جوزپه وردی، اپراساز محبوب (IV)

جوزپه وردی (1813-1901)
جوزپه وردی (1813-1901)
در سالهای بعدی وردی بعضی از آثار اولیه خود را بازنویسی کرد، به ویژه نسخه جدید دون کارلوس، جبر سرنوشت و سیمون بوکانگرا. اتلو، بر اساس نمایشنامه ویلیام شکسپیر با اشعاری از مفیستوفله (Mefistofele) و آرجیو بویتو (Arrigo Boito) که اولین اجرای آن در میلان در سال ۱۸۸۷ بود، ساخته شد. این موسیقی ادامه دار است و امکان تقسیم آن برای اجرا در یک کنسرت نیست. اگرچه این یک شاهکار ارکستری است اما بعضی ها وجود ملودی در این اثر را، آنطور که در دیگر آثار اولیه وردی وجود داشته کم می دانند.

اما بعضی دیگر آن را بهترین اپرای تراژیک، زیباترین اثر، پر معنی ترین موسیقی و غنی ترین شخصیت سازیهای وردی می دانند، به علاوه این اثر از پیش درآمد و مقدمه نیز برخوردار نیست، چیزی که شنوندگان موسیقی وردی با عدم وجود آن آشنا نیستند!

آرتورو توسکانینی در اولین اجرای جهانی این اپرا نوازنده ویلنسل بود و دوستی وی با وردی از آنجا آغاز شد، آهنگسازی که توسکانینی او را هم مقام با بتهوون حرمت می گذارد. آخرین اپرای وردی “سرجان فالستاف” (Falstaff) بود، با اشعاری از بویتو که بر اساس “همسران مسرور کاخ وینزر” (Merry Wives of Windsor) از شکسپیر و ترجمه ویکتور هوگو از آن به فرانسه بود.

audio.gif قسمتی از اپرای falstaff را بشنوید

این اپرا موفقیتهای جهانی داشت و یکی از بهترین اپراهای طنزی است که نبوغ وردی را به عنوان یک استاد هنر کنتر پوان (contrapuntist) نشان می دهد. در سال ۱۸۹۴ وردی، باله کوتاهی را برای تولید فرانسوی از اپرای اتلو ساخت که آخرین اثر ویژه ارکستری اش بود. سالها بعد توسکانینی آن را با برچسب شرکت ضبط ویکتور RCA به همراه ارکستر سمفونیک NBC ضبط نمود و در سال ۱۹۴۷ اجرای کامل آن اپرا را رهبری نمود.

در سال ۱۸۹۷ وردی آخرین اثر خود را کامل نمود، “مادر مریم” (Stabat Mater) با متنی به زبان لاتین، این اثر آخرین از مجموعه ۴ اثر مذهبی وردی بود که همه آنان به زبان لاتین می باشند: “سلام حضرت مریم” (Ave Maria) برای کر، “مادر مریم” ترکیبی از کر و ارکستر، “مریم باکره مقدس” (Laudi alla Vergine Maria) برای گروه کر زنان و “آهنگی در ستایش خداوند” (Te Deum) برای دو گروه کر و ارکستر.

audio.gif قسمتی از اپرای falstaff را بشنوید

در ۲۹ جولای ۱۹۰۰ پادشاه آمبرتو اول ایتالیا به قتل رسید و این اتفاق آهنگساز سالخورده را به وحشت انداخت. یک سال بعد در حالی که وردی در هتل بزرگ میلان اقامت داشت، در ۲۱ جولای ۱۹۰۱ دچار سکته قلبی شد. روز به روز ضعیف تر شد و شش روز بعد در ۲۷ جولای ۱۹۰۱ از دنیا رفت. آرتورو توسکانینی ترکیبی از چندین ارکستر و کر وردی را در مراسم خاکسپاری آهنگساز در میلان رهبری نمود که آن روز به عنوان بزرگترین اجرای عمومی در تاریخ هنر ایتالیا ثبت شد!

تاریخ نگاران موسیقی، قطعه “آوازهای کر از بردگان عبری” (Va pensiero) قسمت سوم اپرای نابوکا ی وردی را به عنوان اسطوره ای ثبت نموده اند، زیرا زمانی که این قسمت در میلان خوانده شد همزمان با زیر سلطه بودن بخش وسیعی از ایتالیا توسط دولت اتریش بود. تماشاگران با غیرت میهن پرستانه نسبت به اسرای تبعید شده از سرزمینشان تقاضای تکرار آن قسمت از اپرا را کردند که البته تکرار آن از دید دولت ممنوع بود و آن اتفاقی بسیار مهم به حساب می آمد.

با این افشاسازی، مقام وردی به عنوان پیشرو موسیقی مبارزه جویانه آشکار شد و فعالیت وی مدتی به تعلیق افتاد. از طرفی دیگر در طی تمرین اپرا، بازیگران نقش کارگران، در هنگام تمرین قطعه “آوازهای کر از بردگان عبری” بازیشان را متوقف کردند و به حرمت تاثیرات مهم این ملودی آن را تشویق نمودند، در حالی که قضاوت موقعیت سیاسی وردی در تابستان ۱۸۴۶ در ارتباط، با قطعه کر “ارنانی” که یکی از شخصیتهای آن از نام کارلو به پیو تغییر نام یافت، مورد بررسی قرار داشت. چرا که منظور آهنگساز اشاره به پاپ پنجم مدفاع حقوق زندانیان بوده!

افسانه وردی به عنوان آهنگساز آغاز کننده جنبش رهایی بخش به شعار “زنده باد وردی” نیز بدل شده و در سرتاسر ایتالیا همراه با شعار “ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیا” فریاد زده می شد.

بدن بی جان آهنگساز پیش از منتقل شدن به قبرستان به قسمت یابودها برده شد، جایی که آرتورو توسکانیننی گروه بسیار بزرگ شامل ۸۲۰ خواننده کر و ارکستر را در خواندن “آوازهای کر از بردگان عبری” در کازا دی ریپوزو رهبری کرد.

وردی به عنوان عضو قائم مقامی کشور در سال ۱۸۶۱ به در خواست رئیس جمهور کاوور منسوب شد که خود در سال ۱۸۶۵ از این سمت استعفا داد. در سال ۱۸۷۴ از طرف ویکتور امانوئل دوم عنوان سناتور پادشاهی به وی داده شد.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IX)

در گفتمان علمی و غیر عامیانه قبل از شروع هر رساله ای اول از آنچه تا به حال رفته و فکر شده و نوشته شده و وضعیت دقیق پیشرفت در مقطع زمانی نوشتن آن رساله گزارش داده می شود، تا روشن شود که نوشته جدید تا چه اندازه به وضعیت موجود چیزی اضافه یا تغییری پیشنهاد می کند؛ از سوی دیگر مؤلفین در مقدمه مدعی هستند که: «تئورهایی که در قرن حاضر برای موسیقی ایرانی نوشته شده اند بیشتر به مبانی نظری موسیقی اروپایی توجه کرده اند تا به پیشینه طولانی مباحث نظری در موسیقی ایرانی – عربی- ترکی» از این رو مؤلفان «احساس ضرورت» نموده اند به تالیف «یک تئوری موسیقی ایرانی… که از دل همین موسیقی برآمده باشد.»

آروین صداقت کیش، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند

آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهشگر موسیقى) از هفته اول آبان در خانه موسیقی، کارگاهی با عنوان «آموزش نقد موسیقی» برگزار می‌کند. او پیش‌تر در سال ۹۱-۹۲ کارگاه دیگری با عنوان تقریبا مشابه (آشنایی با نقد موسیقی) برگزار کرده بود که گزارشی از جلسات آن بر روی همین وب سایت به طور کامل به انتشار رسیده است و این بار ضمن به‌روز کردن محتوای آن‌چه می‌آموزد بر مسائل ملموس و عملی نقد موسیقی بیشتر تمرکز کرده است. در ادامه مصاحبه ای از نرگس کیانی خبرنگار سایت خبری ایلنا را که در این خبرگزاری هم منتشر شده است می خوانید:

از روزهای گذشته…

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

درباره نت نویسی کتاب مذکور لازم به توضیح است که از ذکر علاماتی که مبین حالت است، در نت نویسی خودداری شده، گو اینکه موسیقی ردیفی ایران بدیهه سرائی است و این حالات را بنا به سلیقه نوازنده واگزار مینمایند ولی چقدر به جا بود که این حالات را همانگونه که اساتید گذشته اجرا مینمودند، در نت نویسی اضافه مینمودند، مطلب دیگر اختلافاتی که بین این ردیف و سایر آثار بازمانده ساز اساتید گذشته به چشم میخورد، مثلاً در اولین دستگاه کتاب مذکور که مشهور است آنچه ذکر شده با آواز شور که توسط آقای علینقی وزیری، حضوری از پنجه آقا حسینقلی به نت درآورده، اختلاف فاحش دارد، همچنین است اختلاف در ردیف چهارگاه، ولی در دستگاه ماهور مقدمه آواز آن کاملاً با آنچه آقای وزیری نت کرده اند منطبق است و نواها توافق دارد.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

نکته ی دیگری که در این قسمت از نوشته های آدرنو به چشم می خورد شرح مفصل آدرنو در مثال هایی است که از موسیقی “جدی” اروپا (در اینجا بتهوون) ارائه داده است. این در حالی است که حتی یک نمونه ی شنیداری هم از موسیقی عامه پسند ذکر نکرده است. حداقل می توانست با قرار دادن دوک الینگتون (به عنوان نماینده ی موسیقی عامه پسند) در مقابل بتهوون تصویر واضح تری از آنچه قصد ابراز آن را دارد ارائه دهد.
امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.
«به صد سو…» منتشر شد

«به صد سو…» منتشر شد

آلبوم «به صد سو…» به آهنگسازی و نوازندگی سپاس صدر نوری از سوی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» در قالب یک اثر تلفیقی منتشر شد. این دومین اثر رسمی سپاس صدرنوری، پیانیست و آهنگساز جوان است که به انتشار می رسد؛ آلبوم قبلی او «در آغوش رنگ ها» نام داشت.
فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

فخرالدینی: حنانه دوست داشت آثارش را رهبری کنم

دو ارکستر را می خواستند تشکیل دهند یکی ارکستر بزرگ رادیو و تلویزیون و دیگری ارکستر ساز‌های ملی، ولی وقتی دیدند که ویولون ساز ملی نیست، اسم آن را ارکستر مفتاح گذاشتند و آن نوازنده‌هایی که شیوه ساز زدنشان ایرانی‌تر بودند و زیاد در تکنیک کلاسیک قوی نبودند ولی در تکنیک ایرانی خوب بودند، در ارکستر مفتاح کار می‌کردند.
لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها <br>تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (II)

لحظه‌هایی در سکوت، زیر آوارها
تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق (II)

در آثار پیانو کمتر اثری را میتوان یافت که فضایی نزدیک به موسیقی معاصر داشته باشد ، تنها استثناها ” ۲ مارچ ۲۰۰۲ ” و ” ۶ آوریل ۲۰۰۲ ” هستند که فضایی متفاوت با بقیه قطعات دارند . این موضوع با توجه به سابقه‌ای که از دیگر آثار او در دست است کمی عجیب به نظر میرسد .
موسیقی الکترونیک

موسیقی الکترونیک

ترکیب ذوق و خلاقیت انسان و امکانات تکنولوژی باعث به وجود آمدن موسیقی الکترونیک می گردد. این تلفیق اجازه تولید صداهایی را به ما خواهد داد که در موسیقی غیر الکترونیک یعنی اکوستیک نمی توان به آنها دست پیدا کرد.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (IV)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (IV)

آثار واگنر به طور گسترده ای از اسطوره شناسی و افسانه های اروپای شمالی نشات گرفته، به ویژه موسیقی ایسلندی و آلمانی. از طریق اپراها و مقالاتش، واگنر تاثیر فراوانی را روی نحوه اجرای اپرا به جای گذاشت. او مدافع تفکر جدید شوپنهاوور مبنی بر “موسیقی نمایش” بود که در این صورت تمام عناصر موسیقی و نمایش در هم ادغام می شوند. برخلاف دیگر آهنگسازان اپرا که معمولا وظیفه نوشتن متن و اشعار را خود بر عهده نمی گیرند و به دیگران می سپارند، واگنر تمام این متون را خود می نویسد و آن را شعر می نامد.
موسیقی آفریقای جنوبی (V)

موسیقی آفریقای جنوبی (V)

همکار قدیمی ابراهیم، یعنی هیوگ مسکلا که نوازنده ترومپت بود، نیز در خارج از آفریقای جنوبی کسب و کار موفقی به راه انداخته بود. مسکلا در آغاز رشد موسیقیایی خود تحت تأثیر ترِور هادلستون (Trevor Huddleston) قرار داشت که یک کشیش بریتانیایی بود که در محله های شهر کار می کرد و نخستین ترومپت مسکلا را برایش خرید. مسکلا وارد صحنه های پرهیجان سوفیاتاون شد و سپس با کینگ کانگ به بریتانیا راه یافت و در اوایل دهه ۶۰ قرن بیستم به نیویورک راه پیدا کرد. قطعات جزِ پاپْ مانندی، مثل: “Up, Up and Away” و “Grazin’ in the Grass” به پر فروش ترین ها تبدیل شدند.
ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

در سال ۷۸ دومین آلبوم ژار یعنی Equinoxe آماده شد و در ۳۵ کشور با استقبال فوق العاده روبرو شد. ژار در این سال با بازیگر بریتانیایی، شارلوت رامپلینگ (Charlotte Rampling) ازدواج کرد و با استفاده از موسیقی “Equinoxe” در فیلمی با بازی او و ساخته پیتر فلیشمان (Peter Fleischman) به نام بیماری هامبورگ (The Illness Of Hamburg) موافقت کرد.