Live 8 و همکاری راجر واترز با پینک فلوید پس از ۲۴ سال

پس از ۲۴ سال ، ماه آینده این چهارنفر با یکدیگر روی صحنه خواهند رفت
پس از ۲۴ سال ، ماه آینده این چهارنفر با یکدیگر روی صحنه خواهند رفت
باب گلدوف، موسیقیدان راک فعال در عرصه سیاسی و اجتماعی، پس از گذشت بیست سال از کنسرت جهانی و بسیار موفق Live Aid در سال ۱۹۸۵، که برای کمک به آفریقای دچار قحطی، به اجرا در آورده بود، قصد دارد که در برنامه ای به نام Live 8 به کار خود در جهت مشکلات ادامه دار فقر و بیماری در آفریقا و کشورهای جهان سوم ادامه دهد.

دلیل این نام گذاری، از طرفی به کنسرت اصلی سال ۸۵ اشاره میکند و عدد ۸ در آن به گروه G8 اشاره میکند که مجمع سالیانه آن در هفته بعد از آغاز کنسرت خواهد بود.

G8 چیست؟
این مجمع مستقل در سال ۱۹۷۵ در فرانسه به وجود آمد و اعضای آن در ابتدا فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، آمریکا و بریتانیا بودند که در آن زمان به نام G6 یا The Group of 6شناخته میشدند و بعد در سال ۷۶ با پیوستن کانادا به G7 و روسیه در سال ۹۸، به G8 مشهور شد. ریاست این گروه در هر دوره به یکی از کشورهای عضو تعلق میگیرد و اهداف این مجمع عبارتند از:

– ارتقا همیاری و تعاون در راه تجارت و سرمایه گزاری
– تقویت اقتصاد جهانی
– توسعه صلح و دموکراسی
– پیشگیری و حل اختلافات

درباره کنسرت و شرکت کنندگان
باب گلدوف تنها چند هفته قبل از آغاز فعالیت خود برای Live 8 گفته بود دیگر قصد تکرار کار بزرگی مانند live aid را ندارد، اما بنا به گفته خودش، با دیدن وضعیت نابسامان آفریقا که در طی بیست سال گذشته، فرق چندانی نکرده است و همچنین اعداد و آمارهای مرگ و میر در آفریقا (۱۵۰۰۰۰ نفر در روز!)، تصمیم به اجرای کنسرت دوم گرفت. “هنوز هم با وجود گذشت بیست سال، نمیتوانم مرگ مردم بر اثر نیاز را، در این جهانی که پر از کالاهای مازاد است، بشنوم و احساس تنفر نکنم.”

گلدوف و همراهانش در این کنسرت امیدوارند که بتوانند موفقیت گذشته را تکرار کنند.

این برنامه شامل برنامه ای در هایدپارک لندن و کنسرتهایی در فیلادلفیا، پاریس، رم و برلین است و از دوم جولای آغاز میشود. تصاویر این کنسرتها به طور زنده در هفت شهر انگلستان بر روی پرده بزرگ و همچنین در کانال BBC به نمایش در می آید. هدف این برنامه بزرگ آگاه کردن مردم ممالک ثروتمند از فقر همسایگان خود و همچنین راضی کردن دولتهای ثروتمند به بخشیدن طلب خود از این کشورهای فقر زده است و قرار است از منافع مادی این کنسرت برای بهبود بخشیدن به وضعیت اضطراری کشورهای فقیر و تبلیغ تجارت عادلانه یا fair trade استفاده شود.

باب گلدوف درباره این واقعه هنری گفته است: “این یک کار خیریه نیست بلکه هدف ما رسیدن به عدالت سیاسی است”.

گفتنی است که کنسرت اصلی Live Aid در سال ۱۹۸۵، که در استادیوم ومبلی Wembley و JFK فیلادلفیا برگزار شد، ۴۰ میلیون پوند درآمد داشت که صرف کمک به کشورهای قحطی زده آفریقایی شد.

هنرمندان زیادی آمادگی خود را برای شرکت در این برنامه اعلام کرده اند و جالب است که تعدادی از گروههای جدید و قدیمی از هم پاشیده، به قصد حضور در این کنسرت مجددا گردهم آمده اند. از بین ستارگان این کنسرت میتوان به Elton John ، Madonna ، Paul McCartney ، Mariah Carey، Sting ، U2 ، A-ha ، Duran Duran و بسیاری از هنرمندان فرانسوی و ایتالیایی از جمله Johnny Halliday و Zucchero اشاره کرد.

گروه پینک فلوید برای Live 8 بازمیگردد
مهم ترین و هیجان انگیزترین خبر مربوط به کنسرت Live 8 بدون شک به گردهم آیی گروه پینک فلوید تعلق دارد. این خبر که موجب شادی و شگفتی طرفداران این گروه شده است امروز(۱۳ مه ۲۰۰۵) از خبرگزاریهای جهانی پخش شده است.

این اولین حضور عمومی تمام اعضای اصلی گروه پینک فلوید از سال ۱۹۸۱ است. دیوید گیلمور David Gilmour، نیک میسون Nick Mason و ریچارد رایت Richard Wright پس از ۲۴ سال به اتفاق راجر واترز Roger Waters بر روی صحنه میروند.

دیوید گیلمور در این باره گفته است :”مانند بیشتر مردم، من هم میخواهم هرچه از دستم بر می آید انجام دهم تا بتوانم رهبران G8 را به درگیر شدن با جریان مبارزه با فقر و قحطی تشویق کنم.”

تمام درگیریها و مشکلات قدیمی بین راجر و اعضای گروه در مقابل این جریانات بسیار بی اهمیت جلوه میکند، و اگر گردهم آیی گروه برای این کنسرت توجه بیشتری را به آن جلب میکند، کاری با ارزش خواهد بود.

منبع سایت های خبری bbc و cnn

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

مبداء تاریخی به نام مسیح استرادیواری  <br>(messiah stradivari)

مبداء تاریخی به نام مسیح استرادیواری
(messiah stradivari)

ویلنی که در سال ۱۷۱۶ میلادی به دست Antonio Stradivari ساخته شد و توسط ویلن ساز مشهور فرانسوی Jean-Baptiste Vuillaume در قرن نوزدهم، مسیح نام گرفت. به راستی بعد از یافتن ویلن مسیح استرادیواریوس، چه وقایعی رخ داد؟ آنچه را که امروز از ویلن مسیح استرادیواری در قالب تصاویر و عکسها می بینیم ،بیانگر مطالبی است که سردرگمی آشکاری را در مورد صحت و حقیقت این ساز به تائید می رساند.
ژان میشل ژار

ژان میشل ژار

حتما” برای شما جالب خواهد بود اگر بدانید که ژان میشل ژار فرزند موریس ژار آهنگساز مشهور هالیوود می باشد. از جمله کارهای بزرگ موریس ژار می توان به موسیقی فیلم های موفقی چون لورنس عربستان، محمد رسول الله، روح و … اشاره کرد.
موسیقیدانان، قوانین بار در سفرهای هوایی را محکوم کردند

موسیقیدانان، قوانین بار در سفرهای هوایی را محکوم کردند

پس از دستگیری تعدادی تروریست در هواپیمایی بریتانیا، موسیقیدانان برجسته از قوانین سختگیرانه بار در این هواپیمایی انتقاد کردند. به گفته آنان محدودیت جدید در اندازه که تنها آوردن بارهایی در حد یک کامپیوتر دستی را به کابین مجاز میداند، عملا به همراه داشتن آلات موسیقی بزرگ را غیر ممکن ساخته است.
لقمان علی، درامر مسلمان (III)

لقمان علی، درامر مسلمان (III)

لقمان دوباره در سال ۱۹۶۱/۱۹۶۰ نقل مکان کرد و این بار در شیکاگو مستقر شد. جورج هادسون که از دوستان دوره دبستان لقمان بود نیز از حدود یک سال پیش در شیکاگو زندگی می کرد و در یک مدرسه موسیقی به کار مشغول بود. جورج هم چنین همان اواخر همکاری با سان را و ارکسترش (The Arkestra) را آغاز کرده بود. بدین ترتیب بود که ادوارد اسکنیر (لقمان علی) برای نخستین بار با سان را آشنا شد.
One of my turns

One of my turns

در بسیاری از بیوگرافی های نوشته شده راجع به راجر واترز (Roger Waters) آمده است، او مردی بوده که به اندازه صدها مرد دیگر در زندگی سختی و زجر کشیده است. از مرگ زود هنگام پدر و بی مهری های مادرش گرفته تا نمک نشناسی های همسر او.
به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

بعضى ها فکرمى کنند تنها یک رویکرد از مدرن وجود دارد که نوع اصیلى از آن هم هست و سایر رویکردها به آن نزدیک و شبیه هستند و یا از آن دوراند و درصورتى که شبیه و نزدیک باشند صحیح اند و اگر دور طبعاً غلط. اینان کاملاً در اشتباهند!
راپسودی آبی – قسمت دوم

راپسودی آبی – قسمت دوم

از آنجائیکه گرشوین برای ساخت این اثر چند هفته بیشتر زمان در اختیار نداشت، با عجله مقدمات نوشتن را آغاز کرد. در حقیقت ایده اصلی راپسودی آبی در قطار به هنگام سفر به بوستون به ذهن گرشوین خطور کرد.
ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج، هنرمند نامدار ترکیه

ارول اردینج (Erol Erdinç)، متولد ۱۹۴۵، پس از فارغ التحصیلی در رشته های نوازندگی پیانو و آهنگسازی از کنسرواتور آنکارا به تدریس در همان کنسرواتور پرداخت. او در سال ۱۹۷۵ به پاریس رفت و رهبری را نزد موزیسین های مشهوری مانند ژان مارتینون ( Jean Martinon ) در کنسرواتوار پاریس و پی یر دروو (Pierre Dervaux) در مدرسه ملی موسیقی پاریس (Ecole Normal de Musique de Paris) فراگرفت. اردینج در سال ۱۹۸۰ به ترکیه بازگشت و رهبر اپرا و باله آنکارا شد. او در سال ۱۹۸۳ به استانبول رفت و رهبر اصلی (chief conductor) و مدیر موسیقی ارکستر سمفونیک استانبول شد.
بحرانی با افق نامعلوم (I)

بحرانی با افق نامعلوم (I)

اگر قرار باشد در یک فهرصت کوتاه، فشرده و سریع موقعیت نشر و ناشر در موسیقی را ترسیم کنیم، حاصل جز یادداشتی کوتاه و فشرده و سریع نخواهد بود و آن هم محدود به یک اظهار نظر صرفا شخصی که نه بر داده های آماری استوار است و نه بر پژوهشی متکی به روش و سئوالات معین. این هم که بگویم وضعیت نشر موسیقی در ایران، خراب است و باید مسئولین و دولت به کمک بیایند نه حرف تازه ای است و نه سخن به درد بخوری.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IX)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IX)

باید توجه داشت که فرهنگ در ابعاد کلی و عامش، مجموعه ای مفصل و چند لایه است که در یک دایره خاص و مشخص نمی گنجد. از یک طرف بزرگ ترین دایره فرهنگی، بعد از گذشتن از محدوده های نژاد، زبان و دین، همان محدوده جهانی یا فرهنگ بشری است و از طرف دیگر به دایره های فرهنگی کوچک تری بر می خوریم، مانند دایره فرهنگی لهجه ای خاص، به عنوان مثال لهجه یزدی فقط در محدوده شهرستان یزد یک وسیله ارتباطی و در نتیجه مشخص کننده محدوده ای فرهنگی با تاریخچه و ویژگی های خاص خود است و در پی دایره فرهنگی تنگ تری، در همین یزد، به محله «گَورها» یا گبرها یا زرتشتی ها بر می خوریم با ویژگی ها، زبان، لهجه و تاریخ فرهنگی خاص خودشان و بالاخره در همین سمت، کوچک ترین دایره های فرهنگی، قبیله، خانواده تا ویژگی های فرهنگی یک فرد خاص قابل شناسایی هستند. نتیجه این بررسی را می توان در تز زیر خلاصه کرد: