طهرانیان: فضای گیتار کلاسیک ایران مجازی است!

فرزین طهرانیان
فرزین طهرانیان
فرزین طهرانیان – گیتاریست، پداگوگ و استاد دانشگاه- متولد سال ۱۳۵۶ در تهران است و از سال ۱۳۷۵ به فراگیری موسیقی پرداخته است. وی موسیقی را با نوازندگی گیتار کلاسیک نزد علیرضا تفقدی شروع کرده و در ادامه از کلاسهای گیتار فلامنکو شاهین علوی نیز بهره برده است. در سال ۱۳۸۱ به آکادمی ملی موسیقی اوکراین راه پیدا کرده در کلاس پروفسور میخایلنکو به تحصیل پرداخت. در سال ۱۳۸۷ با مدرک کارشناسی ارشد در رشته نوازندگی گیتار کلاسیک از این آکادمی فارغ التحصیل گردید. در این مدت به صورت فعال در مسترکلاسهای: آنیلو دیزدریو، هاپکینسون اسمیت و نیکیتا کوشکین شرکت کرده است. همچنین دوره کارگاه گیتار جز استاد مالاتکوو از اوکراین را به پایان برده است. وی دو دوره در فستیوال موتیوهای اسپانیایی در شهر کی یف شرکت داشته و به اجرای موسیقی پرداخته است.

در حال حاضر دو سال است که به ایران بازگشته و کاملا بدون حاشیه اما بسیار فعال مشغول به کار می باشد. فعالیتهای او شامل نوشتن سه کتاب است که کتاب سیر آموزش گیتار کلاسیک در بهار ۱۳۸۹ به چاپ رسید. کتاب “اصول پایه آموزش موسیقی و اجرای صحنه ای” و “بلوز برای نوازندگان گیتار کلاسیک” را نیز آماده به چاپ دارد.

همچنین آلبوم “شدریک” که یک رسیتال گیتار کلاسیک است نیز مهرماه ۱۳۸۹ به بازار موسیقی خواهد آمد. در عین حال در دانشگاه های هنر و آزاد نیز مشغول به تدریس می باشد. در ادامه شاهد گفتگو با این گیتاریست خواهید بود.

سوال اول اینکه چرا اینقدر ساکت هستید و تلاشی برای معرفی خود نمی کنید؟!
من آثارم را ارائه می کنم و فکر می کنم این آثار دیر یا زود من را معرفی خواهند کرد. البته معرفی آنها بسیار صادقانه خواهد بود!

در این دو سال بیش از پنج مقاله و یک کتاب از شما به چاپ رسیده، یک آلبوم از شما به بازار می آید و در دو دانشگاه درس می دهید اما جایی شما مسترکلاس نمی گذارید، علت چیست؟
شاید برای مخاطب جذابیت ندارم. البته من در سطحی نیستم که مستر کلاس برگزار کنم و گذشته از این من به شدت به موسیقی علاقه دارم، یک نیروی درونی و بسیار قوی؛ به همین جهت در این حرفه نمی توانم دروغ بگویم. بسیاری از هنرجویان در ایران به خاطر تایید پیش استاد می روند نه برای یادگیری!

گذشته از این آنچه در ایران به عنوان مستر کلاس برگزار می شود حتی شبیه مستر کلاسهای واقعی هم نیست.

با کدام یک از معلمین خود نزدیکتر هستید؟
معلم اول من آقای تفقدی هستند که مطالب بسیاری از ایشان یاد گرفتم و بسیار با هم صمیمی هستیم، من ۴ سال و نیم بدون وقفه در کلاسهای ایشان شرکت داشتم. آقای علوی بسیار دید هنری زیبایی دارند و من خیلی مسائل در رابطه با موسیقی را از ایشان یاد گرفتم. در ایران یک جلسه در خدمت آقای باقر موذن بودم که بسیار جالب و آموزنده بود و یک جلسه هم در سال ۱۳۷۹ با آقای پاکباز کلاس داشتم که بسیار جالب بود.

اما در اوکراین ۶ سال هفته ای دو جلسه در کلاسهای پروفسور میخایلنکو شرکت کردم و در آخر یک رابطه پدرو پسری داشتیم که البته هنوز هم در ارتباط هستیم. ایشان معلمی بود که من احتیاج داشتم. با تجربه، بسیار با سواد و البته بسیار دیکتاتور! یک معلم آکادمیک واقعی، در حال حاضر می بینم که هر چند شخصیت تندی داشت اما همیشه حق با او بود. یک عاشق واقعی موسیقی و گیتار کلاسیک بود اما هرگز موسیقی را فدای گیتار نمی کرد! کلاس های هاپکینسون اسمیت بی نظیر بودند، باور کردنی نبود که یک انسان در این حد توانا باشد.

لطفا نظر خود را درباره اوضاع گیتار کلاسیک در ایران بفرمایید.
این سوال کوتاه اما جواب بسیار طولانی دارد. اگر از بیرون به کسی به جامعه گیتار کلاسیک ایران نگاه کند مطمئنا دچار یک هیجان بزرگ خواهد شد. تعداد بی شمار دانشجو، مستر کلاسهای متعدد، رپرتوارهای عجیب، سایتهای اینترنتی، مسابقات سالانه و حجم بسیار بزرگ نت و آثار صوتی، سازندگان گیتارهای گران قیمت و….

اما وقتی داخل این فضا می شوید می بینید که همه چیز مجازی است! مسابقاتی که حتی خود داوران از شکل برگزاری شکایت دارند، دانشگاههایی که تنها چند دانشجوی در سطح استاندارد دارند، استادانی که ساز نمی زنند و تولیدی ندارند به استثنای تعدادی بسیار کم و از طرفی حجم بسیار بزرگ منتقدین که حتی بزرگان نوازندگی در سطح جهانی را نیز مورد نقد قرار می دهند. در واقع یک فضای تا حدودی بیمار که می تواند افراد را گمراه، مایوس و حتی بیمار نماید.

8 دیدگاه

  • سینا نخستین
    ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۸۹ در ۷:۵۸ ب.ظ

    حضور افرادی مانند فرزین طهرانیان در فضای آموزشی بک کشور برای دانشجوی رشته موسقی به همان اندازه ارزشمند است که تولید و انتشار آثار جدی از هنرمندان و نوازندگان درجه یک برای بالا بردن ذوق هنری جامعه.
    شاخص ترین ویژگیهای آقای طهرانیان جدیت ,نظم وکار زیاد و مداوم است که هرسه نشانه علاقه وافر او به موسفی است و تضمین کننده پیشرفت او در فضای نه چندان خوشایند یا به قول خودش بیمار هنری ایران.
    امیدوارم شاهد فعالیت های هرچه بیشتر این هنرمند در عرصه نوازندگی گیتار کلاسیک باشیم.

  • rima
    ارسال شده در اسفند ۹, ۱۳۸۹ در ۲:۰۸ ب.ظ

    با سلام
    بسیار از دیدن این سایت لذت بردم.
    خیلی عالی بود ممنون

  • ناشناس
    ارسال شده در اسفند ۱۲, ۱۳۹۲ در ۲:۱۶ ب.ظ

    بنظرمن استادطهرانیان استادواقعاخوبی هستن؛ولی بین هنرجوهاشون ازنظراخلاقی فرق میگذارندومثل بقیه اساتیدإتودیادمیدن وتاحالاهیچ استادی ایده بجزإتودنداشته براشاگردانشون؛بنظرمن هرچه اساتیدنوازنده خوبم باشن؛رابطه نرم وخوب داشتن باشاگردحرف اول رومیزنه؛واستادباعث دلزدگی وفرارهنرجونباشه؛

  • عاشق گیتارکلاسیک
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۹۳ در ۵:۴۹ ب.ظ

    سلام؛استادتمامی إتودهاوکتابهای آموزشی گیتارکلاسیک توایران همه ازیک روش ویک سیرپیروی میکنند؛بطوریکه شاگرداگرخوب باشه وبخوادکتابهایی مثل کارولی؛جیسون ولدرون وآکسفوردروتموم کنه وتازه برسه به۲۵اثرکارکاسی؛چندسال طول میکشه وشاگرددلسردمیشه؛بنظرشماچه فرقی بین کتاب کارولی یاجیسون ویاهرکتاب آموزشی دیگه هست؟بیشترشونم تکرارین؛کدوم کتاب آموزشی هست که توپوزیسیونهای دیگه به هنرجویادمیده؟چرابایدهنرجوبعداززدن این کتابهاوبعدچندسال توزدن قطعه ساده ای مثل تانگو؛ویاآدلیتابمونه؟جزاین بوده که نتخوانی ودشیفرودیدخوانیش توپوزیسیونهای دیگه ضعیفه؛اکثراساتیدبخاطرراحتی خودشون به شاگردهمین کتابهاروتدریس میکنن وهنرجودرجامیزنه؛آیاهنرجوی پیانوفقط إتودهاوقطعات روفقط توچنداکتاواول میزنه وکاری نداره بااکتاوهای دیگه؛اونم برای چندسال؟شماتوکتابتون نوشتین تارگاباتوجه به مشکلات هرهنرجومنحصراإتودمینوشته؛چراتوایران باهمه درهرسطحی یکجورویک کتاب تدریس میشه وهزارتاهم ایرادبه هنرجومیگیرن؛من کاری ندارم که کدوم استادکجاتحصیل کرده وکجاهانوازندگی کرده؛براماهنرجوهااین مهمه که تاحالاکدوم شاگردروتونسته تربیت کنه ویک شاگردروبه سطوح بالاترتونوازندگی رسونده؛ومخصوصاباشاگرددلسوزورابطه صمیمانه داشتن؛ممنونم

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۹۳ در ۵:۵۳ ب.ظ

    استادتوی ایران کتاب کاسپال روچ روکجامیشه گیرآورد؟میشه فقط بشیوه مکتب تارگاآموزش دید؟وتارگاجمعاچندتااثروقطعه داردوبجزکاپریچوعرب والحمبراچندتامعروف وشاهکارشو معرفی کنین؛مرسی

  • سودا
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۹۳ در ۵:۵۸ ب.ظ

    سلام؛استادمن ناخنهام خمیده وبسم پائین هستندونازک؛ولی نمیشکنند؛اماصدای سازمو کمترازبقیه درمیارم؛ازناخنمه یایواش میزنم؛چیکارکنم؟بعضی وقتهااحساس میکنم خوب میزنم ولی بعضی وقتهابد؛اینجوری بنظرم میادیاهمینطوری میشه؟شبهابهترمیزنم تاصبح؟ممنون

  • ناشناس
    ارسال شده در فروردین ۴, ۱۳۹۳ در ۶:۵۱ ب.ظ

    سلام؛من توسایت اتفاقی ؛مجادله شماوعلیمحمدی روخوندم؛میخواستم بگم واقعاماایرانی هافقط ادای موزیسین ونوازنده هارودرمیاریم؛مگه تموم این درس خوندنهاونوازندگیابخاطرهنروعشق به گیتارکلاسیک نیست؟بخدامن طرفدارکسی نیستم وفقط عاشق گیتارکلاسیکم؛ولی کارمون شده باندبازی؛هرکسی یکی روتبلیغ میکنه؛من آلبوم شدریک شماروشنیدم؛وانتخاب قطعات خوشم نیوم؛ایده خوبی بودکه تکراری نبودن ولی جالب نبودن؛ازنظرنوازندگی چه پاکباز؛چه زندآوه وچه هرکس دیگه حتی نوک انگشت شاگردشاگردتارگاهم نمیشن؛حتی اداشونم نمیتونن دربیارن؛اون ازپاکبازکه بعددکتراگرفتن تازه عشق به سنتی داره وکارهاش فولک وگیتاروگذاشته دراختیارعود؛موندم این چندوقت رواتریش چیکارمیکرده؛بخاطرپول هرکاری وازاین سبک به اون سبک میپرن؛کدوم استادبزرگ کلاسیکنوازی مثل جان ویلیامز؛سگوویاوتارگاجزیاسبک دیگه بجزکلاسیک زدن؛یعنی اونانمیتونستن انجام بدن؟درسته قطعات الحمبراوکاپریچوعرب زیادزده شده ولی چون استادان بزرگی زدن کاملاکس دیگه بزنه مشخص میشه چندمرده حلاجه؛کسانی توشهرستانهاهستن که نه موسیقی خوندن؛نه کنسرت دادن ونه معروفن؛ولی ازخیلی ازاستادکه ادعاشون میشه بهترن؛عاشق موسیقی باشین؛نه شهرت

  • n
    ارسال شده در بهمن ۳۰, ۱۳۹۴ در ۱۲:۱۲ ق.ظ

    من خیلی برای استاد طهرانیان ارزش قائل هستم.وبا مام نظرات ایشان موافقم.ممنون از سایت خوبتون…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، گفتگوی بیتا یاری با پرفسور هرمز فرهت، موزیسین و استاد دانشگاه موسیقی دابلین و سامان دهنده دانشکده موسیقی دانشگاه تهران است. بخشی از این مصاحبه قبلا در روزنامه به چاپ رسیده است و در این سایت به صورت کامل به انتشار می رسد.

کتاب «نت و تجزیه‌ و تحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه» منتشر شد

انتشارات نارون، کتاب «نت و تجزیه‌وتحلیل تکنوازی ماهور یحیی زرپنجه»، با نت‌نگاری و تجزیه تحلیل مازیار کنعانی و ویرایش و اجرای فایل صوتی حمیدرضا حسن‌پور منتشر کرد. در این کتاب یکی از پیچیده ترین و تکنیکی ترین تکنوازی های تار یحیی زرپنجه، آنالیز و نت نویسی شده است.

از روزهای گذشته…

ویکتوریا مولووا

ویکتوریا مولووا

ویکتوریا مولووا، ویولن نواز روسی، متولد بیست وهفتم نوامبر ۱۹۵۹، نواختن ویولن را در مدرسه مرکزی مسکو آغاز کرد و در کنسرواتوار مسکو ادامه داد. نبوغ عجیبش موقعی جلب توجه جهانیان کرد که در سال ۱۹۸۰ جایزه اول مسابقات سیبلیوس را برد در هلسینکی و دو سال بعد مدال طلای مسابقات چایکوفسکی را به دست آورد. از آن وقت تا حال، با بهترین ارکسترها و رهبران جهان برنامه داشته و بسیاری دیگر از فستیوالهای بین‌المللی را فتح کرده است. ویکتوریا بر گستره وسیعی از دورانهای موسیقی تسلط دارد، از باروک تا معاصر.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VI)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VI)

از زمان استعمار، کامپانا به میراث موسیقایی اش می بالد، و تفسیری از این داستان توسط خنیاگر مشهور محلی، مارسلو پومپئو (Marcello Pompeu) در کتابچه ی کوچکی با عنوان کمک های مالی برای تاریخ موسیقی کامپانا (Subsídios para a história da música da Campanha 1977) نقل شده است. لازم به ذکر است که با این حال این سند هیچ اشاره ای به گونه های مرتبط با طبقات پایین تر شهری نکرده است؛ این سندها منحصراً بر فعالیت های موسیقایی نخبگان محلی، توصیف گروه های دسته جمعی، آواز جمعی کلیسا، ارکسترها، پیانوها، قطعات موسیقی عاشقانه و رقص های سالنی که سرگرم کننده-ی قشرهای مرفه تر کامپانا در طول عمر طولانی او، تمرکز کرده است. این فروگذاری، کاملاً نتیجه منطقی نگرش-های غالب نخبگان محلی درباره فرم های بیانی طبقات فرودست شهر است. در واقع، فضای اجتماعی در کامپانا توسط یک تقسیم طبقاتی مستحکم مشخص شده است.
«موسیقاب» (II)

«موسیقاب» (II)

«شب» در شعر منوچهری، مفهومی عام دارد و نشانی از فردیت و زمان و مکان شاعر در آن نیست. اما آن گاه که نیما «شب» را توصیف می‌کند، چیزی از «من»ِ نیمای آن روزگار و آن محیط با خود دارد. چنین پنداشتی حاصل برخورد بی‌واسطه و شخصی هنرمند با پیرامون‌اش است. تجربه‌های شخصی یک آهنگساز نیز در مواجهه با محیط پیرامون‌اش، به آفرینش واقعیتی موسیقایی می‌انجامد: خلق جهانی موسیقایی در برابر جهان واقع. همچون داستان‌نویسی که در برخورد با جهان واقع، جهانی داستانی خلق می‌کند. بنابراین اگر در یک نظام فرهنگی، همانند یک کارگاه صنعتی، محصولات مشابهی تولید شود، در حقیقت «شخصی‌یت»ها و «فردیت»ها از بین رفته‌‌است.
نکاتی در آموزش نوازندگی (IV)

نکاتی در آموزش نوازندگی (IV)

همانطور که در قسمت پیشین اشاره شد؛ سرچشمه، ماهیت، وضوح و روشنایی و نیز زمان وقوع هر یک از عوامل تهدید کننده در نوازندگی فرد می تواند با دیگری متفاوت بوده و این عوامل گاه به شکل منفرد و گاه به شکل گروهی و دسته جمعی در اشخاص بروز می نماید و می تواند باعث جلوگیری در استمرار زندگی هنری اشخاص گردد.
آکوردهای دگرگون شده (Altered)

آکوردهای دگرگون شده (Altered)

برای از بین بردن یکنواختی، ممکن آهنگساز یا نوازنده برخی از نت های آکورد را تغییر کروماتیک دهد و معمولآ بیشترین نتی که دچار این تغییر می شود درجه پنجم آکورد می باشد. همچنین باید دقت کرد که بندرت نتی از آکورد که تغییر کرماتیک پیدا کرده است در آکورد تکرار می شود.
دو نمود از یک تفکر (II)

دو نمود از یک تفکر (II)

ژان دورینگ، موسیقی شناس فرانسوی در تعریف ردیف چنین می نویسد: “ردیف، الگو یا ترتیب پیوستگی گوشه هاست” و پروفسور هرمز فرهت در کتاب ارزنده ی خود با نام “شناخت موسیقی دستگاهی ” آن را چنین توصیف می کند: “گوشه ها که هیات موسیقی ایران را شکل می دهند، مشترکا ردیف خوانده می شوند. مطمئنا این گوشه ها قطعاتی به دقت معین شده نیستند، بلکه مدل های ملودیکی هستند که ملودی بر روی آنها ساخته می شوند.” گوشه بنیادی ترین عنصر موسیقی ایرانی ست که در مورد تعریف و مفهوم دقیق آن اختلاف نظر وجود دارد. دکتر صفوت گوشه را: “ملودی های کم و بیش کوتاه می داند که تعداد آنها متفاوت است… و طبق نظم خاصی به نام ردیف از پی هم می آیند”.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

نقش بسیار مهمی ایفا می کند. بستگی به تکنیک دست چپ یک شخص نیز دارد، نوازنده ای می تواند حتی ویبریشن سیم را از بین ببرد اما به همان شکل کیفیت صدا را حفظ کند و یا به ساز اجازه آن را بدهد که آزادانه بلرزد و ویبریشن داشته باشد و صدا را قوی برساند. همانطور با آرشه، بیشتر مردم یک کار را انجام می دهند و آن هل دادن سیم به سمت پائین است بر روی fingerboard. متاسفانه این کار صدایی کسالت بار تولید می کند و اتصال انگشتان را قفل می کند.
حنانه و هزاردستان

حنانه و هزاردستان

همانطور که در مطلب قبل گفته شد، “آتشی در سینه دارم جاودانی” که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود!
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (II)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (II)

اگرچه راول در تحصیلات آکادمیک خود آنچنان موفق نبود و به “بی توجه در تحصیل” معروف بود با اینحال همه می دانستند او بسیار با استعداد و توانا است. در سال ۱۸۹۳ راول چندین آهنگ ساخت و توسط پدرش به پیانیست اریک ساتی معرفی شد؛ شخصی که شخصیت متمایزش و موسیقی غیر ارتدوکسی اش بسیار با نفوذ بود. راول در سن بیست سالگی خود مستقل، با فهم و کمالات، کمی گوشه گیر و کمی شوخ طبع بود.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

وقتی پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف برای نخستین بار در اکتبر سال ۱۹۰۱ در یکی از کنسرتهای فیلهارمونیک مسکو به طور رسمی به مورد اجرا گذارده شد، خود آهنگساز در نقش تکنواز پیانو هنرنمایی کرد. این کنسرت با استقبال پرشوری مواجه شد و پیانو کنسرتو از همان نخستین اجرا در دل علاقمندان جایی مطمئن یافت و دلایل این مقبولیت نیز بسیار روشن بود: این کنسرتو سراسر مشحون از الهام بخشیهای ملودیک بسیار فریبنده و دلنشین است و هر شنونده ای را هر چقدر هم مشکل پسند باشد بی اختیار تحت تاثیر قرار می دهد. از همان نخستین اجرا، موفقیت چشمگیر این کنسرتو بدان اندازه بارز بود که مقام و شخصیت راخمانینوف را هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان یک آهنگساز باری دیگر تثبیت ساخت.