خدایی: مرکز حفظ و اشاعه منحل شده!

علی خدایی
علی خدایی
آواز را از کی و به چه استادی شروع کردید؟
آواز را به صورت حرفه ای از سال ۱۳۶۷ شروع کردم در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی با استاد شاپور رحیمی که ردیف استاد کریمی را به روایت ایشان کار کردم. دقیقا به خاطر دارم زمانی که من به مرکز حفظ و اشاعه رفتم آنقدر هنرجو وجود داشت که من خودم در راه پله نشسته بودم و در اتاق جای نشستن نبود در کلاس استاد رحیمی!

میدانید که مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در آنزمان واقعا خروجی داشت و واقعا “مرکز حفظ و اشاعه” بود. ما اینقدر در آن زمان آموزشگاه موسیقی نداشتیم که امروز هست و جایی را سراغ نداشتیم به جز مرکز حفظ و اشاعه؛ هر کس آنزمان سراغ آواز را میگرفت سر از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در می آورد.

همه میدانیم که این مرکز چقدر ارزش داشته در تربیت موسیقیدانان ایران و چه خروجی های خوبی داشته است. اساتیدی که آنجا فعالیت می کردند و شاگردانی که پرورش داده اند و امروز پیشکسوت ترین آنها دکتر داریوش صفوت است ولی متاسفانه امروزه این مرکز به مرکز “نماهنگ” تبدیل شده و هیچ اثری نه تنها از حفظ، بلکه از اشاعه هم وجود ندارد.

الان ساختمان آن کجاست؟
همان ساختمان سابق استاد نجات الهی، کوچه صارمی. مدتی تبدیل به مرکز پژوهش و تحقیق شد که آن هم فرمالیته بود، بعد سیستم مدیریت به هم ریخت و امروز مدیری ندارد آنجا! وقتی مرکز حفظ و اشاعه نداریم مدیر هم نداریم! آنجا بلاتکلیف و بلا استفاده است و این ضربه بزرگی است به موسیقی ایران.

چرا در این زمینه اطلاع رسانی ای نشده است؟
بله متاسفانه، این موضوعی که با شما در میان گذاشتم را کسی به آن نپرداخته و بهتر است در این مورد خبرگزاری ها و مجلات هنری، اطلاع رسانی کنند.

از برنامه های خودتان بگویید که چه کارهایی در دست دارید؟
یکی از دوستانم میگفت، همیشه برنامه ها در ایران بیشتر از امکانات است! متاسفانه در ایران همیشه ایده ها خیلی بیشتر از امکانات است. من همیشه دنبال برنامه های نو و تاثیرگذار هستم، چه در اجراهای شخصی خودم چه در برنامه های آموزشی و این تصمیم را گرفتم که به امید خدا، علاوه بر اینکه ارکستر خوبی را از نوازنده های برجسته ای ایران تشکیل دهم، در نظر دارم به زودی زود، مرکزی را دایر کنیم که این مرکز تبدیل شود به مرکز تخصصی آواز.

با خیلی از اساتید آواز ایران هم مشورت کردم در این مورد از جمله استاد شجریان، استاد یگانه آواز ایران. خیلی نظر ایشان مثبت بود و من حرکت هایی را آغاز کردم در این زمینه، خود شما هم در جریان این موضوع هستید و به امید خدا مرکز تخصصی را افتتاح میکنیم که جای همه استادان آواز و صاحب نظران و استاتید در سبک های مختلف است.

با احترام به تمام اساتید آواز که در همه نقاط ایران مشغول زحمت کشیدن و تدریس و تربیت هنرجو هستند در شمال و جنوب و شرق غرب این کشور؛ میخواهیم یک مرکزی را داشته باشیم که با دعوت از این استادان هم هنرجویان خوبی را داشته باشیم و هم خروجی قابل توجه در رشته های مختلف آواز ایران و جهان.

از استادان و صاحب نظران آواز کلاسیک غربی هم دعوت به همکاری کرده اید؟

بله، ما در این زمینه هم فعالیت جدی خواهیم داشت و در کنار تحقیق در زمینه آواز ایرانی و تشکیل آرشیو، ما در زمینه آواز کلاسیک غربی هم فعالیت میکنیم و در حال تکمیل آرشیو صوتی تصویری هستیم.

حتی من اعتقاد دارم در زمینه موسیقی پاپ هم اگر میخواهیم به رشد سالمی برسیم باید در همین مراکز روی آواز آن کار کرد چراکه موسیقی پاپ ما هم بسیار افت داشته و این موسیقی هم باید خط دهی و آموزشش صحیح باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

پنج آلبوم برگزیده اینترنتی هفته

پنج آلبوم برگزیده اینترنتی هفته

آلبومهای برگزیده اینترنتی بر اساس میزان فروش آنها در بازارهای اینترنت ارزش گذاری میشوند و این هفته (۲۱-Nov-2004) پنج آلبوم اول فهرست از این قرار هستند:
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VI)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VI)

آهنگساز باید آزادی کامل داشته باشد که به هر نوع استیل و تکنیکی که می خواهد کار کند. در موسیقی معاصر ایران باید بگذاریم که صدها و هزاران گل شکفته شود. ابتدا توضیحی راجع به سیستم می‌دهم.
نگاهی به زندگی هنری گرشوین (II)

نگاهی به زندگی هنری گرشوین (II)

در سال ۱۹۱۵ شروع به مطالعه هارمونی، کنترپوآن و ارکستراسیون نمود. مطالعات او تا سال ۱۹۲۱ ادامه داشت و اولین قطعه کلاسیک او، Lullaby (لالایی) برای یک کوارتت زهی بود که در سال ۱۹۱۹ نوشته شد این قطعه در واقع جزو تمرین های هارمونی او بود. پس از آن او اپرای کوتاهی بنام Blue Monday را به رشته تحریر درآورد، او این اپرا را برای برادوی تهیه کرد اما پس از اولین اجرا دیگر هرگز اجرا نشد. سوانی (Swanee) در سال ۱۹۲۰ هنگامی که در Broadway بود نوشته شد. این ترانه زیبا توسط خواننده محبوب آن سالها یعنی ال جولسون (Al Jolson) خوانده شد و برای جورج مبلغی حدود ۱۰ هزار دلار! بعنوان آهنگساز درآمد به ارمغان آورد. پس از آن جورج برای تهیه موسیقی مراسم سالانه Broadway قراردادی به مدت ۵ سال با آنها به امضا رسانید. او همچنین برای سه برنامه بزرگ موسیقی در Broadway و دو برنامه در لندن قرارداد تهیه موسیقی به امضا کرد. به قسمتهای زیبایی از لالایی گرشوین گوش کنید:
گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.
چکناواریان و ارکستر سمفونیک تهران

چکناواریان و ارکستر سمفونیک تهران

سه شنبه ۲۷ دی، تالار وحدت، میزبان ارکستر سمفونیک تهران به رهبری(رهبری میهمان) لوریس چکنواریان بود. ارکستر با اشاره چکناواریان قسمتی از باله گایانه ساخته آرام خاچاتوریان آهنگساز برجسته ارمنی را به اجرا گذاشت. سپس “افق بیکران” ساخته حشمت سنجری و پس از آن “رقص دایره” را از همین آهنگساز نواخت.
یاد داشتی بر مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

یاد داشتی بر مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

در ادامه بحثی که درباره مقاله خواننده و خواننده سالاری توسط علیرضا جواهری در این سایت بوجود آمد، دکتر کیومرث پیرگلو، آهنگساز، موزیکولوگ و نوازنده پیانو و سنتور، نیز برای “گفتگوی هامونیک” مطلبی ارسال کرده که میخوانیم: هر چه از دل بر نیاید؛ بر دل نیز ننشیند. صادقانــــــه باید اقرار کنم که سالهاست که دیگر نمیتوانم به کارهای استاد شجریان گوش دهم چرا که معتقدم هرگز پس از جدایی ایشان از اساتید گرانقدر فرامرز پایـــــــور، پرویز مشکاتیان، جلیل شهناز و… کار پر مغز با تنظیم زیبا و ملودی ناب از اجراهای ایشان نشنیدیم، چراکه از یک طرف معضل “نوگرایی” که باعث سر در گمی در موسیقی ایرانی شده و باعث شده کسانی که بدنبال این مسآله هستند نتوانند ملودیهای ناب با تنظیم های زیبا ارائه کنند (و استاد آنها را اجرا کنند) و از طرف دیگر جریان خواننـــــــــــده سالاری (که متاسفانه پس از انقلاب بوجود آمد و رشد کاذبی کرد) که دوست هنرمند و دلسوخته آقای علیرضا جواهری بحث آن را پیش کشیدند، باعث شد که اساتیدی مانند شجریان ها نتوانند همچون گذشته، با وجود تمام امکانات و شش دانگ صدا، کارهای ناب و جاودانی را بوجود بیاورند. پس از این حوادث به راحتی میشود به این نکته پی برد که چقدر آهنگساز با ذوق میتواند نقش اساسی در خلق و پرورش یک اثر زیبا داشته باشد.
روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

روش سوزوکی (قسمت هفدهم)

من در بین سنین بیست تا سی سالگی غالبا به عنوان دانشجو در برلین بسر می بردم. وقتی که من به آلمان رسیدم به دنبال بهترین معلم ویولون بودم و کارل کلینگر را پیدا کردم. پروفسور به من قطعات بسیار سختی را داد که بر روی آنها کار کنم من هر روز پنج ساعت تمرین می کردم اما هر چه بیشتر کار میکردم مثل این بود که من عقب تر می رفتم! روزها و ماه ها به همین گونه سپری می شدند و من اصلا پیشرفتی نمی کردم تا اینکه بطور کلی قطع امید کردم. فکر می کردم که امیدی نیست من بی استعداد هستم. از کنسرتهای موسیقیدانهای بزرگ هم دیدن می کردم که مرا دلسردتر می کرد.
موسیقی معاصر با کرانگله

موسیقی معاصر با کرانگله

کارلین هو (Carolyn Hove) نوازنده ابوا و کرانگله (Oboe & English horn) از سال ۱۹۸۸ همراه با ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس توانسته است، توانایی های خود را در امر نوازندگی نشان دهد و امروز یکی از برجسته ترین نوازندگان این رشته است. او تحصیلات خود را در زمینه موسیقی در کنسرواتوار موسیقی Oberlin به پایان رسانده و در سال ۱۹۸۶ توانسته جایگاه مناسبی را بعنوان نوازنده در ارکستر سمفونیک San Antonio بدست آورد.
تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (I)

تاثیر استودیو‌های خانگی، قالب‌های ذخیره‌سازی و فضای مجازی بر مالکیت ابزار تولید موسیقی (I)

در سال‌های پایانی قرن بیستم پیشرفت چشمگیر فن‌آوری رایانه و همه‌گیر شدن شبکه‌های اطلاعاتی تغییرات بزرگی را در چگونگی تولید و دسترسی به اطلاعات به ویژه آثار هنری به وجود آورد. از میان هنرها، موسیقی که پیش از آن در ابتدای قرن بیستم چند جهش انقلابی دیگر را در زمینه‌ی پخش و انتشار پشت سر گذاشته بود، بیشتر از دیگر هنر‌ها متحول گشت.
زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (II)

زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (II)

در حوزه ی موسیقی چند نفر را می شناسی که با نام آذرمیدخت رکنی آشنا باشند؟ پیانیستی بی نظیر و برجسته که در اوج فلاکت، بدبختی و فقر از دنیا رفت بی آنکه یادگاری از خود به جای گذارد. در کدام یک از نشریات موسیقی به ایشان یا نمونه های دیگری چون زینب محمدی، خان گل مصرزاده، فریده رهنما و … پرداخته اند؟ چرا راه دور رویم کدامشان به فوزیه مجد و شیدا قرچه داغی و طلیعه کامران و فروغ کریمی پرداخته اند؟