“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
با پرویز محمود ارتباطی داشتید؟
خیر، به یاد ندارم ایشان را از نزدیک هم دیده باشم ولی قطعاتی از ایشان شنیده ام؛ در تالار مدرسه البرز «سوئیت های محلی» او اجرا شد. از این موضوع همیشه متاسف بودم که چرا آقای پرویز محمود علاقه ای به موسیقی ایرانی نشان نمی داد حتی استاد خودم آقای ناصحی هم از ساخته شدن قطعه «سبکبال» به سبک ایرانی و با فواصل ایرانی ابراز نارضایتی کرد.

موتیفی از قطعه «سبکبال» را اثر صبا دانسته اید، چه قسمتی مربوط به استاد صبا است؟
فقط همان موتیف اول که دو میزان آغازین است.

پیانو را با چه کسانی کار کردید؟
قبل از هنرستان با خانم اولین باغچه بان و آقای امانوئل ملیک اصلانیان ولی هیچ وقت پیانیستی توانمند نبودم به این دلیل تا زمانی که پسرم به دنیا آمد اصلاً پیانو نداشتم.

بیژن و منیژه را بدون پیانو نوشتید؟
بله البته بعد از نوشتن با پیانوی یکی از دوستانم که در یک سالن بود، ترکیبات صوتی را دوباره چک و تجربه می کردم.

وقتی برای ارکستر سمفونیک می نویسید، اول به صورت چهار بخشی می نویسید؟
خیر من از ابتدا برای کل ارکستر می نویسم.

شما همین روش را به هنرجویان درس داده اید؟
من به ندرت آهنگسازی تدریس کرده ام آن هم به صورت خصوصی به بعضی از افراد. جزء برنامه هنرستان چنین درسی نداشتیم البته جمله سازی موسیقی و تدریس فرم ها جزء برنامه بود. کسانی هم که پیش من می آمدند کمتر به حدی می رسیدند که هارمونی و کنترپوان را به اتمام برسانند و آن را پشت سر بگذارند؛ یا ذوق لازم را نداشتند یا انگیزه آن را نداشتند.

در دیدارهایی که با استادان وزیری و خالقی داشتید آیا در مورد هارمونی موسیقی ایرانی صحبت می کردید و این مساله که نباید الزاماً تبعیت کرد از قوانین غربی؟
خیر، گفت وگوهای ما در این زمینه نبود، ایشان بالاخره جزء اولین کسانی بودند که در ایران به چندصدایی کردن موسیقی پرداخته بودند و به خاطر نداشتن منبعی غیر از موسیقی غربی از قوانین آن و خود به خود از یکسری تدابیر ابتدایی چندصدایی غربی استفاده می کردند. ولی من در کارهای موسیقی با آنها مشورت می کردم و حداقل در ماه یک دیدار داشتیم.

در مورد ساخته شدن قطعه ۱۰ تار و ارکستر صحبت کنید.

در آن سال ها یک درگیری در مورد یکی از رودخانه های مشترک ایران و افغانستان روی داده بود که برای پایان دادن به این اختلاف از ارکستر ما در فرهنگ و هنر دعوت به عمل آمد و برای کنسرتی در افغانستان از من خواسته شد با استفاده از اشعار شاعران افغان، تصنیفی را بسازم؛ من یک شعر پیدا کردم با این مطلع: شب اندر دامن کوه درختان سبز و انبوه… تصنیفی ساختم که زنده یاد خانم خاطره پروانه آن را اجرا کردند که مورد استقبال اهالی هنر و پادشاه آنجا قرار گرفت. بعد از این برنامه چند تن از اهل فرهنگ و هنر آنجا نزد من آمدند و خواستند قطعه ای روی چند ملودی افغانی بسازم که من این قطعه را برای ۱۰ تار و ارکستر نوشتم.

این قطعه ضبط نشده و سعی کردند بعضی از دوستان در صدا و سیما آن را اجرا کنند و کردند ولی من از ضبط آنها راضی نبودم. بعداً از من چند قطعه خواستند که در لندن اجرا شود؛ پیشنهاد دادم این قطعه اجرا شود و آنها گفتند اینجا دو نوازنده تار هم پیدا نمی شود.

چرا از ارکستر شما ضبط تلویزیونی دیده نمی شود؟
آن زمان بین وزات فرهنگ و هنر و صدا و سیما اختلافاتی وجود داشت که باعث شده بود روابط ما که در فرهنگ و هنر بودیم با صدا و سیما قطع شود. آقای پهلبد که آن زمان وزیر فرهنگ بود، در هنرستان موسیقی تحصیل کرده و فرزند یک موسیقیدان هم بود، ایده هایی داشت که با مدیریت صدا و سیمای آن زمان مطابق نبود، به این خاطر که رئیس صدا و سیما اعتقاد داشت باید با فهم مردم کار ارائه دهیم و وزیر فرهنگ اعتقادی به این موضوع نداشت… اگر مردم شعر سعدی و فردوسی را نمی فهمند، باید آنها را حذف کرد یا فهم مردم را بالا آورد؟،

از میان آهنگسازان ایرانی چه سمفونیک چه موسیقی ایرانی چه کسانی را دوست دارید؟
الان حضور ذهن خوبی ندارم به خاطر مشکل حافظه ام و همین طور ممکن است دوستی هایم با موسیقیدانان روی این اظهارنظر تاثیرگذار باشد ولی تا آنجا که به خاطر می آورم کارهای آقایان ثمین باغچه بان، احمد پژمان و حسین ناصحی را دوست داشتم، در زمینه موسیقی ایرانی هم به کارهای آقایان علی تجویدی و فرامرز پایور علاقه دارم.

آقای پایور پیش شما چه چیزی را کار کردند؟
منزل ایشان نزدیک ما بود و پیش من تئوری و کمی هارمونی خواندند.

روزنامه بهار

یک دیدگاه

  • bahram tajabadi
    ارسال شده در خرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

    salam aghaye pourghanade aziz va salam bar ostad dehlavi delam baraye shoma tang shode yade zamani oftadam ke harchand kutah bud vali ba shoma va khanevadeye shoma ashna shodam mamnun az aghaye pourghanad ke in mosahebe ro tartib dad alan ke dar france ya itakia ya harja hastam cinema miravam yade shoma baraye man tadai mishavad
    cinemaye asre jadid aghaye kaveh tuye in fekr hastam ke cheghadr mardom rang avaz mikonan vali shoma neshaneye pakio sedaghat hastid kash yeki be man migoft chera hame migan orchestre symphonie tehran zaif vali baraye rahbari an saro dast mishekanand sedaghat shoma ra tanha dar yeki az shagerdane ghadimie va yeki az rahbarane moafaghe va barjasteye emruzietan didam ke gharibei ashenasthamishe tarif az shoma mikone
    cheghadr baraye amadan be shahrake gharb bitabi mikardam khatere kheyli kheyli az shoma daram va khanevadeye mohtarametan delam baraye shoma kheyli tang shode va moteasefam ke in avakher birune be estelah goud budid dar halike iran mitavanest az danesh shoma estefade kone
    age bekham be gam bayad ta sobh benvisam
    omidvaram salem o tandorost bashid baraye hamishe

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

مروری بر آلبوم «نغمه‌های مرکب»

مروری بر آلبوم «نغمه‌های مرکب»

شگفت نیست اگر موضوع هر گرایشی به امر کلاسیک توازن و تعادل و تناسب باشد، دست‌کم با نیم نگاهی به تجربه‌های تاریخی. در آلبوم «کنسرت نغمه‌های مرکب» نقطه‌ی تمرکز توجه همین است، چنان‌که حتا دفترچه‌ی آلبوم نیز به قلم ساسان فاطمی بیانیه‌وار بر آن انگشت می‌گذارد و بارزش می‌سازد. تنها چیزِ دور از میانه خودِ زمینه‌ای است که اثر بر آن بنا شده و این پرسش که نگاه به سایه‌های موسیقی تیموری و چنین محافظه‌کاری گذشته‌گرایی چگونه امروز می‌تواند روی دهد. دراین‌باره و همه‌ی چالش‌های سر راهش، از ناممکنی امروزین یک نظریه‌ی همه‌شمول تا نقش تخیل در بازخوانی امروزی امور دیروزی و …، بسیار گفته‌ام و گفته‌اند (شاید حتا بسی بیش از آن که گنجایش ذاتی چنین جریانی باشد).
منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (I)

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (I)

توضیح: انتشار ویراست دوم کتاب «درک و دریافت موسیقی» نوشته پرفسور «راجر کیمی‌ین» با ترجمه بسیار دقیق و تحسین برانگیز «حسین یاسینی» که اینبار علاوه بر ترجمه و حذف و اضافه‌هایی که در ویرایش جدید اعلام داشته، معادل واژه‌های موسیقایی را به زبان فارسی گنجانده بود از یک سو، همچنین ارزش و اهمیت کتاب درک و دریافت موسیقی در دنیای موسیقی از سوی دیگر، معرفی از جانب قلمی وزین و پرآوازه علمی را می‌طلبید از این رو دکتر هومان اسعدی، استاد برجسته موسیقی دانشگاه تهران انتخاب شایسته‌ای برای این منظور بود که ایشان با لطف و بزرگواری معرفی ذیل را بر این کتاب نوشته و به صفحه موسیقی روزنامه توسعه ایرانی سپردند که به انتشار رسید، در اینجا نسخه ای کامل تر این نوشته را می خوانید (بیتا یاری):
تا که فردا همچو شیران بشکنند…

تا که فردا همچو شیران بشکنند…

دکتر علی شریعتی پیش از انقلاب یکی از مهمترین رهبران ایدوئولوژیک طبقه روشنفکران مذهبی محسوب میشد که با مرگ مشکوکش در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ به اسطوره جمعیت نام برده تبدیل شد. شخصیت خستگی ناپذیر و مبارز شریعت همراه با چاشنی ذوق ادبی او، سخنرانی ها و اشعارش را شور خاصی می بخشید که مخصوصا” در حال و هوای اوایل انقلاب مورد توجه انقلابیون بود.
پاسخی بر نظرات مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

پاسخی بر نظرات مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

مطلبی که تحت عنوان خواننده سالاری منتشر شد، مقاله ای بود در نکوهش جایگاه کاذب خوانندگان و تلاش آنها برای حفظ این تصورات دروغین در میان مخاطبین و طرفداران خود، نه مقاله ای برای تخریب و نکوهش آقای محمدرضا شجریان. با توجه به تعصبات و نگاه های مقدس مابانۀ برخی علاقمندان هنر موسیقی بالاخص طرفداران آقای شجریان بر آن شدم تا مطالبی را در توضیح برخی نظرات بیان کنم.
زوج هنری باربیرولی (I)

زوج هنری باربیرولی (I)

زوج باربیرولی از مشهورترین زوجهای هنری در موسیقی کلاسیک هستند، مخصوصا جان باربیرولی با وجود اینکه ۳۸ سال قبل از همسرش درگذشته است، هنوز شهرت بسیار زیادی در میان رهبران جهان دارد. رهبر والا مقام انگلیسی؛ جان جیووانی باتیستا باربیرولی (John Barbirolli)، در ۲ دسامبر ۱۸۹۹ در هولبورن-لندن و در خانواده ای موسیقیدان با اصلیت فرانسوی-ایتالیایی متولد شد. پدرش لورنزو و پدربزرگش آنتونیو، ویلنیستهای برجسته ایتالیایی و عضو ارکستر لا اسکالای میلان بودند که در فوریه ۱۸۸۷در اولین اجرای اتلو اثر وردی در آنجا شرکت داشتند. مادرش لوئیز ماری متولد جنوب فرانسه بود.
انتشار «بیداری»، اثر بهزاد رنجبران

انتشار «بیداری»، اثر بهزاد رنجبران

به‌تازگی آلبوم دیگری از ساخته‌های بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی مقیم آمریکا منتشر شده است. آلبومی که قطعه «بیداری» را نیز در خود دارد؛ اثری که حدود دو سال پیش به سفارش یک جشنواره کره ای ساخته شد.
نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)
والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

این کار خیلی خوب است. من در مورد کار خودم صحبت می کنم و می گویم معتقدم سیستم دستگاهی، یک سیستم کامل و مستقل است. بعضی هستند که می خواهند دو سیستم مختلف را ترکیب کنند، بعضی هم می خواهند سیستمی بوجود بیاورند که بازدهی مخصوص به خودشان را داشته باشد.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (II)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (II)

اگرچه راول در تحصیلات آکادمیک خود آنچنان موفق نبود و به “بی توجه در تحصیل” معروف بود با اینحال همه می دانستند او بسیار با استعداد و توانا است. در سال ۱۸۹۳ راول چندین آهنگ ساخت و توسط پدرش به پیانیست اریک ساتی معرفی شد؛ شخصی که شخصیت متمایزش و موسیقی غیر ارتدوکسی اش بسیار با نفوذ بود. راول در سن بیست سالگی خود مستقل، با فهم و کمالات، کمی گوشه گیر و کمی شوخ طبع بود.
ریچارد اشتراوس (IV)

ریچارد اشتراوس (IV)

ریچارد اشترائوس ضبطهای فراوانی را از آثارش انجام داده، همانند اجرای موسیقی از آهنگساز آلمانی – اتریشی هارولد شوئنبرگ (Harold C. Schonberg). با آنکه اشترائوس رهبر بسیار توانایی بود اما دقت فراوانی را برای ضبطهایش به خرج نمی داد. در سال ۱۹۲۹ اپراهای تیل النسپیشل و دون خوان را به همراه ارکستر اپرای برلین اجرا کرد که به عنوان یکی از بهترین آثار اولیه ضبط از نوع الکتریکی شناخته شده، اگرچه اصل آن بر روی دیسکت ۷۸ rpm ضبط شده بود، صدای عالی نیز داشت و برای آن دوره و نوازندگان و اجرا کنندگان بسیار فوق العاده و هیجان انگیز بود، (علی رغم اشتباه فاحش یکی از سولیستها در اجرای بسیار معروفی ازتیل النسپیشل!)