گفتگو با کیاوش صاحب نسق (I)

گفتگو با کياوش صاحب نسق لحظاتي پس از کنسرت
گفتگو با کياوش صاحب نسق لحظاتي پس از کنسرت
به دنبال تهیه مطلب جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران با کیاوش صاحب نسق آهنگساز معاصر و طراح جشنواره آهنگسازان معاصر ایران مصاحبه ای انجام دادیم که در این گفتگو را می خوانید.

بفرمایید که چرا در این برنامه از نوازندگان ایرانی استفاده نشد؟
همونطور که من قبلا” هم چندبار بهش اشاره کردم، برنامه ریزی اولیه این کنسرت مبناش انتخاب یک کوارتت اتریشی بود که قرار بود این کار را اجرا بکنه ولی بخاطر اینکه ما بودجه نداشتیم در مرحله بعد به یک کوارتت ایرانی فکر کردیم، منتها با صلاح دید و مشورتی که من با آهنگسازان قدیمی تر کردم، متاسفانه {بخاطر} تجربه های نچندان خوشایندی که با کوارتت های ایرانی داشتن ما تصمیم سومی گرفتیم که اون هم استفاده از نوازندگان ارمنی بود.

البته این اتفاق به این معنی نیست که ما تک تک نوازندگان ایرانی را از لحاظ توانایی های نوازندگی زیر سئوال می بریم، بلکه مجموعه این چهار نوازنده هست که باید تکلیفش روشنتر می بود. در حقیقت وقتی من طرح این برنامه را ریختم، کوارتتی را که به عنوان کوارتت و چهار نوازنده می تونستند تجربیاتشون را به ما نمایش بدن که بگن ما این صلاحیت و توانایی ها را داریم به من معرفی نشد… بعد از حدود ۴ ماه که ما این قرار را با این گروه بستیم از طرف کوارتت نوان برای من ایمیلی اومد که دمویی را برای من فرستادن که بنظر من خیلی دموی پخته ای اومد و حتی من با آقای رسولی صحبت کردم و قرار بر این شد که اگر ما با هم کنسرت مجددی را داشته باشیم از حضور این کوارتت استفاده کنیم.

پس استفاده از گروه به این معنی نیست که ما چهارتا نوازنده در ایران نداریم!
مطمئنا” به این معنا نیست؛ ما در ایران نوازندگان توانا خیلی داریم ولی مشکل دیالوگی هست که باید بین این چهار نوازنده برقرار باشه، یک کوارتت وقتی معنی واقعی خودش را داره که این کوارتت هفته ای حداقل دو بار یا سه بار با هم تمرین داشته باشن و هر دو هفته یکبار کنسرت داشته باشن، این اسمش کوارتت هست! نه اینکه ما چهارتا نوازنده قدر عاریتی را بگیریم و کنار هم بگذاریم … البته ممکن هست اتفاقی یک نتیجه خوب بگیریم ولی این بدنه یک کوارتت نیست. در هر صورت من دلم می خواد در برنامه بعد حتما” از وجود یک کوارتت ایرانی استفاده کنیم؛ یا حداقل در کنار کوارتت “آنی” از وجود یک کوارتت ایرانی استفاده کنیم و بعد صحنه را برای رقابت و توانایی هایی که هر نوازنده ای که می تونه {قدرتش را} نشون بده باز کنیم که فکر می کنم خیلی می تونه برنامه را جذابتر بکنه.

ایده این کنسرت چگونه بوجود اومد؟
ایده این کنسرت برمی گرده به سال ۲۰۰۲ که من از چند نفر از آهنگسازان معاصرمون خواهش کردم که قطعات کوارتتشون را در اختیار من قرار بدن که یک کوارتت اتریشی در گراتس این برنامه را اجرا کرد.

آثار آقایان علیرضا مشایخی، نادر مشایخی، هرمز فرهت، مهران روحانی، رضا والی و خود من و دونفر دیگه که متاسفانه بخاطر مشکلات فنی اجرا نشد؛ آقای شاهرخ خواجه نوری و آزاد حکیم رابط یک کار کوچیک برای من فرستاده بودن.

چه اشکالی پیش اومد؟
مشکل اصلی کار آقای خواجه نوری این بود که کار ایشون کوراتت نبود، بلکه اوکتد بود و من به خودم اجازه نمی دادم که تغییرش بدم(تنظیمش کنم) در مورد آقای حکیم رابط هم یکمقدار مشکلات زمانی پیش اومد، قرار بود ایشون پارت برای ما پیدا کنن و قرار بود در شیوه نت نویسیشون یک تجدید نظری کنن که متاسفانه این موارد اتفاق نیفتاد و کوارتت نتونست از قطعاتشون استفاده کنه.

فایل های صوتی قسمتهایی از مصاحبه :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
Audio File قسمت سوم

بعد از اون جریان ارتباطات به نوع زیبایی برقرار شد. آقای رنجبران از طرف آقای والی شنیدن که من یک کوارتت دارم و به من زنگ زدن و این باعث شد که تعداد کوارتت هایی که در دست من بود زیادتر بشه و این ایده پیش اومد که ما می تونیم یک برنامه بزرگتری داشته باشیم با وجود اون نوازنده ها ، بیایم در ایران کنسرت بدیم جایی که جایگاه واقعیش هست. تابستان من اومدم با آقای رسولی صحبت کردم و مدیر عامل اون مرکز که آقای بنی اردلان بود که فوق العاده استقبال کردند و برنامه ریزی اون را کردیم ولی به این شکل که یازده تا کار را اجرا کنیم- چون تا اون موقع من یازده تا کار در دستم بود- که این کارها را در چند شب اجرا کنیم . پارتیتورها منتشر بشه و در نهایت ما یک نشر صوتی داشته باشیم.

برنامه ریزی اولیه که قرار بود دی ماه اجرا بشه بخاطر دلایل فنی به تعویق افتاد و برنامه در اردیبهشت اجرا شد. در همون مدت که تابستان اینجا بودم من باز با یک تعداد از آهنگسازان تماس گرفتم و ازشون خواهش کردم که قطعاتشون را در اختیار ما بگزارن، بدون اینکه بدونم اصلا” همچین قطعه ای دارن یا نه. با آقای حسین دهلوی، احمد پژمان و… اینها کوارتت نداشتن با خانوم فوزیه مجد تماس گرفتم که یک کوارتت قدیمی داشتن ولی نیاز به اصلاح داشت، آقای داریوش دولتشاهی خیلی خوشحال شدن ولی نمی تونستن قطعه ای را در اختیار من قرار بدن، آقای هوشنگ استوار و کسانی که من خیلی دلم می خواست قطعه ای ازشون داشته باشم ولی دسترسی به خانوادشون برام ممکن نبود؛ آقای حسین ناصحی از پیش کسوتهای اصلی ما آقای ثمین باغچه بان.

صحبت هم کردید باهاشون؟
با آقای باغچه بان نه… آقای دکتر محمد تقی مسعودیه دارن که البته برای کوارتت نیست و برای مومان زهی هست که می شد پیادش کرد و کسی که بخاطر فراموش کاری و غفلتم فراموش کردم آقای مصطفی کمال پورتراب بود که بعدا” در موردش فکر کردم… این مجموعه تصمیم گیریها بود… در آخرین دو هفته ای که قرار بود بیام ایران آقای لوریس چکنواریان با من تماس گرفتن و روزهای کنسرت را پیشنهاد دادن که بجای دو روز سه روز باشه که حرفشون کاملا” منطقی بود بخاطر اینکه همینطوری یازده اثر توسط یک کوارتت اجرا کنیم به اندازه کافی فشار و تمرکز و همه معضلاتی که یک نوازنده باهاش می تونه برخورد داشته باشه را داره دیگه چه برسه به اینکه این برنامه در دو بخش اجرا بشه … و سریع با هماهنگی های آقای رسولی برنامه اجرا شد و تونستیم شب سوم را هم بهش اضافه کنیم.

نوازندگان چه مدتی تمرین کرده بودند؟
من فکر می کنم آذر ماه سال پیش قطعات را براشون فرستاده بودیم (و با تماسی که من با ایمیل هایی که رد و بدل می شد و از آقای چکناواریان –در مورد روند کار- پرس جو می کردم، اونها هم در مورد مشکلاتی که در قطعات داشتند گاهی تماس می گرفتند) و در حقیقت تمرینها همون موفق آغاز شده بود و این را هم بگم که اون قطعات تنها قطعاتی نبود که در دستشون بود و کنسرتهای دیگری هم این وسط اومدن و اجرا کردن ولی من چیزی که از اول تمرین می بینم این هست که می تونم مطمئنا” بگم که تمرینات از همون روز اول شروع شده بود، چون تمرین به معنای واقعی اینجا نبود و فقط یک اشکال گیری بود؛ کارها همه دقیقا” بازبینی شده بود، دقیقا” آرشه گذاری شده بود و چیزی که برای من خیلی جذاب بود، ارتباط این چهار نفر بود که با چه دقتی سعی می کردند که کوارتت را تصحیح بکنن…

اختلالات صدای خوانندگان (VII)

انسان برای اینکه بتواند حرف بزند، یاد گرفته است، با تداوم مرحله ی بازدم، صداسازی کند. صحبت کردن و آواز خواندن مستلزم تداوم جریان هوا به طریقی است که تارهای صوتی را به ارتعاش درآورد. گوینده ها یا خواننده ها، هنگام تمرین روی صدایشان، غالبأ به طور آگاهانه، روی کنترل سازوکار تنفس، تمرکز می کنند. ولی این کنترل آگاهانه نباید با نیازهای فیزیولوژیکی شخص به هوا در تضاد باشد.

مروری بر آلبوم «افرا»

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است.

از روزهای گذشته…

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفتگوی بیتا یاری با پرفسور هرمز فرهت، موزیسین و استاد دانشگاه موسیقی دابلین و سامان دهنده دانشکده موسیقی دانشگاه تهران است. بخشی از این مصاحبه قبلا در روزنامه به چاپ رسیده است و در این سایت به صورت کامل به انتشار می رسد.
ارکستر سمفونیک تهران در اغما

ارکستر سمفونیک تهران در اغما

پس از سی سال ارکستر سمفونیک تهران به خوابی عمق فرو رفته… بسیار غم انگیز است! ارکستری که در دوره اول از کمبود بازدید کننده و مقرون به صرفه نبودن کنسرتها، مشکلات مادی و معنوی جنگ جهانی دوم، خروج نوازندگان کلیدی از ارکستر، کمبود ساز و در دوره دوم تحریم های مربوط به موسیقی، خروج دوباره نوازندگان خبره، مشکلات مادی و معنوی زمان جنگ هشت ساله و … صدها مشکل دیگر تا به امروز حیات خود را حفظ کرده بود؛ در دوره ای که بیش از همیشه طرفدار دارد و بلیط کنسرتها هم در بالاترین حد خود است، به خاطر سوء مدیریت باید تعطیل شود!
محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (I)

محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (I)

در سال ۱۳۶۹ محمد رضا شجریان همراه با داریوش پیرنیاکان، جمشید عندلیبی و مرتضی اعیان سه کنسرت را در سه دانشگاه به اجرا گذاشت که هنوز هم در میان آثار محمدرضا شجریان که با ارکسترهای اینچنینی اجرا شده، بی مانند است.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.
مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

«بدرقه‌ی ماه» خیلی چیزها دارد شاید حتا بتوان گفت همه چیز. طرح و برنامه‌ی نسبتا متوازن منسجم، گرمای عاطفی برآمده از اجرای پرانرژی نی، روانی ملودی (مثل «ضیافت صبح») و لحظه‌های غافل‌گیرکننده (مانند آشکار شدن دیرهنگام جهت اصلی مدال در خط عود در آغاز قطعه‌ی «بدرقه‌ی ماه»)، وهم و سودا و سوز (چون «دشت مه‌زده» و تک‌نوازی‌ها) و جز آن، بخشی از ساختمانش است. اما افزون بر اینها پرسشی که در آن است و پاسخی که فراچنگش نمی‌آید بر فراز همه‌ی این داشته‌ها می‌ایستد. و آنچه آلبوم (و برخی دیگران نیز) از آن می‌پرسد و با پاسخ نیافتن بر جای هنوز خالی‌اش انگشت می‌گذارد چیست؟ همنوازی در سایه روشن میان قیدهای «ازپیش‌تعیین‌شدگی» و آزادی‌های «تعیین‌نشدگی».
اُرفِ ایرانی؟ (II)

اُرفِ ایرانی؟ (II)

برخورد با وزن در این قسمت بیشتر با فرهنگ فارسی زبان نزدیک است. بچه‌ها بدون تلاش زیاد برای به کار بردن ترکیبات مصنوعی، تنها با استفاده از اسم همدیگر و جواب‌هایی مانند «اومدم» که در گفت‌وگوی روزمره مورد استفاده است، با الگوهای ریتمیک مختلف آشنا می‌شوند. این همان روشی است که در گذشته در بازی‌های آهنگین ایرانی هم موجود بود. نمونه‌ی معروف آن که شاید هنوز بچه‌ها انجام‌ش می‌دهند «عمو زنجیرباف» و آن «بَعله»ی مشهورش است. در اینجا یکی از خصوصیات اصلی روش آموزشی ارف که تاکید بیشتر، بر آموزش از طریق ریتم است با نوعی آموزش شفاهی قدیمی ایرانی وجه مشترکی یافته. مولف از این همسایگی سود برده و اینها را در هم ادغام کرده است.
زندگی موسیقایی علی حاتمی و فیلمهایش

زندگی موسیقایی علی حاتمی و فیلمهایش

سوته دلان، فیلمی متفاوت از تمام فیلمهای علی حاتمی و به عقیده نویسنده زیباترین و برازنده ترین فیلم اوست. داستان در فضای تهران جنگ جهانی دوم و بعد از آن میگذرد. توانایی حاتمی در بازسازی فضاهای تهران آن روزگار، بی بدیل است و شاید آنرا بتوان با “سرب” (به کارگردانی مسعود کیمیایی و طراحی ایرج رامین فر-۱۳۶۷) مقایسه کرد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVII)

هر ساز سازی (استثنای آنان که ساز های بادی-فلزی می سازند) نجار زبردستی است ولی هر نجار زبر دستی لزوما ساز ساز نیست.
خواننده ای سالار یا خواننده سالاری…

خواننده ای سالار یا خواننده سالاری…

مقاله ای که پیش رو دارید نوشته ای است از علی رضا امینی، منتقد ادبی و موسیقیدان که در ادامه بررسی معضل خواننده سالاری در موسیقی ایران نگاشته شده است: در پی نقدها و نوشته های اخیر آقای علیرضا جواهری پیرامون بحران دیرپای خواننده و خواننده سالاری بر آن شدم از زاویه و نگاهی دیگر به این مساله بپردازم. شاید به همت سایر هنرمندان و دست اندرکاران هنر بتوانیم چاره ای برای حل این ضایعۀ فرهنگی و هنری بیندیشیم. ضایعه ای که گریبانگیر همۀ دست اندرکاران موسیقی بالاخص نسل جوان شده و اگر به اهتمام دوستان در پی حل این ماجرا نباشیم به زودی باید با دنیای موسیقی هنری و هنر موسیقی در ایران وداع کنیم چون با رشد سرطانی این غده های بد خیم دیگر مجالی برای کار کردن جوانان نخواهد بود و می بایست این جوانان در آیندۀ نزدیک در پی حرفه و شغلی جدید برای خود باشند.
متبسم: راحت طلبی با ذات هنر مغایرت دارد

متبسم: راحت طلبی با ذات هنر مغایرت دارد

قبل از هر چیز سوال من درباره‌ی تغییر ذائقه‌ی موسیقایی شما است، به غیر از آثاری که در آن نقش نوازنده را بر عهده داشتید، خلق و خوی آهنگسازی شما در طی دهه‌ی گذشته، دستخوش تغییر شده است. این تغییر‌ها در روند ملودیک آثار شما و همچنین تنظیم قطعات و نوع ساز بندی همچنین انتخاب اشعار بسیار هویدا است، به عنوان مثال آلبوم‌های “سفر به دیگر سو”، “قیژک کولی”، “بوی نوروز”، “ماه عروس”، “به نام گل سرخ” از نظر آهنگسازی و حتی برخی اوقات نوازندگی هر کدام دنیای خاص خود را دارند.