نه زن، نه گریه

Bob Marley , 1945-1981
Bob Marley , 1945-1981
بدون شک یکی از موفق ترین کارهای باب مارلی در طول زندگی هنری اش، ترانه No Woman No Cry”” است که یاد آور خاطرات باب در زمانی است که در Trench Town در همسایگی “Kisgston” پایتخت جامائیکا زندگی می کرده است.

این ترانه زیبا اولین بار در سال ۱۹۷۴ در استودیو ضبط شد و در سال ۱۹۷۵ در “Rainbow Theater” شهر لندن نسخه جدیدی از آن که حالت اجرای زنده داشت ضبط شد.

باب مارلی خود آهنگساز و سراینده شعر این ترانه است اما برای تشکر و قدردانی از زحمات و کمک های فراوانی که هنگام تنگدستی یکی از دوستان جامائیکایی در گذشته به او کرده بود، این ترانه را با نام او یعنی وینسنت فورد (Vincent Ford) منتشر کرد و حق بهره برداری از این ترانه را به وی اعطا کرد که در نهایت برای او درآمد مالی بسیار زیادی نیز به همراه آورد.

باب مارلی هنگامی که ۱۳ سال بیشتر نداشت با وینسنت آشنا شد، او در این ایام ۱۷ ساله بود. وینسنت سرآشپز یک مدرسه در ترنچ تاون بود که بعدها یک رستوارن کوچک در محوطه منزل خود به راه انداخت. دوستی باب و وینسنت آنقدر محکم بود که نام این رستوارن کوچک به پیشنهاد باب “The Casbah” – همان قصبه که ما در فارسی هم استفاده می کنیم – گذاشته شد.

audio fileNo woman, No cry

وینست هنگامی که باب قصد خرید گیتار و فرا گیری موسیقی را داشت و نیز در سالهایی که جایی برای خوابیدن نداشت به باب کمک های بسیاری کرد. زمانی که باب در یکی از اطاق های منزل وینسنت مشغول تمرین گیتار بود، وینسنت به آشپزی و رسیدگی به مشتریان می پرداخت و هزینه زندگی خود و باب را تهیه می کرد.

به عقیده بسیاری از مفسران موسیقی برخلاف معنای ظاهری این ترانه که بنظر میرسد باب آنرا برای همسر خود ریتا (Rita) خوانده است، هدف باب مارلی نشان دادن مشکلات تمام مردم جامائیکا است، مشکلاتی که همه با آن دست به گریبان هستند، است.

باب مارلی هنگامی که بعنوان یکی از سه ستاره بزرگ موسیقی مردمی شناخته شده بود، سال ۱۹۸۱ در ۳۶ سالگی در بیمارستان میامی (Miami) به علت بیماری در گذشت.

No woman, No cry

No woman, no cry (Repeat 4 times)

‘Cause I remember when we used to sit
In the government yard in Trenchtown
Oba, ob-serving the hypocrites
As they would mingle with the good people we meet
Good friends we have had, oh good friends we’ve lost along the way
In this bright future you can’t forget your past
So dry your tears I say

No woman, no cry
No woman, no cry
Little darlin’ don’t shed no tears
No woman, no cry
Said, said, said I remember when we used to sit
In the government yard in Trenchtown
And then Georgie would make the fire light
Log wood burnin’ through the night
Then we would cook corn meal porridgev
Of which I’ll share with you
My feet is my only carriage
So I’ve got to push on through
But while I’m gone…

Ev’rything’s gonna be alright
Ev’rything’s gonna be alright
Ev’rything’s gonna be alright
Ev’rything’s gonna be alright
Ev’rything’s gonna be alright
Ev’rything’s gonna be alright
Ev’rything’s gonna be alright
Ev’rything’s gonna be alright

So, no woman, no cry
No, no woman, no woman, no cry
Oh, little darling, don’t shed no tears
No woman, no cry

No woman, no woman, no woman, no cry
No woman, no cry
Oh, my little darlin’ please don’t shed no tears
No woman, no cry, yeah

گفتگوی هارمونیک”

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

رفتار آکوردهای هفت

رفتار آکوردهای هفت

واقعیت آن است که رفتار یک آکورد به تنهایی با رفتار آن هنگامی که در میان یک قطعه موسیقی استفاده می شود می تواند کاملا” متفاوت باشد، همانگونه که در دستور زبان فارسی یک کلمه ممکن است به تنهایی یا در میان یک جمله تجزیه و تحلیل شود و معانی متفاوتی داشته باشد.
سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (I)

سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (I)

در چهار دهه‌ی گذشته علاوه بر این که شرایط هنری موسیقی تغییرات زیادی را از سر گذراند، هنجارها و کانون‌های توجه کار پژوهشی موسیقی نیز تغییر کرد و همین امر کار را برای همراهی نسل‌های گذشته دشوار می‌نمود. اما سپنتا به دلیل زندگی حرفه‌ای دانشگاهی‌اش با این تغییرات همراه بود و بدون این که لازم باشد زیرساخت زیباشناختی یا مکتب فکری‌اش را عوض کند با هنجارهای جدید همگام شد. افزون بر این یکی از معدود کسانی است که در دوره‌ی خاموشی ده‌ساله‌ی موسیقی بعد از انقلاب نیز چراغ موسیقی نویسی را در مجلات ادبی-هنری روشن نگاه داشت تا آن هنگام که دوباره نشریات موسیقی امکان انتشار یافتند.
منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

ما این سی دی ها را به همین دلیل ضبط می کنیم چون وظیفه ماست. کلام و آهنگ و تصنیفش وارد بازار می شود. پدر و مادر ها وظیفه دارند که اینها را گوش کنند و تاریخچه و فلسفه اش را برای بچه هایشان بگویند. ما که این ها را به صورت مجموعه وارد بازار می کنیم. یادم است که روزی در خیابان می رفتم آقایی که موجه به نظر می آمد به سمتم آمد که سی دی “هفت سین” و “چهارشنبه‌سوری” در دست داشت و با من سلام و احوال پرسی کرد. من به او گفتم که می توانم بپرسم که چرا شما این دو تا سی دی را خریدید؟ گفت بچه های من در حال بزرگ شدن با فرهنگ امریکا هستند.
یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

تردیدی نیست که فربه‌گی تجربه‌ی زیسته‌ی یک هنرمند، می‌تواند به خلق او غنا بخشد. اما هنر در نهایت با ابزار و تکنیک سر و کار دارد و قوه‌ی خلاقه-ای اگر باشد- در خاکِ شناختِ هر چه بیشتر و عمیق‌ترِ دانش و فن می‌تواند نمو یابد. فقدانِ چنین اشرافی پشت هر استعدادی را به خاک می‌نشاند. در مسیر آموختن نیز هر سطحی از شناختِ ابزار و تکنیک، قوه‌ی خلاقه را تنها تا سطح مشخصی امکان بروز می‌دهد و بیش از آن راهی پیش روی هنرمند باز نخواهد بود. به زانو درآوردن ابزار، و اشراف هرچه بیشتر بر دانش و فن، تازه آغاز نمودِ تجربه‌ی ‌زیسته است.
آغاز برگزاری کلاس «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران»

آغاز برگزاری کلاس «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران»

دوره «بررسی ساختاری ردیف و موسیقی دستگاهی ایران» از تاریخ جمعه ۲۳ آذر ۹۷ در آموزشگاه موسیقی برومند در تهران و به صورت یک هفته در میان از ساعت ۱۰ تا ۱۳ برگزار می شود. مدرس این دوره فرهود امیرانی پژوهشگر، نوازنده و مدرّس سه تار است که قبلا از وی چندین مقاله و ترجمه در زمینه موسیقی و نیز کتابی انتقادی به نام «سه تار و تاراندیشی» منتشر شده است.
صادقی: کانون پرورش فکری تولیداتش را در انبار خودش نگه می دارد!

صادقی: کانون پرورش فکری تولیداتش را در انبار خودش نگه می دارد!

در مورد آلبوم «باد و گندم زارها» بنده باید عرض کنم، مدتی قبل یا چند سال قبل با یکی از دوستان خوب و ترانه سرا، نشستی داشته ایم با همراهی آقای حامد پورساعی که از نوازندگان بسیار خوب و برجسته گیتار کلاسیک و همینطور آهنگساز هستند؛ ایشان در این نشست، معضل حضور تولیدات موسیقی برای قشر نوجوان جامعه ایران را بررسی می کردند، در این نشست به این نتیجه رسیدیم که ای کاش آلبومی منتشر شود که فراخور این گروه سنی باشد، در نتیجه تعدادی از کارهای خوب کلاسیک و ملودی های تاثیر گذار را از بزرگترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک را انتخاب کرده و روی شان شعری قرار دادیم، به لطف شعر جناب معینی و آهنگسازی و تنظیم های آقای پورساعی این کار با صدای بنده به بازار عرضه شد. تولید کننده این اثر کانون پرورش فکری کودکان نوجوان بوده است و نوازندگانی که در تولید این اثر حضور داشته اند، از برجسته ترین نوازندگان ارکستر سمفورنیک تهران بودند، متاسفانه کاری که با این سختی و مشقت جمع شد و ما ۲ سالی تقریبا درگیر تولیداش بودیم، با پخش بد آن توسط کانون پرورش فکری، در بازار موسیقی مواجه شد و باعث شد این کار دیده و شنیده نشود.
بیان جنسیَّت در موسیقی (II)

بیان جنسیَّت در موسیقی (II)

با توجه به اینکه موسیقی به عنوان یک هنر غیر مفهومی و مطلقاً انتزاعی، نمی تواند و نمی خواهد از نشانه های بصری و حتی شنیداری، به منظور بیان هیچ مفهومی بهره ببرد، لاجرم به لحاظ فلسفی تنها وسیله ی ارتباطی آن با مخاطب به ادراکات ذهنیِ هنرمند ختم می شود. وابستگی به همین تنها وسیله ی ارتباطی هنر موسیقی یعنی ادراکات ذهنی سبب می شود که تاثیر جنسیتِ هنرمند حوزه ی موسیقی نسبت به سایر هنرها بیشتر نمود پیدا کند.
گروه موسیقی هه رمان

گروه موسیقی هه رمان

گروه سنتی کردی _ فارسی هه رمان در سال ۸۳ توسط آرش نجم الدینی و گروهی از نوازندگان کرد مثل: آراس رجبی نوازنده نی و منا سیمیاری نوازنده بم تار و داود رحمان پور نوازنده سنتور به خوانندگی مصطفی محمودی و شادی بهیار تشکیل شد. این گروه اولین کنسرت بزرگ خود را در آذر ماه ۸۶ در تهران تالار حرکت و کنسرت دوم را در سنندج برگزار کرد، بعد از آن در اردیبهشت ۸۷ در تالار فارابی کنسرت سوم خود را اجرا کردند؛ در اینجا مصاحبه ای با آرش نجم الدینی سرپرست این گروه را می خوانید:
جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر پال، تلاش و استمرار روی یک ساز

جنیفر ایرنه پال (Jennifer Irène Paull) متولد ۲۴ نوامبر ۱۹۴۴ در لیورپول انگلستان، موسیقیدان، ناشر، سخنران و نویسنده است. وی سلوئیست ابوا دمور (oboe d’amore) است. وی به سرعت به عنوان نوازنده ابوای دمور در ارکستر سمفونیک BBC و ارکستر فیلارمونیک BBC حضور یافت. جنیفر پال به کمک معلم پیانوی خود در سنین بسیار پائینی دنیای غنی موسیقی را شناخت.
آبادو٬ جانشین ارزشمند کارایان

آبادو٬ جانشین ارزشمند کارایان

کلودیو آبادو با ضبط و ارائه بیش از ۳۰ اثر موسیقی کلاسیک اعم از کنسرتو ویلن های چایکوفسکی و شوستاکویچ (SK 68338) و کنسرتو پیانو روبرت شومان( Robert Schumann) با پیانو مورری پرایا (Murray Perahia) مقام خود را در بالاترین رده رهبران امروز دنیا تثبیت کرده و با تکیه بر ظرایف موسیقی و برنامه ریزی خلاقانه جهت اجرای رپرتوارهایی که دیگر رهبران از آنها غافل ماندند٬ اثبات نمود که موسیقی کلاسیک عصر رومنتیک و موسیقی معاصر هردو به یک میزان خوش آیند و روح نوازند.