- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

ادیت در ویولن (V)

برای اجرای دسته- جمله سوم، اولین انتخاب نواختن چهار نت متوالی “سی بکار، دو بکار، ر بکار، می بمل” در پوزیسیون چهارم و سپس انتقال به پوزیسیون هشتم برای اجرای نت فا دیز می باشد که در اینجا نیز می توان همین توالی انگشت گذاری را انتخاب نمود، یعنی اجرای فا دیز، سل بکار، سی بکار، دو بکار با انگشتان اول تا چهارم (تصویر شماره چهار).

در نگاه اول، با توجه به سهولت و سرعت بالای انگشت گذاری (به شکل جا افتاده ی انگشت اول تا چهارم)، ادیت فوق بی نقص می نماید. اما نکته قابل توجه اول، پرش صدایی بزرگ این جمله در تغییر انگشت چهارم پوزیسیون چهارم (نت ر بکار) به انگشت اول پوزیسیون هشتم (نت فا دیز) می باشد.

و دومین نکته، به هم ریختگی در اجرای همانند جملات همسان مورد اشاره شده در بند الف می باشد.

زیرا دسته- جمله سوم شامل” سی بکار، دو بکار، ر بکار، می بمل، فا دیز، سل بکار” دچار نوعی پرش بزرگ صدایی در داخل خود گردیده است که در دو دسته – جمله مشابه آن در اکتاوهای پایینی، به دلیل اجرا در پوزیسیون اول، این مورد شنیده نشده است و عدم وجود سابقه ذهنی در این رابطه به نوعی ذهن نوازنده و شنونده را دچار بهم ریختگی در زمینه تحلیل کلی جمله می نماید که در نتیجه از زیبایی اجرا کاسته می گردد.

و نکته آخر در این انتخاب، نحوه اجرای نت می بمل انتهایی جمله کلی است. به طبع در این حالت، منطقی ترین راه انتقال انگشت چهارم از نت دو بکار به نت می بکار است.

با توجه به شکل و وضعیت دست در پوزیسیون هشتم و اینکه این نت (می بمل انتهایی) بایستی به تنهایی اجرا شود، دیگر انتقال کلی دست و تغییر پوزیسیون به شکل انگشت چهارم به چهارم مطرح نیست. در این انتخاب، انگشت چهارم بایستی به تنهایی و توسط باز شدن هلال داخلی آن و استفاده از این پتانسیل، می بمل را اجرا کند.

اتخاذ چنین روشی با توجه به وضعیت بحرانی و بسیار نزدیک پرده ها در پوزیسیون های انتهایی گریف، می تواند منجر به احتمال نواختن فالش می بمل در این محل از گریف باشد (در این انتخاب، از ضعف نسبی صداگیری از انگشت چهارم نیز نباید غافل بود).

روش دیگر، انتخاب راهکار انگشت گذاری متوالی اول، دوم، سوم و انتخاب و اجرای متوالی پوزیسیون های چهارم، هفتم و دهم می باشد (تصویر شماره پنج). در این حالت، هر چند موضوع مورد اشاره در رابطه با انگشت چهارم در وضعیت قبلی بوجود نمی آید و اجرای می بمل انتهایی توسط انگشت سوم و در حالتی پایدارتر صورت می پذیرد، اما بازهم پرش های بزرگ صدایی در هنگام تغییر پوزیسیون های مورد اشاره صورت پذیرفته و همسانی مورد اشاره در بالا در اجرای جملات مشابه از بین می رود.

مورد دیگر، موکول شدن تغییر پوزیسیون چهارم به هفتم توسط انگشت اول در نت می بمل است. در این حالت تغییر پوزیسیون دست چپ با توجه به تمپوی سریع جمله که بر نتی با محل نه چندان مشخص و گمراه کننده، استوار می گردد (پوزیسیون هفتم-انگشت اول-می بمل) رضایت بخش نیست، هر چند یک نوازنده حرفه ای بایستی بتواند تمامی نت ها و تغییر پوزیسیون ها را به بهترین شکل اجرا نماید، اما نبایستی از این اصل کلی غافل گشت که همواره بایستی به دنبال مطمئن ترین روش و بهترین راهکار اجرایی باشیم.

در اینجا روش پیشنهادی نگارنده برای اجرای جمله همسان سوم و نیم جمله انتهایی، انگشت گذاری با شکل تکرار شونده است. در این روش، انگشت گذاری به شکل متوالی انگشت اول – دوم و تغییر پوزیسیون های زوج چهارم، ششم، هشتم و دهم است (تصویر شماره شش).

این راهکار باعث می گردد تا پیوستگی صوتی داخل هر یک از جملات همسان سوم و نیم جمله انتهایی، در بالاترین حد ممکن رعایت گردد، زیرا نواختن متوالی انگشتان اول- دوم با فاصله نزدیک به همدیگر و نیز در شکل کلی تر، تغییر پوزیسیون های نزدیک به یکدیگر باعث می گردد تا شاهد پرش صدایی بزرگ و مشهود در داخل این جملات نباشیم و از دیگر سو، همسانی صدایی جملات مشابه اول و دوم قبلی با جمله سوم در نزدیک ترین شکل ممکن اجرا گردد. احتمال خطای اجرایی کمتر به دلیل واقع شدن تغییر پوزیسیون ها بر روی نت هایی با مکان مشخص تر نسبت به سایر حالات و نیز تغییر پوزیسیون های مطمئن و پر قدرت توسط روش انگشت گذاری اول- دوم از دیگر نقاط مثبت این انتخاب است.

لازم به یادآوری است که در این حالت، نت می بمل انتهایی توسط انگشت سوم و به شکل قدرتمند اجرا می گردد و برای اجرای این نت- با توجه به فاصله نزدیک دو بکار تا می بمل- دیگر نیازی به استفاده از انگشت چهارم نمی باشد.

در پایان بایستی خاطر نشان سازم که هر چند انگشت گذاری این جمله به اشکالی دیگر نیز قابل تحلیل و اجرا می باشد- اما به دلایلی نظیر آنچه در بررسی فوق آمد- به نتایج چندان مطلوبی نخواهیم رسید.در این نوشته، اجرایی ترین و محتمل ترین حالات، مورد بررسی قرار گرفت و به دلایلی نظیر خارج از حوصله گردیدن ادامه دهی مطلب، تشابه دلایل کنار گذاشتن سایر موارد با حالات ذکر شده در مقاله و نیز نامتعارف بودن اجرایی سایر موارد، از ذکر آنها خودداری گردید.