نوشتن همراهی برای یک ملودی (I)

به هیچ وجه قصد نداریم در اینجا خیلی پیشرفته و تخصصی راجع به انواع و اقسام روشهای همراهی صحبت کنیم. بلکه خیال داریم در جواب دوستانی که بارها و بارها براشون این سئوال مطرح شده که حالا روی این ملودی چه آکورد هایی بگذاریم؟ و یا اصلا” مدل همراهی چگونه باشد یک پاسخ ساده ارائه کنیم.

برای اینکار نیاز به یک قطعه ملودی داریم، که یا با ذوق و سلیقه خودمون باید ملودی رو بوجود بیاوریم و یا باید از ملودی های موجود الهام بگیریم و یا عین آنها را کپی کنیم. برای سادگی یکی از ملودی های زیبای ترانه ای از آقای رشید بهبودف بنام “کوچه لر” که در ابتدای مطلب “رشید بهبودف” آورده شده است استفاده میکنیم، البته کپی دقیق یک ملودی موجود میتواند کمی سخت تر از نوشتن یک ملودی جدید باشد، به هر حال پیشنهاد میشود که اول یکی دوبار خیلی خوب و با دقت به این ملودی گوش کنید و سعی کنید آنرا به خاطر بسپارید.

audio file Kochalara

حالا که ملودی خوب در ذهن شما جا افتاده است باید سعی کنیم این ملودی را به روی کاغذ بیاریم. واقعا” شاید باور نکنید اگر کمی تجربه داشته باشید و از گوش دقیقی هم بهره برده باشید خیلی راحت میتوانید بدون ساز این ملودی را روی کاغذ بیارید، اگر نه مجبور هستید که از ساز استفاده کنید. قبل از هر اقدامی باید سعی کنید که ریتم موسیقی را خوب درک کنید، به عبارتی باید بفهمید که این موسیقی از چه الگوی ریتمیک استفاده میکند. کار زیاد دشواری نیست حتی اگر اشتباه حدس بزنید در هنگام نوشتن ملودی اشتباهات خود را خوب نشان میدهند.

Kochalar Melody
یک ملودی ساده هشت میزانی

اما در مورد این آهنگ اگر دقت کنید شما خیلی راحت از همان ابتدای شنیدن آهنگ یک حرکت دو ضربی را احساس خواهید کرد، بطوری که بسادگی توان حرکت دادن شمار به سمت چپ و راست را دارد. پس میتوانیم از انواع میزان های دو ضربی برای نوشتن ملودی استفاده کنیم.

اگر فرض کنیم هر میزان ما از دو نت سیاه تشکیل شده که طبیعی ترین انتخاب هم هست خیلی اشتباه نکردیم. اما اگر با این فرض ادامه دهیم و اقدام به نوشتن ملودی کنیم با انبوهی از نت های تریوله مواجه خواهیم شد. چرا که اگر به ملودی دقت کنیم هر ضرب این قطعه موسیقی به سه قسمت تقسیم میشود، لذا عاقلانه تر این هست که انتخاب ما برای این موسیقی میزانهای “۸/۶” باشد و نه “۴/۲”.

یک جمله کامل موسیقی معمولا” از ۸ میزان تشکیل میشود که در درون خود از دو نیم جمله چهار میزانی تشکیل شده است. این دو نیم جمله چهار میزانی بخصوص اگر حاوی کلام باشند، معمولا” حالت مبتدا و خبر دارند. – جالب هست حتی اگر ترانه های بسیار قدیمی و فولک هر کشوری را نگاه کنید عموما” مطلب ذکر شده در رابطه با تعداد میزانها بر این ترانه ها حاکم هست. در واقع قصد دارم توجه شما را به فرم طبیعی که انسان حتی به تنهایی بدون رفتن به مدرسه و دانشگاه ممکن است موسیقی تولید کنه جلب کنم و این نکته که آن فرم به نوعی در فطرت همه انسانها یکسان هست. – بگذریم.

حال اگر نوازنده مبتدی پیانو یا کی برد باشید یا نوازنده گیتار بسته به آهنگ احتمالا” گام دو ماژور یا لامینور را برای نوشتن ملودی انتخاب خواهید کرد، پس فعلا” با همین فرض جلو میرویم. خیلی زود متوجه خواهید شد که جمله “کوچه لر سو سپ میشم” از ۶ سیلاب تشکیل شده، درضمن کلامی که روی این موسیقی نشسته است از نوع ساده ای است که روی هر سیلاب یک نت خواهیم داشت لذا بیایید سعی کنیم این نت ها را تشخیص دهیم و سپس کشش به آن بدهیم. پس از مشخص شدن این مسائل باید لحظه شروع ملودی را مشخص کنیم چرا که لزوما” هر ملودی از ضرب اول شروع نمیشود، ملودی از نت چنگ سوم ضرب سیاه نقطه دار اول میزان اول شروع میشود. به چهار میزان ابتدایی شکل اول نگاه کنید. دقیقا” به همین صورت میتوان نیم جمله دوم را نوشت.

Kochalar Melody
ملودی ترانه کوچلر در گام دیگر

حقیقت امر این است که هر نوازنده ای معمولا” به گام خاصی علاقه دارد، به احتمال زیاد اغلب کسانی که با پیانو کار میکنند با گامهای بمل دار بیشتر ارتباط برقرار میکنیم لذا با اجازه شما ترجیح میدهم از این به بعد ملودی را در Eb ماژور یا C مینور دنبال کنم، مانند این شکل که در کل موضوع اثر خاصی نمی گذارد.

به شکل دقت کنید به مجموعه نت هایی که در میزان اول و دوم آمده است و یک ایده کوچک ملودیک را بوجود می آورد را موتیف (motif) میگوییم. موتیف کوچکترین ایده موسیقی است که توسط آن کارهای بزرگ ارکسترال درست میشود. شما با روشهایی که حتما” در آینده راجع به آن صحبت خواهیم کرد موتیف ها را میتوانید بسط و گسترش دهید و از همین دو میزان ساده کارهای بزرگ درست کنید. اگر دقت کنید موتیف اشاره شده عینا” در میزانهای سوم و چهارم تکرار شده است. همینطور موتیف فوق با انتقال نت ها در میزانهای بعدی نیز استفاده شده است.

دقت کنید المانی که یک موتیف را مشخص میکند نت های موسیقی نیستند بلکه حرکت نسبی نت ها بعلاوه کشش آنها است که مشخصه هر موتیف می باشد. بنابراین میبینید که چقدر ساده با ساختن یک موتیف کوچک میتوانیم به یک جمله کامل موسیقی دست پیدا کنیم. برای گرفتن نتیجه بهتر، باز هم چند بار کلام خواننده را گوش کنید و با زدن ضرب های اول و دوم (منظور نت های سیاه نقطه دار میباشد) به نت نوشته شده نگاه کنید. خواهید دید که بتدریج چگونه خواهید توانست به کمک چشم نت ها را بخوانید. صحبت طولانی شد در قسمت بعد راجع به انتخاب تونالیته، نحوه هارمونیزه کرد و … صحبت خواهیم کرد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

درباره حسینعلی ملاح (II)

درباره حسینعلی ملاح (II)

تخصص او در موسیقی علمی و عملی و در شعر ادیب پارسی و آشنایی به زبان های دیگر همگام با عشق به پژوهش از وی پژوهشگری کم نظیر و مطمئن ساخت به نحوی که بنا به قول استاد بزرگوار زنده یاد دکتر محمد تقی دانش پژوه دانشمندی چون مجتبی مینوی با آن وسواس علمی فیش های موسیقی خود را به وی می سپرد که یادآور سفارش علامه دهخدا در تحویل فیش های لغت نامه به دکتر معین است تا سیر تحقیق در باب تشویق تداوم یابد حسینعلی ملاح از نخستین کسانی بود که آقای مهدی ستایشگر صاحب اثر واژه نامه موسیقی را در این کار تشویق و ترغیب نمود و راهنمایی های موثری جهت این کار برای ایشان انجام داد.
سریر: بزرگداشت اول نوری، برنامه ریزی من نبود

سریر: بزرگداشت اول نوری، برنامه ریزی من نبود

پیش از قرار کنسرت ارکستر کلاسیک ایران به رهبری دکتر محمد سریر برای بزگداشت زنده یاد محمد نوری، ارکستر دیگری به رهبری لوریس هویان، با خوانندگانی که به جز یکنفر هم سبک و یا شاگرد محمد نوری نبودند، بزرگداشتی را برای این هنرمند فقید به اجرا گذاشتند. قطعات این برنامه بعضی از ساخته های محمد سریر بود و در آن مقطع تصوری برای علاقمندان بوجود آمد که این برنامه همان برنامه ای بود که محمد سریر از مدتها پیش قول اجرای آن را داده بود.
آکوستیک اتاق – ۱

آکوستیک اتاق – ۱

بسیاری از مواقع موسیقی را در داخل اتاق یا سالن گوش می دهیم تا در محیط باز، بنابراین آشنایی با قوانین آکوستیک و نحوه انعکاس صوت در محیط بسته می تواند تاثیر بسیار زیادی در نحوه استفاده صحیح از امکانات اطاق یا سالن برای بدست آوردن بهترین کیفیت داشته باشد. در نظر داریم طی چند نوشته به موضوع آکوستیک اتاق بپردازیم، هر چند این مباحث ممکن است بیشتر جنبه فیزیکی داشته باشد اما یقینآ برای علاقمندان به موسیقی می تواند مفید باشد.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی <br> در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (VI)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (VI)

در شعر حافظ، همانطور که پژوهشگر محترم هم دریافته اند، هم سنت هست و هم خلاقیت، در شعر نیما نیز سنت و خلاقیت هر دو موثرند. در تاریخ هنر مورد یافت نمی شود که هنرمندی خارج از حیطه سنت های موجود هنری جامعه اش رشد کرده باشد. سنت مجموعه ای است کامل و مشخص که در لابه لای آثار هنری موجود پیش روی هر هنرجو نهاده شده و نقش آن در تولید و پیدایش آثار هنری مشخص و معلوم است. خلاقیت برعکس سنت قابل سنجش و شناسایی نیست و پدیده ای است که هر لحظه و هر دوره و هر موقع در نقشی و رنگی و شکلی دیگر ظاهر می شود و به یک اثر هنری جلایی آنچنانی می دهد و آن اثر را از دیگر آثاری که همه «موی و میانی» دارند متمایز می کند.
هادی سپهری

هادی سپهری

متولد ۱۳۵۶ تهران فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشگاه هنرهای زیبا اتنوموزیکولوگ و نوازنده تار، سه تار، دیوان، دف و تنبک sepehrimusic@gmail.com
موسیقی و معنا (VII)

موسیقی و معنا (VII)

تجربه‌ی موسیقایی برای تبدیل شدن به تجربه‌ای زیبایی‌شناختی، باید هر دو نوع تصدیق را داشته باشد. تنها در صورت وجود این دو شرط است که موسیقی فهمیده و معنای آن حاصل می‌شود. اسکراتون نیز معتقد است که تبلور احساس در موسیقی به شکلی کلی صورت می‌گیرد و نمی‌توان تعیین کرد که کدام ویژگی‌های موسیقی مستقیماً مسئول بیان یک احساس مشخص هستند (۱۹۸۷، ۱۹۹۷). او می‌گوید: «آدمی در واکنش به یک قطعه‌ی موسیقی به حالت هایی رهنمون می‌شود که مفهومشان را از کل مجموعه دریافت می‌کنند» (۱۹۹۷: ۳۵۷)، اما برای دریافت این وجه از معنای موسیقی، مخاطبان باید بتوانند موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند. بنابراین اسکراتون بر آن است که معنای موسیقی ریشه در دریافت استعاری آن دارد و این معنا در فرهنگ موسیقایی و خاصه در یک فرهنگ موسیقی تعریف می‌شود؛ این فرهنگ توانایی تفسیر شهودی مخاطبان را با طرح‌ها و اهداف آهنگ‌سازان و اجراکنندگان موسیقی همسو می‌کند.
SRV (بخش دوم)

SRV (بخش دوم)

استیو ری واگان نوازنده چیره دست بلوز در زمره محبوب ترین نوازندگان گیتار دهه هشتاد به شمار می رود. او گیتار را با سرعت اعجاب آوری می نواخت و در اجرای جلوه های صوتی، که جیمی هنریکس از پیشگامان آن است، مهارت خاصی داشت.
نباید نگران بود (III)

نباید نگران بود (III)

تا آنجا که شناخت من از نمونه‌های موجود اجازه‌ی اظهار نظر می‌دهد بیشتر تلاش‌های صورت گرفته در این زمینه به تغییر در عادت‌های مربوط به متن می‌پردازند و با پرسش‌های بنیادینی که گفتم مواجه نمی‌شوند، بلکه بیشتر با پرسش‌هایی از این قبیل سروکار دارند که: «آیا تغییر متن برای ایجاد تغییرات بنیادی در حالت عمومی موسیقی کافی است؟»، «آیا برای تغییر دادن متن لازم است تکنیک‌های موسیقایی دیگری به کار بگیریم؟»، و … از همین جا می‌توانیم ببینیم که اگر این روند در طول زمان گسترش پیدا کند مجموعه‌ای از این پاسخ‌ها و جمعی از آثار موسیقی زیربنای زیباشناختی و تکنیکی لازم را آهسته آهسته تکمیل خواهند کرد.
موسیقی کانتری، پنهان کننده نبوغ سیاهان

موسیقی کانتری، پنهان کننده نبوغ سیاهان

موفقیت چارلی پراید به عنوان یک خواننده سیاهپوست موسیقی کانتری، خیلی عجیب به نظر می رسد، زیرا به طور سنتی این نوع موسیقی تنها به سفیدپوستان اختصاص دارد. هنوز هم بسیاری از خواننده های آفریقایی -آمریکایی موسیقی کانتری در فروش آثارشان مشکلات زیادی دارند. شرکت های ضبط موسیقی به خاطر ترس از شکست اقتصادی عکس آنها را روی جلد آثار نمی زنند.
صدایی که فرهنگ جمعی ماست (II)

صدایی که فرهنگ جمعی ماست (II)

در این شرایط فردِ وابسته وقتی به یک نهاد اجتماعی وارد می شود، می بایست آن نهاد را وسیله ای برای کسبِ محدوده ی امنِ خودش تبدیل کند و یا در مقابل آن نهادها ایستاده و با آنها مقابله کند. اما شهرام ناظری به دلیل قدرتی که با پشتوانه ی فعالیت اش با “چاووش” ها بدست آورده بود، توانست با تولیدات فرهنگی اش، صورت بندی و مدلِ اجتماعی پیدا کند و چون نهاد های لازم برای این نوع از برخوردها وجود نداشته است، راه ش را در ادامه مسیر به تنهایی طی می کند.