آلبومهای اختصاصی آلن پارسونز

Alan Parsons
Alan Parsons
آلن پارسونز در کنار کار با اریک وولفسون (Eric Woolfson ) مدیر و ترانه سرای بزرگ، تصمیم گرفت تا به ضبط آنچه خود در موسیقی بدان علاقه دارد نیز بپردازد. به این شکل پروژه بزرگ طولانی مدت آلن شکل گرفت. او گهگاه در ضبط کارهایش کیبورد می زد و به ندرت هم می خواند. البته در ابتدا طرحی که او در ذهن داشت با حضور جمعی از خوانندگان و نوازندگان آماتور پایه ریزی شد، اما در میان آنها با آرتور براون (Arthur Brown) ، آلن کلارک (Allan Clarke) و ایان بیرنسون (Ian Bairnson) گیتاریست نیز همکاری کرد.

اولین آلبوم اختصاصی
در سال ۱۹۷۶ آلبوم اختصاصی او با تم داستانهایی درباره دین و تصویر سازی مشابه آنچه در نوشته های ادگار آلن پو دیده می شد منتشر گشت. از سویی دیگر شباهت زیادی با قصه های علمی آیزاک آسیموف نیز داشت. بعد از این موفقیت در سال ۱۹۷۸ او برای ضبط آلبوم EVE به موناکو رفت تا در سال ۱۹۷۹ به همراه لوسیفر (Lucifer) شماره یک جدول اروپا باشد.

سکونت در موناکو تاثیر چشمگیری در آلبوم The turn of a friendly card داشت، این آلبوم در ۱۹۸۰ و در پاریس ضبط شد. دو قطعه از ترکهای این آلبوم با نامهای Game People و Timeدو از موفق ترین ترانه های وی بودند. پس از این موفقیت او به انگلیس بازگشت و آلبوم Eyein the Sky را که از موفقترین کارهای موسیقی راک زمان خود (۱۹۸۶) بود تهیه کرد. موفقیتهای بعدی او با ضبط آلبوم Ammonia Avenue در سال ۱۹۸۵، Stereotomy سال ۱۹۸۶ و Gaudi سال ۱۹۸۷ به اوج خود رسید.

به ترک اول از آلبوم A Valid Path بنام Return To Tunguska که با حضور و همکاری افتخاری دیوید گیلمور اجرا شده است گوش کنید :

Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم

تئاتر موزیکال وین
اما باید گفت که برجسته ترین اثر او در یک تئاتر موزیکال بود که در سال ۱۹۹۰ بیش از ۱۲ ماه در وین روی صحنه بود. اریک و آلن پس از آن راهشان را از هم جدا کردند، اریک حرفه اش را در همان حیطه تئاترهای موزیکال ادامه داد در حالیکه پارسونز حس کرد نیاز دارد تا به اجرای کنسرتهای زنده روی صحنه پرداخته و ضبط موسیقی مورد علاقه اش به حالت سمفونیک – راک را ادامه دهد.

اینگونه نیز شد و همکاری طولانی مدت او با بیرنسون و استوارت الیوت (درامر) با آلبوم Try Anythings Once در سال ۱۹۹۴ و The Time Machine در سال ۱۹۹۰ به ثمر نشست. در طی همین دوران تور زنده سرتاسری اروپای وی و گروهش مخاطبان بسیاری را به سوی سالنهای کنسرت کشاند. او همچنین شوهای زنده و متفاوت و خاصی را با کسانی مثل رینگو استار (Ringo Starr)، جان اندرسون (Jon Anderson) ،آلیس کوپر (Alice Cooper)، جان انت ویستل (John Entwistle) و آن ویلسون (Ann Wilson) روی صحنه اجرا کرد.

یکی از نام آشنا ترین و البته مشهورترین قطعاتی که آلن با گروه نوازنده های خود اجرا نمود قطعه ای بود که در شیکاگو بولز روی صحنه برد. جرج مایکل خواننده آمریکایی در فیلم IMAX از قطعات وی استفاده کرد و شاید پرطرفدارترین قطعه ساخته او در فیلم مایک میرز (آستین پاورز) باشد. سبک موسیقی و شیوه آلن در دوره خود یکی از بهترینهای الکترونیک و در ژانری که The Crystal Method را شامل می شد بسیار قابل توجه بود.

آلن می گوید: “هنر واقعی در تغییر و دگرگونی است و من احساس میکنم نیاز دارم تا صدای بخشهای مختلف یک قطعه را با حفظ ارزشهایش مطابق میل و اندیشه خودم ترکیب کنم. موسیقی الکترونیک یکی از مقوله های هنر بود که پیشرفت بسیار سریع و قابل توجهی دارد، ضمن اینکه از تکنولوژی جدید نیز بهره می برد.”

آلن همچنین در صدابرداری قطعات زیادی برای رسانه رادیو ساخته و الحق در حرفه صدا برداری دانشمند زمان خو د است. اغلب در سخنرانیهایی که در مورد حرفه صدابرداری و مهندسی ضبط برگزار می شود به عنوان سخنران حضور داد. آخرین سخنرانی او در سال ۱۹۹۸ در میان مهندسین صدابردار با عنوان ” اجتماع مهندسین صدابرداری” سر و صدای عجیبی به پا کرد. وی در حال حاضر هم به همراه همسر و دو دختران نوجوانش (تابیتا و بریتنی) در سانتا باربارای کالیفرنیا زندگی میکند.

گفتگوی هارمونیک

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

هنر پدیده ای انضمامی (II)

هنر پدیده ای انضمامی (II)

آثار هنری زمانی که خلق می شود، به عنوان بخشی از نشانه ها در عالم هستی ترجمه می گردد. پس به دور مدلول خود حلقه زده و خود را به آن و مدلول را به خود منحصر می کنند. لذا اگر مدلول امری آشکار و بدیهی ست، پس اثر می تواند به موضوع بدل شود و اگر هم اثر غایی باشد، نتیجتا جستجو برای کشف آن به عنوان ناشناخته ای از هستی ضرورت می یابد.
پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی ایران، دیشب ۲۳ اردیبهشت در تالار هنر فرهنگسرای ارسباران با حمایت موسسه رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. در ابتدای این برنامه، مجری این جشنواره زهرا تقی ملا، پس از خیر مقدم و معزفی جشنواره، از میهمان و حامی معنوی این جشنواره، دکتر محمد سریر درخواست کرد به ایراد سخنرانی بپردازد.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

ردیف های مکتب خانواده ی فراهانی با روایت های گوناگون کمتر از ۴۰۰ گوشه دارند مانند ردیف سازی میرزا عبدلله (نزدیک به ۲۵۰ گوشه به روایت برومند و نزدیک به ۳۹۰ گوشه به روایت منتظم لحکما) و ردیف آوازی عبدلله دوامی ( ۱۸۸ گوشه) و محمود کریمی (نزدیک به ۲۲۳ گوشه). واژه ی ”نزدیک” برای آن است که در نام گذاری بعضی گوشه ها اختلاف نظرهایی وجود دارد مثلن گوشه ی رضوی دستگاه شور در ردیف محمود کریمی به روایت ارفع اطرائی دارای بخش های نغمه، تحریر جواد خوانی و فرود است (اطرائی، ،۱۳۶۹ ۸-۱۰) اما در روایت مسعودیه با دو نام و دو گوشه ی متفاوت مشخص شده اند:‌ یکی «رضوی» و دیگری «رضوی با تحریر جوادخانی» (مسعودیه،‌ ۶،۲۵۳۶-۸) یا اینکه در روایت ارفع اطرائی گوشه هایی وجود دارند (مانند درآمد نوع دیگر در ماهور صفحه ی ۱۵۸ ) که در کتاب محمد تقی مسعودیه وجود ندارند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (II)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (II)

موسیقی‌شناسی (۳) رشته‌ای است که به شکل مدرن‌اش وامدار عصر روشنگری است و سابقه‌ای دور و دراز ندارد (۴). تاریخ آشنایی ما هم با آن به دوره‌ی معاصر بازمی‌گردد. تا پیش از این هیچ کتابی با این عنوان به فارسی نداشتیم. مقالات ترجمه یا تالیف اندک شماری که برخی روش‌‌های آن را به کار می‌بستند و از آن اندک ‌شمارتر مقالاتی درباره‌ی مباحث بنیادی این رشته، همه‌ی دارایی ما را در این زمینه تشکیل می‌داد.
صدای زیبای تنور از یک دکتر حقوق

صدای زیبای تنور از یک دکتر حقوق

حتما” بسیاری از شما صدای زیبا و گرم اندریا بوچلی را شنیده اید، خواننده تنور اپرا که علاوه بر کارهای بسیار بزرگ اپرا، جانب موسیقی پاپ جدی را نیز گرفته و با خوانندگانی چون Sarah Brightman یا Eros Ramazzotti و … کارهای مشترک انجام داده است.
ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

معلم من در ابتدا پدرم بود و در سن ۱۶-۱۷ سالگی، برادرم هوشنگ که آن زمان دانشگاه بود برای من نت‌هایی را می‌آورد. بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم اولین و تنها معلمم منوچهر انصاری بود که بسیار از او آموختم ولی با شروع انقلاب فرهنگی درس و دانشگاه هم تعطیل شد و مدت زیادی نتوانستم از کلاس ایشان استفاده کنم.
در باب متافیزیک موسیقی (II)

در باب متافیزیک موسیقی (II)

الفاظ برای موسیقی چیزی اضافی و بیگانه اند و چنین می مانند، چون تاثیر اصوات به طرز غیر قابل مقایسه ای نیرومند تر، پایدارتر و سریع تر از تاثیر الفاظ است. از این رو، هنگامی که الفاظ نیز در موسیقی وارد می شوند، صرفا باید موقعیتی کاملا تبعی را اشغال کنند و خود را به طور کامل با موسیقی تطبیق دهند. اما وقتی که یک قطعه موسیقی برای یک شعر خاص و لذا برای نغمات یا اشعار اپرا ساخته می شود، این رابطه جریان عکس پیدا می کند.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (IV)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (IV)

من هم نوشته‌هایش را همانگونه که بود در کتاب نقل کردم. کاری را که او می‌خواست درباره‌ی من انجام بدهد من درباره‌ی او انجام دادم. بعد شروع کردم به اینکه خاطرات مشترکمان را هم بنویسم و دیدم حالا که دارم می‌نویسم، بخشی از مشاهدات خودم را در عالم موسیقی را نیز بنویسم و این همان چیزی بود که مورد دلخواه او هم بود. از آنجا که بعد از کناره‌گیری از ارکستر در سال ۸۸ نمی‌توانستم بیکار بمانم، به نحوی می‌خواستم که سرگرمی داشته باشم و شروع به نوشتن آنها کردم. شاید تعجب کنید ولی روزی ۱۲ ساعت کار می‌کردم و می‌نوشتم. در این دوره کمتر به کار آهنگسازی و بیشتر به کار نوشتن پرداختم. از طرفی بعضی از شاگردانم دائم می‌گفتند که این همه به ما درس و جزوه داده‌اید چرا اینها را چاپ نمی‌کنید؟ به این فکر افتادم که تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایرانی را هم بنویسم و آن را هم نوشتم.
نوازنده و تمرین (IV)

نوازنده و تمرین (IV)

۱۴ – مفهوم عبارت ” قوی تر شدن دست نوازنده” که در اثر گذشت زمان و تمرین کردن بدست می آید، چیست؟
هایدن و مراسمی برای سالگردش (V)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (V)

هایدن بعضی از اپراهای خود را به سمفونی بدل کرده که به او کمک کرد حرفه خود را به عنوان آهنگساز سمفونی در دوران پر فشار ادامه دهد. در سال ۱۷۷۹ تغییر مهمی که در قرارداد کاری او شکل گرفت به او اجازه داد تا آهنگهای خود را بدون نیاز به هیچ گونه اجازه از کارفرمای خویش به چاپ رساند.