تراژدی مدرنیسم در موسیقی ایران (V)

بالاخره دوست من وارد ارکستر شد و قرار شد نوازنده گروه شود. او با دیدن نت نویسی عجیب استاد خواست که برایش توضیح دهند که معنی این نوشته ها چیست، استاد، مایستر را مامور آموزش به او کرد؛ مایستر که نوازنده یک ساز ایرانی بود به او گفت، به اینها که رسیدی ریز بزن… همینجا دوستم گفت کدام ریز را بزنم؟ نوازنده گفت، مهم نیست باید ریز بزنی! و پاسخ گرفت، نصف تکنیکهای تنبک ریز های مختلف آن است، شکل ریزها است که صداها را تفکیک میکند و برای مثال چند نمونه از ریز های بهمن رجبی را اجرا کرد (او یکی از بهترین شاگردان بهمن رجبی بود!) مایستر جواب داد استاد فرق اینها را نمیداند شما ریز بزنید!

دوست ما با این وضعیت وارد ارکستر شد ولی باز با نت خوانی مشکل داشت و زبان نت نویسی گروه برایش مشخص نبود، او بدون درک از نت ها با ارکستر مینواخت، آن هم موسیقی ای را که ریتمی مشخص نداشت که فرض کنیم ریتمی را با ارکستر نگه میداشته!

روزی استاد سر کلاس گفت ما دو روز دیگر کنسرت داریم دوستت سر تمرین نیامده! به دوستم زنگ زدم گفتم چرا سر تمرین نمی آیی؟ گفت، هرجا که فکر میکردم باید ریز بزنم ریز میزدم و به طور حسی هرجا که فکر میکردم تک بزنم زدم؛ بعد با خودم گفتم یکبار هم بر عکس این کار را انجام دهم و با اینکه نوازنده تنبک و دف بودم که صدایی مشخص دارد رهبر ارکستر (که آهنگساز هم بود) اشکالی از من نگرفت! آنجا بود که فهمیدم وارد یک بازی کثیف غیر هنری شده ام!

بالاخره آن کنسرت بدون حضور دوستم اجرا شد و جالب اینجا بود که با اینکه در آن کنسرت چند قطعه که قبلا اجرا شده بود باز اجرا میشد، بسیاری از سازهایی که در اجرای قبل وجود داشتند، در این برنامه نبودند! این بیشتر به من نشان میداد که اصلا این کنسرت ها فقط برگزاریشان مهم است و نه کیفیتشان، در واقع هیچ استانداردی در این ارکستر وجود ندارد از قبیل اینکه سازهایی که در پارتیتور نوشته شده حتما باید مورد استفاده قرار گیرند!

شما در یک کنسرت ۲ ویولون میدیدید ولی در کنسرتی دیگر ویولون وجود نداشت… اصولا هر نوازنده ای که ساز ایرانی میزد میتوانست با هر سطحی وارد ارکستر شود چون در این به اصطلاح موسیقی چیزی که مهم نبود موسیقی بود و چیزی که اهمیت داشت تبلیغات و گروهی بزرگ از نوچه های استاد!

یکبار استاد از من خواست برای بهتر فهمیدن موسیقی اش سر ارکستر بیایم و اتفاقا در آن تمرین بود که من به واقع به عمق موسیقی او پی بردم!

من در ردیف اول سالن نشسته بودم دقیقا پشت سکوی رهبر؛ هر قطعه که تمام میشد او از من میپرسید چه فهمیدی از قطعه. از قطعه اول در میان نتها به گونه ای مغشوش مایه دشتی “لا” شنیده میشد، من هم گفتم این را شنیدم، استاد گفت احسنت! من از این مایه استفاده کردم تا نحوه استفاده نوین این مایه را نمایان سازم و موسیقی به خواب رفته ایران را …

قطعه بعدی در فضای ماهور فا به گوش میرسید؛ استاد پرسید این چگونه بود و من گفتم ماهور فا و استاد گفت آفرین و …

پس از چند لحظه به فکرم رسید که چرا نوازندگان سه تار (که با واخوان هم مینواختند) وقتی دشتی زدند کوک را به دو، سل، ر، ر تغییر دادند ولی وقتی کوک را ماهور فا کردند (به جز چند نفر) بقیه با همان کوک قبلی نواختند؟!

در فاصله استراحت روی سن رفتم و در گوش استاد گفتم بعضی از نوازندگان کوک را تغییر ندادند! ناگهان استاد با فریاد به من گفت از روی سن پایین بروم و طوری که همه بشنوند گفت اگر کسی از حراست آمد و گفت این کیست، من ایشان را نمیشناسم!

روز اول بر خوردم با این موسیقیدان، گمان کردم داشتن تحصیلات بالا و داشتن ظاهری موجه میتواند برای خالی بودن یک انسان از عقده ها کافی باشد ولی به این مهم توجه نکرده بودم که همانقدر که ادعای او درباره پروژه هزار آهنگساز مضحک است، آهنگساز شدن هر تحصیل کرده ای خنده دار است.

10 دیدگاه

  • ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۹ در ۳:۱۶ ق.ظ

    سجاد عزیزم

    خدا خیرت بده با این نوشتت

    این کسی که گفتی یک سال وقتمو براش گذاشتم بدون هیچ چشم داشت

    و بعد که به علت افتضاح بودن کارش از ارکستر بیرون آمدم ، چندی بعد من را در خیابان دید و سلام کردم و ایشان گفت شما؟

    گفتم فلانی هستم گفت نمی شناسمت وقتمو نگیر

    ایشان به نوازنده به چشم یک ابزار برای راه افتادن کارش نگاه می کنه نه به چشم یک موزیسین و هنرمند و وقتی خرش از پل گذشت انگار نه انگار.

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۹ در ۵:۳۶ ق.ظ

    این آخرین شماره بود؟!!
    حیف هنوز نصف دسته گل های آقا رو هم دربارش ننوشتی
    ننوشتی چجوری اهنگسازی می کنه
    اگر با ۱۰۰۰ تا ویلن بری توی ارکسترش یا ۱۰۰۰ تا تار بری تو ارکسترش براش فرقی نداره چون نظم دقیقی داره ساز بندیش!!!
    ننوشتی که هوای اون چند تا شاگرد بی استعدادشو چقدر داره
    ننوشتی پول چجوری میگیره
    ننوشتی…
    ننوشتی…
    ننوشتی…
    دلت براش سوخته؟! تو همه اینهارو میدونی
    میدونم که میدونی!!

    همکلاسی تو
    علی

  • سینا حسینی
    ارسال شده در شهریور ۲۵, ۱۳۸۹ در ۹:۱۷ ب.ظ

    آقا من دقیقا نفهمیدم کی بود؟؟!! اما از شرحی که از آهنگهاش دادید حدس می زنم. فقط اگه بتونید جواب این سوالم رو بدید مطمئن میشم: اول اسم آخرین آلبومشون “زا” هستش؟ اگر قرار نیست که معلوم بشه کی هستن و جواب به این سوال معلوم میکنه. جواب ندید. دوست ندارم خلاف خواستتون باشم.
    ممنون

  • میلاد
    ارسال شده در شهریور ۲۷, ۱۳۸۹ در ۳:۰۵ ب.ظ

    در یک کلام اینو بگم که خیلی وقته موسیقی دست آدمهای غیر حرفه ای افتاده سجاد جان همه ما اینا رو میشناسیم….
    این مطالبی که میگی برای آدمهای عام خوبه که خبر ندارن از تو بطن موسیقی ما خبر ندارن

  • همایون
    ارسال شده در شهریور ۲۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۹ ب.ظ

    حتما خبر دارین که گروه موسیقی دانشگاه تهران از دست کارهای این آقا و نوچه گان همیشه در صحنه اش چه می کشه.
    یکی از جالبترین درس هایی که مختص ایشون است ۱۰ واحد کنترپوان است که مختص دانشجویان ساز ایرانی هم هست.آخه عمو جون کنترپوان چه به درد نوازنده ایرانی می خوره که شما هم خودتو هم دانشجوهارو علاف می کنی و آخرش هم هیچی.
    تو کنسرت هاش فقط یه بار گ. بابایان ساز زد و اونم به خاطر رودربایستی با استاد.
    حالا یکی از نوچه هاش تو دانشگاه آزاد شیراز مدعی ابداع روش نوین سلفژ شده و خبر داده که روش ایشون در آمریکا به ثبت رسیده و از همه جالبتر اینکه دانشگاه های آمریکا در به در دنبال آقا افتادن که اجازه بده ما از روش ابداعی تو، تو دانشگاه هامون استفاده کنیم.
    واقعا نوچه هاش هم عین خودش بار میآن.

  • amir ali hannaneh
    ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۸۹ در ۳:۳۶ ق.ظ

    bale moteasafane chenin navabeghi hastand va adam ba vojude in navabegh az musighi ham zade mishe,akhe musighie modern agar mikhast pasvande ism bekhodesh begire ke dg modern nabud.musjghje moern ba moernisme dogm kheili fargh dare.

  • amir ali hannaneh
    ارسال شده در مهر ۲, ۱۳۸۹ در ۳:۴۴ ق.ظ

    mishe goft agar kari daraye arzeshe honarist ke khodash vazeh ast va ensan ra be fekr mibarad vali vaghti zuraki ahangsaz mishan va karreshunam faghat bayad tahssin beshe va hich enteghadi nabayad kard chon nabegheye dahr ra sakht khosh nemiayad musighie elmie ma ru be zeval khahadraft.moteasefam…

  • علي
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۹ در ۶:۴۲ ب.ظ

    {…} من یک بار کنسرت ارکستر{…} رفتم ارکستر یک پارت را برای سه اثر استفاده کرد پیش خودم گفتم اگر این موسیقی مدرن ایرانی هست چرا این جوری هستش یه روز به استادم (ش.ل)گفتم موسیقی مدرن ایرانی گوش دادید گفت نه گفتم “{…}گفت مگر کسی گفته به این موسیقی مدرن ایرانی گفتم همه میگن گفت همه یعنی کی یعنی همون دوره اطرافیان خودش بعد گفتم آخر کنسرت گفت ۴۰ سال پیش همه می گفتن نمیشه ولی دیدید حالا شد استاد گفت مگه کسی از موسیقیدانان ایران این کار قبول دارد!

  • علي
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۹ در ۶:۵۱ ب.ظ

    حتما نظریه ای استاد حنانه رو شنیدید نظریه ای به این ارز شمندی را ول کردیم رفتیم چسبیدیم به کارهای غیر حرفه ای وچیپ {…}این نظریه ها به درد افراد بی سواد در موسیقی می خورد مدرنیسم اصلا در موسیقی سنخیتی ندارد ما می خواهیم ادای پندرسکی و امثال اینها را در بیاوریم ولی در اساس ما باید دنبال کامل شدن موسیقی ایرانی باشیم نه این کارها با سازهای ناقص ایرانی وبا هارمونی کاملا غربی که هیچ ربطی به موسیقی ایران ندارد وآنوقت انسانهای فرهیخته مثل استاد مرتضی حنانه را رد می کنیم و اسمی از اینها نمی بریم که این باعث تاسف و رکود موسیقی در ایران می باشد و فکر می کنم موسیقی در چند سال آینده در ایران باعث ضعیف شدن و دید گاهها غیر حرفه ای شدن بشود واین باعث نگرانی است .

  • علي
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۸۹ در ۶:۵۴ ب.ظ

    تازه دوستان یادم رفت بگم کنستو چلوی که امسال اجرا شد در حدود یک هفته ساخته شده مثل یک فست فود اثر می نویسه انگار ساندویچی رفتی ساندویچ بخری .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

بندتی، رمانتیک می شود! (II)

بندتی، رمانتیک می شود! (II)

اولین نتیجه تغییری که به آن اشاره شد Fantasie بود که در سال ۲۰۰۹ عرضه شد. در حالیکه آثار پیشین او گواه هدف جدی او بودند – کارهایی از شیمانوسکی، مندلسون، تاونر (Tavener)، مک میلان – در Fantasie، بندتی اثری را عرضه کرد که در آن شاهکارهای کولی مآبِ بی پروایی با آهنگ هایی ساده اما متفکرانه در هم آمیخته شده بودند.
دیبازر: از انواع موسیقی های جهان استفاده می کنم

دیبازر: از انواع موسیقی های جهان استفاده می کنم

اینها عناصر ناهمگونی نیستند، چیزی به نام موسیقی در تاریخ، جغرافیا و فرهنگ های مختلف وجود دارد که اسمش یک چیز یعنی موسیقی است. در ذهن من عناصر متضادی نیست و با توجه به شناختی که از انواعش دارم و متناسب با نیازهایم در هر قطعه برای بیان اندیشه ای که باید مطرح شود از آن عنصر استفاده می کنم و از کار خودم راضی ام.
ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

ویژگیهای احساسی گامهای موسیقی

کریستین فردریش دانیل شوبارت ادیب و شاعر آلمانی است که به دلیل علاقه زیاد و همکاری با موسیقیدانان به دانش موسیقی بالایی دست پیدا نمود. او مدتها مسئولیت مدیریت و کارگردانی موسیقی تاترهای نمایشی در آلمان را بر عهده داشت و تالیفات زیادی در زمینه ارتباط میان موسیقی و ادبیات دارد.
موسیقی و ایدئولوژی (I)

موسیقی و ایدئولوژی (I)

بحث در مورد موسیقی و خصوصیات ذاتی آن امری است مشکل. این موضوع را میتوان دلیل دو بعدی بودن موسیقی دانست؛ یعنی موسیقی از جهتی متاثر از اندیشه و عواطف بشری و نشات گرفته از یکسری فعل و انفعالات ذهنی است و از جهتی دارای قواعد و اصولی است که با معیارهای مادی و حقیقی تا حدی قابل تجزیه و تحلیل و ارزیابی میباشد.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XI)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (XI)

مثال دیگری از رنگ‌آمیزی با فاصله‌ی هنگام دیده می‌شود؛ آن‌جا که منا اشاره‌های موجود در فرود شور را به جای آن‌که مانند معمول در همان منطقه‌ی صوتی اجرای بخش اصلی بنویسد یک هنگام زیرتر نوشته است، که البته این روش تطابق بیشتری با روش اجرای پایور دارد (توجه داشته باشید که پایور ردیف را با روایت خودش اجرا می‌کند).
نقد آرای محمدرضا درویشی (VI)

نقد آرای محمدرضا درویشی (VI)

درویشی درباره‌ی عالَم مثال می‌نویسد: «متفکران و هنرمندان بزرگ ما فضای آفاقی عالم مثال را در جزء مقابل آن، در فضای انفسی مشاهده می‌کردند.» (درویشی۱۳۷۳/ج: ۱۱) و شایگان معتقد بود: «به‌این خاطر است که فضای آفاقی عالم مثال، جزء مقابل خود را در فضای انفسی می‌یابد.» (شایگان۱۳۵۵: ۸۱)
نوازنده و تمرین (II)

نوازنده و تمرین (II)

در مطلب قبل به پنج مورد از نکاتی که برای تمرین کردن باید به آنها توجه کرد اشاره کردیم، در این قسمت توجه شما را به ادامه نکات جلب می کنیم.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی  <br>در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (V)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (V)

در این باره باید عرض شود که این شیوه ها به ویژه در موسیقی سنتی ایران کاملاً شخصی است و هر استادی شیوه خاص خود را دارد. به عنوان مثال در میان نوازندگان برنامه های «گلها» که در پژوهش آقای کیانی همه تحت عنوان صاحبان شیوه «شیرین نوازی» معرفی شده اند، می توان شیوه های کاملاً متفاوت و مختلفی را شناسایی کرد. در شیوه های تار جلیل شهناز و فرهنگ شریف تقریبا هیچ وجه مشترکی نمی توان یافت، همینطور در شیوه های نوازندگی استادان موسیقی علی اکبر خان شهنازی و نورعلی خان برومند اختلاف و تفاوت روشنی مشهود است. اگر بخواهیم شیوه های نوازندگی را در «دهه اخیر» بررسی کنیم، باید شیوه های استادانی مانند فرامرزپایور و پرویز مشکاتیان را که هر دو متفاوت و مختلفند بررسی و مقایسه کنیم. اما آقای کیانی به جای پژوهش در شیوه های نوازندگی، در حقیقت محاکمه ای به نمایش گذاشته اند که خودشان هم متهم (تحریف نواز و شیرین نواز)، هم شاکی (سنت نواز) و هم قاضی (پژوهشگر) هستند و رأی به محکومیت متهم داده اند.
درباره ابراهیم منصوری (I)

درباره ابراهیم منصوری (I)

حسن مشحون در کتاب تاریخ موسیقی ایران جلد ۲ صفحه ۶۱۱ می نویسد: ابراهیم منصوری مردی است متواضع و گوشه گیر و با صفا وی با تاسیس کلاس و تعلیم ویولون و اشاعه خط موسیقی جدید و نوشتن ردیف تنظیمی خود با داشتن تسلط به نت و ضبط ردیف کمانچه استاد خود حسین خان اسماعیل زاده خدمت گرانبهایی به موسیقی ملی کرده و از خادمین واقعی این هنر است دفاتر ردیفی که این هنرمند شیفته موسیقی تهیه کرده برای پژوهندگان موسیقی ملی یکی از مأخذ مورد توجه است.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XIII)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XIII)

اگر خطوط نودال به وجود آمده در صفحه با این الگوهای مشخص شده، تفاوت داشته باشند، بدین معنی است که توزیع مقاومت و وزن صفحه با نمونه اصلی تفاوت دارد. اگر ما با سبک خطوط نودال آشنایی داشته باشیم، قطعا خود آنها به ما خواهند گفت چه موردی اشتباه و نادرست صورت گرفته است.