شهرت پس از مرگ

Scott Joplin , 1867 –  1917
Scott Joplin , 1867 – 1917
این قطعه را گوش کنید به احتمال زیاد این موسیقی را در یکی از فیلمهای سینمایی یا رادیو و … شنیده اید، نام این قطعه “The Entertainer” است. سبک این قطعه موسیقی رگتایم (Ragtime) نامیده میشود که از جمله سبکهای موسیقی جز است. در موسیقی جز اصطلاح رگتایم عمومآ معادل با نام اسکات جوپلین (Scott Joplin) آهنگساز بزرگ اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ است که زیباترین قطعات رگتایم را آفریده است.

audio file The Entertainer

جوپلین موسیقی دانی بود که از موسیقی کلاسیک کار خودش را آغاز کرد و قطعات زیادی در سبکهای کلاسیک مانند اپرا، باله و پیانو نوشت اما فرهنگ و محیط زندگی او را مجبور کرد که به سمت Jazz کشیده شود.

به قسمت هایی از اجرای همین قطعه که برای چهار دست تنظیم شده و توسط Joplin و George Gershwin با تمپوی بالاتر اجرا شده گوش کنید:

audio file The Entertainer as played by Joplin and Gershwin

Scott Joplin در سال ۱۸۶۸ در تگزاس بدنیا آمد و خیلی زود در کودکی نشان داد که توانایی های زیادی در موسیقی دارد، شروع به نواختن بانجو کرد و سپس به سمت پیانو روی آورد در ۱۱ سالگی به فراگیری هارمونی پرداخت و خیلی زود شروع به آهنگ سازی کرد. از ابتکارهای زیبای او ترکیب هارمونی و سبکهای موسیقی اروپایی با هارمونی و ریتم های آفریقایی – آمریکایی بود.

از کارهای بسیار معروف و کلاسیک او میتوان به The Maple Leaf Rag اشاره کرد. این قطعه آنقدر زیبا و با تکنیک است که George Gershwin به همراه وی با دو پیانو آنرا اجرا کرده اند و جالب هست بدانید که Joplin در سال ۱۸۹۹ حق امتیاز فروش نسخه های چاپی این قطعه را برای هر نسخه معادل یک سنت به یک کمپانی نشر کتابهای موسیقی واگذار کرد که فقط درآمدی حدود ۳۶۰$ در سال برای او تا آخر عمر بجای گذاشت.

در آخرین روزهای زندگی، جوپلین این جمله را هنگامی که در بیمارستان بود ادا کرد :

Maybe 50 years after I’m dead, my music will be appreciated …


و متاسفانه همینطور هم بود، او در سال ۱۹۱۷ در حالی که از لحاظ مالی ورشکسته و از لحاظ روحی کاملا” افسرده بود از دنیا رفت و تا سالها پس از مرگ، محافل موسیقی هرگز او را بعنوان یک موسیقیدان بزرگ نشناختند.

در سال ۱۹۴۰ گروهی از محقیقن موسیقی که در باره Traditional Jazz تحقیق میکردند با رگتایم های او آشنا شدند و تمامی رگتایم های او را باز نوازی کرده و منتشر کردند. این آغازی بود برای شناخت بیشتر دنیا از جوپلین. تا اینکه یکی از فیلم های هالیوود بنام The Sting که پل نیومن در آن بازی میکرد و Academy Award نیز برد، قطعه ای از کارهای جوپلین را برای موسیقی متن خود انتخاب کرد.

خیلی زود قطعه The Entertainer به رده سوم Billboard Magazine صعود کرد و سه سال بعد با اجرای مجدد یکی از اپراهای جوپلین بنام Treemonisha، جوپلین شهرت جهانی پیدا کرد. این اپرا داستان زندگی برده های سیاهی بود که معتقد بودند فقط با درس خواندن میتوانند مشکلات ناشی از نژاد خودشون رو حل کنند.

از اسکات جوپلین بیش از ۷۰ کار موسیقی کوتاه و بلند بجای مانده که مجموعه رگتایم های او از برجسته ترین کار های وی می باشند.

گفتگوی هارمونیک

مختصری درباره فرم موسیقی ایرانی (I)

در موسیقی ایران فرم مشخص وجود ندارد. هر قطعه فرم مخصوص به خود دارد. برای تشخیص فرم باید تا انتهای قطعه گوش داد. اگر قطعه ای را فورا در ابتدا تشخیص دادیم که چیست مثلا چهارمضراب یا تصنیف اینها ژانر و گونه هستند و فرم نیستند. در فرم بخش های مختلف را با حروف بزرگ لاتین نشان می دهیم. هر جمله در موسیقی یک فرم مشخص دارد هر چقدر هم کوتاه باشد. برخی فرم ها موفق تر می شوند مانند پیش درآمد اصفهان نی داوود، در ادامه به انواع ژانرها و فرم های موسیقی ایرانی خواهیم پرداخت.

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

از روزهای گذشته…

اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

آنچه را که به آن واقعیت بخشیدم و به وجود آوردم، موجودیت پیدا کرده. بنابراین من سؤالی را مطرح نمی کنم. من تجربه کرده ام که بسیاری از انسان ها مثل خودم «نفس» می کشند. اصلاً قرار نیست که موسیقی چیزی را «تعیین» کند، بلکه موسیقی می بایست دریافت حسی شود.
آنه آکیکو مییرز

آنه آکیکو مییرز

این تصویر آنه آکیکو مییرز (Anne Akiko Meyers) است، ویولونیست مشهور بین المللی معاصر که در سرتا سر آمریکا، اروپا، آسیا و استرالیا کنسرت داده است و آثار ضبط شده وی در تمام نقاط تکثیر شده است. اجراهای او آنقدر نو و تازه هستند که تماشاچیان بسیاری را جلب می کند. او جهت اجرای آثار آهنگسازانی همچون دیوید باکر (David Baker)، مسون بیتز (Mason Bates)، جنیفر هیگدون (Jennifer Higdon)، جان کریگلینتو (John Corigliano)، ناتان کاریر (Nathan Currier)، رُدی الیاس (Roddy Ellias)، جوود گرین اشتین (Judd Greenstein)، کارال آدامئوس هارتمان (Karl Amadeus Hartmann)، آروو پارت (Arvo Part)، مانوئل پُنس (Manuel Ponce)، سومی ساتو (Somei Satoh)، تدی شاپیرو (Teddy Shapiro)، جوزف اسشوانتر (Joseph Schwantner) و ازیکوویل وینائو (Ezequiel Viñao) انتخاب شده است.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

در حالیکه والتر در سال ۱۹۱۱ شهروند اتریش شده بود در سال ۱۹۱۳ آن کشور را به مقصد مونیخ ترک کرد و مدیر موسیقی رویال باواریا (Royal Bavarian Music Director) شد. والتر در ژانویه ۱۹۱۴ اولین کنسرت خود را در مسکو رهبری کرد. والتر در جریان جنگ جهانی اول فعالانه به رهبری پرداخت. او اولین اجرای Violanta و Der Ring des Plykrates از اریک ولفگانگ کورنگولد (Eric Wolfgang Korngold) و Palestrina را از هانس فیتزنر رهبری کرد. او همچنین در سال ۱۹۲۰ نخستین اجرای Die Vogel از والتر برونفلز (Walter Braunfels) را رهبری کرد.
متنوع و پر شتاب (II)

متنوع و پر شتاب (II)

این قطعه هم جزو قطعاتی است که بجای آرپژ با ملودی آغاز می شود. بعد از اورتور هم مجددا جمله ی پر مغزتری را می شنویم که شنونده را در انتظار شنیدن ادامه قطعه نگه می دارد. روند کلی قطعه هم با متانت و وقار پیش می رود. بنظر من این قطعه جزو قطعات خوب این آلبوم بود.
جان کیج و ذن بودیسم (IV)

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.
حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

حسرت دیدار، مرئی و نامرئی

لحظه ی دیدار، لحظه ی ظهور است و حسرت دیدار ما همین جا رخ می نماید. من سال هاست در انتظار لحظه ای مانده ام که خاطره اش بیشتر به یاد می ماند. حال ما به سوی آن لبریخته ای می ایستیم که نامش فاصله را از میان مشروطه برداشته و در کنار ما به خاک سپرده است. تنها می ماند مهجوری و دلتنگی که آن هم متعلق به این چند سال اخیر است. ما آن صدا را وقتی شنیده ایم و باز ایستاده ایم و زمانی در مقابل آن باز آفرینی واقع شده ایم که راوی ما، از روایت جلوه ای بیشتر یافته بود. راوی ما نقصان را به روی دیگر سکه می کشاند و به آن جلوه ای دیگر می دهد.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

نقش بسیار مهمی ایفا می کند. بستگی به تکنیک دست چپ یک شخص نیز دارد، نوازنده ای می تواند حتی ویبریشن سیم را از بین ببرد اما به همان شکل کیفیت صدا را حفظ کند و یا به ساز اجازه آن را بدهد که آزادانه بلرزد و ویبریشن داشته باشد و صدا را قوی برساند. همانطور با آرشه، بیشتر مردم یک کار را انجام می دهند و آن هل دادن سیم به سمت پائین است بر روی fingerboard. متاسفانه این کار صدایی کسالت بار تولید می کند و اتصال انگشتان را قفل می کند.
فراخوانِ دومین «جایزه‌ی آهنگ‌سازی احمد پژمان»

فراخوانِ دومین «جایزه‌ی آهنگ‌سازی احمد پژمان»

فراخوانِ دومین «جایزه‌ی آهنگ‌سازی احمد پژمان» پس از گذشت ۵ سال از برگزاری اولین دوره‌اش منتشر شد. «جایزه‌ی آهنگ‌سازی احمد پژمان» که به‌عنوان جایزه‌ای مستقل از جشنواره‌ی صبا معرفی شده‌است با حضور اساتید و فعالان حوزه‌ی موسیقی برگزار می‌شود.
پاسخی بر یک سئوال

پاسخی بر یک سئوال

شهریور ماه سال گذشته بود که مطلبی در این سایت منتشر شد با عنوان «چند سوال!» که به اجرای موسیقی کشورهای غربی با سازهای ایرانی می پرداخت. این نویسنده در نوشته ای دیگر به طنز اجرای موسیقی غربی با سازهای ایرانی به «پیتزای قرمه سبزی» تشبیه کرده بود.
اکول در سنتور نوازی (II)

اکول در سنتور نوازی (II)

اما در جریان سنتور نوازی معاصر (پس از استاد معظم فرامرز پایور تا کنون) که مقاله پیش روی به آن می پردازد، ویژگی هایی در شکل نوازندگی به چشم می خورد که فهرست وار آنها را بر می شماریم (موارد غیر مکتوب و فاکتورهایی که مربوط به فیزیک ساز و نوازنده می شوند):