طبقه‌بندی سازها (II)

استفاده‌ی دیگر ساز‌ها به‌کارگیری‌ آن در رقص بود. پارتیتورهای سازی به علت عدم نیاز به ندرت وجود داشت؛ چرا که موسیقی‌دانان با تکیه بر رپرتوار محدودی از ملودی‌ها بداهه‌نوازی می‌کردند. حتا نواختن ساز‌های زهی، تقلید کورکورانه‌ای از صدای انسان بود، که تا پیش از دوره‌ی باروک، نسبت به هر نوع ساز دیگر جایگاه بالاتری داشت. در طی دوره‌ی رنسانس سازها، نوازندگان و سازندگان‌شان، از منزلت خاصی برخوردار شدند. به‌تدریج اما بدون شبهه، موسیقی‌دانان که در جایگاه کم‌ اهمیت‌تری نسبت به خوانندگان قرار داشتند، با رسیدن به خود باوری همچون نقاشان، مجسمه‌سازان و شاعران دوره‌ی رنسانس جایگاه خاص خود را یافتند. اقتصاد پویای آن دوران نیز در هنر سازسازی بی‌تاثیر نبود.

آن دوران همچنین عصر طلایی کلکسیون بود، نظیر کلکسیون‌ سازهای «کنستانتین هوجین» در هلند، «ردلفو سیگارتی» در فلورانس و «دوک آلبریخ» در باواریا.

این سازها در جعبه‌های شیشه‌ای نگهداری نمی‌شدند بلکه برعکس به فراوانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. اولین جُنگ‌های چاپ شده‌ی ساز‌ها در ایتالیا در اوایل قرن شانزدهم منتشر شد که در آن آوانویسی موسیقی آوازی مورد توجه بود.

آن دوره با آغاز روی کار آمدن علوم تجربی مصادف بود، (یعنی) هنگامی‌که برای اولین بار، دانش از طریق مشاهدات و محاسبات دقیق آموخته می‌شد. علم جدید فعالانه در سازشناسی، مطالعه‌ی علمی سازها، به کار گرفته شد. بعد از رنسانس، سازشناسی همگام با رشد اجتناب ناپذیر و توسعه‌ی تکنیکی سازها پیش نرفت. توجه از علم به تربیت افراد متخصص معطوف شد و کتاب‌های آموزشی متعددی در مورد طرز نواختن ساز‌های مختلف انتشار یافت (این موضوع تا اواخر قرن نوزدهم که رده‌بندی سازها مجددا اهمیت ویژه‌ای یافت، ادامه داشت).

در طول دوره‌ی باروک سازها جای خود را پیدا کردند که سبب تسریع توسعه‌ی تکنیکی سازهای مختلف شد. این روند بدون وقفه در قرن نوزدهم هم ادامه یافت. تا اواخر قرن نوزدهم به‌ویژه در نحوه‌ی نواختن پیانو و سازهای بادی پیشرفت حاصل شده بود، حوزه‌ی سازهایی که استفاده می‌شد، امروزه هنوز هم در ارکستر‌های سمفونیک به کار می‌رود.

در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، تعداد فزاینده‌ای از موسیقی‌دانان برای درک بهتر موسیقی پیش از قرن هجدهم، احساس نیاز به مطالعه‌ی بیشتر ساز‌های دوره‌ی قبلی کردند. این انگیزه‌ی ناگهانی در جنبش اصیلی که شعار آن «به زیر ساخت‌ها بازگردید» بود، خلاصه شد. این جریان برآن بود تا اجرای درست تاریخی مربوط به موسیقی دوره‌های رنسانس، باروک و کلاسیک را بیافریند. به‌ هر حال این قضیه دیری نپایید و مورد علاقه‌ی کلکسیون علمی، تشریح و رده‌بندی واقع نشد که اوج آن به میانه‌ی قرن نوزدهم می‌رسید، اگر چه ریشه‌های آن در رنسانس بود.

در طی قرن نوزدهم، هنگامی‌که علاقه‌مندی به تاریخ ساز‌ها به صورت علمی توسعه یافت، مردم نخست شروع به جمع آوری سازهای تاریخی در مقیاسی وسیع و قرار دادن آن‌ها در مجموعه‌ی موزه‌ها کردند. بعضی مواقع مجموعه‌های خصوصی قدیمی‌تر به‌دست‌ می‌آمد. مطالعه همچنین بر آثار هنری قرون پیشین که سازها و کشف آن‌ها را ترسیم و تشریح کرده و رساله‌هایی در باب سازهای رنسانس و دوره‌های بعدی، متمرکز بود.

در اواخر قرن نوزدهم اولین فهرست‌های ساز که انتشار یافت، توسط موسیقی‌شناسانی ارائه شد که سعی داشتند تمامی سازهای به‌خوبی یا کمتر شناخته شده را با دقت هر چه تمام‌تر شرح دهند. در این فهرست‌ها؛ تاریخچه‌ی سازها به طور نظام‌مندی طبقه‌بندی شده بود.

پیش از این، در طی دوره‌ی رنسانس، چنین طبقه‌بندی نظام‌مندی، اگر چه نه از نظر تاریخی، انجام شده بود. تلاش برای طبقه‌بندی کردن، همچنین در آثار نظریه‌پردازان چین باستان مشهود است، که جنس سازها را مبنایی برای طبقه‌بندی قرار داده بودند. متن قدیمی «ناتیا شاشترا»، خواص صوتی مواد طنین‌دار را به عنوان معیاری برای یک نظام طبقه‌بندی استفاده کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا»

نشست خبری دومین جشنواره موسیقی دانشگاهی «صبا» روز چهارشنبه بیست و دوم آبان در پردیس باغ ملی دانشگاه هنر تهران برگزار شد. در این نشست با حضور پوریا رمضانیان (دبیر جشنواره)، محمد هادی مجیدی (دبیر اجرایی جشنواره)، محمدرضا آزاده فر (معاون پژوهشی دانشگاه)، محمدرضا تفضلی (مشاور هنری جشنواره)، سیاوش مهرآیین (سرپرست تیم طراحی گرافیک) و پردیس نیک بخش (روابط عمومی جشنواره) برگزار شد.

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.

از روزهای گذشته…

گفتگویی با جولیان بریم (II)

گفتگویی با جولیان بریم (II)

خیلی خوب یادم هست که استرس بسیاری داشتم. اما به محض اینکه شروع به اجرا کردم و اشتیاق مردم را دیدم به خودم مسلط شدم و خیلی از کار خودم لذت بردم. من قطعات خیلی مشکلی را برای اجرایم آماده کرده بودم. خوب یادم می آید که از پونس(Ponce)، سونات کلاسیک (Sonata Classica) را اجرا کردم که یک سونات بسیار مشکل با ۴ موومان است و چند قطعه از تورینا (Turina) و کمی هم از باخ، که الان یادم نمی آید که چه قطعاتی بود. یک برنامه خیلی متنوع ازقطعات مختلف بود.
مرور آلبوم «شب پیانوی ایرانی»

مرور آلبوم «شب پیانوی ایرانی»

«پیانوی ایرانی» چیست؟ اجرای محتوای دستگاه‌ها و چهارمضراب و رنگ و … با پیانو، همان که مشهورترین نمایندگانش مرتضی محجوبی و جواد معروفی‌اند یا همان که اگر قدری بیشتر با تاریخ موسیقی آشنا باشیم نام‌هایی چون مشیرهمایون شهردار، حسین استوار، سیروس شهردار و حتا اردشیر روحانی را نیز دربر می‌گیرد. این شبه تعریف تا زمان افول این شکل از پیانونوازی در میانه‌ی قرن حاضر کافی می‌نمود. هویت اصطلاح در برابر «پیانوی کلاسیک» قرار می‌گرفت و جز موارد مرزی بسیار خاص برای بیشتر شنوندگان معلوم بود که چه چیزی پیانوی ایرانی است و چه چیزی نه.
آکوردهای هفتم ساده شده

آکوردهای هفتم ساده شده

تا سال ۱۹۴۰ اغلب پیانیست های Jazz از متدی که بنام oom-pah معروف بود برای همرای ملودی دست راست یا موسیقی استفاده میکردند. اما در این زمان Bud Powell (از پیانیست های مشهور Jazz) روش دیگری برای همراهی بکار برد که بتدریج موسیقی Jazz را متحول ساخت.
یادداشتی بر آلبوم «کوچه‌های چوارباخ»

یادداشتی بر آلبوم «کوچه‌های چوارباخ»

بررسی روند کار کامکارها در دهه‌ی اخیر به ویژه در مواردی که شعر فارسی را همراه موسیقی کرده‌اند نشان از افت دارد (نمونه‌ی نازل‌اش تصنیف «زمستان است») و به نظر می‌رسد کار قابل توجه کامکارها در بین آثار منتشرشده‌ در چند سال گذشته همین آلبوم بی‌کلام باشد هرچند این نیز به پای آثار گذشته همچون «بر تارک سپیده» نمی‌رسد. در سه قطعه‌ی هوشنگ کامکار در این آلبوم، چند تم‌ کُردیِ آشنا، در فرم‌های سازیِ خانواده‌ی کنسرتو دستمایه‌ی کار قرار گرفته است. شاید خاستگاهِ علاقه‌‌ی مسبوق کامکارها به کنسرتو ناشی از کنار هم قرار گرفتن ویرتوئوزیته و آهنگسازی در این خانواده باشد. در هر حال کنسرتو عودِ ارسلان کامکار در مجموع پر و پیمان‌تر از قطعات برادر بزرگتر است. این کنسرتو (که دگره‌هایی از آن در برخی از کنسرت‌های اخیر نیز اجرا شده) تابلویی از تغییرات سریع نوانس‌، بازی‌های کروماتیک و متراکمِ عود، مدولاسیون‌های زودگذر و پاساژهایی طولانی و گریزان در طول سه موومان است و توالی عناصر متباینی از این دست، شنونده را با اثر همراه می‌سازد.
زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (II)

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (II)

کنسرت های موسیقی قرن هجدهم به طور کلی با کنسرت های امروزی تفاوت داشت. مدارک معتبری از نامه موتزارت به پدرش بعد از اولین اجرای سمفونی «پاریس» خود، به دست آمده است: «درست در وسط اولین آلگرو پاساژی وجود داشت که می دانستم جذاب خواهد بود و می دانستم همه شنوندگان از خود بی خود می شوند… از آنجا که از زمان نوشتن این پاساژ می دانستم، چه تاثیری بر شنوندگان می گذارد، این را یک بار دیگر در آخر موومان آوردم و مطمئن بودم در آخر فریادهای da capo’ (شروع مجدد از اول) بلند خواهد شد.»
بلبل سرگشته (I)

بلبل سرگشته (I)

اهل تاکستان قزوین فرزند سید حسن پدرش چند ما قبل از تولد قمر درگذشت و هشت ماهه بود که مادرش را نیز از دست داد سرپرستی اش را مادر بزرگش خیر النساء (افتخار الذاکرین) که زنی خوشخوان و ذاکر اهل بیت در حرم ناصری بود به عهده گرفت از کودکی به مرثیه خوانی در پای منبر مادربزرگ پرداخت و همین امر راهگشای خوانندگی او در بزرگسالی شد.
“قمر” در عقرب (I)

“قمر” در عقرب (I)

در سال ۲۰۰۷ در کشور فرانسه فیلمی بر اساس زندگی واقعی خواننده زن فرانسوی ادیت پیاف (۱) ساخته شد با نام: “زندگی همچون گل سرخ” (۲) که بازیگر نقش ادیت پیاف در آن فیلم ماریون کاتیلارد (۳) به شکل بی سابقه ای،‌ توانست در همان سال جوایز جشنواره های معتبر سینمایی جهان از جمله اسکار، بفتا، ‌گلدن گلوب، سزار و… را به عنوان بهترین بازیگر نقش اول زن به خود اختصاص دهد که ایفای نقش کاتیلارد در این فیلم باشکوه، ‌به حق، سزاوار این ستایش ها نیز بود.
درباره انتشار دو کتاب از علینقی وزیری

درباره انتشار دو کتاب از علینقی وزیری

به تازگی جعفر صالحی موسیقیدان و نت نگار، دست به انتشار کتابی از علینقی وزیری زده است؛ نوشته ای که پیش رو دارید، به قلم جعفر صالحی و درباره این کتاب است.
منتشری: میراث آوازی ما را باید جوانان حفظ کنند

منتشری: میراث آوازی ما را باید جوانان حفظ کنند

مساله دیگری که به یاد آوردم – و اتفاقا در رادیو نیز گفتم – این است که یک غزل از مولانا یافتم که اسم اکثر گوشه های آوازی ما در آن غزل وجود دارد. من در رادیو گفتم که مولانا که انسان کوچکی نبوده است پس این مطلب ارزش موسیقی ما را می رساند که چنین کسی آن قدر به ردیف های آوازی ما اشراف داشته است که اسم آن ها را آورده است. ببینید که چه جالب است؛ آن را برای شما می خوانم:
شرلی هورن، پیانیست و خواننده جاز درگذشت

شرلی هورن، پیانیست و خواننده جاز درگذشت

شرلی هورن ، که آلبومهای سالهای ۸۰ و ۹۰ او برای کمپانی Verve، او را به مقام یکی از مهمترین اجرا کنندگان موسیقی جاز رسانید، روز چهارشنبه ۱۹ اکتبر،در سن ۷۱ سالگی و به دلیل مشکلات ناشی از بیماری دیابت، درگذشت.