چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (Charles Mackerras) همچنین رهبر میهمان اصلی اپراهای بسیاری بوده: اپرا سن فرنسیسکو از سال ۱۹۹۳ تا ۹۶، اپرا متروپولیتن نیویورک (که اولین اجرایش با آنان در سال ۱۹۷۲ از “ارفئو” اثر گلوک بوده)، اپرای وین، اپراهای زوریخ و ژنو، خانه اپرای رویال (جایی که اجراهایی منحصر به فردی از رومئو و ژولیت اثر گونود، سمله از هاندل و روسالکای دئورژاک رهبری نمود.) در بازگشایی مجدد تئاتر شهر پراگ در سال ۱۹۹۱ کنسرتی را رهبری نمود. مکرس مدال شوالیه انگلستان را در سال ۱۹۷۴ دریافت نمود، در سال ۱۹۷۹ برای خدمتش در عرصه موسیقی جهانی از او تقدیر شد، در پایان سال ۱۹۹۶ مدال افتخار جمهوری چک را دریافت نمود و در سال ۱۹۹۸ هنرمند منتخب استرالیا شناخته شد.

مکرس دکترای افتخاری از دانشگاههای: آکسفورد، گریفیث-استرالیا، برنو-چک، ناتینگهام، یورک-کانادا و هول-انگلستان را دریافت نمود.

رهبر معاصر برجسته، چارلز مکرس، در اجراهایش ظرافت و مهارتی قابل ملاحظه را عرضه می دارد و بدون توجه به قدرت قطعه ای که رهبری می کند، همواره از کیفیت بالای سبک اجرای او مطمئن خواهید بود. بر روی سن با ژستی محکم و ریتمیک رهبری می کند و همواره در اهداف و خواسته هایش از موسیقیدانان ارکستر، بسیار راسخ و واضح است.

Audio File ببینید فیلمی از اجرا برای ضبط سی دی از چارلز مکرس را

درک وی از ریتم قطعه اپراتیک فوق العاده است، حال آنکه دریافتش از قطعه سمفونیک، به همان اندازه تاثیر گزار می باشد. او میگوید: “معتقدم بسیار اهمیت دارد تا قسمتهای یک قطعه را به طور صریح و کامل تا آنجایی که ممکن است ویرایش کنیم، بنابراین نوازندگان قادر خواهند بود، بدون تمرین خیلی زیاد قطعات را اجرا نمایند.” وی حافظه فوق العاده ای دارد؛ مکرس توانست کنسرتو ویلنسل اثر سالیوان را بر اساس تنها قسمت سولوی ویلنسل و آنچه از رهبری این اثر در سال ۱۹۵۳ به یادداشت قطعه کامل را از نو تنظیم کند!

جای تعجب نیست که آثار ضبط شده وی در میان رهبران معاصر بیشترین تعداد را دارد؛ علاقه سیراب نشدنی وی به ضبط های طولانی و میل شخصی اش به ضبط، بر اثر خاطرات موسیقی دوران کودکیش در استرالیا می باشد. از ضبطهای اولیه وی به همراه شرکت EMI، اجراهای پر شور و نشاط وی از دو باله “سرشماری آناناس” و “خانم و ابله”، همچنین باله و اپراهای فراوان دیگری می توان یاد نمود.

ضبطهای اواخر وی به همراه ضبط پای بریتانیا، اولین ضبط های او را از آثار ژانسک برجسته می کند که شامل: “سینفونیتا” و درآمدی بر چهار اپرا می باشد. در زمان حضور در آلمان، چندین ضبط مهم برای Deutsche Grammophon انجام داد شامل “اسرائیل در مصر” و “شاول” از هایدن و “مسیحا” ی موتسارت و “قصیده ای برای روز سیسیلیای مقدس” از هنری پرسل.

همچنین به همره ارکستر فیلارمونیک هامبورگ سمفونیهای فراوانی را ضبط کرده از جمله: سمفونی شماره ۸ دئورژاک برای ضبط آمریکایی کیش و مات. “مسیحا” ی وی برای EMI و ضبط “ارفئو”ی او اثر گلوک برای اپرای وین از اولین نشانه های قدرت و سرزندگی موسیقی قرن هجدهم بوده که با درکی از قراردادهای موسیقی معاصر توسط مکرس اجرا شده است.

از دیگر ضبطهای اپراتیک او: “روبرتو دیورا” اثر دونیزتی (Donizetti) به همراه خواننده سوپرانو و برنامه ریز اپرا، بورلی سیلز (Beverly Sills) برای برچسب ABC می باشد. همچنین ضبط وی از “پتروشکا” ی استراوینسکی به همراه ارکستر سمفونیک لندن و “تصاویری در نمایشگاه” اثر آهنگساز روسی موسورسکی که توسط راول برای ارکستر تنظیم شد، به همراه ارکستر جدید فیلارمونیا: پیشگامی مکرس را بیش از پیش نمایان ساخته.

از جمله ضبطهای وی با کمپانی ضبط دکا، اپراهای ژانسک همچون: “جنوفا”، “کاتا کابانوا” “خانه مردگان”، “روباه ماده کوچک حقه باز” و “سرگذشت مارکوپولو”، از جمله به همراه اپرای ملی ویلز (بریتانیا) است. به همراه شرکت ضبط EMI: سمفونیهای کامل بتهوون، سمفونی شماره ۵ مالر، سمفونی شماره ۳ راخمانینوف و چندین سوییت سمفونیک، است. همچنین برای شرکت ضبط تلارس: سمفونیهای کامل برامس و موتسارت از جمله: آدمربایی از سرژلوی دوم، عروسی فیگارو، دون جیوانی و فلوت سحر آمیز را ضبط نموده است. از دیگر ضبطهای وی برای اپرا “ایدومنو” ی موتسارت (با EMI) و بخشش تیتوس (با Deutsche Grammophon)، لوسیا دی لامرمور (با سونی)، فیدلو (با تلارس) و ضبطی شاهکار و جذاب از “روسالکا” ی دئورژاک برای دکا است.

ضبطهای زنده رهبری مکرس انگشت شمار می باشند: “شاعر تروبادور” با اپرای وین در سال ۱۹۸۳، سمفونیهای برلیوز و سمفونی شماره ۲ سیبلیوس که آنان را با فیلارمونیک رویال برای شرکت کوچک ضبط بریتانیایی ترنگ ضبط کرد که آثاری مطرح نیز می باشند. مکرس معتقد است وی آخرین بازمانده از “مکتب قدیمی رهبران” است، او برای تشویق رهبران جوان می گوید: “…اگر آغاز به این کار کرده اید و شخصیتتان بر اوج ارکستر قرار میگیرد، موفقیت در نقطه ای دورتر از شما جای نگرفته است…”

naxos.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (V)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (V)

ترکیب بندی واگنر به ویژه در اپرای “تریستان و ایزولده”، ایده هایی تازه را در موسیقی به وجود آورد. برای سالهای بسیاری پس از آن، آهنگسازان خود را ناچار به تطبیق با واگنر دیدند و خود را مدیون وی نیز می دانستند، به ویژه؛ آنتون بروکنر (Anton Bruckner)، هوگو ولف (Hugo Wolf)، سزار فرانک (César Franck)، هنری داپارک (Henri Duparc)، ارنست شاسون (Ernest Chausson)، جولس ماسنت (Jules Massenet)، الکساندر فُن زمنلینسکی (Alexander von Zemlinsky)، هانس فیزنر (Hans Pfitzner) و بسیاری دیگر.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

به دلیل بزرگ شدن جامعه موسیقی در سی سال اخیر این مشکل بیشتر به چشم می آید ولی سابقه تاریخی داشته است چراکه اصولا در موسیقی ایرانی تولید کننده موسیقی از نوازنده موسیقی جدا نبوده است. این سنت در موسیقی کلاسیک هم تا پایان قرون وسطا وجود داشته است ولی به مرور زمان شنوندگان موسیقی کمالگرایی را به جایی می رسانند که دیگر اثر هر نوازنده ای برایشان قابل قبول نبوده و دیگر دوره کارهایی که از نظر چند صدایی ضعیف بودند به پایان رسیده بوده است و این آغاز تخصصی شدن آهنگسازی بوده است. این روند سالها پیش می رود تا جایی که یک شخصیت مستقل به نام آهنگساز و شخصیت مستقل دیگری به نام نوازنده شکل می گیرد ولی باز تا امروز هم بسیاری از آهنگسازان در نوازندگی هم توانایی های قابل توجهی دارند.
پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

بنا بر اطلاعات موجود، نخستین پیانویی که به ایران وارد شد هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه (نگ. خالقی، صص ۸-۱۵۷). بعید به نظر می رسد که این ساز کوچک و پنج اکتاوی که با رسیدن به تهران باید از کوک هم خارج شده باشد هیچگاه مورد استفاده قرار گرفته باشد.در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، در پی دیدارهای ناصرالدین شاه از اروپا، شمار پیانوهای وارده شده به کشور رو به فزونی نهاد و به مرور در خانه معدودی از درباریان که در اروپا نیز به سر برده بودند جایگاهی برای آن پیدا شد.
گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (II)

گفتگو با ویولونیست هلندی، جانین جانسون (II)

کاملا درست است، موسیقی فراگیر است . فرانک ایده های فراوان و فوق العاده ای دارد. او همچنین درباره ایده هایش با نوازندگان مشورت می کند و مسلما هر کسی نظر خود را بیان خواهد کرد. این کار وی باعث برقراری شادی و آزادی در فضایی که در آن کار هنری انجام می دهیم، می شود. شما می توانید عقاید خود را بیان کنید بدون آنکه مجبور به پذیرش تحمیلی عقاید دیگران شوید البته در نهایت این فرانک است که تصمیمی را با توجه به نظر عموم می گیرد (با خنده). هشت سال پیش در جشنواره “کانکروس” بروکسل شرکت کرده بودم و فرانک از اعضای هیات ‍ژوری بود؛ او مرا برای نواختن در اسپکترام برلین دعوت کرد، از آن زمان به بعد سالانه سه تا پنج بار در کنسرتهای برلین شرکت می کنم.
بررسی اجمالی آثار شادروان<br> روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

این هم نفسی با حافظ، مستلزم طی طریقی است که انسان را از عالم ناسوت، حدّاقل در لحظاتِ خلق اثر، جدا سازد. شاید همراهِ دیرین خالقی، مرحوم استاد حسینعلی ملاح، در نامه به خانم گلنوش خالقی در ۱۳۷۰ از حقیقتی پرده برداشته که قبل از آن، براساس مطالبِ بالا، تنها میشد آنرا حدس زد: پدر شما سخت معتقد به عشق لاهوتی بود.
پای صحبت طراح صداهای  Star Wars

پای صحبت طراح صداهای Star Wars

بن بارت (Ben Burtt) طراح اصلی مجموعه صداهای فیلمهای Star Wars در باره کار خود می گوید : در کار تهیه فیلم در واقع سه شغل مختلف دست اندر کار تولید مجموعه اصواتی هستند که شما در یک فیلم میشنوید. سه کار خلاقانه که در نهایت نوار صدای فیلم را تهیه میکنند، یکی از آنها صدابردار صحنه است.
موسیقی در دوران ساسانیان

موسیقی در دوران ساسانیان

دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.
یادداشتی بر آلبوم «پرده‌ی بیگاه»

یادداشتی بر آلبوم «پرده‌ی بیگاه»

در دهه‌ی اخیر و پس از یک دوره غُر زدنِ همه‌گیر (که موسیقی ایرانی دچار رخوت و رکود شده) پس و پیش کردنِ وندِ اشتقاقیِ «گاه» در نام‌گذاری آلبوم‌ها و قطعات موسیقی کلاسیک ایرانی، یکی از دستمایه‌هایی بوده که نوازندگان و آهنگسازان در نشان دادنِ دغدغه‌‌شان در عبور از رکود و یا متفاوت بودنِ موسیقی‌شان به کار برده‌اند: هفتگاهِ معلق، گاه و بیگاه، چندگاه، گاهی سه‌گاهی، گاهان و غیره.
محمد مجرد ایرانی و سازهایش (II)

محمد مجرد ایرانی و سازهایش (II)

سه تاری که از چوب فوفل ساخته شده بود ساخت شخصی به نام سازگار کاسه آن یک تیکه بود نامش هم فوفل است. این سه تار بواسطه مهدی کمالیان هدیه شد به جناب محمدرضا شجریان.
اولین دوره دوسالانه آهنگسازی احمد پژمان برگزار می شود

اولین دوره دوسالانه آهنگسازی احمد پژمان برگزار می شود

مرکز موسیقی “نغمه سازخانه طهران” در ادامه برگزاری مستر کلاس های خود، اولین دوره دوسالانه آهنگسازی احمد پژمان را برگزار می کند؛ متن فراخوان این مسابقه به این شرح است: