راک پیشرو

King Crimson در دهه 70
King Crimson در دهه 70
راک پیشرو (مترقی) یا همان “Prog-Rock” از انواع سبک موسیقی است که از سبکهای موسیقی اواخر ده ۶۰ شکل گرفته است. زمانی که بیتلها آمدند، سعی کردند تا موسیقی راک سنتی را با سازهای کلاسیک و شرقی ادغام کنند. البته مشکل آنها این بود که الگو و غالب دقیقی نداشتند.

در همان زمان گروهای دیگری مثل The Niceو Moody Blues بطور حساب شده ای موسیقی راک را با موسیقی کلاسیک ترکیب کردند؛ و این حرکت را Early Progressive نامیدند که پل ترقی ای بود بین Psychedelic-Rock و Prog-Rock.

audio file King Crimson – Epitaph

خیلی از تاریخ نویسان موسیقی از King Crimson بعنوان اولین و حقیقی ترین گروه موسیقی Prog-Rock که اولین بار در فوریه ۱۹۶۹ برروی صحنه رفت، یاد می کنند. بلافاصله بعد از آنها گروههای Prog-Rock انگلیسی آمدند از قبیل Genesis ،Yes ،Jethrotull ،Palmer ،Emerson Lake و Pink Floyd.

کاملا” واضح است که King Crimson تاثیر بزرگی بر موسیقی راک گذاشت و واضحتر از آن گروههایی مانند Genesis، Jethro tull و صد البته Pink Floyd. آنها با اینکه قبل از King Crimson شروع به کار کرده بودند، بعد از او سبک موسیقی شان تغییر پیدا کرد به طوری که می توان گفت که نوع جدیدی از موسیقی را بوجود آورد.

audio file Genesis – I Can’t Dance

Prog-Rock در اروپای مرکزی خیلی پرطرفدار بود و در حقیقت اولین نوع موسیقی راکی بود که در کشورهای ایتالیا و فرانسه متداول شد. مثلا” در کشور ایتالیا Premiata Forneria Marcani -PFM و Le Orme و یا در فرانسه Ange و Magma. از گروههایی که نام برده شد تنها PFM بود که توانست بطور مشخصی در کشورهای انگلیسی زبان مطرح شود. تاریخ نویسان و طرفداران این نوع موسیقی سعی کردند راههایی را برای طبقه بندی Prog-Rock در ده ۱۹۷۰ پیدا کنند اما هرگز موفقیت قابل توجهی بدست نیاوردند.

The Canterbury Scene را می توان یکی از زیر مجموعه های گروه های Prog-Rock به حساب آورد و یا به عبارتی دیگر گروههایی از این قبیل گروههایی بودند که به اصطلاح بازاری و سطح پایین نامیده می شدند. اوج عامه پسند موسیقی Prog-Rock از اواسط ده ۱۹۷۰ شروع شد و آنزمانی بود که تعدادی از گروههای New World Prog تشکیل شده بودند، مثل Rush که کانادایی بودند، Kansas که اهل کانزاس و همچنین Dixie Dregs که اهل جورجیا بود.

audio file Moody Blues – Nights In White Satin

با پیشرفت Prog-Rock در اواخر ۱۹۷۰ نظرهای خیلی عامه پسند و انتقادی در انگلیس و آمریکا حرکت کرد به سمت ساده بودن بطوری که موسیقی خارج از تشنج و خشونت باشد. در اوایل ده ۱۹۸۰ اوجگیری در این سبک شروع به زنده شدن کرد، هنرمندانی مثل Marillian، Saga و Kate Bush گروههای دیگری در این دوره به سطح بالائی رسیدند که سبک بعضی از آنها New Progressive نامیده شد.

در همان زمان بعضی از گروههای Prog-Rock جهت حرکت موسیقی خود را تغییر دادند و شروع به استفاده از عناصر الکترونیکی کردند. در سال ۱۹۸۴ گروه Yes به طور غیر منتظره ای آهنگی را منتشر کرد با نام Owner of a Lonely Heart (صاحب یک قلب تنها) که شماره یک در جدول موسیقی آن زمان شد، که شامل افکتهای الکترونیکی مدرن در زمان خودش بود و آنقدر قابل دسترسی بود که در Disco ها هم پخش می شد. همین مسئله باعث شد که خیلی از طرفداران این نوع موسیقی ناراحت و نگران بشوند برای مسیری که در آن زمان برای خود در نظر گرفته اند.

audio file Yes – Owner of a lonely heart

اما در ده ۱۹۸۰ این موسیقی دارای فرم خاصی شد و آن را دیگر به اسم Progressive می شناختند. گروههای مانند King Crimson که شروع به سعی در پیشرفت، و مطابق کردن صدا و موسیقیشان بروز کرده بودند دیگر به آنها Progressive نمیگفتند. بعضی گروههای جدید که خود را Prog-Band می نامیدند شروع به استفاده از Mellotron های قدیمی کردند که بتوانند دوباره موسیقی Progressive اوایل ده ۱۹۷۰ را بوجود بیاورند.

از نظر سبک موسیقی راک Progressive بازگشت دیگری را هم در دوره ۱۹۹۰ (زمانی که موج سوم این سبک موسیقی بوجود آمد) داشت، که باعث شد دوباره این موسیقی انرژی بیشتری بگیرد که گروههایی مثل The Flower King از سوئد، Porcupine Tree از انگلیس، Spocks Bread از آمریکا از این دست به چشم می خوردند.

نوآوری های موسیقی دانان فعال در این زمینه باعث شد تا Progressive Rock به نوع جدیدتر و جدیتری در عرصه موسیقی امروزی تبدیل شود، این راه و حرکت همچنان نیز ادامه دارد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

ژان پیر رامپال در Marseille متولد شد، او فرزند آندره (Andree née Roggero) و فلوتیست موفق فرانسوی جوزف رامپال بود. ژان-پیر رامپال اولین نماینده عصر مدرن بود که فلوت سلو را در اتحادیه کنسرت بین الملل تثبیت کرد و موجب تحسین و تشویق بسیار زیاد مخاطبان شد، بطوریکه کنسرت های او با برنامه های خواننده های مشهور، پیانیستها و ویولونیستها برابری می کرد.
شناخت کالبد گوشه‌ها (VII)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VII)

هنوز هم در نمونه‌های نسبتا موفق از همین طریق زایش و آفرینش صورت می‌پذیرد. بدین ترتیب اگر حتا چنین تحلیل‌هایی به کشف و دسته‌بندی قاعده‌های عام دستوری منجر می‌شد باز هم موفقیت تحلیل‌ها در این بُعد قابل پرسش بود چه رسد به اکنون که به نظر می‌رسد جز نوعی دسته‌بندی کلیِ انعطاف‌پذیر، قاعده‌مندی فرمی دیگری پیدا نشده است (۱۸).
حرکتهای کروماتیک در ملودی

حرکتهای کروماتیک در ملودی

در جواب یکی از دوستان بسیار خوب سایت می خواهیم بطور مختصر راجع به حرکت های کروماتیک در ملودی صحبت کنیم، اینکه آیا این حرکتها می توانند باعث شوند تا از محوریت تونالیته موسیقی کاسته شود یا خیر و … برای شروع بحث به میزان اول از این شکل توجه کنید که یک ملودی ساده را نمایش می دهد، ساده ترین آکوردی را که می توان برای آن انتخاب کرد CMaj7 می باشد.
موسیقی کریسمس (II)

موسیقی کریسمس (II)

همچنین از قرن هفدهم این رسم انگلیسی که بیشتر زنان را شامل میشد اجرا می شد که طی آن زنان ‘wassail bowl’ را بین همسایه ها می چرخاندند و درخواست هدیه می کردند که البته این کار با کارل (carol) هم همراه بود. علیرغم این تاریخچه طولانی کارل های کریسمسی که به جا مانده اند همگی متعلقه به قرن نوزدهم به بعد هستند البته به جز چند آهنگ فولک سنتی مانند:
هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (II)

هیجان یک اجرای جدید “کنسرت نی‌نوا” (II)

شیشه‌ی رنگی که برای پیانو و ارکستر زهی نوشته شده بود با حضور آهنگساز به عنوان نوازنده‌ی پیانو اجرا شد. قطعه‌ای با بیان نسبتا نوتر که با رپرتوار معمول گروه متفاوت بود. در اجرای شب اول اجرای پیانو تا حدودی ارکستر را برای یافتن ریتم و جمله بندی سردرگم کرد به‌خصوص که این قطعه بافتی پلی‌ریتمیک داشت و قطعاتی از این دست در رپتوار معمول گروه‌های موسیقی در ایران نیست.
سان را و فلسفه کیهانی (II)

سان را و فلسفه کیهانی (II)

مادر سان را نام او را تحت تأثیر جادوگر تئاتر های وودویل (vaudeville)، یعنی بلک هرمان (Black Herman) (با نام اصلی بنجامین راکر Benjamin Rucker) انتخاب کرد. سان را نیز، از روی مزاح، تصور می کرد که او رابطه ای دور با الیجاه پول (Elijah Poole) دارد که بعد ها به عنوان الیجاه محمد (Elijah Muhammed)، رهبر امت اسلام شناخته شد. از دوره کودکی سان را با نام «سانی» (Sonny) خوانده می شد. سان را یک خواهر بزرگ تر و یک برادر نا تنی داشت و مادر و مادربزرگش صرف نظر از از شیطنت هایش او را بسیار دوست داشتند.
چاشنی های تانگوی کِرِمر

چاشنی های تانگوی کِرِمر

“ویولونیست جسور با پیاتزولا طعم تازه ای به «چهار فصل» ویوالدی می بخشد.” زمان مهم ترین مسئله برای پیوند دادن معروف ترین قطعه موسیقی کلاسیک – «چهار فصل» ویوالدی – با یادگار فصلی سلطان تانگوی جدید، آستور پیاتزولا (Astor Piazzolla) بود. باید خرسند بود از اینکه گیدون کرمرِ (Gidon Kremer) ویولونیست اولین کسی بود که به این کار پرداخت. کرمر نه تنها استاد برجسته و شناخته شده رپرتوار استاندارد و اسطوره اصلی موسیقی نو است بلکه این نوازنده ۵۳ ساله لاتویایی الاصل به یکی از مفسران ماهر و متعهد پیاتزولا نیز تبدیل شده است.
ویلالوبوس، مردی با قلبی بزرگ

ویلالوبوس، مردی با قلبی بزرگ

اولین باری که با نام ویلا لوبوس برخورد کردم حوالی سالهایی بود که تازه وارد دنیای قطعات پیچیده گیتار شده بودم. اتود شماره ۱ او را شنیدم با اجرای جولیان بریم (!). درگیر شدم با آنهمه آرپژهای فرمولی که صدای نت می (نت آزاد سیم اول) بصورت متناوب و با زمان بندی مرتب شنیده می شد. بعد آکوردهای دیسونانس آن از پایین دسته گیتار شروع شد و بصورت انتقال کروماتیک به بالای دسته حرکت کرد. انگار روحت در تقلای یک پایداری و آرامش دست و پا می زند که کاملا ناگهانی در یک پرش بزرگ از سر دسته به انتهای آن حرکت های لگاتو بر سیم اول و دوم و الی آخر شروع می شود.
یادی از باقرخان رامشگر (II)

یادی از باقرخان رامشگر (II)

باقر خان در این صفحه در سن سی سالگی است. اولین اثر ضبط شده از کمانچه باقرخان در مایه بیات ترک است به شماره کاتولک ۱۶۰۱۰؛ روی دوم صفحه نیز باقی بیات ترک همراه با رنگ است. اما اولین اثر خود با آواز را با صدای علی خان نایب السلطنه را در صفحه ای با شماره کاتولک ۱۲۶۶۵-۳ به ضبط می رساند.
اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

اسماعیلوویچ، منادی صلح (I)

با جستجوی نام “وِدران اِسماعیلوویچ” در صفحات فارسی اینترنت، نمی توان اطلاعات زیادی از این نوازنده ی بوسنیایی ویولنسل، بدست آورد و البته آن چیزی هم که یافت می شود، بیشتر به بعد از انتشار ترجمه کتاب “ویولنسل نواز سارایوو” اثر “استیون گالووی” مربوط است که البته بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت ها باشد، بر اساس تخیلات نویسنده شکل گرفته است. اسماعیلوویچ شاید اثر موسیقایی خاصی خلق نکرده باشد و حتی در زمینه ی اجرا و نوازندگی نیز جزء نامداران این عرصه نباشد، ولی اقدام او در جلب افکار عمومی جهانیان به فجایع جنگ بوسنی و جنایات صربها توانست نام او را در تاریخ موسیقی جهان جاودانه سازد. او ثابت کرد موسیقی تنها عامل لذّت و یا حتی تفکر نیست. موسیقی می تواند منادی صلح و آرامش باشد البته نه در پس ژست های روشنفکر مآبانه و سالنهای مجلل کنسرت، بلکه در خرابه های کتابخانه سارایوو و در زیر آتش گلوله و خمپاره.