Chansons یا ترانه های فرانسوی

Nan Merriman خواننده مزو سوپرانو
Nan Merriman خواننده مزو سوپرانو
تقریبا همه علاقمندان موسیقی در ایران با آثار چند خواننده، گروه یا نوازنده انگلیسی زبان آشنا هستند حتا اگر خواننده آن غیر انگلیسی زبان (لاتین، ایتالیایی یا اسپانیایی) باشد. با وجود تبلیغات بسیار زیاد و گسترده خوانندگانی که در آمریکا به کار مشغولند، تقریبا در تمام جهان خوانندگان انگلیسی زبان معروف را میشناسند و حتی ترانه های آنها را از حفظ می دانند.

سالهای ۳۰ و ۴۰ شمسی، موسیقی جوان پسند خارجی در ایران بیشتر فرانسوی و ایتالیایی بود. این دوران همان دوران اوج موفقیت سینمای اروپا هم به شمار می آید. دورانی که فیلمهای موج نو و سینمای نئو رئالیستی فرانسه و ایتالیا در مقابل سینمای پر آب و رنگ هالیوود به خوبی عرض اندام میکرد. تا به حال به معرفی سبکها و موسیقی دانان برجسته دوران طلایی ۵۰ ، ۶۰ و قبل از آن پرداخته ایم، در این مطلب قصد داریم تا نوعی ترانه بسیار محبوب فرانسوی را معرفی کنیم که نمونه های آنرا طرف داران Old Songsحتما شنیده اند. شانسون های فرانسوی.

باز هم گوتنبرگ و کمی از فرانسه
بنا به نظر بسیاری، یوهان گوتنبرگ (Johann Gutenberg) موثرترین شخص هزاره گذشته است. او با اختراع ماشین چاپ گامی بسیار بزرگ در راه حفظ، انتشار و تبادل دانش بشری برداشت. هنر موسیقی نیز از این اختراع بی نظیر بسیار بهره برده است.

در اوایل قرن ۱۶، ۵۰ سال پس از انتشار اولین روزنامه ها، یک روند چاپ موسیقی ابداع شد و در اواخر دهه ۱۵۲۰، یک ناشر پاریسی به نام پیر اتانژان Pierre Attaingnant به جمع آوری موسیقیی پرداخت که توسط آهنگسازانی در گوشه و کنار پاریس نوشته شده بود. تا آن زمان موسیقی معنوی و دنیوی اروپا در اختیار آهنگسازان فرانسوی- فلاندری بود و کار اتانژان در واقع نوع متفاوتی از موسیقی فرانسوی- فلاندری را عرضه کرد. شانسون های پاریسی.

audio file Debussy , Trois Chansons – Yver, vous n’estes qu’un villain

محبوبیت در اروپا
پاریس در آن زمان مرکز مهم موسیقی اروپا به شمار میرفت و درواقع همه چیز در فرانسه- از حکومت گرفته تا کشاورزان و شرایط مادی و معنوی- در عالی ترین وضعیت خود بود و پر جمعیت ترین کشور اروپا به شمار میرفت.

در طی سالهای بعد فرانسه دستخوش تحولات سیاسی فراوان، جنگها و تغییرات اقتصادی بسیاری شد اما در نهایت مملکتی بود که جو حاکم بر آن دانش، آزادی، خوشی، زیبایی و سلیقه خاص فرانسوی بود که همچنان در جهان مثال زدنی است. شانسون ها از چنین خاکی سربر آوردند و از آن جایی که زبان فرانسوی جایگزین لاتین شده بود، شانسونها به سرعت به محبوب ترین نوع موسیقی غیر مذهبی مبدل شدند و توسط نوازندگان حرفه ای و آماتور در هر جای ممکن- دربار، تئاتر، خانه، مدرسه و حتا خیابان- نواخته و خوانده میشدند. …

موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (III)

نوازنده برای اجرای صحیح آنچه که در کتاب آمده باید سطح تکنیکی قابل قبولی داشته باشد در غیر این صورت چه در «تمپو» و چه در موزیکالیته و پیوستگی و آرتیکولاسیون دچار مشکل می‌شود. پیش‌تر ضبط برخی از این قطعات در سی‌دی‌ هزار و یک‌شب به‌نوازندگی افشار عده‌ای را ترغیب به یادگیری آن‌ها کرده بود که اینک با در دسترس قرار‌گرفتن نت آن‌ها می‌توان انتظار داشت که بیشتر شنونده‌ی این آثار در برنامه‌های اجرایی گیتار باشیم.

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (III)

رشد این رشته‌ی علمی در شرایطی که ارتباط با جهان خارج روزبه‌روز کم‌تر می‌شد (به ویژه در دوره‌ی استالین) یک مسیر منحصر به فرد را رقم زد، به ویژه که در دیگر حوزه‌های اندیشه مثل نشانه‌شناسی، نقد ادبی فرمالیست‌های روسی و … نیز خطوط تفکر متمایزی بود که روی نظریه‌پردازان موسیقی تاثیر می‌گذاشت. شرایط بسته، شاید شبه‌گل‌خانه‌ای، موجب رشد مجموعه‌ای از مفاهیم، حوزه‌های مورد علاقه و روشمندی‌های پژوهش موسیقایی شد که یا به‌کلی مختص موسیقی‌شناسی روسی‌اند (موزیکوودینیا) یا اگر در موسیقی‌شناسی غیر روسی هم معادل‌هایی دارند؛ در موزیکوودینیا به معنایی کاملا متفاوت یا در جایگاه‌هایی دیگر به‌کار می‌روند (۶).

از روزهای گذشته…

گفتگو با عبد الحمید اشراق (IV)

گفتگو با عبد الحمید اشراق (IV)

بله واقعا اینطور بود چه جنگ و جدالهایی خاطرهء دیگری را حکایت می‏کنم تا بیشتر محیط آن زمان را مجسم کنید. در آن زمان رهبری سمفونیک تهران را آقای حشمت سنجریی بر عهده داشت حدود سال ۱۳۵۵ {احتمالا این تاریخ اشتباه است – سردبیر} در برنامه‏ ای در تالار فرهنگ چند قطعه از بزرگان موسیقی را اجرا کردند ما در رابطه با کمبودهای ارکستر مطلبی نوشتیم و کمبودها را از دیدگاه علمی تذکر دادیم، مثلا چون ویولونیست نداشتند چند دانشجو را در صحنه گذاشته بودند یا بدلیل فقدان‏ نوازندهء هبوآ (ابوا)، قطعات را بدون آن اجرا می‏کردند. از این گذشته، نوازندهء فاگوت نیز در دسترس نبود و کم و کاستی‏های دیگری هم بود که در مقاله تذکر دادیم.
متبسم: با الهام از اقدام پایور ونوشه را نوشتم

متبسم: با الهام از اقدام پایور ونوشه را نوشتم

روز ۲۷ تیر ماه قرار است ارکستر سازهای ملی ایران با تکنوازی حمید متبسم و رهبری اسماعیل تهرانی و همراهی محمد معتمدی و وحید تاج به عنوان خواننده، در تالار وحدت به روی صحنه برود. اجرای دوباره قطعه ونوشه اثر مهم و مشهور حمید متبسم باعث شد امروز گفتگویی با این هنرمند داشته باشیم.
وان موریسون، نوری در تاریکی (V)

وان موریسون، نوری در تاریکی (V)

آلبوم سال ۱۹۷۴ وی به نام “برای توقف کردن بسیار دیر است” اجرای زنده ای داشت که در لیست بهترین آلبومهای با اجرای زنده مقام اول را کسب کرد. در ۲۱ جولای ۱۹۹۰ موریسون به راجر واترز (Roger Waters) در اجرای بسیار بزرگ دیوار برلین با جمعیت سیصد هزار تا یک میلیون و نیم نفر حضور یافت که این اجرا به طور هم زمان از تلویزیون پخش شد و موریسون در این کنسرت بزرگ “خواب راحت” را خواند.
خنیاگر پیانو؟ (I)

خنیاگر پیانو؟ (I)

هفت روز دریا با کارهای گذشته‌ی «هوشیار خیام» از جنبه‌هایی متفاوت است. این تفاوت نه به رسم برتر شمردن که به حساب برشمردن ویژگی‌های آثار گذشته‌ی اوست. اگر سه ویژگی اصلی قطعات پیانویی او را بهره‌گیری از امکانات پیانوی از پیش مهیا شده یا تغییریافته، کاربست بعضی تکنیک‌های مینی‌مالیستی (که این هر دو را می‌توان به پای رابطه‌ی او با مکتب نیویورک نوشت) و راه دادن اکنون موسیقی ایرانی (به پهنای سه دهه تجربیات موسیقایی) به ساختار نوازندگی پیانوی ایرانی بدانیم (۲)، آنگاه ناچاریم اذعان کنیم که اولی به کلی در این آلبوم غایب است و بر دومی هم تاکیدی نمی‌یابیم -هر چند به شکل گذرا در دل قطعات هنوز حضور دارد- و سومی هم دست‌کم به اندازه‌ی آلبومی مانند «تاتاری» ظاهر نیست. از همین روست که «هفت روز» دریا را میان آثار پیانویی هوشیار خیام متفاوت می‌بینیم.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (II)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (II)

آقاجان دوم:آقاجان فرزند داود شیرازی ، از شاگردان سماع حضور و از منسوبین حسن خان (معروف به سنتورخان استاد معروف سنتور عصر محمدشاه و اوائل سلطنت ناصر الدین شاه) بود. او در فن خود مهارت تمام داشت و در خواندن تصنیف و نواختن تنبک کسی به پای او نمی رسید.
نقدی بر هارمونی زوج (III)

نقدی بر هارمونی زوج (III)

تاکید نویسنده در این مقاله بر روی درجه های زوج بوده و در ادامه خواسته است آن را اثبات کند اما درجه ی پنجم در موسیقی کلاسیک ایرانی چندان هم بی ارزش نیست چون شاهد بسیاری از شاه-گوشه ها (واژه ای که استاد عمومی برای گوشه های اصلی یک دستگاه نام برده است) درجه ی پنجم شاهد درآمد دستگاه ها هستند و هیچ دستگاهی نیست که در درجه پنجم یک تا چند گوشه ی مهم نداشته باشد. مثلا:
کج بشینیم، راستشو بگیم  (IV)

کج بشینیم، راستشو بگیم (IV)

گروهی نیز به شدت علاقمندند بیوک آقا را ضمیمه‌ی تذکر الاولیا کنند و آوارگی‌ها و بی‌خانمانی‌های او را، شوریدگی شبلی‌وار درویشی وارسته و واصل تعبیر کنند. شیدای عارفی که تمام کلمات به ظاهر ساده و گاه نامفهومش در عالم معنا و معرفت سرچشمه داشت و چشم معنابینی می‌بایست تا اندر احوالات ظاهری چونان سرگشته‌ای، نشانه‌های سرور و سرمستی از سرکشیدن شراب حقیقت ببیند. وجود چنین پنداشتهایی نیز، از عشق و علاقه‌ی ریشه‌دار ما به اسطوره‌سازی‌ها و تقدس بخشیدن‌ها دور نیست. مگر نه این است که در دو دهه‌ی پایانی زندگی بیوک‌آقا، با رسیدگی‌ها و توجه هرچه بیشتر مردم و هنردوستان، حال جسمی و روحی او اندکی بهتر ‌شده بود؟ پس بر چه اساسی و به استناد چه نشانه‌هایی می‌توان ثابت کرد که بیوک‌آقا خود، آگاهانه این نوع زندگی فلاکت‌بار و دردآلود را انتخاب کرده ‌بود؟
ساز به ساز (I)

ساز به ساز (I)

احتمالاً پیش آمده که بشنوید یک قطعه­‌ی موسیقی کلاسیک غربی را با یکی از سازهای ایرانی بنوازند؛ مثلاً اجراهای «کیوان ساکت» از برخی آثار مشهور یا بخشی از اجرای «اردوان کامکار» در فیلم «سنتوری». اگر به ماهیت بحث­های درگرفته (به خصوص پس از مورد اول) توجه کرده باشید ته رنگی از شک یا بدبینی را نسبت به این اجراها (دست کم دربرخی از آنها) در­می­ یابید. نکته‌ی اصلی همه‌ی این گفتگوها این پرسش است که آنچه از چنین اجرایی به دست می‌آید تا چه پایه ارزشمند است؟ همه­‌ی بحث­هایی هم که در مورد «درست بودن»، «به جا بودن» یا امثال آن، طرح می‌­شود در نهایت از آن رو است که بتوان از نتیجه­‌ی آنها به عنوان ابزار ارزش‌گذاری بهره برد.
جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

من معتقدم بچه ها باید بیشتر زحمت بکشن و در کنار نوازندگی و اجرای قطعات، روی مکتوب کردن قطعات کار کنیم، چه از بچه های نسل خودمون، کار بسازیم و ارائه بدیم یا کارهای (همونطور که گفتم) نوازنده های نسل قبل از خودمون را منتشر کنیم به صورت جمعی؛ حالا نه کتابی که فقط برای تار یا سنتور یا کمانچه … باشه،
مستند مارتین اسکورسیزی (I)

مستند مارتین اسکورسیزی (I)

مارتین اسکورسیزی (Martin Scorsese) که دلبستگی و عشق عمیقی به این نوع موسیقی دارد و جا به جا آن را در برخی از فیلم هایش از جمله “آخرین والس”، “دار و دسته نیویورکی” و “گاو خشمگین” نشان داده، اخیرا مجموعه مستندی به نام “بلوز”را به سفارش شبکه چهار بی بی سی در هفت قسمت در باره ریشه های موسیقی بلوز و حوزه تاثیر و نفوذ آن از کناره های می سی سی پی تا غرب آفریقا تهیه کرده است.