۷ اختتامیه‌ی خود را پشتِ‌سر گذراند. ازاین‌دوره برمبنای اساس‌نامه‌ی نو-دیوانِ جشنواره هیأتِ محترم اُمنا، به‌نمایندگیِ پژوهش‌گرِ ارجمند، آروین صداقت‌کیش مستقیماً هیأتِ داوران و دبیر هر دوره را انتخاب می‌کنند. امید است برمبنای این اساس‌نامه، جشنواره شاکله‌ی مشخص‌تر و منسجم‌تری به‌خود بگیرد.

هفتمین دوره جشنواره نوشتار ها و وبسایت های موسیقی برگزار شد

بیست و چهارم اسفند ماه ساعت ۱۹ مراسم اختتامیه هفتمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با معرفی برگزیدگان در رشته های مختلف در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار شد. این جشنواره با حمایت گروه ژی، موسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

از روزهای گذشته…

«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

بی شک آنچه که امروز به عنوان موسیقی سنتی ایران در دست داریم، یادگار همه رنجهای بزرگ عاشقان و سالکان این وادی غریب و ژرف بوده است که هر یک گمنام و بی نشان از یادها رفته اند و نغمه ها و زخمه هایشان امّا، در یاد و خاطرۀ نسلها و نسلها بر جای مانده است و با جان و روح مردم این سامان آمیخته گشته است. در نوای شبانان بر پهن دشت این سرزمین، در لای لای مادران، در طلوع صبح و کوچیدن، در میان کوچه ها و در بازار، در خلوتِ رازآلود عاشقان و در سماع قلندران و عارفان و در همۀ یادها و خاطرات مردم این دیار.
«بهمن رجبی، اندیشه ای نو نگاهی متفاوت»

«بهمن رجبی، اندیشه ای نو نگاهی متفاوت»

هنر مکاشفه ای است در اعماق روح و کنکاشی است بر حصول جاودانگی. نمودی است بر تجلی روحی که در تلاطم و طغیان است. هنر، حکایت دردهای آشکار و نهان انسانها در گذر از پیچ و خم سالیان است. در بیان عشق و مرگ، بودن و فنا و زبان گویایی است بر تمامی دردهای ازلی و ابدی انسانها. هنری که از آبشخور اندیشه های انسانی سیراب شده باشد، متعالی و پرشکوه بلندای طول تاریخ را درمی نوردد. عشق می آفریند و شوریدگی. هنر مفهوم بی منتهای آزادی است و اینگونه است که در غربت و تنهایی پرشکوه انسان زاده می شود، آغاز میگردد و همچنان در بطن جامعۀ انسانی، تأثیر گذار و همراه به پیش میرود و امّا جاودانه است و هیچگاه میرا نیست و در روح و جان نسلها و نسلها باز نواخته میشود.
بیلتیسم

بیلتیسم

پاول مکارتی (Paul McCartney)، جان لنون (John Lennon) و جورج هریسون (George Harrison) که هرسه نوازنده گیتار و خواننده بودند به همراه Ringo Starr نوازنده Drums همه در سالهای اول دهه ۱۹۴۰ در لیورپور انگلستان بدنیا آمدند و همگی در نوجوانی درس و مدرسه را رها کردند و خود را وقف موسیقی راک کردند.
دیمیتری شوستاگویچ (II)

دیمیتری شوستاگویچ (II)

در سال ۱۹۲۷ “دومین سمفونی” خود را ساخت همچنین در همان دوران آغاز به نوشتن اپرای “بینی” (The Nose) کرد بر اساس داستانی از گُگُل (Gogol) بود. در سال ۱۹۲۹ این اپرا توسط سازمان موسیقی استالین (RAPM)، فورمالیست و ممنوع خوانده شد! در سال ۱۹۲۷ با آهنگساز ایوان سولرتینسکی (Ivan Sollertinsky) آشنا شد که به دوستی بلند مدت آنان تا مرگ ایوان منجر شد.
«به صد سو…» منتشر شد

«به صد سو…» منتشر شد

آلبوم «به صد سو…» به آهنگسازی و نوازندگی سپاس صدر نوری از سوی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» در قالب یک اثر تلفیقی منتشر شد. این دومین اثر رسمی سپاس صدرنوری، پیانیست و آهنگساز جوان است که به انتشار می رسد؛ آلبوم قبلی او «در آغوش رنگ ها» نام داشت.
دوران طلایی فیلارمونیک وین

دوران طلایی فیلارمونیک وین

هنگامی که هانس ریشتر رهبری اجرای “حلقه نیبلونگن” (The Ring of the Nibelungen) از واگنر را در فیلارمونیک وین بر عهده گرفت دیگر برای هیچ فردی جای شک و شبهه باقی نماند که اینک ارکستر فیلارمونیک وین بهترین ارکستر جهان می باشد. ناگفته نماند که بدست آوردن این شهرت بدون کمک های موسیقیدانانی چون واگنر، وردی، برامس، لیست و … چه در مقام نوازنده، سولیست و چه در مقام رهبر ممکن نبود.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

فرآیند دیگری نیز هست تحت عنوان «انسان‌شناختی» که اگر چه به سختی می‌توان آن را جزیی از بحث حاضر به حساب آورد اما گاهی با آن اشتباه گرفته می‌شود. در این فرآیند قصد، توصیف انسان‌شناسانه‌ی هنر است و نقد به مفهوم داوری و ارزیابی در آن جایی ندارد.
سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (I)

سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (I)

سیستم تقسیم مساوی طول یا “Equal divisions of length EDL” روش تعیین فواصل موسیقی است که در آن به جای به کارگیری نسبت های فرکانسی فواصل از روابط طولی و تقسیم طول سیم به فواصل مساوی و سپس برآورد نسبت های فرکانسی استفاده می شود. در این سیستم مفروضات زیر را داریم:
تئوری بنیادین موسیقی (قسمت دوم)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت دوم)

برای آنکه نت های موسیقی را در دورهای پی درپی که پیشتر نشان داده شد بتوان به خط موسیقی نوشت خطوطی به کار برده می شود که حامل نام دارد. حال در ساده ترین و معمول ترین کاربرد خود عبارت است از پنج خط موازی با فاصله های مساوی. حامل پنج خطی دارای یازده محل برای جا دادن نت های موسیقی است پنج محل روی خط ها چهار محل میان خط ها یک محل پایین و یک محل بالای حامل به این ترتیب روی هر حاملی می توان یازده نت جای داد.
The Pros and Cons of HitchHiking

The Pros and Cons of HitchHiking

یک توضیح: اصطلاح HitchHiking، معادل فارسی یک کلمه ای ندارد و هرچند اصطلاح اروپایی آن autostop، در اثر تبدیل و تحول در چند سال اخیر به “اتو زدن” تبدیل شده، اما باز هم با معنای واقعی این اصطلاح فاصله دارد.