شبی با هارپ (II)

او تاریخچه‌ی هارپ را تا ساخته شدن هارپ مدرن به طور فشرده‌ای بازگو کرده و انواع چنگ‌های مورد استفاده در تاریخ را به سه گروه کمانی، زاویه‌دار و قاب‌دار تقسیم کرد و محدوده‌ی استفاده‌ی امروزین هر یک از این انواع را برشمرد. شب دوم سخن از قطعات و کارگان هارپ اروپایی بود که از دوره‌ی پیش از باروک تا اوایل رومانتیک را پوشش می‌داد. صداقت‌کیش در این سخنرانی نام آهنگسازان و نوازندگان برجسته‌ی این دوره، تکنیک‌های اجرایی و تغییرات فنی ساز را به اختصار برای حضار بیان کرد.

شب سوم (شب اول در شیراز) به همین موضوع منتها مرتبط با عصر رومانتیک و مدرن پرداخت و بعضی از تکنیک‌هایی را شرح داد که در این کنسرت توسط آهنگسازان ایرانی و کارلوس سالزدو به کار گرفته شده بود و بالاخره شب چهارم هم به گروه و آهنگسازان ایرانی این مجموعه اختصاص یافت.

با وجود چاپ بروشور نسبتا کامل (در برنامه‌ی تهران)، نوازنده‌ی هارپ، والنتینا مینرو در ابتدای هر قطعه توضیحات کوتاهی به زبان انگلیسی به شنوندگان می‌داد. همین امر به افزایش صمیمیت در کنسرت منجر شده بود، به‌ویژه زمانی که او بر خلاف رسم معمول مستقیما به صحبت با شنوندگان پرداخت و خیلی ساده پرسید: «می‌خواهید چیز دیگری برایتان بنوازم!». برنامه همانطور که غیر منتظره شروع شده بود غیر منتظره هم تمام شد؛ نام قطعه‌ی آخری که اجرا می‌شد در بروشور نبود و به این دلیل در انتهای برنامه تغییر داده شد که شب هارپ با تکنوازی هارپ به پایان برسد. از همین رو هر شب قطعه‌ای از روسینی به عنوان قطعه‌ی پایانی اعلام و نواخته می‌شد.

در این کنسرت از ابوالفضل رهبریان، آروین صداقت‌کیش و آرش عباسی چهار قطعه اجرا شد که به ترتیب؛ قطعه‌ی «پل آجری» برای فلوت تنها از رهبریان، «بدون عنوان ۱» برای نی و هارپ و «بدون عنوان ۲» برای هارپ، فلوت و سنتور از صداقت‌کیش و «شور» از عباسی بودند. این قطعات هر کدام به نوعی حاوی نگاه آهنگساز امروزی ایرانی به هویت موسیقایی خویش هستند.

امری که حتا زمانی که برای سازهایی می‌نویسد که ایرانی نیستند، یا تکنیک‌هایی را به کار می‌گیرد که از فرهنگ دیگری آمده‌اند، به روشنی رخ می‌نماید.

برای اثبات این مدعا کافی است بدانیم که قطعات ایرانی ذکر شده به ترتیب، بر اساس ملودی یک آهنگ محلی، انگاره‌هایی از ردیف، جملات خود ردیف و ملودی‌هایی با شخصیت ایرانی نوشته شده بودند.


از میان این قطعات تنها قطعه‌ی بدون عنوان ۲ که در بروشور رسمی برنامه قطعه‌ی آخر بود در اجراهای تهران به صورت ناقص (شب اول سه موومان از پنج و شب دوم یک موومان) اجرا شد و در شیراز به طور کامل و در هر شب با ترتیب متفاوتی از موومان‌ها (شب اول ۱،۲،۳،۴،۵ و شب دوم ۲،۳،۵،۴،۱) اجرا شد.

گویا تغیرات در چیدمان موومان‌های این قطعه هم بخشی از تغیرات کلی کنسرت بود که توسط آهنگساز طراحی شده بود.

علاوه بر اینها اجرای بسیار خوب موسیقی قطعات دیگر آهنگسازان از نقاط قوت این کنسرت بود به طوری که اگر همه‌ی تفاوت‌ها و تازگی‌های این کنسرت را ندیده بگیریم، تنها اجرای خوب موسیقی نقطه‌ی قوت کافی برای رضایت از این کنسرت فراهم می‌کرد.

خبر جالب دیگری که در این کنسرت به علاقه‌مندان موسیقی داده شد این بود که فتانه‌ی شاهین -نوازنده‌ی سنتوری که پس از سال‌های تحصیل موسیقی دستگاهی نزد مجید کیانی، راهی اروپا شد تا هارپ بیاموزد- مصمم است زمان‌هایی را که در ایران است به آموزاندن چنگ سپری کند تا شاید این ساز که سال‌هاست از این بوم رخت بسته به خانه برگردد.


او در این راه از تاسیس مدرسه‌ی هارپ با همراهی والنتینا مینرو صحبت می‌کرد که قرار است هر از گاهی (و البته منظم) به ایران بیاید و برای شاگردان این کلاس‌ها دوره‌های تکمیلی برگزار کند.

شبی با هارپ کنسرتی متفاوت و صمیمی بود که به همت فتانه‌ شاهین و نوازندگی والنتینا مینرو، پترا آرمان (فلوت) و سعید دولت زارعی (نی) و سخنرانی آروین صداقن‌کیش برگزار شد.

هر یک از این شب‌ها فرصت مناسبی بود برای آشنایی با هارپ، آشنایی با کارگان هارپ، آشنایی با آثار چند آهنگساز ایرانی و از همه مهم‌تر شنیدن یک اجرای خوب.

شاید تنها این آرزو به دل شرکت کننده می‌ماند –به خصوص در شیراز- که ای کاش سالن‌های بزرگتری با امکانات لازم برای برگزاری چنین اجراهایی در دسترس بود تا علاقه‌مندان بیشتری می‌توانستند از آن بهره بگیرند.

2 دیدگاه

  • مهرداد مكارم شيرازي
    ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۸۹ در ۸:۵۳ ب.ظ

    ba doroode faravaan

    az talashe tamaaamiye dast andar kaaaraaane in barname
    be omide ejraaahayyi porbartar va faravan

  • تنها
    ارسال شده در آذر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۲:۱۸ ب.ظ

    عالی بود من عاشق نی هستم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفتگوی بیتا یاری با پرفسور هرمز فرهت، موزیسین و استاد دانشگاه موسیقی دابلین و سامان دهنده دانشکده موسیقی دانشگاه تهران است. بخشی از این مصاحبه قبلا در روزنامه به چاپ رسیده است و در این سایت به صورت کامل به انتشار می رسد.

کتاب «نت و تجزیه‌ و تحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه» منتشر شد

انتشارات نارون، کتاب «نت و تجزیه‌وتحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه»، با نت‌نگاری و تجزیه تحلیل مازیار کنعانی و ویرایش و اجرای فایل صوتی حمیدرضا حسن‌پور منتشر کرد. در این کتاب یکی از پیچیده ترین و تکنیکی ترین تکنوازی های تار یحیی زرپنجه، آنالیز و نت نویسی شده است.

از روزهای گذشته…

موسیقی تانگو (I)

موسیقی تانگو (I)

تانگو Tango سبکی از موسیقی است که از میان مهاجران آرژانتین و اوروگوئه به اروپا به وجود آمده است. این موسیقی به طور سنتی توسط یک گروه سکستت (شش نفره) نواخته میشود و به نام اورکوئستا تیپیکا orquesta típica شناخته میشود. این سکستت شامل دو ویولون، پیانو، دبل بیس و دو باندونیون Bandoneón (سازی از خانواده آکاردئون) است. ترکیبهای قدیمی تر این مجموعه گاهی شامل فلوت، کلارینت و گیتار نیز بود. موسیقی تانگو و همچنین رقص تانگو در اکثر نقاط جهان شناخته شده است.
موسیقی بودابار

موسیقی بودابار

کلاود شال (Claude Challe) از چهرهای شاخص موسیقی در فرانسه است. چهره موسیقی نه بخاطر آهنگ سازی یا نوازندگی بلکه بیشتر به این خاطر که مردم او را انسانی خارج از دنیای افراد عادی میدانند.
اکول در سنتور نوازی (I)

اکول در سنتور نوازی (I)

در این مقاله سعی شده تا با توجه به تحول شیوه های سنتور نوازی و تمایل نوازندگان به استفاده از تکنیک های متنوع تر بر روی این ساز و میل به مانور، انعطاف و سرعت بیشتر، علاوه بر آسیب شناسی شیوه های نامناسبی که می تواند مانعی در این راه باشد و منجر به تبعات فنی، جسمی و… نامناسب و ناخواسته بر روی نوازنده شود، شیوه آزموده و مناسبی پیشنهاد گردد.
فیروزه نوایی: کر فلوت تهران مدیون اساتید فلوت ایران است

فیروزه نوایی: کر فلوت تهران مدیون اساتید فلوت ایران است

متاسفانه به خاطر یک سری ناهماهنگی ها نتوانستیم با کر فلوت در زمان مقرر در شیراز کنسرت داشته باشیم ولی به زودی امیدوارم هماهنگی های لازم برای برگزاری این کنسرت انجام شود.
انیا، صدایی از سرزمین ایرلند

انیا، صدایی از سرزمین ایرلند

نام اینا مساویست با ترانه هایی از سرزمنین ایرلند جایی که موسیقی مخصوص به خود را دارد و دنیایی از رمز و راز. بسان دیگر خواننده مشهور، لورنا مک کنیت وی نیز تواسته است جایگاه مقبولی را در نزد شنوندگان بدست آورد. انیا با نام اصلی Eithne Patricia Ní Bhraonáin در ۱۷ ماه می سال ۱۹۶۱ در ایرلند بدنیا آمد و در دنیای موسیقی با نام Enya Brenna شناخته شده است.
نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (III)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (III)

یکی از خصیصه های مهم آواز ایرج، یکدست بودن صدای او در بخش بم، میانی و اوج است، به تعبیر دیگر چنین تصور میشود که صدای بم و زیر او متعلق به دو خواننده میباشد، چراکه کمتر خواننده ای کل وسعت صدایش اینقدر در مهار و کنترلش است.
جیم کروچه

جیم کروچه

بنا به نظر بسیاری از دست اندرکاران، ناگوارترین فاجعه در صنعت موسیقی، مرگ نابهنگام هنرمندی در زمان شکوفایی است. زمانی که او تازه توانسته است وارد جریان اصلی موسیقی شده و توجه مخاطبین را در سطح وسیعی به خود جلب کند.
نور، دوربین  (III)

نور، دوربین (III)

قطعات این اجرا (و البته اجراهای قبلی) تا حدودی خصوصیات شبیه به یکدیگر دارد. اولین ویژگی که در بخش قبل هم به آن پرداخته شد تنک شدن تزینات است. مهم‌ترین چیزی که در قطعات به چشم می‌خورد استقلال کم بخش‌های مختلف گروه نسبت به یکدیگر است؛ در میان قطعات کمتر قطعه‌ای را می‌توان یافت که حضور ۵ سنتور را توجیه کند.
دستانم یاریم نمی کنند (II)

دستانم یاریم نمی کنند (II)

همان طور که در شماره قبل این مقاله ذکر شد، درمان عارضه کرامپ نویسندگان (نوازندگان) ناامید کننده است. با این وجود شیوه های درمانی اندکی وجود دارد که البته بسیار به طول می انجامد. حداقل به اندازه عمر بوجود آمدن این بیماری! نزدیک به ۵% از مبتلایان به عارضه کرامپ نویسندگان به خودی خود درمان می شوند که البته در ۵ سال اول نیز می تواند عود کند. از راههای درمان این عارضه میتوان به استفاده از تحریک الکتریکی عصب (TENS) در عضلات خم کننده ساعد نام برد که در دوره زمانهای ۲ هفته ای صورت می گیرد و سبب تقویت هماهنگی عضلات تا مدت ۳ هفته بعد از درمان می شود؛ بنا براین یک درمان موقتی است.
عابدیان: در اجرای موسیقی مناطق مختلف ایران از تکنیکهای بومی استفاده میکنم

عابدیان: در اجرای موسیقی مناطق مختلف ایران از تکنیکهای بومی استفاده میکنم

فکر می کنم آنچه برای ما در رستاک در قبال یک چنین مسئله ای اهمیت دارد، بیشتر بیان و جمله بندی ها و اتمسفر موسیقیایی یک منطقه بوده نه صرفا رنگ صدا. از طرف دیگر چون کمانچه از سازهای اصلی آنسامبل رستاک می باشد و در همه قطعات حضور دارد، امکان تعویض مداوم ساز خصوصا در اجرای زنده و کنسرت امکان پذیر نبود با این حال من با تغییراتی در تکنیک نوازندگی سعی در نزدیک شدن به فضای صوتی مورد نظر در هر منطقه را داشته ام.