ویژگی های یک سنتور خوب (VII)

در ادامه سعی می کنم به نکاتی اشاره کنم که در مجموع باعث بهتر شدن صدای یک ساز می شوند:

جا افتادن ساز (یا به اصطلاح آب بندی شدن): گفته می شود هر چه یک ساز بیشتر مضراب بخورد صدای آن بهتر و پخته تر می شود. این مطلب صحت دارد اما نه برای هر سازی با هر کیفیتی بلکه این امر فقط برای سازهای خوب و خیلی خوب مصداق دارد. برای روشن شدن این مطلب به مثالی اشاره می کنم.

اگر کمی اطلاع از فرش داشته باشید می دانید که یک فرش خوب و نفیس پس از سالیان دراز که زیر پا پهن می شود یا به اصطلاح “پا می خورد ” ارزش هنری و مادی آن رفته رفته افزایش پیدا می کند و شاید برخورد کرده اید که فرشی که ۳۰، ۴۰ یا ۵۰ سال پا خورده است آنرا به دیوار می آویزند و به عنوان یک کار هنری ارزشمند مقابل دیدگان همه قرار می دهند و به آن، چه افتخارها که نمی کنند.

در مقایسه حتما دیده اید که سرنوشت یک فرش بد و بی کیفیت به کجا می انجامد. بعد از گذشت فقط چند سال که چنین فرشی به زیر پا پهن می شود، به تدریج تار و پود آن نمایان و از یکدیگر جدا می شوند و کم کم کیفیت آن به حدی می رسد که نگه داشتن آن نه تنها موجب افتخار نیست بلکه باعث آبروریزی است. مثال فوق همان حکایت ساز است.

هر ساز خوبی قابلیت بهتر شدن دارد (از لحاظ صدا). اگر ساز شما یک ساز خوب و درجه یک باشد امید می رود که با زیاد نواختن آن سال به سال ساز بهتر، پخته تر و آب دیده تر شود. و اصولا کلمه و مفهوم آب بندی برای اینگونه سازها معنی پیدا می کند.

اما ساز بد دقیقا مانند یک فرش بی کیفیت است بطوریکه وقتی بعد از مدت مشخص نوازندگی، زمانی که انتظار می رود ساز باید آب بندی شده باشد و به صدای پختگی و اصلی آن نزدیک شود، بی کیفیتی صدای ساز آنقدر قابل تشخیص است که هنرجویان تازه کار نیز آنرا کاملا متوجه می شوند و بدین ترتیب زمانی که برای آب بندی یک ساز مد نظر است هنگامی است که شما باید این نوع ساز را به دور بیاندازید. به عبارتی این نوع سازها تا زمانی که کاملا نو هستند قابل تحمل هستند.

محافظت از ساز: ضربه نخوردن ساز – نبودن در مسیر مستقیم باد سرد و گرم – در هوای رطوبتی نبودن – آب یا بارون نخوردن – آفتاب مستقیم نخوردن – استفاده از رطوبت گیر داخل جعبه ساز.

درست است که مراقبت از ساز لازم است مضاف بر این که ساز شما هم ساز خوبی باشد. ولی از طرفی مراقبت بیش از حد باعث بد اخلاق و بد قلق شدن ساز می گردد و نوازنده را آزار خواهد داد. (به اصطلاح ساز ناز نازی می شود)

اینکه ساز نه گرما دیده باشد نه سرما نه رطوبت باعث می شود نوازنده اگر در شرایطی غیر معمول و غیر استاندارد بخواهد نوازندگی کند ساز نه خوب کوک می شود نه خوب کوک نگه می دارد نه صدای واقعی آن شنیده می شود.

حتی وقتی یک سنتور در یک مکان مشخص در خانه سالها می ماند و تکان نمی خورد وقتی آنرا جای دیگر (مثلا از اتاق به سالن ) انتقال دهید به روشنی تغییر صدای آن و خارج شدن از ثبات آن، کاملا معلوم می شود.

بهتر است اگر ساز خوبی دارید آنرا در مکانهای مختلف بنوازید (نه هر روز ولی هفته ای یا دو هفته ای یک بار) و گاهی نه زیاد آنرا در جایی که کمی گرمتر و سردتر از محل همیشگی ساز است بنوازید و یا مثلا در جایی که کمی رطوبت نیز دارد (البته نه در مدت خیلی طولانی).

اینکار باعث می شود اولا ساز آب بندی شود و یاد می گیرد خود را با شرایط محیطی متفاوت، وفق دهد (طبق تجربه اکثر اهل فن ) و لحن صدای آن تغییر نکند و کوک آن به راحتی خارج نشود تا یک نوازنده ی خوب بتواند با خیال راحت از ساز خود در هر جا و در هر مراسمی استفاده کند.

تمرین کافی و صحیح: از آنجایی که صدای یک ساز خوب با هر چه بیشتر نواخته شدن آن پرورش می یابد در نتیجه مستلزم تمرین نوازنده ی آن خواهد بود. اما آیا با هر نوع تمرینی و یا با هر روشی که بالاخره مضراب را به سیمها بزنیم یا بکوبیم می توان انتظار بهتر شدن صدای ساز را داشت یا خیر؟

به تجربه این واقعیت روشن شده است که پراکنده نوازی و نواختن قطعات بی سرو ته کمک به سامان گرفتن صدای ساز نمی کند. بلکه باید قطعات حتی الامکان، کامل، تمیز و اصولی اجرا گردند تا ساز با قطعات درست و نوازنده ماهر و خوش نواز بتدریج رشد کند.

3 دیدگاه

  • ارسال شده در شهریور ۱۱, ۱۳۸۹ در ۹:۵۳ ب.ظ

    salam mamnoon az magalaton albate bishtare in magolaro ke be nazare man ektesabie bishtare kasaei ke ba santor saro kar daran behesh residan vali be nazare man zekhamate safhe ro ham dar pokhtegi saz asar dare chon man santore khobi daram ke chand sale bahash mizanam vali safash kami zakhime vali dar mogabel santore digei daram ke onam khob hich safhe ro sham nazoke ke benazare man zodtar ab dide shode ta on yeki

  • ارسال شده در مهر ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱۱:۳۵ ب.ظ

    واقعاًمطالب سایتتون عالی هست من برای اولین بار سایت شما را دیدم و خلی ازش خوشم اومد امیدوارم روزی همه مردم ارزش موسیقی اصیل ایرانی را بفهمند.

  • ؟؟؟؟؟
    ارسال شده در خرداد ۶, ۱۳۹۱ در ۹:۵۱ ب.ظ

    بابا من که نفهمیدم آخر چی بگیرم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:

از روزهای گذشته…

داستان به وجود آمدن اپرای کارمن

داستان به وجود آمدن اپرای کارمن

شاید اپرای کارمن پرآوازه ترین اپرای جهان باشد اما بر خلاف باور عموم، ژرژ بیزه (Georges Bizet) و نویسندگان اشعار اپرای او هیچ نقشی در داستان اصلی نداشتند. چرا که کارمن داستانی بسیار قدیمی تر از اینهاست که برای اولین بار در سال ۱۸۴۵، به شکل یک رمان منتشر شد.
گفتگویی با جولیان بریم (III)

گفتگویی با جولیان بریم (III)

من همیشه با استرس روی صحنه مواجه بودم وهمیشه به هنگام شروع کنسرت حالت عصبی داشته ام. این طبیعی است. گاهی هم ممکن است این استرس بیشتر از دفعات دیگر به سراغم بیاید. استرس به عوامل خیلی زیادی بستگی دارد. مثلا اینکه اگر قبل از اجرا استراحت کافی نداشته باشم یا از موضوعی ناراحت و غمگین باشم، استرس و فشار عصبی بیشتر خواهد شد. باید سعی کنم تمام آن روز را با چیزهای ملایم و راحت گذرانده باشم. همچنین استرس اجراهایم خیلی به این موضوع بستگی دارد که بعد از ظهر شب اجرا را چگونه گذرانده باشم.
تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

هرچند آماتی و استرادیواری، در مرحله اول حرفه اش، برای سازها از ورنی طلایی رنگی گرم با سایه های مختلف استفاده می کردند اما در این زمان (آغاز قرن هجدهم) بود که استرادیواری به ورنی نارنجی متمایل به قرمز روی آورد که به استاندارد سازهایش تبدیل شد. با آغاز قرن هجدهم، استرادیواری به دوران طلایی حرفه اش رسید که تا دهه بیست این قرن ادامه داشت.
زود یاد بگیرید (II)

زود یاد بگیرید (II)

وقت زیادی را صرف نواختن هر صفحه نکنید. زمان تمرین روی تریوی سیویلش، درست در همان ابتدا گرفتار شدیم. بنابراین تصمیم گرفتیم از بخش پایانی شروع کنیم، به این شکل کارمان بسیار ساده تر شد و اعتماد به نفس پیدا کردیم. بعد که قسمت اول را نواختیم؛ خیلی بهتر از قبل بود چون توانستیم آن را با کل موومان متناسب کنیم.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

شاید به دلیل همین دشواری‌هاست که نقدهای موسیقی‌ای که در منابع تحت عنوان «تفسیری» نامیده شده‌اند، اندک است. از میان آنها که «نیوکامب» در مقاله‌اش (Newcomb 1984) با شرح ویژگی‌های زیر برشمرده است:
پادکست (II)

پادکست (II)

نیازی نیست که یک نرم افزار حرفه ای تهیه کنید تا ادیت دلخواهتان را برای پادکست ویدیویی داشته باشید، با داشتن بعضی نرم افزارهای ساده و مناسب هم میتوانید کارهای جالبی خلق کنید. میتوانید برای شروع کار از نرم افزارهای iLife روی مکینتاش تان استفاده کنید.
اسکار پیترسون

اسکار پیترسون

اوایل قرن بیستم یعنی هنگامی که موسیقی کلاسیک (رمانتیک و مدرن) از یکسو و موسیقی Jazz از سوی دیگر شنوندگان موسیقی در اروپا، آمریکا و سراسر جهان رامتوجه خود کرده بود، در شهر مونترئال کانادا یکی دیگر از نوابغ موسیقی Jazz متولد شد، کسی که توانست کارهای بسیاری را با افرادی چون چارلی پارکر، دیزی گیلسپی، لوییس آرمسترانگ، الا فیتسجرالد، دوک الینگتون ۱ و … تهیه کند، کسی که هنوز در سن ۸۰ سالگی تمام وقت و زندگی خود را وقف موسیقی می کند.
علی رهبری: رحمت الله بدیعی بهترین نشان است

علی رهبری: رحمت الله بدیعی بهترین نشان است

بدنبال تهیه مطلب “علی رهبری و موسیقی صلح “با علی رهبری، رهبر و آهنگساز صاحب نام ایرانی مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت دوم آنرا میخوانید. لازم به ذکر است که این گفتگو قبل از انتصاب ایشان به رهبری دائم ارکستر سمفونیک تهران و پس از کنسرت قبلی ایشان یعنی زمانی که به دعوت مرحوم فریدون ناصری و به عنوان رهبر میهمان رهبری در تهران حضور داشتند انجام شده است.
مشکل من با موتسارت

مشکل من با موتسارت

امسال همزمان با دویست و پنجاهمین سالگرد تولد موتزارت، موسیقیدانهاى آماتور و حرفه اى، خانه هاى اپرا و تمام سالن هاى کنسرت در سراسر جهان مراسمى براى بزرگداشت او برگزار کردند. فستیوال سالزبورگ نیز در برنامه اى بلندپروازانه قصد دارد تمام اپراهاى او را در طول یک فصل اجرا کند. من نیز به عنوان یک خواننده کلاسیک، در این مراسم بزرگداشت به سهم خود شرکت داشتم و آریاهاى موتزارت را در یک رسیتال مجزا در هامبورگ اجرا کردم و در اپراى دون ژوان نیز در اپراى رسمى وین نقش داشتم . من خیلى اپرا نمى خوانم با این وجود صداى خاصى دارم که بیشتر مناسب آثار موتزارت است تا وردى؛ کسى که من بیش از این بسیارى از آثارش را اجرا کرده ام.
کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (IV)

کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (IV)

سخنرانی ای نامنسجم، آشفته و ضعیف (به شیوه ی از هر دری سخنی) که گاهی در آن شعری عاشقانه و خام از جانب ایشان خوانده می شد، گاهی به بحث های سیاسی می کشید، گاهی به جوک تعریف کردن و گاه گاهی هم به متلک انداختن به سایر هنرمندان، بی آنکه ارتباط چندانی بین این موضوعات وجود داشته باشد، چه دستاورد علمی و عملی ای برای نوازندگان تنبک و به طور کلی علاقه مندان به موسیقی داشت؟ آیا «نامتعارف» و «جسور و صریح» بودن به هر قیمتی ارزش این را دارد که به جای پرداختن به اصل موضوع (که ظاهراَ تغییر نظام تنبک نوازی و پرداختن به بحثی فنی و موسیقایی است) این چنین مدام به بیراهه زده شود؟