تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (III)

آن زمان من چند سالی بود که سه تار میزدم و با چگونگی استفاده از سه تار در ارکستر های بزرگ آشنا بودم و نیز به راحتی میتوانستم از روی دست نوازنده مهارت او را در نوازندگی تشخیص دهم. اولین چیزی که قبل از نواختن ارکستر و کوک کردن آنها توجهم را جلب کرد، آماتور بودن بیش از حد بیشتر نوازندگان بود؛ معلوم نبود چرا آهنگساز برای موسیقی ای که به ادعای خودش با این حساسیت نوشته است، از آماتور ترین نوازنده ها استفاده میکند!؟

آیا نوازندگان ماهر (حتی جوان) حاضر به همکاری با این ارکستر نیستند؟! چرا این همکاری شکل نمیگیرد؟ نوازندگان آثار او به جز عده ای انگشت شمار (که همراهان همیشگی او بودند) همه در سطح آماتور بودند. احتمالاً نوازندگان حرفه ای با این موسیقی ارتباط برقرار نمیکردند و سعی میکردند موسیقی ای که دوست دارند را اجرا کنند ولی آیا این دلیل میشود که موسیقی را خراب کنیم با اجرای هر نوازنده ای که حاضر به همکاری با ارکستر است؟

این سئوالات در ذهنم وجود داشت تا اینکه ارکستر شروع به نواختن کرد؛ صداهای عجیبی می شنیدیم که تا به حال از یک ارکستر نشنیده بودم مگر زمانی که هر کدام از نوازندگان مشغول بازی با ساز خود بودند. دقت زیاد من و دوستانم روی این موسیقی که سعی میکردیم به رمز و رازهای این اثر مسلط شویم باعث حالت تهوع در ما شد و یکی از دوستان هم به قدری به این وضعیت دچار شد که … جالب اینجا بود که در یکی از برنامه ها (با حضور چند نوازنده از دانشگاه هنرهای زیبا) این اتفاق برای نوازندگان افتاد!

همه این اتفاقات با این تصور که ارتباط با این موسیقی طور دیگری است در ذهنم سرکوب میشد.

روزها میگذشت و در کلاس بحث هایی را بوجود می آوردم که بلکه دریچه ای به روی کسب معرفت نسبت به این موسیقی و موسیقی مدرن جهان باز شود، هیچ نتیجه ای که حاصل نمیشد هیچ وقت کلاس هم بیشتر گرفته میشد و از همان هارمونی قرن هفدهمی هم باز میماندیم!

استاد هر جلسه بارها هنرجویان را دعوت به گوش کردن آثارش و خریداری بلیط کنسرتها میکرد. بچه های کلاس هم دو مشکل اساسی داشتند یکی مشکل مالی برای خریدن بلیط کنسرت و مشکل دوم تحمل کردن موسیقی ای که با وجود شنیدن چندین باره آن هیچگونه سر و تهی در آنها دیده نمیشد (و به خاطر همین مشکل رهبر این ارکستر که آهنگساز اثر بود همیشه اولین کسی بود که خود و ارکسترش را تشویق میکرد بلکه شنوندگان بینوا بفهمند کجا باید دست بزنند!)

با کمتر شدن مخاطبان این برنامه دعوت استاد برای دیدن این کنسرت جدی تر شد و اول با لزوم حمایت از هنرمندان آوانگارد و سپس با تهدید به اخراج از کلاس هنرجویان به کنسرت میرفتند. پس از چند جلسه استاد متوجه این موضوع شد و سئوال هایی در مورد برنامه میکرد که بچه ها با مطالعه بروشور برنامه موفق به پاسخگویی به سئوالات میشدند! بعد از مدتی استاد متوجه این ترفند شد و از آنها خواست در آخر برنامه بیایند و از او تشکر کنند!

به مرور شک هنرجویان به کاذب بودن این تبلیغات بیشتر میشد و دلیل اصلی آن اتفاقاتی بود که در کلاس می افتاد مثلا یک هنرجو میگفت فلان اثر را اصلا درک نمیکنم و استاد از دوست دانشمندش (در زمینه هوا و فضا!) میگفت که یک اثر من را هزار بار شنیده و نفهمیده و از او خواستم هزار بار دیگر هم گوش کند و او بالاخره فهمیده …! در همین بین اگر یکی از هنرجویان بی دلیل عنوان میکرد که من با فلان اثر شما ارتباط برقرار کردم او را مورد تحسین قرار میداد و اگر نوازنده بسیار سطح پایینی هم بود او را وارد ارکستر میکرد!

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (II)

نکته‌ی دیگر اینکه ردیف به رغم انجماد در دهه‌های اخیر و تبدیل شدن از یک کارگان مدل به یک کارگان ثابت، کماکان به عنوان تنها مجموعه‌ی منسجمی که بخش اعظمی از محتوای مدال موسیقی کلاسیک ایران را در خود جای داده، کارکرد آموزشی نیز یافته است و در مسیر آموزش آن مطلوب است هنرجویان، به طور عینی منطق فرمال آن را درک کنند. منطقی که به زعم نگارنده و به اعتبار مواجهه‌ی ‌متعدد با این مسأله در کلاس‌های مختلف موسیقی، در ردیف‌های سازی دستگاه مهمی چون شور شفاف نیست و در خصوص آن، ساختار منسجمی در ذهن هنرجویان شکل نمی‌گیرد. نوشته‌ی حاضر سعی بر حل این مسأله دارد.

از روزهای گذشته…

about violin design – طرح و مدل (IV)

about violin design – طرح و مدل (IV)

در مرحله دیگر باید در نظر داشت که ساختار از اشکال ساده قرار است ایجاد شود و یا از اشکال پیچیده و یا به نوعی دیگر خواسته صوتی و نیاز موسیقی با توجه به تاریخ و گذشته آن هر چند کوتاه و مختصر چه روندی را طی نموده است، این خواستگاه در اشکال ساده تعریف می شود و یا در اشکال چند بعدی، سطوح تخت هستند و یا محدب، در معیار سطوح تخت با کیفیت های ساده مواجهیم و یا چند وجهی، همچنین نیز در سطوح محدب با چه نوع کیفیتی مواجه خواهیم بود؟
چاشنی های تانگوی کِرِمر

چاشنی های تانگوی کِرِمر

“ویولونیست جسور با پیاتزولا طعم تازه ای به «چهار فصل» ویوالدی می بخشد.” زمان مهم ترین مسئله برای پیوند دادن معروف ترین قطعه موسیقی کلاسیک – «چهار فصل» ویوالدی – با یادگار فصلی سلطان تانگوی جدید، آستور پیاتزولا (Astor Piazzolla) بود. باید خرسند بود از اینکه گیدون کرمرِ (Gidon Kremer) ویولونیست اولین کسی بود که به این کار پرداخت. کرمر نه تنها استاد برجسته و شناخته شده رپرتوار استاندارد و اسطوره اصلی موسیقی نو است بلکه این نوازنده ۵۳ ساله لاتویایی الاصل به یکی از مفسران ماهر و متعهد پیاتزولا نیز تبدیل شده است.
بررسی نقش جنسیت در انتخاب ساز (I)

بررسی نقش جنسیت در انتخاب ساز (I)

در طول تاریخ و با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی، همواره کلیشه های رفتاری و شخصیتی به زنان تحمیل شده است. به عنوان مثال فرهنگ آسیایی، “خانه دار بودن” یا ” مادربودن” را برای یک زن مهم می داند.
ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (IV)

ماریا آندرسون، صدای نژاد سیاه (IV)

در آن زمان، واشنگتون شهر نژاد پرستی بود و اجرای یک هنرمند سیاه پوست در این تالار مشهور در حالی که تماشاگران هم رنگ او مجبور به نشستن در صندلیهای ردیف آخر بودند، برای آنان مشکل ساز می شد. “انجمن زنان آمریکا” هیچ گاه سازمانی سیاسی نبود و برای اجتناب از این درگیری، برنامه اجرای او را لغو کرد. در پی این اتفاق، ماریان خود به طور مستقل برای شش بار در محوطه خارجی تالار، کنسرتهایی ترتیب داد.
فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

متاسفانه شاگرد برجسته ای ندارم. راهی که به شاگردانم گفتم هیچکدام تا به آخر نرفته اند. به هر کس که گفتم عمل نکرد. من خودم تعلیم دیدم که دستانم سریع و چابک باشد، تعلیم دیدم که دستانم پرقدرت بنوازد یعنی اجرای عالی داشته باشم. مطلب داشتن نوازنده از اندیشه اش می آید اما پرقدرت نواختن و کارکردن با انگشتها نیاز به تعلیمات خاص دارد و مطالعه فراوان. به قول آقای دکتر صفوت که همیشه می گفت ژیمناستیک و کارهای آکروبات بازی کردن روی ساز را همه بلدند؛ اجرای پرقدرت و عالی مهم است.
شوپن ، نوکتورن شماره ۱۱

شوپن ، نوکتورن شماره ۱۱

از زیباترین نوکتورنهای شوپن می توان به نوکتورن شماره ۱۱ در اپوس ۳۷ شماره یک اشاره کرد. موسیقی ملایمی که با دو تم کاملاً مشخص و مجزا در بخشهای A و B خود نوعی احساس سوگواری، پشیمانی و ناراحتی را القاء می کند.
حسن کسایی، آقای نی

حسن کسایی، آقای نی

نام استاد کسایی با نی چنان عجین شده که تصور یکی بدون دیگری امریست محال. نی از جمله سازهایی است که در تاریخ موسیقی ایران جایگاه پرفراز و فرودی از دربار پادشاهان ساسانی تا همدم بودن با شبانان داشته؛ ولی هیچگاه نتوانست قابلیت اصلی خود را نشان دهد که بتواند مانند سازهایی از قبیل عود، تار،سنتور و انواع مختلف سازهای آرشه ای و مضرابی جایگاه نسبتا ثابتی در بین موسیقی دانان و مردم پیدا کند.
بنی گودمن، پادشاه سوئینگ (I)

بنی گودمن، پادشاه سوئینگ (I)

بنجامین دیوید گودمن (Benjamin David Goodman) موسیقیدان آمریکایی جاز، نوازنده کلارینت، ملقب به “پادشاه سوئینگ”، “بنیانگذار کلارینت” و “استاد بزرگ”، در اواسط دهه ۱۹۳۰ گودمن یکی از مشهورترین گروههای موسیقی آمریکا را سرپرستی می کرد. کنسرت سال ۱۹۳۸ او در تالار کارنگی نیویورک توسط منتقد بروس ادر (Bruce Eder) چنین توصیف شد: “یکی از با اهمیت ترین و محبوب ترین کنسرتهای جاز در تاریخ این موسیقی”. گروه گودمن حرفه خود را با عنوان موسیقی سبک جاز آغاز نمودند، او همچنین گروههای زیادی را سرپرستی نمود. وی تا پایان عمرش به اجرای موسیقی ادامه داد و علاقه اش به موسیقی کلاسیک را نیز وسعت بخشید.
امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

امین الله حسین و آهنگسازی ایرانی

مـــن سمفونی پرسپولیس را به یاد و خاطره سرزمین عظیم و کهنسالی نگاشتم که بدان با خون خود وابسته ام و از اینکه خود را فرزند این سرزمین بنامم احساس غرور و سربلندی می کنم. در قلب خود به یاد این شهر پر فخامت، ویرانه های آن، بر روح تخته سنگهای به کار رفته در آن، برای ستونهایی که تاریخ گذشته دردناکشان را بازگو می کنند گریسته و نغمه سر داده ام….
نمودی از جهان متن اثر (XVII)

نمودی از جهان متن اثر (XVII)

شدیدترین نقدی که از این زاویه بر آنالیز وارد شده نوشته‌ی جوزف کرمن است (۷۸). همان‌طور که قبلا چند بار به آن اشاره شد فرا رفتن از این ناتوانی آنالیز با توجه به ایده‌ی مرکزی‌اش (نزدیک شدن به دانش تجربی) تنها از طریق گرویدن به نوعی «طبقه‌بندی کور» میسر است.