گزارشی از نشست اپرا مولوی در دانشگاه بین المللی قزوین

شنبه ۱۸ اردیبهشت دانشگاه بین المللی قزوین میزبان چهار تن از دست اندرکاران اپرای مولوی بود. در این برنامه کارگردان اپرا بهروز غریب پور و سه تن از خوانندگان آن محمد معتمدی، حسین علیشاپور و سجاد پورقناد حضور داشتند. در هنگام برگزاری این نشست قرار بود بهزاد عبدی آهنگساز اپرا و همایون شجریان خواننده نقش شمس حضور داشته باشند که به دلیل سفر بهزاد عبدی از ایران و مشکل مجوز برای حضور همایون شجریان در دانشگاه، جلسه بدون حضور این دو هنرمند اجرا شد.

پیش از آغاز سخنرانی ها، اپرای مولانا بر روی پرده به نمایش در آمد و پس از آن غریب پور، علیشاپور، معتمدی و پورقناد به روی صحنه رفتند.

بهروز غریب پور پیش از اینکه وارد بحث اپرا شود گفت: “اگر می دانستم از حضور همایون شجریان در دانشگاه جلوگیری شده هرگز در اینجا حاضر نمیشدم. امیدوارم روزی برسد که دانشگاه های ما ترسی از حضور یک هنرمند جوان را نداشته باشد.” سخنان غریب پور با تشویق شدید حضار همراه شد.

غریب پور به اجرای روی پرده این اپرا اشاره کرد و گفت: “اصولا یک اثر که برای صحنه اپرا به صورت عروسکی ساخته میشود را باید در همان سالن نمایش دید و دیدن این اپرا روی پرده چندان مناسب نیست.”

غریب پور در ادامه با ستایش از بهزاد عبدی برای نوشتن آواز ایرانی در اپرا گفت: “پیش از این دو اپرا، آهنگسازان بزرگ ما مثل حسین دهلوی، لوریس چکنواریان، احمد پژمان و … آثار اپرایی ایرانی را با آواز کلاسیک غربی مینوشتند که اینکار باعث میشد، تمام حالت های موسیقی ایرانی در آن اپرا به گوش نرسد، استفاده نکردن از تکنیک های آواز ایرانی یک اشتباه بزرگ بوده در ساخت اپراهای ایرانی”

غریب پور در پاسخ به این سئوال که چرا شما داستان را به شکلی جلو بردید که پس از مرگ شمس داستان تراژیک پایان نگیرد گفت: “من به جز عرفان ایران به هیچ چیزی فکر نمیکردم زمانی که این داستان را مینوشتم و خود را ملزم به رعایت داستان نویسی کلاسیک غربی نمیکردم”

پس از صحبتهای بهروز غریب پور، محمد معتمدی خواننده نقش مولوی گفت: “ما در ادبیات ایران متون بسیار ارزشمندی داریم ولی داشتن متن خوب الزاما موجب بی نیازی ما را به داشتن نمایشنامه خوب نیست. وقتی شما میخواهید با استفاده از یک متن ادبی مثل همین اشعار مولانا، اثری دراماتیک خلق کنید با مشکلات زیادی مواجه میشوید و آقای بهروز غریبپور در این اثر هم مانند اپرای قبلی توانسته اند با موفقیت این مشکل را پشت سر گذارند و این کار از هر نویسنده کاردانی بر نمی آید، برای تایید گفته من نمایشنامه نویسان میتوانند این شیوه را امتحان کنند”

محمد معتمدی افزود: “خوانندگان ایرانی اولین تجربه های بازیگری را هنگام خواندن تجربه میکردند و این تداعی کردن حالت صحنه برای آنها کمی دشوار بود.”

نشست بررسی اپرای مولوی در دانشگاه بین المللی قزوین

پس از محمد معتمدی حسین علیشاپور خواننده نقش سلطان العلما با تقدیر از آهنگساز و کارگردان این اثر که موجب گرد همایی سازنده خواننده های جوان شدند گفت: “این اتفاق میتواند در آینده هنر آواز تاثیر مثبتی داشته باشد و باعث پیشرفت این هنر شود.” علیشاپور همچنین به همکاری و آشنایی فرخنده اهالی تئاتر و موسیقی اشاره کرد که در این اثر بوجود آمده بود. در ادامه حسین علیشاپور چند بیتی را از اشعار حسین منزوی تقدیم به همایون شجریان که غایب این جمع بود تقدیم کرد.

پس از گفته های علیشاپور، سجاد پورقناد که در اپرای مولانا در نقش خواننده و نوازنده سه تار حضور داشت با عنوان این موضوع که در غیاب بهزاد عبدی به نیابت از او در این جمع حضور دارد، به ایراد سخنانی پرداخت.

سجاد پور قناد در تایید گفته های بهروز غریب پور به نارسایی های تصویر دی وی دی این اثر اشاره کرد و گفت: “تصویری که شما روی پرده دیده اید شباهت زیادی به اجرای عروسکی اثر ندارد، چراکه کارگردان وقتی این اثر را برای صحنه آماده میکرده، تمام صحنه را در نظر میگرفته و کلوز آپ از چهره عروسکان در کار نبوده، همچنین طراحی صحنه در این تصویر مختل شده و در قسمتهای زیادی به جای دیدن طراحی صحنه، قسمت سیاهی از پشت صحنه را میبینید همراه با تصویر زوم شده ای از عروسکها که بیشتر نخ و اتصالات به چشم می آید”


سجاد پورقناد، حسین علیشاپور، محمد معتمدی و بهروز غریب پور



پورقناد در ادامه به دلیل استفاده نکردن آهنگسازان بزرگ سمفونیک ایران از آواز ایرانی در اپرا اشاره کرد و گفت: “در طی تاریخ، آواز خوانی کلاسیک به سمتی پیشرفته که خوانندگان در مقابل ارکستر بتوانند بیشترین صداگیری را از حنجره خود داشته باشند و همین امر باعث شد که تکنیکها به شکلی دیگر ظهور کنند. آواز ایرانی هم به خاطر ستیل و تکنیکهایی که دارد، نمیتواند در حالت فعلی از نظر ولوم با آواز کلاسیک برابری کند و به همین خاطر آواز ایرانی از طرف آهنگسازانی مثل حسین دهلوی هم که معتقد به استفاده از آواز ایرانی به همراه ارکستر هستند در نگارش اپرا استفاده نشده است ولی امروزه میدانیم که هیچ سالنی بدون امکانات صوتی مشغول به فعالیت نیست و ما با استفاده از این امکانات میتوانیم هر دو استایل آوازی ایرانی و غربی را مانند این اپرا در کنار هم داشته باشیم.”

پورقناد در ادامه به آداب صحنه در ایران اشاره کرد و گفت: “متاسفانه آداب صحنه در ایران عملی فرمالیته و نمایشی به حساب می آید در حالی که آداب صحنه و آداب گوش کردن است که تاثیر گذاری کامل یک اثر را در ذهن ما ممکن میسازد”

پس از پایان گفته های پورقناد، بنا به درخواست مدعوین آوازی با مطلع “دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند” از حافظ توسط حسین علیشاپور و در ادامه او محمد معتمدی با همان شعر و همان دستگاه اجرا شد که با تشویق مخاطبین روبرو شد. پس از پایان برنامه، از طرف انجمن دانشجویی فیلم و عکس دانشگاه بین المللی قزوین لوح تقدیری با تصویری از مولانا به میهمانان اهدا شد.

یک دیدگاه

  • شهرام آقايي پور
    ارسال شده در خرداد ۲, ۱۳۸۹ در ۸:۲۱ ق.ظ

    در اپرای مولوی تنها کسی که آ واز ایرانی را مثل استاد شجریان نخواند، آقای علیشا پور بود. بقیه ورژنهای مختلف شجریان بودند.موفقیت وسلامت دوست هنرمندم را از خداوند متعال خواستارم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

از روزهای گذشته…

اُرفِ ایرانی؟ (II)

اُرفِ ایرانی؟ (II)

برخورد با وزن در این قسمت بیشتر با فرهنگ فارسی زبان نزدیک است. بچه‌ها بدون تلاش زیاد برای به کار بردن ترکیبات مصنوعی، تنها با استفاده از اسم همدیگر و جواب‌هایی مانند «اومدم» که در گفت‌وگوی روزمره مورد استفاده است، با الگوهای ریتمیک مختلف آشنا می‌شوند. این همان روشی است که در گذشته در بازی‌های آهنگین ایرانی هم موجود بود. نمونه‌ی معروف آن که شاید هنوز بچه‌ها انجام‌ش می‌دهند «عمو زنجیرباف» و آن «بَعله»ی مشهورش است. در اینجا یکی از خصوصیات اصلی روش آموزشی ارف که تاکید بیشتر، بر آموزش از طریق ریتم است با نوعی آموزش شفاهی قدیمی ایرانی وجه مشترکی یافته. مولف از این همسایگی سود برده و اینها را در هم ادغام کرده است.
بتهوون چمن آرا

بتهوون چمن آرا

چه خوب دریافته بود سردبیر گفت وگوی هارمونیک اهمیتی را که خبرش برایم داشت، مثل آن که خبر فوت پدری بخواهند به فرزند بدهند، ندانند چه طور. بالاخره گفت: کریم چمن آرا فوت کرد. یک دنیا خاطره خراب شد بر سرم. ضربه‌های تیمپانی درآمد کنسرتو پیانوی ر مینور برامس بر سرم کوبیدند. در کسری از ثانیه، فیلمی به درازای چند سال در پس ذهن مرور شد…
گفتگو با فیلیپ میرس (III)

گفتگو با فیلیپ میرس (III)

ساز من دشوارترین ساز است؛ این جمله ایست که وقتی درخواست افزایش حقوق می دهم می گویم! در موارد دیگر هورن فرانسوی به اندازه سازهای دیگر دشوار است! در واقع، (نواختن هورن) از جنبه هایی یک عمر شکست محسوب می شود زیرا اغلب اوقات نمی توانید آنچه را که در ذهنتان تصور می کنید را از نظر تکنیکی اجرا کنید. هر شب برای اجرا روی صحنه می روید و تقریبا هر شب هم شکست می خورید؛ «اَه لعنتی … آنچه در ذهن داشتم بهتر از آنچه نواختم بودم… شکست خوردم» و این باعث ایجاد حس مزخرفی درون شما می شود اما هیچ گاه نیز نمی توانید دست از تلاش بردارید.
گفتگوی من و خودم در آینه (III)

گفتگوی من و خودم در آینه (III)

شعرنوازی‌ها را که می‌توان چندنوازی‌هایی در فضای غیرضربی دانست به تلاش‌هایی برای بیرون آمدن از زیر سایه‌ی فنون چندنوازی غربی تصور کرده‌اند بگذار من هم همین‌طور کنم. اینبار حافظه‌ام یاری می‌کند و دو نمونه‌اش را به یاد می‌آورم که قبلا شنیده‌ام و حکم هم نمی‌دهم که تنها همین دو تا است و اولین بوده است. دونوازی‌ای که علیزاده و کلهر در «فریاد» در ابوعطا نواخته‌اند نوع وفادارنه‌اش است و مقدمه‌ای که در «ساز خاموش» بر ترکمن نواخته‌اند نوع کمی آزادترش. حالا راه باز شده است و کسی که از راه می‌رسد مجبور نیست همه‌ی راه را از نو برود می‌تواند ادامه دهد و چیزی هم از خودش باقی بگذارد تا بتواند بگوید ما کاشتیم برای آیندگان. هنوز برایم شکل نگرفته و روشن نیست اما چیزی که می‌شنوم ممکن است در آینده به ادامه این راه منجر شود.
جاسپر وود، پیشگام نوازندگان جوان (I)

جاسپر وود، پیشگام نوازندگان جوان (I)

زمانی که جاسپر وود تمرین قطعه جدیدی را قطع کرد تا برای این مصاحبه وقت بگذارد در حال سفر از شهری به شهر دیگر در آمریکای شمالی بود. قطعا جاسپر وود مظهر آینده موسیقی کلاسیک است. این مقاله قبل از کنسرت والنتاین وود در سالن کی سیتی در کانادا (سال ۲۰۰۳) بر اساس اثر خودش برای ادای احترام به یاشا هایفتز تهیه شده است.
ویژگی های یک سنتور خوب (III)

ویژگی های یک سنتور خوب (III)

روشن است بررسی یک ساز و ارزیابی آن به عنوان یک ساز خوب، متوسط یا بد منوط به بررسی عوامل فوق می باشد. نکته قابل توجه اینکه این سه عامل “بطور کامل” مستقل از یکدیگر نیستند و نمی توان آنها را کاملا جدا ارزیابی کرد بطوریکه مثلا یک سنتور خوب، بطور حتم از موادی با کیفیت متوسط به بالا، ساخته شده و برای بدست آوردن کیفیت صدا حتما به ظاهر آن توجه شده است.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (V)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (V)

در نهایت می رسیم به دسته چهارم آثار او که میتوان به آنها کارهای سمفونیک وی اطلاق کرد که از یک حیث اپرای «خسرو و شیرین» را هم باید جزو همین دسته قرار داد، به اضافه باله «بیژن ومنیژه» و اپرای «مانی و مانا» که دهلوی در این آثار که قصد ارایه آنها در سطح بین المللی را داشته، از فواصل ریز پرده استفاده نکرده است.
کیونگ- وا چانگ (II)

کیونگ- وا چانگ (II)

سرانجام خانم چانگ ثابت نمود که تشکیل خانواده و موسیقیدانی بزرگ بودن، مغایرتی با یکدیگر ندارد. او همواره آرزو داشت در رقابت چایکوفسکی در روسیه شرکت کند اما به دلیل وقوع جنگ سرد و درگیری بین روسیه و کره جنوبی قادر به این کار نشد. به جای آن در سال ۱۹۶۷ تصمیم گرفت در رقابت ارگار لونتریت شرکت کند؛ مسابقه ای بسیار معتبر که ایزاک پرلمن در آن جایزه اول را کسب نمود.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی  <br>در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (VII)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (VII)

شاعر و نویسنده همدوره ردیف های موسیقی سنتی، آقا غلامحسین، میرزا عبدالله و آقا حسینقلی: قاآنی شیرازی، شاعر رسمی دربار ناصرالدین شاه است که غیر از قصیده سرایی و مداحی به شیوه سعدی نیز غزل می گفته و کتاب «پریشان» را به سبک «گلستان» سعدی با «اندکی تغییر» نوشته است. مراجعه به این کتاب «ملال تکرار» را دقیقا نشان می دهد. (۴)
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

در تمامی دانشگاه ها و کنسرواتوارهای دنیا درسی به نام پداگوژی (pedagogy) وجود دارد که همان شیوه «آموزش» است اما متاسفانه در ایران چنین رشته ای مورد کم توجهی قرار گرفته و به اندازه کافی به آن پرداخته نشده است. یک فارغ التحصیل موسیقی شاید به تمام علم موسیقی اشراف داشته باشد اما شناسایی نیازهای آموزشی یک مقوله جدا از خود دانش موسیقی است. اینکه بدانیم یک کودک یا فردی که از موسیقی چیز زیادی نمی داند اولین نیازهایش چه چیزی می تواند باشد از ضروریات آموزش می باشد؛ در نتیجه پداگوژی، آموزش شاگرد محور است.