فروغ بی پایان

فریدون فروغی  ، 1380-1329
فریدون فروغی ، 1380-1329
متولد نهم بهمن ۱۳۲۹ در تهران محله سلسبیل ، فرزند فتح الله کارمند دخانیات ، دیپلمه علوم طبیعی ، کوچکترین فرزند خانواده و دارای ۳ خواهر ، ۲ سابقه ازدواج در سالهای ۱۳۵۱ و ۱۳۷۳ ، بدون فرزند ، فوت ۱۳ مهر ۱۳۸۰ در منزلش در تهران پارس

بله، درک این مطلب که فروغی چرا نتوانست ۲۰ سال مجوز کار بگیرد بسیار سخت است. خواننده ای که به دلیل آزاد فکر کردن توسط ساواک ۲ سال ممنوع الصدا میشود و یدک کش لقب خواننده ملی ایران است. فریدون فروغی بازمانده نسلی است معلق که تا آخرین لحظه حیاتش برای اثبات حقیقت جنگید، مقابل شاه ایستاد، با وجود داشتن اقامت آمریکا، ایران را ترک نکرد و بیست سال به واقعیت فرصت داد تا خود را نمایان کند، ولی حیف… مرگ حق است ولی حق فریدون فروغی مرگ در تنهای نبود. فریدون فروغی با عشق بزرگ شد و همین عشق او را مثل شمع آب کرد. شاید اگر مثل سایر هنرمندان زمان خود پس از عدم دریافت مجوز کار ایران را ترک کرده بود حالا زنده بود یا هنگام مرگ وضعیت بهتری داشت.

او موسیقی را با نواختن drums شروع کرد با یافتن استعداد خوانندگی در خود شروع به نواختن گیتار و به تدریج سازهای دیگر مانند پیانو نمود. روایات حاکی از اینست که نواختن ساز را بدون استاد آموخته و شعر گفتن را از پدرش به ارث برده بود. از سال ۴۶ با ایجاد گروه های کوچک موسیقی با خواندن موزیکهای غربی بخصوص بلوز وارد عرصه هنر شد (او از مریدان ری چالرز بود).

فریدون فروغی
با انعقاد قرارداد همکاری با یکی از سالن های شیراز برای حدود دو سال از سال ۱۳۴۸ به صورت حرفه ای فعالیت هنری کرد. ترانه های آدمک (موزیک فیلم آدمک ساخته خسرو هریتاش) و پروانه من اولین آفریده های فارسی او در این مدت بودند. در این دوران فروش صفحه های فریدون فروغی که با همکاری هنرمندان وقت بخصوص شهریار قنبری تهیه میشد به سرعت بالا رفت. اجرای کار تلویزیونی به دعوت فرشید رمزی در برنامه شش و هشت محبوبیت این خواننده را دو چندان کرد تا در سال ۱۳۵۳ پس اجرای موسیقی در برنامه تلویزیونی رنگارنگ و تولید اولین کاست به نام نیاز حضور خود را در گروه خوانندگان پاپ کشور را تثبیت نمود.

همزمانی فریدون فروغی با مرحوم فرهاد برای معروفیت هر دو هنرمند که داری صدای بم و گرفته ای بودند بسیار مؤثر بود. سال ۱۳۵۴ آلبوم یاران، سال ۱۳۵۶ پس از ۲ سال ممنوع الصدایی آلبوم سال قحطی، سال ۱۳۵۷ آلبوم بت شکن و در سال ۱۳۵۸ آخرین آلبوم او بنام فریدون فروغی با آغازی نو (نسخه از کنسرت زنده) به بازار عرضه شد.

آلبوم آخر او که پس از انقلاب تکثیر شد در میان جوانان طرفداران بسیار پیدا کرد به طوری که تا بحال نزدیک به یک میلیون نسخه آن به طور رسمی و غیر رسمی تکثیر شده. سال ۱۳۵۹ ترانه ی یار دبستانی من برای فیلم از فریاد تا ترور را اجرا نمود و در سال ۱۳۶۰ پس از اجرای ترانه کوچه ی شهر دلم و انتشار کاست سُل با همکاری کورش یغمایی ممنوعیت کاری خود را آغاز کرد. در سالهای ۱۳۶۰ و۱۳۶۱ آهنگ ۴ قسمتی چرا نه؟ را تنظیم نمود که هیچوقت منتشر نشد. تا سال ۱۳۷۹ و اجرای ترانه دچار برای فیلم سینمایی دختری بنام تندر.

عمده فعالیت علنی او پس از انقلاب اجرای کنسرت در جزیره کیش که اتفاقاَ با استقبال خوبی هم موجه شد بود شد. امید بیست ساله او به دریافت مجوز کار با کار آخرش ترانه دچار قوت گرفت ولی قبل از اکران فیلم به درود حیات گفت.

روی سنگ مزارش این حک شده است :

چون آدمک زنجیر بر دست و پایم
از پنجه ی تقدیر من کی رهایم
فریدون فروغی ۱۳۸۰-۱۳۲۹

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

گری مور

گری مور

رابرت ویلیام گری مور متولد چهارم آوریل سال ۱۹۵۲ در بلفاست، از شهرهای شمالی ایرلند، نوازنده گیتار و خواننده موفق دهه شصت که با گروههایی چون Thin Lizzy ، Colosseum II و Skid Row همکاری داشته است.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

“هنرمند می کوشد و باز می کوشد تا به غیر ممکن دست یابد. گاهی خوش اقبال است و کمی به هدفش نزدیک می شود. اما همه مدت به جایی دیگر رانده می شود، به جایی که کسی نمی تواند او را آرام کند، کسی نمی تواند کمکی به او بکند.”
فروغ بی پایان

فروغ بی پایان

او موسیقی را با نواختن drums شروع کرد با یافتن استعداد خوانندگی در خود شروع به نواختن گیتار و به تدریج سازهای دیگر مانند پیانو نمود. روایات حاکی از اینست که نواختن ساز را بدون استاد آموخته و شعر گفتن را از پدرش به ارث برده بود. از سال ۴۶ با ایجاد گروه های کوچک موسیقی با خواندن موزیکهای غربی بخصوص بلوز وارد عرصه هنر شد (او از مریدان ری چالرز بود).
منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

آقای مشایخی به من گفتند قطعه ای برای فلوت بنویسم. پرسیدم فقط فلوت تنها؟ گفتند فعلاً فقط فلوت تنها. گفتم استاد برای ارکستر و فلوت بنویسم؟ گفتند نه فقط برای فلوت. من قطعه ای برای فلوت سلو در شوشتری نوشتم. سعی کردم به لحاظ ریتم و ملودی مونوتون نباشد. کار متفاوتی بکنم. ایشان کار را گام به گام می دیدند و نظراتی می دادند، وقتی تمام شد، گفتند در فرهنگسرای نیاوران اجرایی داریم که می خواهم قطعه تو هم اجرا شود. کسی را می شناسی که فلوتش را بزند؟ من دوستم ناصر رحیمی که نوازنده حرفه ای فلوت هستند را معرفی کردم و با اجرای ایشان کار اجرا و ضبط شد.
نوروز تو راهه…

نوروز تو راهه…

سال ۱۳۸۴ سال خوبی برای موسیقی نبود، در این سال شاهد درگذشت ۱۰ هنرمند موسیقی که بعضی از آنها دین بزرگی بر گردن موسیقی ایران داشتند بودیم. دو تن از این بزرگان کریستین داوید و همسرش منصوره قصری بودند که در عرصه موسیقی کلاسیک قدمهای ارزشمندی برداشته و در تعلیم و ترویج موسیقی کلاسیک تلاش بسیار کردند.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه اول

مطلبی که پیش رو دارید اولین شماره چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی است که اخیرا دوره اول آن با تدریس دکتر محمدرضا آزاده فر به پایان رسید و اکنون وارد دوره دوم خود شده است. این مجموعه از نوشته ها با همکاری یکی از دانشجویان این کلاس، نسیم احمدیان (دانشجوی کارشناسی ارشد اتنوموزیکولوژی و نوازنده سنتور) ویراستاری شده و در این سایت به انتشار می رسد.
دکا (I)

دکا (I)

ضبط دکا (Decca Records) شرکت ضبط انگلیسی ای است که برچسب آن در سال ۱۹۲۹ توسط ادوارد لوئیز (Edward Lewis) ثبت شد. برچسب آمریکایی آن در اواخر سال ۱۹۳۴ تولید شد که ارتباط شرکت آمریکایی دکا با شرکت انگلیسی آن برای چندین دهه از بین رفت. ویژگی برجسته این کمپانی، توسعه متودها در کمپانی انگلیسی و توسعه در عرضه آلبومهای اورجینال در آمریکا است که هر دوی این شرکتها بالهای مهم حرکتی شرکت بزرگ ضبط گروه جهانی موسیقی (Universal Music Group) می باشند که ویوندی (Vivendi) دارنده مرکز بزرگ رسانه ها در فرانسه، مالک آن است.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

من اغلب با گرفتن پرینتهایی از کتاب “روشهایی برای ویلنسلیت های جوان” (Pathways for Young Cellists) از اُلگا استائورت (Olga Stuart) با هنرجویان شروع می کنم. این کتاب شبیه کتاب اول پیانو است، در هر صفحه اطلاعات اندکی آمده و به هنرجویان حسی از یادگیری سریع را منتقل می کند. پس از آن با چندین کتاب روشها و تمرینها ادامه می دهم: روشهای فیلارد برای ویلنسلیست های جوان (Feuillard Method)، تمرینهای آرشه زدن سوچیک اپوس ۳ (Sevcik Opus 3)، کتاب دبیرستان ویلنسل نوازی پوپر (Popper High School of Cello Playing) و پیاتی کاپریسز (Piatti Caprices).
حرکت سیال ذهن در آلبوم شش جهت و برون شش

حرکت سیال ذهن در آلبوم شش جهت و برون شش

انسان در آستانه هزاره سوم در حوزه موسیقی میل شگفت انگیزی به جهت مکاشفه ظرفیتهای بومی و ملی به خصوص در تعامل با ملتهای دیگر پیدا کرده است. به گمان من به رغم تلاشهای گسترده تا این مقطع آنچنان که شایسته و بایسته باشد، تلاشی جامع و جهانشمول صورت نگرفته است؛ از یک طرف نیازهای فرهنگی و هنری و از طرف دیگر به حکم ضرورت تاریخ میبایست با رویکردی دیگر گونه با حفظ صیانت از هویت فرهنگی ملی و آئینی به جهت اعتلای موسیقی به بهسازی حیات هنری جامعه پرداخت.
پاور بالاد Power ballad

پاور بالاد Power ballad

پاور بالاد Power ballad، نوعی ترانه است که معمولا در آلبومهای هارد راک hard rock، ارینا راک arena rock و هوی متال heavy metal در سالهای ۷۰، ۸۰ و ۹۰ وجود دارد و پس از آن در دهه اخیر به شیوه ای مدرنتر اجرا میشود.