روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (III)

روی کلتون اوربیسن (1936-1988)
روی کلتون اوربیسن (1936-1988)
اوربیسن به همراه کمپانی ضبط سان موفقیتهای نسبی به دست آورد و توانست وارد حلقه الویس پریسلی شود. تنها امتیازی که ضبط سان برای او داشت آن بود که برای خرید دوباره کالیداک بنفش خود پول کافی داشته باشد، اما به تدریج دست از همکاری با آنان کشید و ضبط آثارش را متوقف کرد. وی به سرتاسر تکزاس سفر کرد و برای ۷ ماه هیچ اجرایی نداشت. او اغلب در بحران شدید مالی بود و به خانواده و دوستان خود وابسته بود.

در اواخر دهه ۱۹۵۰ خرج خود را از طریق سرودن اشعار به ویژه در زمینه موسیقی کانتری می گذراند. اوربیسن به همراه چت آتکینز (Chet Atkins) که به همراه پریسلی گیتار می نواخت، چندین آهنگ ضبط کرد.

او آهنگی را که بودلکس بریانت (Boudleaux Bryant) نوشته بود به نام “به نظر من می رسد” را اجرا و ضبط کرد. نظر بریانت درباره اوربیسن آن بود که: “کمرو، خجالتی که به نظر می رسد در دنیای موسیقی گیج و متحیر است. او نرم، زیبا اما با شرم می خواند انگار که شخصی ممکن است از صدا و هنر او اذیت شود و او را سرزنش کند.” در اولین کارش برای ضبط به همراه مانیومنت، اوربیسن آهنگی را که کمپانی ضبط RCA رد کرده بود به نام: “پسر کاغذی” و “زیبا” را کار کرد.

در این دوره تا پاسی از شب به اجرا می پرداخت و با همسر و فرزندان خردسالش در آپارتمانی کوچک زندگی می کرد که اغلب مجبور بود گیتارش را به داخل ماشینش ببرد تا در آنجا تمرین کند و آثارش را بنویسد. در سال ۱۹۵۹ جو ملسون (Joe Melson) سراینده اشعار، روزی در تگزاس نوازندگی اوربیسن را از داخل ماشین خود ضبط کرد و این دو هنرمند تصمیم گرفتند به همراه یکدیگر آهنگ بسازند.

برای تجربه اول “مرکز شهر” را نوشتند و اوربیسن اجازه داشت از سازهای زهی در این اثر استفاده کند که بسیار هم لذت برد. ملسون بعدها گفت: “ما به استودیو رفتیم و به اثری که ضبط کردیم گوش سپردیم و آن را بهترین صدایی یافتیم که در تمام دنیا می توانست به گوش برسد.” این آهنگ در رده ۷۲ در بین ۱۰۰ آهنگ برتر روی بیلبورد آمریکا جای گرفت و آرزوی اوربیسن را در بستن قرارداد با کلوپهای شبانه مهیا نمود.

راک اند رول در اواخر دهه ۱۹۵۰ در کودکی خود رها شد. الویس پریسلی به ارتش رفت، ادی کوچرن (Eddie Cochran) و بودی هولی (Buddy Holly) از دنیا رفتند، ریچارد کوچک مذهبی شد و چاک بری (Chuck Berry) دستگیر شد و عمرش در زندان گذشت، جری لی لویز همکار پیشین اوربیسن در کمپانی ضبط سان برای ازدواجش با دختر عموی ۱۳ ساله اش و پخش گزارش آن در تمام روزنامه ها، از رسوایی از کار کنار کشید!

آهنگ ” ترسنده دونده” یک هفته پس از عرضه شدن در رده اول در بین ۱۰۰ آهنگ برتر قرار گرفت. داستان آن درباره مردی حساس بود که که با غم و جدایی روبرو شده بود که در پایان با اوج گرفتن صدای قوی اوربیسن به پایان می رسد. “گریه کردن” در جولای ۱۹۶۱ در رده دوم قرار گرفت. اوربیسن به دلیل فقدان چهره ای فوتوژنیک بر خلاف بسیاری از معاصران راک اند رول خویش، تا اوایل سالهای ۱۹۶۰ تصویرش در هیچ جایی به چاپ نرسیده بود و عکس وی بر روی هیچ کدام از آلبومهایش نبود. مجله لایف او را “مشهور بی نام و نشان” خوانده بود.

اوربیسن سالها بعد گفته است: “من هیچ گاه سعی نکردم عجیب و یا غیر متعارف باشم، تنها {بودم و} هیچ گاه راهنمایی نداشتم که به من بگوید چه بپوشم و بر روی سن چگونه حضور یابم. مردی ساکت، مرموز و گوشه گیر، چیزی که مرا آنگونه بر روی سن می شناسند در حقیقت آن کس نیست که من به حقیقت هستم.” زمانی که به انگلستان رفت اگرچه دیگر آنجا شخصیت اول نبود و بیتل ها جای او را گرفته بودند اما بدبینانه پرسید: “اصلا بیتل ها چی هستند؟” که جان لنون (John Lennon) در جواب او گفت “من هستم”.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (II)

کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی»، نگارش مرجان راغب نیز ازجمله کتاب‌های پژوهشی نشر خنیاگر است که به تحلیل آثار و سبک‌شناسی عارف قزوینی پرداخته و در تابستان ۱۳۹۶ توسط نشر خنیاگر منتشر شده است. این کتاب در اصل پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد خانم راغب در رشتۀ نوازندگی ساز ایرانی است که در سال ۱۳۹۲ با استادراهنمایی دکتر هومان اسعدی ارائه شده بود.

درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (III)

آواز اما، به اعتبار حضور یک خواننده‌ی چیره‌دست وضعیتی دیگر دارد. گاه به استقبال پیچیدگی‌هایی می‌رود که خواندنش از عهده‌ی خوانندگان اندکی برمی‌آید و گاه نیز اگر چه ساده طراحی‌ شده با چیره‌دستی خوانده می شود. موسیقی با کلام و هوای بازگشت به سوی مخاطب بلافاصله پای فرم ترانه (یا اگر ترجیح می‌دهید تصنیف) را به میان می‌کشد چنان که در بسیاری تولیدات صوتی این روزها با حذف میان-بخش های سازی و غیرسازی ممکن، به چشم می‌خورد؛ ترانه‌هایی که در این مجموعه‌ی به‌خصوص گرد آمده از دیدگاه پیوندهای زیباشناختی تفاوتی با تصنیف در موسیقی دستگاهی متاخر ندارند.

از روزهای گذشته…

وکیلی: ردیف کاظمی ۴۰۰ گوشه دارد

وکیلی: ردیف کاظمی ۴۰۰ گوشه دارد

اینکه باب شده که می گویند مکتب اصفهان و مکتب تهران برای کسانی که در تهران بوده اند یا اصفهان، تعاریف دقیق و موسیقایی نیست. یادم است که سالها پیش با مرحوم دکتر حسین عمومی که ردیف دان و حقوق دان بود، مصاحبه ای انجام داده بودند و ایشان تعریف خوبی از مکتب ارائه داده بود. البته این مصاحبه بسیار طولانی است و در اینجا می شود به بخشی از آن اشاره کرد؛ مثلا نحوه بیان شعر، ریتم درونی آواز، نوع تحریر و حتی مخرج صوتی کلام که این تعاریف ما را به سوی یک مفهوم موسیقایی هدایت می کند نه تنها یک منطقه جغرافیایی.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه چهارم

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه چهارم

در بخش اول این مبحث، به تعاریف و مفاهیم موسیقی‌شناسی و رشته‌های وابسته به آن پرداخته می‌شود. این مفاهیم و دسته‌بندی‌ها تاحدود زیادی پایه‌گذار و تعیین کنندۀ چارچوب شاخه‌های اتنوموزیکولوژی می‌باشند.
پیمان سلطانی در تاریخ هنر ایران

پیمان سلطانی در تاریخ هنر ایران

پیمان سلطانی در تاریخ هنر ایران، هنرمندی یکتا و بی نظیر است، یک مطالعه سطحی در مورد فعالیتها و توانایی های او تاییدی بر این گفته میتواند باشد. سلطانی تنها هنرمند ایرانی بوده است که توانسته در اواسط دهه سوم زندگیش، عنوان هایی مانند نوازنده سازهای تار، سه تار، سنتور، آهنگساز، رهبر ارکستر، نقاش، گرافیست و منتقد هنری و… داشته باشد!
نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (III)

نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (III)

موسیقی آفریقا یکی از پویاترین اشکال هنری است. مصر طی مدتی طولانی کانون فرهنگی جهان عرب بوده‌است، درحالی که تجدید خاطره‌ی نواخت‌های مناطق پایین صحرا به ویژه در غرب آفریقا، از طریق تجارت برده اطلسی به رقص سامبا، آهنگ‌های بلوز، جاز، رگا، موسیقی رپ، و بزن و بکوب نوین منتقل شد.
زنان و موسیقی (IV)

زنان و موسیقی (IV)

به طرز عجیبی دو خواننده مشهور اُپرا، ماری-لوییز دِمَتَن (Marie-Louise Desmatins)، متولد ۱۶۷۰، و لَ موپَن (La Maupin دوشیزه دُبینی Mlle d’Aubigny) متولد همین دوره، هر دو بسیار جوان، یکی در سن سی و هشت سالگی و دیگری در سن سی و هفت سالگی در سال های ۱۷۰۸ و ۱۷۰۷ فوت کردند.
بانگ چاووش (III)

بانگ چاووش (III)

در این آثار از سازهای مضرابی باس مانند، بم تار و عود به صورت شاخص تری استفاده می شد و کارایی آنها بیشتر القای ریتمیک بود که در اکثر مواقع با چاشنی ضدضرب، نوشته می شد؛ ولی مهمترین تفاوت این آثار با بسیاری از ساخته های پایور و هنرجویان هنرستان، تنظیم ذوقی آنها بود؛ در بسیاری از آثار پایور (۶) و هنرجویان هنرستان، تکنیک های هارمونی و کنترپوان، به شکل قانونمند و یکپارچه ای به کار برده می شوند، در حالی که در آثاری که بعد از انقلاب توسط آهنگسازان کانون چاووش اجرا شد، این تکنیک ها به صورت مقطعی و بیشتر جهت رنگ آمیزی به کار گرفته می شوند.
چشمه ای جوشیده از اعماق (I)

چشمه ای جوشیده از اعماق (I)

چهرۀ مذهبی موسیقی قرن بیستم، در یازده سپتامبر ۱۹۳۵ در کشوری چشم به جهان گشود که امروزه یکی از بی دین ترین مردمان جهان را دارد؛ کشوری که در آزادی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و نیز در شاخصهای توسعه انسانی، امروزه بالاترین رده های جهانی را به خود اختصاص داده است: استونی
به زبان ایرانی (I)

به زبان ایرانی (I)

نیازی نیست که بسیار موسیقی ایرانی بدانی تا بتوانی رنگ ایرانی «خون ایرانی» (*) را لمس کنی. شخصیت ایرانی این قطعه به روشنی و وضوح خود را به انسان دیکته می‌کند. بدون ترس از این که شناخته شود و بدون سر افکندگی‌های معمول فرهنگی درجه‌ی دوم. در پی شبیه شدن به نسخه‌ی برتر هم نیست و چشم به آرمانشهری در آن‌سوی آب‌ها ندوخته است. برای آفریننده‌ی این اثر ایرانی بودن معنایی روشن‌تر، شکل‌یافته‌تر و عمیق‌تر از تنها ترکیب ملودی‌های شناخته شده با ابزارهای موسیقی سمفونیک دارد.
گفتگوی ما ده ساله شد!

گفتگوی ما ده ساله شد!

جشن دهمین سالگرد فعالیت ژورنال موسیقی گفتگوی هارمونیک دیروز، دوم خرداد در فرهنگسرای نیاوران به اجرا رسید. چنانکه مستحضرید، قرار بود جشن در روز اول خرداد در فرهنگسرای نیاوران برگزار شود و افراد بسیاری برای همراهی ما در این برنامه، اعلام آمادگی کرده بودند ولی به دلیل یک سوء تفاهم در ساعت برگزاری این برنامه، مسئولان فرهنگسرای نیاوران پیش نهاد تعویق برگزاری جشن به روز دوم خرداد را دادند.
اپرای لیلی و مجنون (II)

اپرای لیلی و مجنون (II)

به خاطر می آورم که آن شب ماردم را خیلی اذیت کردم! بیش تر از آن پرده سیاه شاکی بودم، نمی توانستم صحنه را به خوبی ببینم و از او سؤال هایی درباره داستان اپرا می پرسیدم. حواستان باشد که ما مثل بچه های امروزی با تلویزیون و رادیو و تئاتر بزرگ نشدیم، در نتیجه آنچه بر روی صحنه رخ می داد کاملا واقعی جلوه می کرد!