طراحی سازها (VII)

اقلیدس در آتن تحت تعالیم شاگردان افلاطون بود، اما پس از فتح مصر توسط اسکندر و نام‌گذاری و ایجاد شهر اسکندریه، وی در شمار بنیان‌گذاران «موزه» بزرگ و کتابخانه‌ای قرار گرفت که تحت تأثیر قوانین روشن فکرانه فرهنگی بطلمیوس اول در این شهر بنا شده بود. بطلمیوس به کمک جاذبه ابتدائی Diaghilev (که بعدها با انگیزه‌های مالی حمایت شد) برترین افکار و استعدادهای دنیای کهن را حول یک قطب ذهنی و فکری نوین گردآورد که مباحث آن از عربستان، یونان، آسیا، اروپا و آفریقا نشأت می‌گرفتند.

اسکندریه، در راستای یک حرکت واقعی در زمینه فرهنگ nombril du monde، در حد یکی از نخستین جوامع بین‌المللی ارتقاء یافت که نه تنها یک مرکز صرفاً یونانی به حساب می آمد بلکه مرکزی برای Semitism سامی ها نیز محسوب شد.

مردمان این شهر که از نژادهای گوناگون بودند، به صورت منحصر به ‌فرد و آزادانه به آمیزش و تبادل فرهنگی و تجاری پرداختند. این حجم وسیع از مبادلات باعث ایجاد مطالبات جغرافیایی، دریانوردی و مهندسی قابل استفاده در زمینه هنر مهجور و خلاصه شده ریاضیات پیشین شد.

در همین راستا، ریاضیات یونانی Hellenistic به صورت یک زمینه مطالعاتی متفاوت از فلسفه معنوی دور از ذهن که مربوط به محققین کلاسیک بود، درآمده و در عوض به واسطه اندازه‌گیری‌ها، مقیاس، نقشه‌برداری و ساخت و سازها در برگیرنده جنبه‌های کاربردی شد.

دانش ریاضیات، به طور اخص، در فضایی شروع به رشد و تکامل کرد که حریصانه مشتاق حیرت و شگفتی بود. ساعت‌ها و وسایل آبی، پمپ‌ها و کلیه ابزار و ادواتی که به وسیله آب و باد فعالیت می‌کردند، در حکم ماشین‌های خودکار نیرومندی بودند که منجر به رشد و پیشرفت دانش و نیز بسط و توسعه اقتصاد در حدی خیره‌کننده شدند. ریاضیات برای مردم اسکندریه به منزله یک خادم قدرتمند و البته فرمانبردار بود و ضمناً یکی از بزرگ‌ترین اساتید آن مردی بود که خرد، هوش و سرنوشت وی، مایه مباهات مردم آن عصر گردید. این مرد کسی جز ارشمیدس (Archimedes) نبود.

وی در Syracuse در سیسیل متولد شد اما تحصیلات خود را در اسکندریه گذراند و سرانجام به زادگاه خود برگشت. اگر چه مهم‌ترین فعالیت وی در زمینه هندسه بود اما مطالعات اقلیدس را تداوم بخشید و مقدار عدد N را تعیین کرد و روابط نسبی میان استوانه و محیط آن را کشف نمود، علاوه بر این تحقیقاتی نیز در رابطه با مخروط‌ها، کره‌ها، مارپیچ‌ها به عمل آورد، اما در عین حال شهرت کنونی وی نه به ریاضیات مربوط می‌شود و نه به اصل مشهور موازنه آب که نامش را به همراه دارد، بلکه او شهرت خود را مدیون شیوه‌های مکانیکی خلاقانه‌ای است که قوه ابتکار عمومی را برانگیخت.

اختراعات و تمهیداتی که ذهن عالی یونانی او، آن‌ها را مانند چیزهای ناچیز و ارزش های جزئی موجود در کارهای ذهنی خردمندانه نادیده انگاشت. در میان این اختراعات، ابزار و ادوات جنگی نیز وجود داشتند که برای دفاع از Syracuse در برابر پیشروی رومی‌ها ساخته شده بود.

یکی از ادوات یک آینه مقعر بسیار بزرگ بود که برای سوزاندن کشتی‌های رومی استفاده می شد. ارشمیدس، چنان‌که منقول است، هنگامی که غرق تفکر در یک شکل ریاضی بود، با ضربه شمشیر یک سرباز رومی کشته شد. این حادثه اسفناک از سرنوشتی حکایت دارد که باحضور رومی‌ها و جهالت و خوی وحشیانه آن‌ها، یونان در انتظار روح دانش و کمال بود.

یکی دیگر از فتوحات رومیان در حوزه مدیترانه، شامل خود شهر اسکندریه می‌شد. پس از این فتح، سزار (Caesar) ناوگان مصری را که در بندرگاه لنگر انداخته بودند به آتش کشید، آتش به طرز فجیعی از دریا به داخل شهر گسترش یافت و کتابخانه بزرگ شهر نیز دچار حریق شد و در این آتش سوزی بیشترین بخش اسناد و اوراق معتبر و ارزشمند بایگانی شده موجود در دنیا از بین رفت.

تسلط رومیان، آزار و شکنجه و خفقان را برای مردم به دنبال داشت و مردم به ناچار چشم امید به مکتب نوظهوری از مسیحیت داشتند که در واقع این فرقه، نوعی تسلیم عاجزانه به مذهبِ صِرف بود و دانش صریح فرهنگ یونان را به عنوان نماد شرک و کفر، تکذیب و انکار می‌کرد. دانشمندان و محققین موزه اسکندریه به ناچار از شهر گریختند و بذرهای نهفته دانش در فرهنگ درخشان یونان به واسطه آن‌ها پراکنده شد و آنچه نیز از این موزه برجای ماند، در جریان تاخت و تاز اقوام دیگر در سال ۶۴۰ به طرز سنگ‌دلانه‌ای به آتش کشیده شد. گفته می‌شود کتب و دست نوشته‌های باقی‌مانده در موزه، به مدت ۶ ماه، سوخت کوره حمام‌های عمومی برای ایجاد بخار و آب داغ بودند!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

فلسفۀ سازهای ابداعی (III)

فلسفۀ سازهای ابداعی (III)

باید بررسی کرد در ذهن خلاق طراح یک سازنما چه می گذرد که این گونه طرح ها و نقش های به ظاهر متفاوت و گوناگون در ذهنش نقش می بندد؟ ظاهرا تصور بر این بوده که کاسه را بر آن دسته ای نهند و چند سیمی بر آن کشند و به آن ساز گویند، غافل از آنکه روی هر دیگ و کاسه و قابلمه ای هم می توان سیمی کشید از آن صدایی حاصل نمود. چه بسا که گاهی هم از همین دیگ و قابلمه، صوتی خوش و دلپسند ساتع گردد. ولی آیا به هر کاسه-دسته ای که بر آن چند سیم کشند، ساز توان گفت؟
گزارش جلسه اول «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه اول «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در بخش دوم و پس از استراحتی کوتاه، ابتدا تمرکز محض بر خود موسیقی برای نوشتن درباره‌ی آن پیشنهاد و برای آشنایی با دشواری‌های کار، «شنیدار بی‌پیشینه یا کور» آزمایش شد؛ به این ترتیب که نمونه‌هایی پخش می‌شد که شرکت‌کنندگان کارگاه (احتمالا) هیچ اطلاعات قبلی در مورد آن نداشتند و از آنها خواسته می‌شد در حین شنیدنِ دقیق چند کلمه‌ای در مورد نمونه‌ی پخش شده بنویسند یا در ذهن بیاورند.
برندگان جایزه ویژه گرمی

برندگان جایزه ویژه گرمی

اسوشیتدپرس، نیویورک- بنا به گزارش آکادمی هنرهای صوتی و استودیویی Recording Academy ، گروههای موسیقی و هنرمندانی چون The Doors، the Grateful Dead و جون بائز از جمله دریافت کنندگان جایزه گرمی برای یک عمر دستاورد هنری خواهند بود.
لیپت: تجربه خوانندگی در کر مفید است

لیپت: تجربه خوانندگی در کر مفید است

یک مس موزار و اپرای موزار تفاوتشان از دید غیر موسیقایی تنها در مذهبی بودن و نبودنشان است و از نظر تاریخی هر دو اثر مربوط به یکدوره هستند و آهنگسازشان هم یکی است ولی از نظر موسیقایی تفاوت این دو استیل را باید در نوع رنگ آمیزی، خوانش و … نشان دهیم؛ پس حتی دو اثر مربوط به یک آهنگساز هم باید با مختصات مشخص شده برای آن اثر خاص اجرا شود.
فراهانی: فرهنگ نقد پذیری را بیاموزیم

فراهانی: فرهنگ نقد پذیری را بیاموزیم

هوشنگ فراهانی، نوازنده تار و سه تار و آهنگساز و از معدود موسیقیدانان وبلاگ نویس است. به بهانه نزدیک شدن به زمان برگزاری جشنواره سایت ها و وبلاگ ها، با او به گفتگو نشسته ایم که می خوانیم.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VIII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VIII)

گفتید: «اگر بخواهید نظر بنده را بدانید، من مطمئن هستم که در آینده نسلهای بعدی این تعصب جاهلانه را که در تمام ارکان جامعه ی ما از دین تا موسیقی رخنه کرده کنار خواهند زد و سازهای ما هم مثل افکار و رفتار و کردار و منش و تفکرمان پیشرفت خواهند کرد» این ادبیات ناپسند است؛ در مورد خودم نمی گویم، با هر کسی که بحث می کنید لطفا از این ادبیات استفاده نکنید. شما اگر طرف مقابلتان را جاهل می دانید نباید با او وارد بحث شوید. البته می دانم منظور شما کلی بوده و بنده را با این عنوان خطاب نکردید ولی توجه داشته باشید که الان روی سخن شما با من است و احتمالا همفکران بنده.
من صدا هستم (I)

من صدا هستم (I)

در مباحث زیبایی شناسی موسیقی معمولا سوال هایی مطرح است که پاسخ گویی دقیق و صریح به آنها نه میسر و نه الزاما بایسته است. یکی از مهمترین این سوالها جستجو در باره ی اصالت موسیقی است. اصالت صدا، اصالت ریتم و حتی اصالت انسان به عنوان مجری اثر هنری و شاید ده ها پاسخ دیگر که به این سوال داده شده است هر کدام از دیدگاه خود دلایلی را ارائه می دهند که هیچیک را نمی توان به طور قطع قبول یا انکار نمود.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VI)

همانطور که در حاشیه ی قبلی ذکر شد، ویتکین عقیده دارد که آدرنو در نقد کاملا پیرو فلسفه است. به نظر می رسد در این بخش آدرنو قصد داشته تا با آنالیز نمونه های موسیقیِ ” جدیِ” اروپا (آثار بتهوون) و مقایسه ی آن با موسیقی عامه پسند این مطلب را بیان کند که بر مبنای بحث “وجودِ رابط” در فلسفه، و بحث “عینی و یا ذهنی بودن ارتباط”، جزئیات و رابطه ی آن با کلِ فرم در موسیقی عامه پسند، فقط یک پدیده ی ذهنی است و هیچ مصداق عینی برای آن وجود ندارد. در حالی که در موسیقی “جدی” (در اینجا بتهوون) این ارتباط کاملا عینی است و جزء بدون ارتباطش با کل معنای خود را از دست می دهد.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VII)

گُفری در کتابی با عنوان اِل سیستما: سازماندهی جوانان ونزوئلایی (El Sistema : Orchastrating Venezuela’s Youth) تحقیقاتش را در مورد این برنامه آموزشی در ونزوئلا شرح می دهد و اظهار می نماید که این برنامه “کودکان بسیار محروم را فراموش کرده است”. گُفری همچنین در این کتاب پروژه اِل سیستما را زیر سوال می برد: ” من نوازنده های زیادی از اِل سیستما را ملاقات کردم که معتقد بودند که این برنامه کودکان آسیب پذیر را هدف قرار نمی دهد […] به نظر آنها اکثر کودکانِ اِل سیستما از طبقه متوسط جامعه هستند”.
دراو ارگان

دراو ارگان

هموند توانست با اختراع چرخهای دوار مولد صدا، امواج سینوسی را به هر طریقی که علاقه داشت با یکدیگر ترکیب کند و الگوهای مورد علاقه خود را تهیه کند. اما او برای ساخت یک دستگاه موسیقی شبیه به ارگ کلیسا نیاز به ایجاد تغییراتی در اختراع خود بود در غیر اینصورت ارگ او همانند ارگ های کلیسا فضای زیادی را اشغال می کرد.